"آگاهی نامهء " دیگران

آنچه که در اینجا می آید - و سعی میشود که روزانه بیاید - ، فرستاده های دوستان ( "اوتانس" : http://www.rudarru.net ) از طریق ایمیل می باشد . من تنها تکثيرکننده ام و قصد تنها اطلاع رسانی است ونه جانبگیری.

 پنج شنبه 6 آبان 89

 

پریسا کاکایی به شش سال حبس تعزیری محکوم شد

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: پریسا کاکایی، از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر و فعال حقوق زنان و کودکان که ۱۱ دی‌‌ماه سال گذشته پس از احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت شده بود از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست پیرعباسی به اتهام "اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی" و "تبلیغ علیه نظام" به شش سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، کاکایی، به اتهام "اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی" به پنج سال و به اتهام "تبلیغ علیه نظام" به یک سال حبس محکوم شده است.

دادگاه این فعال حقوق بشر، ۲۶ مهرماه برگزار شد.

پریسا کاکایی، ۱۱ دی‌‌ماه سال گذشته پس از احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بازداشت و ۲۸ بهمن‌ماه از زندان اوین آزاد شد.




چهره واقعی رژیم تهران: سرکوب بی وقفه مطبوعات!

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: سازمان گزارشگران بدون مرز با اشاره به بازداشت و محکومیت تعدادی از روزنامه نگاران ایرانی گفت سرکوب آزادی مطبوعات در ایران همچنان ادامه دارد. به گفته این سازمان، این اقدامات نشانگر ادامه سیاست سرکوب بی وقفه و تبعیض‌آمیز علیه مطبوعات در این کشور است.

واکنش جمهوری اسلامی ایران دو روز پس از انتشار نهمین رده بندی آزادی مطبوعات در جهان که در آن در رده ١٧٥ قرار گرفته است، تائید این جایگاه با حمله به خانه و بازداشت محمدرضا مقیسه روزنامه‌نگار و شاهد جنایات انجام شده در طی سال گذشته، و محکوم کردن ژیلا بنی‌یعقوب به یکسال زندان و سی سال ممنوعیت فعالیت مطبوعاتی است.

در ایران سرکوب آزادی مطبوعات ادامه دارد. یک روزنامه‌نگار برای دومین بار در طی یک سال گذشته بازداشت، دو روزنامه‌نگار و همسر روزنامه‌نگاران زندانی به زندان محکوم شده‌اند.

واکنش جمهوری اسلامی ایران دو روز پس از انتشار نهمین رده بندی آزادی مطبوعات در جهان که در آن در رده ١٧٥ قرار گرفته است، تائید این جایگاه با حمله به خانه و بازداشت محمدرضا مقیسه روزنامه‌نگار و شاهد جنایات انجام شده در طی سال گذشته، و محکوم کردن ژیلا بنی‌یعقوب به یکسال زندان و سی سال ممنوعیت فعالیت مطبوعاتی است. این اقدامات نشانگر ادامه سیاست سرکوب بی وقفه و تبعیض‌آمیز علیه مطبوعات در این کشور است.

در تاریخ ٢ آبان محمدرضا مقیسه روزنامه‌نگار و سردبیر مجله بیست ساله‌ها، و عضو کمیته پیگیری امور بازداشت شدگان و آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات، در پی حمله ماموران لباس شخصی وزارت اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال یافت. این روزنامه‌نگار برای دومین بار است که در مدت یکسال بازداشت می‌شود. وی در ٢٢ مهر ماه ١٣٨٨ بازداشت و بیش از ١٥٠ روز بسر برن در سلول انفرادی در تاریخ ١١ اسفند ماه با سپردن وثیقه‌ای سنگین تا برگزاری دادگاه تجدیدنظر آزاد شد. محمدرضا مقیسه از سوی شعبه ١٥ دادگاه انقلاب اسلامی به شش سال زندان محکوم شده بود.

