m.ilbeigi@yahoo.fr          

          

فريدون ، دانشی که رفت ... (زندگينامه )    کمی بلند    PDF   HTM   کوتاه    HTM     PDF 

آخرين همسفر ( اشعار )  PDF      HTM    

پراکنده ( ترجمه ها )

 عکسها

توضيحا بگويم :

قصدِ من ، نشرِ نوشته هايِ فريدون است و نه تبليغ برايِ اين و آن سازمان و تشکيلاتي - که سالهايِ سالست که وجودِ خارجي ندارند و گناهِ من نيست که نوشته هايِ فريدون در اين نشريات آمده اند ؛ او به راهِ خود مي رفت و منهم به راهِ خودم و هميشه و در همهء موارد با هم موافق نبوديم .

به نظرم ، هنوز هم ، امروز ، خواندنِ نوشته هايش عبرت انگيزست و قابلِ استفاده .     م. ايل بيگی

بخشهائی از کتاب:

 قانون اساسی ايران يا شمشیر چوبین مبارزه

نويسنده : د.بهروزی [ فريدون ايل بيگی]

تاريخ نگارش : مهر ـ آبان 1357

تاريخ انتشار : آذر 1357

 

در اولین روزهای مهر ماه ۱۳۵۷ که این قسمت از پیشگفتار نوشتۀ می شد، این فقط یک "حدس" بود و یک ماه بعد، با پیام ۲۳ ذی العقدۀ ۸۹ (۴ آبان ۵۷ )، شاهد از "غیب" رسید. رهبر جناح [خمینی] با عبارت "سلام اینجانب را به روسای محترم ارتش برسانید"، هرگونه سایۀ شک یا پرده تردید را در این زمینه، کنار زدند. [صفحه ۳۵ ]

 [خمینی] بی آنکه هیچگاه قانون اساسی را تأئید کند، رژیم را به تخطی و به تجاوز به آن محکوم می کند. با اینهمه، می دانیم که جناح "رادیکال" عمیقاً با قانون اساسی فعلی ایران ( یا هر قانون اساسی دیگر ) مخالف است. قانون اساسی "حکومت اسلامی"، قرآن است (جناح "رادیکال" با قوانین عرفی هم دشمنی دارد. این خود بحث جداگانه ایست). [صفحه ۳۵ ]

البته جواب رهبر جناح فقط گنگ و مبهم نیست ( اگر کیفیت این "اصلاح" را توضیح می داد خیلی از دیرباوران یا زودباوران روشن می شدند ) بلکه بی ربط هم هست. "امام" اگر دروغ نمی گفت باید چنین جوابی می داد: ما با قانون اساسی فعلی ایران یا هر قانون اساسی دیگر مخالفیم؛ "حکومت اسلامی" نیازی به قانون اساسی ندارد. [صفحه ۳۵]

اما جناح "رادیکال" مذهبی*. این جناح فلسفۀ علمی جالبی دارد که می توان بشرح زیر فرموله اش کرد:
اگر بشود قوانین تکامل تاریخی جامعه را منکر شد ( که ما منکریم ) و اگر شود ( انشاء الله ) چرخ تاریخ را چهارده قرن به عقب برگرداند و اگر امپریالیسم ( به امید خدا یا با وسوسۀ شیطان ) مغز خر خورده باشد، رویای سیدجمال الدین را به ابعاد کوچک تر متحقق خواهیم کرد (گذشت زمان و واقع بینی سیاسی، میزان توقعات را اجباراً پائین آورده و به جای اتحاد حکومت های اسلامی به استقرار حکومت اسلامی در یک کشور، فعلاً اکتفاء می شود ). [صفحه ۳۹ ]

این جناح، علی رغم عبارت پردازیهای بظاهر رادیکال و انقلابی اش، برای طبقۀ کارگر و سایر زحمتکشان ــ در صورتی که برنامه هایش امکان پیدا کند که در سطح جامعه فعلیت یابد ــ آنچنان خطرناک خواهد بود که می تواند مبارزات رهائی بخش طبقاتی شان را سرکوب کند. بگمان ما پاره ای از مارکسیست ها میزان عظمت خطر را چنان که باید و شاید حس و درک نکرده اند. بسیاری از نیروهای دمکرات و آزادیخواه متوجه نیستند که ضدیت این جناح با قانون اساسی و رژیم سلطنتی نه از یک موضع انقلابی، بلکه از یک موضع فوق ارتجاعی است.

اگر در دهۀ دوم شهریور ماه ۱۳۵۷، این جناح ، بفرض محال، بقدرت می رسید، زندانها و شکنجه گاهها مجددا از کمونیستها پر می شد و صحنه های شلاق زنی از زندانها به خیابانها کشانده می شد. این جناح پس از استقرار و استحکام پایه های قدرتش سرنوشتی برای زحمتکشان تدارک می دید که اگر نه بدتر، بهتر از وضعیتی که قدرت حاکم امروز برایشان فراهم کرده است نمی بود*. رهبر جناح "رادیکال" در مصاحبه با بخش فارسی رادیوی بی. بی. سی (در ۱۷ اکتبر ۷۸) اظهار داشت که اگر کمونیستها "براه راست" بر گشتند ما با آنها کاری نداریم ولی اگر خواستند "خیانت" کنند ما با آنها رفتار دیگری خواهیم کرد. [صفحه ۲۸ ]

"توجه به ماهیت واقعی طبقاتی رهبری جناح‌های درگیر در مبارزه (چه مذهبی و چه غیر مذهبی)، نه به موضعگیری‌های مصلحتی و رنگ پذیری های موسمی آن‌ها.

