m.ilbeigi@yahoo.fr       

       

                                                          

 

وقيحند تمام ِ کسانی که از ابتدا (و حتی پيش) ، همه اش خيانت کردند - و هنوز هم می کنند .

م. ايل بيکی

چه ها که خطابمان نکردند - و چه ها که "بار ِ" مان نکردند ، در تمام ِ این سالها ، هربار که می گفتیم که شرکت در انتخابات ِ حکومت  ِ فلاکت بار اسلامی ، فريبی بيش  نيست و دادن ِ مشروعيت داخلی و بين المللی به رژیمی است که کوچکترين حقی برای انسانها - بطور کلی - ، و برای مردمش - به اخص - ، قائل نيست . 

بی پرده بگويم : پايه های اين رژيم ِ وحشی و نابرخوردار-حتی-، از ذره ای از انسانيت ، به سهم خود و به نوع ِ خود ، چه کسانی و چه جرياناتی گذاشتند ؟ مگر نه آنکه؛ سران ِ مجاهدين ، فدائيان (انواع ِ هزار گونه شان)، توده ای ها ، انواع و اقسام مائوئيست ها و "سه جهانی" ها ، جبهه ملی (وتنها يک تن ِ شان - بی آنکه ، به قول ِ فرانسوی ها "فنجان ِ چاي"م باشد - ، شاپور بختیار ، تن به اين خواری نداد)، نهصت آزادی ، بنی صدر ها ، حزب دموکرات کردستان و...و...

تعدادی شان ، بعدها - اغلب دير و کمتر زود - ، از اين "جرگه" جداشدند و به راهی ديگر رفتند و تعدادی شان (جبهه ملی ، نهضت آزادی ، بخشی نه چندان ناچير از فدائيان ، به ويژه "اکثريت" - هردو  جناح ِ "چپ" و "راست"-،  انواع و اقسام ِ توده ای ها و... و... ) ، اگرچه - بفهمی نفهمی - ، امروزه خودرا در "اپوزيسيون" می دانند ، اما هميشه از "ملت شريف ِ ايران" خواسته اند که در انتخابات شرکت کنند و به "اصلاح طلبان" رای بدهند - که توگوئی ، باوجود اعتقاد به "ولايت مطلقه فقيه" می توان "اصلاح طلب" بود و شد !

بی رودربايستی بگويم : خائن ترين ِ اين جريانات، "حزب توده" و باصطلاح "فدائيان اکثريت" اند . اينان، تازمانی که رژيم با آنها برخورد نکرد و چون تفاله ای ، بعد از چلاندن ، به سطل آشغال نريخت، بيش از خواست ِ از بين بزده گان ِ ايرانی و فرهنگ ِ ايرانی به آنها "خدمت" کردند - تا به آنجا رفتند که جاسوسی کردند و حتی دستگير کردند و لو دادند و بعد از برخورد رژيم با آنها ، "سران" جانشان را گرفتند و گريختند و گذاشتند که هزاران عصو و هوادارشان به جوخه های اعدام سپرده شوند و یا ساليان سال در زندانها بپوسند و اينان در "ميهن امپرياليستی" شان خوش بگذرانند و "کيف" دنيا را ببرند و بخندند به ريش داشته و نداشتهء آن - به زعم شان - ، "احمقان" ...

و امروز هم در دستگاه های سابق شان "کاره" ای هستند و سخنگويان جريانات "نجات بخشی" از قبيل ِ "اتحاد جمهوریخوان" و ... اند و اگر نه صدها ، لااقل ده ها سايت ِ فريب ، نطير "پيک نت" ، "ايران امروز" ، "اخبار روز"  و...و... دارند .

و به هنگام ِ هر انتخابات ، نطاير ِ اين می خوانيد : فرخ نگهدار به فلانی رای می دهد ؛ بابک امير خسروی شرکت در انتخابات را لازم می شمارد ؛ علی کشتگر شرکت در انتخابات را يک وظيفه می داند ؛ امير ممبينی، هموطنان را شرکت فرامی خواند ؛ بهزاد کريمی تنها يک وظيفه می شناسد: شرکت در انتخابات و...و... (که انگار هرکدام ِ اينها -بی ادبی را ببخشيد- ، "گوز"ی هستند ! آدم را به گفتن چه ها که وادار نمی کنند !)