در همین تاریخ، حكم يك سال زندان و ٣٠ سال ممنوعیت فعالیت مطبوعاتی ژیلا بنی‌یعقوب، وبلاگ نویس و روزنامه‌نگار از سوی شعبه ٥٤ دادگاه تجديد نظر تهران تاييد شد. در تاریخ ١٨ خرداد این روزنامه‌نگار و مدافع حقوق زنان سوی شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب اسلامی به یک سال زندان و سی سال محرومیت از فعالیت‌های مطبوعاتی محکوم شده بود. ژیلا بنی‌یعقوب و همسرش بهمن احمدی امویی در تاریخ ٣٠ خرداد به همراه ده‌ها روزنامه‌نگار دیگر در تهران و در پی اعتراضات مردمی به انتخاب مجدد محمود احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری اسلامی ایران، دستگیر شدند. وی در تاریخ ٢ شهریورماه با سپردن وثیقه آزاد اما بهمن احمدی امویی به پنج سال زندان محکوم و در زندان اوین زندانی است.

در ٢٤ فروردین، وبلاگ "ما روزنامه نگاریم" ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه‌نگار و مدافع حقوق زنان، برنده جایزه ویژه آزادی بیان گزارشگران بدون مرز در ششمین دوره مسابقه بین‌المللی بهترین وبلاگ‌های دویچه‌وله بود.

همچنین مهسا امرآبادی روزنامه‌نگار روزنامه توقیف شده اعتماد ملی در تاریخ ٢٢ مهرماه از سوی شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به یکسال زندان محکوم شد. این روزنامه‌نگار دو روز پس از انتخاب مجدد محمود احمدی در انتخابات مورد مناقشه ٢٢ خرداد ٢٠٠٨ بازداشت و تا تاریخ اول مهرماه همان سال در زندان بسر برد و با سپردن ٢٢٠ میلیون تومان وثیقه آزاد شد. مسعود باستانی همسر این روزنامه‌نگار روزنامه فرهیختگان همچنان در زندان رجایی‌شهر بسر می‌برد. وی در تاریخ ١٢ تیرماه ١٣٨٨ بازداشت شد و مرداد ماه همان سال در دادگاه استالینی محاکمه و از سوی شعبه ١٥ دادگاه انقلاب اسلامی به شش سال زندان محکوم شده است.

از سوی دیگر حیدر کریمی روزنامه‌نگار هفته نامه توقیف شده سینا در تاریخ ٢٩ مهر ماه پس از چهار ماه بازداشت با سپردن ٢٢٠ میلیون وثیقه تا برگزاری دادگاه بطور موقت آزاد شد. این روزنامه نگار در ١٩ خرداد در خیابان دستگیر وسپس همراه ماموران به منزلش برده شد و پس از بازرسی منزل زندان خوی منتقل شد.




همسر علی جمالی: با قرار وثیقه تا صدور حکم دادگاه تجدید نظر مخالفت کردند

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: سمیرا صدری، همسر علی جمالی، مسئول کمیته سیاسی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) که از سوی قاضی مقیسه به 4 سال حبس تعزیری و صد هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده است در این باره گفت که همسرش هیچ یک از اتهاماتش را نپذیرفته و واقعا نمیدانم این حکم بر چه مبنایی صادر شده است.

وی اتهامات همسرش را "تبانی و اجتماع برای برهم زدن امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و توهین به رئیس جمهور" ذکر می کند و می گوید: "این نوع اتهامات را برای همه اعضای ادوار و همچنین فعالین سیاسی ردیف می کنند تا بتوانند احکام سنگینی صادر کنند."

وی در این باره به روزآنلاین گفت: "علی به این حکم اعتراض کرده ؛ متاسفانه این مساله به یک روال تبدیل شده که هر فعال سیاسی یا فعال حقوق بشری را که در چارچوب سازمانی قانونی که مجوز وزارت کشور را داشته بازداشت می کنند و چنین اتهاماتی می زنند."

