در عظيم خلوت من               در عظيم خلوت من / هيچ غير از شکوه خلوت نيست ... ـ فريدون ايل بيگی            به سراغ من اگر می آئيد / نرم و آهسته بيائيد / مباد که ترک بردارد / چينی نازک تنهائی من

        m.ilbeigi@yahoo.fr         

                                               

         

انقلاب = استفراغ ؟

جمعه ۹ اسفند ۱۳۸۷ - ۲۷ فوريه ۲۰۰۹

 

"سواد ِ ايده ئولوژيکی" ( اگر همچين "سواد"ی وجود داشته باشد) ندارم تا بخواهم "عالمانه" "تز"ی بيرون بدهم برای ِ "انقلاب" - پس ناگزيرم نظرات ِ ساده لوحانه ام را در اين مورد بيآورم :

از ديد ِ من ، انقلاب (بدون ِ هيچ پيش و پسوند) بايد "تغيير" ( و نه "تحول ) همه جانبه ای باشد با بُعدهای اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، سياسی .

اختلاف نظرهای ِ بسياری وجود دارد براينکه آيا آنچه که در ايران ِ سال ِ 57 بروز کرد ، "قيام" بود يا "انقلاب" و يا هيچکدام از اينها و بلبشوئی بود که "قدرتهای ِ خارجی"( انگليس و آمريکا ، "امپرياليسم" ، "نفتخواران" و ...) براه انداختند و ثمره اش را همانها به جيب زدند ...

زمانی يکی از گروه های سياسی صحبت از "انقلاب ِ سياسی" ميکرد . من حتی به اين نظر هم "التفات" ندارم ؛ انقلاب يا انقلاب است - باهمهء بُعد هايش و يا اضلا انقلاب نيست . انقلاب ، در نفس ِ خود ، رو به پيش دارد و آمده است که دنيائی بهتر از پيش بسازد . نه مثل ِ اين "انقلابِ" اسلامی ، ويرانگر هر آنچه پيش از اين بود ، باشد .

در زبان ( گويش؟ - بحث ِ زبانشناسی که در اينجا که نداريم !) ما گيلک ها ، "انقلاب" به معنای ِ "استفراغ" است : مره انقلاب ايه (می خواهم استفراغ کنم) . توضيحی بدهم :

- از نظر ِ سياسی به پيش رفته ايم و برخوردار از همهء حقوق و آزادی های سياسی شده ايم ؟  چه شتابان عقبگرد کرده ايم و چه شتابان آن يکذره حقوقی را هم که داشتيم ، از دست داديم . از اين بُعد اگر به مسئله نگاه کنيم ، بی هيچ ترس و ابائی خواهم گفت : انقلاب نبود - که استفراغ بود ؛

- از نظر ِ اقتصادی به پيش رفته ايم و وضع ِ اقتصادی کشور و آحاد ِ مردم بهتر از پيش شده است ؟ چه شتابان عقبگرد کرده ايم و چه شتابان آن يکذره نانی که پيش از اين گيرمان می آمد را از حلقوممان در آوردند . از اين بُعد اگر به مسئله نگاه کنيم ، بی هيچ ترس و ابائی خواهم گفت : انقلاب نبود - که استفراغ بود ؛

- از نظر ِ اجتماعی به پيش رفته ايم و گروههای مختلف ِ کشور ( زنان ، کارگران ، اقليت های ِ چه دينی و چه قومی ، کارمندان و معلمان ، دانشجويان و ... ) از حقوق بیشتری برخودار شدند يا آنکه ذره حقوقی را هم که پيش از اين داشتند ، از دست دادند ؟ راستی را زندانها خالی شدند ، يا پُر وپُِرتر ؟ کشتارهای ِ پيش از اين در خلوت به خيابانها کشانده نشدند ؟ بر شکنجه گران ِ پيشين ، خيل ِ عظيم ِ شکنجه گران ِ جديد را نفزودند ؟ از اين بُعد اگر به مسئله نگاه کنيم ، بی هيچ ترس و ابائی خواهم گفت : انقلاب نبود - که استفراغ بود ؛

- از نظر ِ فرهنگی به پيش رفته ايم و به جز "فرهنگ ِ خرافات" چه مان مانده است ؟ از اين بُعد اگر به مسئله نگاه کنيم ، بی هيچ ترس و ابائی خواهم گفت : انقلاب نبود - که استفراغ بود ...

... رها کنم اين بحث را و "موشکافی" اش را بگذارم به "کارشناسان" و "ايده ئولوگ" ها - که قربان ِ شان بروم ، در اقصی نقاط ِ جهان ، "وول" می خورند !