من و ماهای ِ مخالف با شرکت در انتخابات چه گفتيم که اين چنين به ما توپيدند ؟ گفتيم که اين رژيم اصلاج پذير نيست ؛ گفتيم که برخلاف ِ گفته های شما ، نمی توان آنرا از درون اصلاح کرد و اين رژيم - با تمام ِ جناح هايش بايد برود - وکی گفتيم که حتما بايد توپ و تفنگ  برداشت ؟! ؛ گفتيم که به اين رژيم مشروعيت ندهيد ؛ گفتيم که بهرحال ابتدا تا به انتها ، اين انتخابات آزاد نيست و بهر شکل و صورت و با هر تقلبی ، منصوبانش از جعبه های رای در می آيند ؛ گفتيم ، حال که می دانيد بهرحال ، منصوبانش "بيرون" می آيند ، پس رای ندهيد تا با تعداد ِ کمی انتخاب و روسياه شوند در داخل و خارج ؛ گفتيم ، حتی اگر تعداد ِ شرکت کننده گان کم باشد "جعبه" ها را پُر خواهند کرد تا بگويند "شرکت ميليونی ِ امت مسلمان " ، اما با سوت و کور بودن ِ شعبه های رای گيری ، ديگر قادر به نشان دادن ِ فيلم های "شرکت ميليونی" نخواند شد - گرچه آنچنان وقيحند که قادرند فيلم های ساليان پيش (و حتی انتخابات ِ کشورهای ديگر) را نشان دهند ... و گفتيم و گفتيم - تا ترکيديم !...

خُب ! نتيجه اش را ديديد : "امت" به ديگری رای داد و نوکری که کم کم دارد ارباب ِ مملکت می شود ، از "جعبه" در آمد...

 اينچنين وقيحيد و خرفت ايد و کور وکر که تمام اين واقعيت هارا نمی بينيد و هنوز باور داريد که : "اين رژيم را می شود از درون - و با اين "اصلاح طلبان"- ، اصلاح کرد !"

وه ! چه احمقانند !

يکشنبه 24 خرداد 88 / 14 ژوئن 09

 

تاريخ ِ خود سازانانيد !

م. ايل بيکی

 

مارا نياز به پاره کردن ِ حنجره از راه ِ دور نيست
که شمائيد
که شمايانيد سازنده گان ؛
- تنها حق داران ِ سخن
( در درد و رنج زيستِگايانيد و
با پوست و گوشت ِ خود
در ستيز با وحشتناکترين ِ وحشت ها
و ناخن و پنجه بر خاک می کشيد
تا از اين سياهچال ِ عظيم و فراگير
سَرکی تنها سَرکی به بيرون کشيد:
آه که چه دردانگيز است
وچه ها
وچه ها
و چه ها
...
و چه ها که می کشيد ! )

ما از درد ِتان پيچيده در خوديم
اين آپانديس ِ بی مصرف را
- يکبار برای ِ هميشه -
بَرکَنيد
- و درد ِ از درد ِ شمايان را با آن !

6 آذر 81

 

اگرچه به سخُره بيشتر ميماند ، با اينهمه ، اين فرستاده را بخوانيم

 [ از ""تخم وترکه" منبع ِ استبداد امروزی ، بی بهره از هيچ هنر و دانش ، مفت خوار ِ دزدی های پدر و پدر بزرگ که دزدان و شکنجه گران ِ ساواک و تمام ِ نوکران ِ چون خود ، به گرد ِ خود آورده است ، ذره ای از "شجاعت" می توان انتظار داشت ؟ ]       

 

 تصمیم تاریخی شاهزاده رضا پهلوی خطاب به ملت مبارز ایران


هم میهنان عزیزم،
با قلبی پر از اندوه و تاًثری عمیق، خبر های واصله از ایران را شنیدم ، جوانان ما ، زنان و مردان دلیر ایران، توسط جلادان رژیم نامقدس بخاک و خون کشیده شده اند. درتهران و در سایر شهر های ایران، تعداد زیادی بر اثر تیراندازی مزدوران رژیم ظلم و خفقان شهید شده اند.
از شما ملت آزاده ایران در خواست می کنم، برای دستیابی به حاکمیت ملی، مقاومت مدنی که شرط پیروزی است، صحنه مبارزه را ترک نکنید.
من تصمیم تاریخی خود را گرفته ام، وبنا بر وظیفه ملی و وجدانی خود، تا 48 ساعت دیگر در میان شما هموطنان عزیزم در ایران خواهم بود.
من از همه هم میهنان عزیز، و مبارزان خارج از کشور، از هر گروه و دسته ای که می باشند، درخواست می کنم که برای یاری به هم میهنان درون کشور، به صفوف مبارزان داخل کشور بپیوندند، تا با یاری یکدیگر بنیان رژیم جنایتکار را از جای برکنیم.
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی
۲۵ خرداد ماه ۱۳۸۸

 "آنکس" که خبر ِ "عزيمت" را فرستاده بود ، "تکذيبه" را هم فرستاد.

 

 

 

 

 

                                                   

                                                         

                           

                     

              تاريخ ِ درست ِ راه اندازی  اين سايت : نوامبر 2005 (آذر 1384) ، با نام ِ "روزانه ها")