همسر علی جمالی با اشاره به حکم صادره برای همسرش توضیح میدهد که جریمه نقدی بابت اتهام توهین به رئیس جمهور صادر شده است.

او می گوید: "قاضی می گفت که من لطف کرده ام و در خصوص توهین به رهبری از سه سال، دو سال داده ام و در خصوص تبانی نیز از 5 سال، سه سال داده ام! در اصل منت هم می گذاشت."

از خانم صدری می پرسم استنادات و مدارک دادگاه برای اتهامات آقای جمالی که منجر به صدور این حکم شده چی بود؟ پاسخ میدهد: "در ارتباط با اتهام اجتماع و تبانی، افطاری در مقابل زندان اوین و همچنین سر زدن به خانواده های زندانیان سیاسی و بچه های زندانی ادوار را به عنوان مستندات ذکر کرده اند و در رابطه با اتهام توهین به رهبری و توهین به رئیس جمهور نیز مستنداتشان، بیانیه های ادوار و برخی مصاحبه های آقای جمالی بوده است."


خانم صدری وضع روحی همسرش را خوب توصیف می کند اما می گوید او نگران کودکش است: "وضع روحی علی خوب است اما فرزند ما 6 ماهه است و علی نگران من و فرزندمان است. الان هم که به حکم اعتراض کرده و ما نیز پی گیری می کنیم و امیدوار هستیم که دادگاه تجدید نظر این حکم را بشکند چون این حکم واقعا ظلم بزرگی به ما است".

همسر آقای جمالی سپس خبر میدهد که از روز بازداشت تاکنون ملاقات حضوری با همسرش نداشته و ملاقات ها به شکل کابینی بوده است. او می گوید بعد از صدور حکم دادگاه بدوی، تقاضای آزادی آقای جمالی با قرار وثیقه را داده اند اما روز گذشته قاضی با این مساله مخالفت کرده است.

خانم صدری می گوید: "انگار که از الان حکم علی را که قطعی نشده دارند اجرا می کنند؛متاسفانه با قرار وثیقه و آزادی علی تا صدور حکم دادگاه تجدید نظر نیز مخالفت کردند."




همسر محمد علی صارمی: مگر می توان کسی را به جرم اینکه گروهی را دوست دارد اعدام کرد

همسر محمدعلی صارمی از زندانیان عقیدتی محکوم به اعدام به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که از سازمان های بین المللی حقوق بشر درخواست کمک می کند چرا که همسرش گناهی مرتکب نشده و تنها علاقه مندی به سازمان مجاهدین خلق باعث صدور حکم اعدام شده است. او تصریح کرد علیرغم اینکه چندین بار این حکم را به همسرش گفته اند اما تا کنون حکم کتبی را به انها نشان نداده اند.

محمد علی صارمی، یکی از زندانیان سیاسی و عقیدتی است که پس از جریان انتخابات ۸۸ به جرم ارتباط با سازمان مجاهدین خلق حکم اعدام گرفت. اگرچه حکم او از طریق منابع دولتی عنوان شد اما هنوز پس از چند ماه حکم به وکیل این متهم ابلاغ نشده است. از بین کسانی که به جرم ارتباط با سازمان مجاهدین خلق پس از انتخابات به اعدام محکوم شدند تنها علی صارمی اتهامش را پذیرفت. همسر این زندانی عقید تی درباره اینکه آیا همسرش با سازمان مذکور ارتباط داشته است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: مگر می توان برای اعتقادات کسی را اعدام کرد، بله همسرم سازمان مجاهدین خلق را قبول داشت اما مگر می توان به علت اینکه آدم گروهی را دوست دارد اعدامش کنند، فعالیت او در حد رفتن سر قبر دوستان همفکرش و فاتحه فرستادن بود.

