xalvat@yahoo.com        m.ilbeigi@yahoof.r                              dimanche, 08. février 2026   

   :                  "      

                                

                             

                

"آق رضا پهلوی" فراخوانِ تان عملی جنايتکارانه بود !

اگر در اين نوشته تعجب خواهيد کرد به "وحشتناک" ترين حمله ام به رضا پهلوی (و ناميدنش به "آق" و نه "آقا"  که ريشه در نشانِ خانوادگيش به لات ها ـ در آنزمان چاقو به دست و قمه در دست گيرها و امروز فکلی و کراواتی و عطرهائی که ما نمیدانيم چگونه گيرشان می آيد)  نه از اينروست که توجه ای به اين نکرده ام که وحشتناکترين نوشته هايم ، لااقل در اين جهل سال ،  متوجهء "حکومتِ فلاکت بارِ" ـ و نه "جمهوری" اسلامی بود .  و اگر بگرديد در نوشته هايم در تمامِ اين سالها، تنها دو يا سه نوشته دربارهء سلطنت طلبان  نوشتم ـ که از نظرم بيش از اين لايقشان نبودند . اما امروز که همچون آنزمان فرياد برآوردم گه جايگزينِ اين حکومتِ پُردرد شاهی ، حکومتِ اسلامی نيست و امروز فرياد برمی آورم که جايگزينِ اين حکومت ، حکومت شاهنشاهی نيست !

من به عنوانِ کسی زاده شدم در ايران / ـ تنها به عنوانِ خودم ـ ، / از شما می پُرسم :/ آيا "زيستگاهِ" تان پُر ارزش تر از "ژادگاهِ" تان هست ؟/ ـ يا که نيست ؟/ زاده شدی ـ از ديدگاهت ـ / در "کاخِ دوهزاروچندسالهء شاهی" / چه ياوه! چه ياوه!/ اما از نظرِ من در لجنزاری آغشته به خون!/ کدامينِ تان از اين همه  "شاهان پُرنام و افتخارآميز" / حتی يکروز ـ يکروز ـ ، دردِ کارکردن را "حس" کرد؟/ کدامينِ تان ـ چون من ـ ، در هفت سالگی گرسنگیِ کاملِ سه روزه ـ و بعدها چندين و چند روزه کشيده ايد؟/ تنها چيزی که ما دردکشان می خواستيم "عدالت" و "آزادی" بود/ به درک که ازهرکجا می آيد/ از چپ يا از راست ؟ / در "راست" اين شمايان بوديد حکومتگر/ و ناگزيمان کرديد به " چپ"/ ما زاده نشديم که حرف هایِ "قشنگ و دِلبرو" مارکسيستی بزنيم! چرا "خانوم جانِ"تان مرگِ ما "چپی" ها را مي خواهد؟!/ننگ بر شما که بدنبالِ کاخ هايتان هستيد/ من خيلی پيش از شما و نزديکانتان / نفرتم از اين حکومت در سالهایِ 56 و 57 بيان کردم / برمن "انگِ" پنجاهفتی نزنيد / که شمايان بانی آن بوديد .          8 فوريه 2026 / 19 بهمن 1404

ترانهء خوانندهء زن افغانی ، "صنوبر" : اينجا [زادگاهم]* نيست !

رضاشاه آريامهر کبير؟!

 از آنجائی که ديگر بينشان ، نه ذبيح الله صفا هست و نه شجاع الدين شفا تا عناوينی همچون "شاهنشاه آريامهر " ، "شهبانو [و نه "ملکه"] فرح ديبا ، "بانو سرکار فريده ديبا [قطبی] و ... انتخاب کنند ، منِ ناچيز از ديدگاهِ آنان ، عنوانی بسيار شايسته برای او انتخاب می کنم : رضا شاهِ آريامهرِ کبير!

 

مایِ "پنجاه هفتی" ها مفتخريم به سرشستگی؟!

گيرم که مایِ "پنجاه هفتی" / نکرديم آنچه که ميبايست/ يا شمایِ پيش از پنجاه هفتی / کرديد آنچه که نمی بايست کرد تا برويم به  پنجاه هفت ؟/ در زادگاهم (و نمی گويم "خاک"، "وطن" ، "سرزمينم") اگر ذره ای مانده بود برایِ نفس کشيدن/ چرايم پنجاه سال ، به ناگزير ، دوری ازآن ؟  ادامه