در عظيم خلوت من               در عظيم خلوت من / هيچ غير از شکوه خلوت نيست ... ـ فريدون ايل بيگی            به سراغ من اگر می آئيد / نرم و آهسته بيائيد / مباد که ترک بردارد / چينی نازک تنهائی من

        m.ilbeigi@yahoo.fr         

                                           

                   

پنجشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ - Thursday 15 May 2008
عُق ام گرفته است ...

 شرمنده ام که به ذرات ( در گيومه نمی آورم ): می پردازم ... اگر اشتباه نکرده باشم - با توجه به "عکس" اش  ، انگاره نکرده ام - ،  "مهدی  فلاحتی" ( اين به اصطلاح "شاعر" ) ، اولين سردبير ِ نشريهء "آرش" ( با مديريت ِ "پرويزخان" قليچ خانی - بزرگ  فوتباليست تاريخ ِ ايران ( می بينيد که در گيومه نيآورده ام و بی آنکه  از ياد ببريم "جديکار" ) - ، و کوچکمرد ِ سياسی ِ هنوز با افکار ِ وخيم ِ از نوع ِ " اکثريت" هائی که به غلط خودرا  "فدائی" می دانند - ، بود و بعد "دعوا"يش شد با "پرويزخان" و رفت و رفت -همچون بسياری از "اکثريت" ی ها به "نوکری رسمی ِ دولت ِ آمريکا " ( از ياد نبريم که "صدای ِ آمريکا" ، ارگان ِ رسمی ِ وزارت ِ خارجه ء اين کشورست  و هر که در آن کار می کند ، بی تعارف ، مامور ( در گيومه نياوردم ، که لازم نيست ) .

عق ام گرفته است از تمام ِ اينهائی که پُرکردن ِ "شکم" را می خواهند - بهررو و هرسو - ، و عليرغم ِ ادعای ِ بسيار ِ شان به توجه به "عقل" ، آنچنان حقيرند که ... آه ، به قول ِ شاملو : "پيش از آنکه در اشک غرقه شوم ، چيزی بگوی - هرآنچه که  باشد ...؟

عق ام گرفته است از تمام ِ اينهائی که پُرکردن ِ "شکم" را می خواهند - بهررو و هرسو - ، و عليرغم ِ اداهای ِ بسيار ِ شان به توجه به "عقل" ، آنچنان حقيرند که ... آه ، به قول ِ شاملو : "پيش از آنکه در اشک غرقه شوم ، چيزی بگوی - هرآنچه که  باشد ..."