مهین صارمی گفت: یکبار هم سال ۸۴ برای دیدن پسرمان به اشرف رفتیم. مدت کوتاهی پس از برگشتن دستگیرشدیم و همسرم یکسال در زندان بود اما چند ماه بعد به جرم شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال ۶۷ زندانی شد اما پارسال بعد انتخابات نمی دانم چه شد که یکهو حکم اعدام گرفت.

همسر این زندانی عقیدتی با اظهار اینکه هنوز حکم اعدام به وکیل ابلاغ نشده است، گفت: سه روز بعد از عاشورا ماموری به بند می رود و به همسرم می گوید که حکمت اعدام است اما همسرم حکم را نمی گیرد و می خواهد که به وکیلش بدهند. اما هنوز به وکیل چیزی ابلاغ نشده است. خودشان چندین بار در گفتگوها حکم همسرم را اعدام اعلام کردند و گفتند که دادگاه تجدید نظر هم آن را تایید کرده است بعد وقتی ما به دنبال تغییر حکم می رفتیم، می گفتند که باید فتوکپی از حکم داشته باشید تا ما برای درخواستتان اقدام کنیم. به ما هم که چیزی از حکم ندادند بنابراین خودمان نامه برای تخفیف حکم نوشتیم اما هر وقت می رویم می گویند هنوز جواب نامه نیامده است.

مهین صارمی درباره انتظارش از سازمان های فعال حقوق بشری گفت: من توقع دارم که کمکمان کنند. آزادش کنند چون همسرم هیچ کاری نکرده است دیدار پسرم که نباید جرم باشد که یکسال هم حبسش را کشید. بعد هم برای کسی برای اعتقاداتش که نباید بمیرد. من می خواهم از سازمان ها که تلاش کنند همسرم اصلا حکمی نگیرد، نه زندان و نه اعدام. واقعا حقش نیست.

همسر علی صارمی درباره سلامتی جسمی و روحی او گفت: من هر ۱۵ روز یکبار او را می بینم که خدا را شکر حالش بد نیست اما بالاخره زندان است و ضعیت نمی تواند خوب باشد.

اما خود مهین صارمی نیز در انتظار حکم است، او که دو بار به همراه همسرش دستگیر شده است گفت: من هم برای رفتن به اشرف بازجویی شدم و برای رفتن سرخاک مردگان هم به همراه همسرم دستگیر شدم و با قید ضمانت آزاد.

مهین صارمی نیز که دو بار به همراه همسرش دستگیر می شود و اکنون با قرار وثیقه آزاد است درباره وضعیت پرونده اش گفت: من خودمم زیر حکم هستم. یکبار به دلیل دیدن پسرم در اشرف دستگیر شدم و بار دوم برای رفتن به سرقبرهمراه همسرم دستگیر و مدتی هم در زندان بودم که با قرار وثیقه آزاد شدم. دوم شهریور نیز برای ابلاغ حکمم به دادگاه انقلاب احضار شدم اما آنجا گفتند که برو، به وکیلت ابلاغ می کنیم. دو هفته بعد اما کسی زنگ زد و گفت باید بیایی امروز دادگاه برای ابلاغ حکم، گفتم امروز نمی توانم بعد ظهر با وکیلم مشورت کردم گفت شما نمی روید. باید قانونی ابلاغ شود، باید به من کتبی اعلام کنند، ما از کجا بدانیم که کسی که زنگ زده واقعا از دادگاه بود ه است. حالا دیگر نمی دانم چه می شود.