آنچه در یک تحلیل علمی اهمیت دارد این است که از ورای شعارهای انقلابی، مواضع رادیکال، رنگ پذیری‌های موسمی، تغییر پذیری‌های مصلحتی و تنوع شیوه های تاکتیکی، از طریق تعمیق در جهان بینی و توجه دقیق در پراتیک و عملکرد یک فرد یا یک گروه، ماهیتِ واقعیتِ موضع طبقاتی و اهدافِ استراتژیک آن فرد یا گروه شناخته و شناسانده شود. این کار با متوقف نشدن در سطح و با کنار زدن پوسته‌ها، مقدور خواهد بود. برخورد ما در نوشتۀ حاضر با جناح‌های درگیر در مبارزۀ کنونی (چه مذهبی و چه غیرمذهبی) یک برخورد علمی و متکی به پیشروترین و انقلابی‌ترین جهان‌بینی‌هاست و از این نظر، امروز "نه"‌ها و فردا "آری"‌های آنها و بالعکس، شکافی در آن به وجود نمی آورد. جناحهای درگیر در مبارزه (جناح رادیکال مذهب، کمتر و جناحهای دیگر مذهبی و غیرمذهبی، بیشتر) هر قدر که بخواهند می‌توانند رنگ بگیرند و رنگ ببازند و یا به نوع متفاوتی جلوه گر شوند. آن چه در این میان، رنگ ناپذیر و تغییرناپذیر می‌ماند، ماهیت واقعی و موضع طبقاتی آنهاست. در این نوشته آن چه دقیقاً مورد توجه ما قرار داشت، ماهیت واقعی و موضع طبقاتی آنهاست، نه رنگ پذیری موسمی و موضع گیری‌های مصلحتی آنها. خواننده اگر از این نقطه حرکت کند، هیچ جا (حتی در آنجائی که توضیح اضافی را زائد تشخیص داده‌ایم) تضاد یا "شکافی" در تحلیل ما از موضع واقعی این جناح ها ــ با آن چه که امروز می گویند یا فردا خواهند گفت ــ نخواهد یافت."(صفحه ۸)

این جناح در صحنۀ مبارزۀ ایران شرایط بسیار حساس و ظریف و دشواری را بوجود آورده است که اگر کمونیستها و نیروهای آگاه جامعه با هشیاری با آن برخورد نکنند، زیان های بسیاری ببار خواهد آورد. این شرایط بسیار حساس و ظریف و دشوار، دو جنبۀ متفاوت دارد: از یک طرف، حمایت بی قید و شرط از این جناح، کمک به پراکندن این توهم است که گویا این جناح مواضع انقلابی و یا حداقل مترقی دارد و نتیجۀ این کار، تحمیق توده ها و خیانت به خلق است، از طرف دیگر، مثبت ندانستن جنبه هائی از مبارزۀ ضد رژیمی این جناح ــ با علم به اهداف و برنامه های فوق ارتجاعی آن ــ و بهره برداری نکردن آگاهانه از آن جنبه ها، چپ روی و بنوعی کمک به ادامه حیات رژیم حاکم است. در موقعیتی این چنین دشوار و حساس، به عقیدۀ ما ضمن اینکه باید از خصلت ضد رژیمی این جناح ( برای سرنگونی رژیم وابستۀ شاه) بشدت دفاع کنیم، در عین حال باید موضع و ماهیت فوق ارتجاعی این جناح را ( برای آگاهی دادن به توده ها )، با صراحت و شدت افشاء نمائیم. کمونیستها و نیروهای آگاه جامعه باید این دو جنبه از یک مسئله را از همین امروز تواماً در نظر داشته باشند. و اهمیت هر یک از این دو جنبه کمتر از دیگری نیست. [صفحه ۵۲ ]

ما بر خلاف کسانی که بروی کاغذ مارکسیست اند و نه در تحلیل ... معتقدیم که اگر همین امروز، در این لحظات بسیار حساس از تاریخ کشور ما، بر علیه این جناح [خمینی] موضع نگیریم و ماهیت واقعی آن را افشاء نکنیم به جنبش خلق و طبقه کارگر خیانت کرده ایم . وظیفه امروز ما افشاء کردن ماهیت ضد پرولتری و فوق ارتجاعی این جناح است نه اتحاد خاموش با آن. بیان حقیقت امروز دشوار است و خیلی ها را شوکه خواهد کرد و حداقل به تاسف وا خواهد داشت و فردا ، هیچ کاری از ارائه "تحلیل های علمی " و انتقاد از خود ، ساده تر نخواهد بود". [صفحه ۳۰]

کاملِ کتاب را در اينجا يا اينجا بخوانيد