محکومیت منصور فرجی به سه سال حبس تعلیقی و ۳۰ ضربه شلاق

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران، منصور فرجی فعال سیاسی را به اتهام اقدام علیه امنیت و تبلیغ علیه نظام به سه سال حبس تعلیقی، ۳۰ ضربه شلاق و مبلغ سه میلیون ریال جزای نقدی محکوم کرد. پیش از این، شعبه 13 دادگاه انقلاب، این فعال سیاسی را به یک سال حبس تعزیری و پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی محکوم کرده بود.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، این فعال سیاسی حزب دموکرات ایران، به اتهام اقدام علیه امنیت به دو سال حبس تعلیقی، به اتهام تبلیغ علیه نظام با انتشار بیانیه و تشکیل حزب دموکرات ایران و عضویت در آن به یک سال حبس تعلیقی به مدت پنج سال و ۱۰ میلیون جزای نقدی و به اتهام خروج غیرقانونی از کشور، استفاده از سند مجعول و نگهداری تجهیزات دریافت از ماهواره به تحمل ۳۰ ضربه شلاق و پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد.
پیش از این، شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب، این فعال سیاسی را به یک سال حبس تعزیری و پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی محکوم کرده بود.

منصور فرجی، ۱۸ شهریورماه سال ۸۶ بازداشت شده و پس از تحمل ۸۰ روز حبس، با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شده بود.



بیانیه جمعی از زنان زندانی سیاسی به مناسبت آزادی هنگامه شهیدی

جمعی از زنان زندانی سیاسی زندان اوین به مناسبت آزادی هنگامه شهیدی بیانیه ای خطاب به مسئولین قوه قضاییه و زندان اوین منتشر کردند.

به گزارش دانشجونیوز، در این بیانیه نسبت به شیوه های رذیلانه و غیرانسانی و سوء استفاده از زندانیان و تحقیر آنان انتقاد شده است. به گزارش دانشجونیوز متن این بیانیه که توسط مهدیه گلرو، بهاره هدایت، عاطفه نبوی و جمعی دیگر از زندانیان سیاسی صادر شده، به شرح زیر است:

گفتیم اندوه نشسته بر دل را
با استعاره هایی با اهل راز گوییم،
دیدیم دیگر به غیر از آینه یاری نمانده است

این روزها گویا تحمیل احکام ناعادلانه و سنگین حبس و شلاق و تبعید برای فعالان مدنی و سیاسی کفاف کینه، کینه توزان را نمی دهد که همچنان مجدانه و وپیوسته کمر به آزار و ایذاء زندانیانی که به گذران احکام ناعادلانه خود نشسته اند، بسته اند و متاسفانه در این راه از هیچگونه عمل غیراخلاقی و کریهی فرو گذار نمی کنند.

ظاهرا محرومیت های زندانیان سیاسی از حقوق اولیه و قانونی خویش چون بهداشت، تغذیه، ملاقات، عدم تفکیک زندانیان و... کافی نیست که این بار با فشار روحی و روانی بر زندانیان آسیب دیده وکم تجربه و سوء استفاده از نقاط ضعف افراد، کمر بر ایجاد تفرقه و تحقیر زندانیان و وادار کردن معدودی از افراد به کارهای مذمومی از قبیل خبرچینی و پرونده سازی بر علیه هم بندان خود پرداخته اند. ما جمعی از زنان زندانی بند نسوان اوین ضمن تقبیح و محکوم کردن این اعمال زشت و غیر انسانی اعلام می داریم که ادامه این رویه نامیمون خللی در روحیه مقاوم زندانیان سیاسی وارد نخواهد کرد.

ما همچنین ضمن ابراز خوشحالی از آزادی خانم هنگامه شهیدی و تبریک به ایشان و خانواده محترمشان، خواستار توقف ادامه سوء استفاده از برخی زندانیان بوده اعلام می داریم که حقوق قانونی زندانیان همچون مرخصی و آزادی مشروط و... نباید دستاویزی جهت اعمال فشار بر زندانیان برای تن دادن به خواسته های حقیر و غیراخلاقی مسئولین زندان قرار گیرد. چرا که این قبیل اعمال را فشار مضاعف و رفتاری غیرانسانی با زندانیان سیاسی می دانیم.

ما ضمن همدلی با خانم هنگامه شهیدی که چندین ماه شرایط ناگوار و سخت زندان را در کنار ما متحمل شده است، علل برخی از رفتارهای ایشان در تن دادن به خواسته های مسئولین زندان برای پرونده سازی و فشار بر سایر زندانیان را را درک نموده و مسئولیت اصلی رفتار های سر زده از ایشان را متوجه سیستم غیراخلاقی حاکم بر بخشی از مسئولین امنیتی زندان میدانیم و امیدواریم که حداقل بر عهد خود برای عدم باز گرداندن ایشان به زندان پایبند بمانند.




معاون دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی زنجان: ۶٠ نفر مسموم شدند؛ رئیس دانشگاه: دروغ است، ٢٠ نفر مسموم شدند

دانشجویان یکی از خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی زنجان به دلیل مصرف غذای خوابگاه مسموم شدند.


به گزارش دانشجونیوز بر اثر این مسمومیت برخی از دانشجویان روانه بیمارستان شده و برخی در داخل خوابگاه تحت درمان قرار گرفتند.

در پی نگرانی و اعتراض دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی نسبت به مسمومیت گسترده به وجود آمده در این دانشگاه، نمونه هایی از غذای این دانشگاه برای انجام آزمایش های مختلف و تشخیص دلیل ایجاد مسمومیت به تهران ارسال شده است.

در حالیکه که مهدی موسائی معاون دانشجویی این دانشگاه تعداد دانشجویان مسموم شده را ۶٠ نفر ذکر کرده است اما رئیس این دانشگاه با انجام مصاحبه ای تعداد دانشجویان مسموم شده ٢٠ نفر اعلام کرده است.

رئیس این دانشگاه همچنین مدعی شده است که مسمومیت دانشجویان فوق العاده خفیف بوده و دانشجویان در بیمارستان ولیعصر زنجان به صورت سرپایی تحت درمان قرار گرفته و حتی بستری هم نشدند.

رحیم سروری رییس دانشگاه علوم‌پزشکی زنجان همچنین مدعی شده است که ممکن دانشجویان مسموم شده در بیرون از خوابگاه غذایی خورده باشند که مصرف این مواد باعث آن‌ها مسمومیت شده باشد.




فیلم / اعتراض جالب یک دانشجو به کمبود بنزین که منجر به دستگیری وی شد

صبح روز ۴ آبان ماه ۱۳۸۹ یک دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه آزاد واحد چالوس در اعتراض به کمبود بنزین با خر به دانشگاه آمد که این کار موجب بازداشت وی توسط حراست دانشگاه شد. دانشگاه آزاد واحد نوشهر و چالوس - ایران

http://www.youtube.com/watch?v=NpvhwVEh7f8&feature=player_embedded




جامعه جهانی بهائیان خواهان آزادی سه بهایی زندانی در شیراز شد

بی بی سی : جامعه جهانی بهایی خواهان آزادی سه ایرانی بهایی شده است که از حدود سه سال پیش در یک بازداشتگاه موقت در شیراز زندانی بوده اند.

هاله روحی، رها ثابت و ساسان تقوا در ماه نوامبر ۲۰۰۷ به جرم تبلیغ علیه جمهوری اسلامی، به چهار سال زندان محکوم شدند.

دیان علایی، نماینده جامعه جهانی بهایی در مقر سازمان ملل متحد در ژنو سوئیس، به بی بی سی فارسی گفت که این سه نفر هنوز در بازداشتگاه موقت بسر می برند و تلاش خانواده هایشان برای انتقال آنان به زندان عمومی بی نتیجه بوده است.

خانم علایی گفت: "اینها در واقع کاملا بیگناه هستند و نمی بایست در زندان باشند."

او گفت که این سه نفر در چند ماه اول حبس در سلول خود تخت نداشتند و روی زمین می خوابیدند.

مقام های امنیتی ایران در ماه مه ۲۰۰۶ بیش از ۵۰ بهایی را در شیراز به اتهام فعالیت های تبلیغی دستگیر کردند.

بر اساس گزارش ها، بیشتر این افراد در نهایت به یک سال حبس تعلیقی محکوم شدند، اما دادگاهی در نوامبر ۲۰۰۷ برای هاله روحی، رها ثابت و ساسان تقوا چهار سال زندان در نظر گرفت.

به گفته خانم علایی، این بهائیان در محله ‌های فقیر‏نشین شیراز کلاس هایی برای رفع اشکالات درسی و آموزش مهارت های زندگی به کودکان و نوجوانان خانواده های کم بضاعت دایر کرده بودند.

اما مقام های قضایی ایران فعالیت این افراد را تبلیغ کیش بهائی ارزیابی کرده و آنها را مجرم شناخته اند.

بهائیت در ایران به عنوان یک دین به رسمیت شناخته نمی شود و پیروان آن از بسیاری از حقوق اجتماعی مانند حق تحصیل در دانشگاه ها و نیز حضور در مشاغل دولتی محرومند.

این در حالیست که هفت تن از سرپرستان سابق جامعه بهائیان ایران نیز در حال حاضر در زندان بسر می برند.

فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم و مهوش ثابت در ماه اوت امسال به ۲۰ سال زندان محکوم شدند اما پس از مدت کوتاهی، مجازت آنان به ۱۰ سال حبس تقلیل یافت.

آنها به جاسوسی، اقدام علیه امنیت ملی و محاربه متهم شده بودند.

وکلای آنها و جامعه بهائیان این اتهامات را بی اساس دانسته اند.



کمیته ملی خانواده، نهاد دیگری برای اسلامی کردن خانواده‌ها

شهرزادنیوز: با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، "کمیته ملی خانواده" تشکیل می‌شود تا مصوبات این شورا در زمینه‌ی "اصلاح" اخلاق حاکم بر خانواده‌ها را پیگیری کند. احمدی‌نژاد در راس این کمیته قرار خواهد داشت. منیره نوبخت، عضو شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان، با اعلام این خبر افزود که مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در زمینه‌ی اصلاح خانواده‌ها که در سال 1384 تصویب شده بر روی زمین مانده است و لازم است نهادی در بالاترین سطح اجرایی کشور مسئولیت پیشبرد این مصوبات را برعهده داشته باشد.

نوبخت در باره ضرورت حضور احمدی‌نژاد در راس کمیته ملی خانواده گفت: "وقتی برای موضوعات دیگری مانند ورزش جلساتی با حضور رئیس جمهور تشکیل می‌شود، برای مسئله مهمی مانند خانواده نیز باید کمیته‌ای با ریاست عالیه جمهور تشکیل شود که مصوبات آن لازم الاجرا باشد". وی افزود: "در دولت دهم نظرات خوبی در سطح خانواده توسط وی مطرح شده است ولی این نظرات تا کنون اجرایی نشده و اگر کمیته ملی خانواده تشکیل شده بود اجرای این نظرات در این کمیته پیگیری می‌شد". به گزارش خبرگزاری مهر، نوبخت تصریح کرد: "در حالی که ما به دنیای امروز انتقاد جدی داریم که جهت‌گیری‌ها و سیاست‌های آن خلاف تحکیم خانواده و در برخی موارد تضعیف و فروپاشی خانواده است، نباید حمایت ما از تحکیم خانواده در حد حرف باشد بلکه تنظیم دستورالعمل‌ها، آیین نامه اجرایی و سیاست‌های مصوب در مورد خانواده بسیار ضروری است."




تجمع کارگران سازمان پارکها وفضای سبز شهرداری آبادان

ایلنا : حدود 30 نفر از کارگران سازمان فضای سبز شهرداری آبادان در اعتراض به عدم پرداخت سه ماه حقوق و بیمه خود در مقابل شهرداری مرکزی دست به تجمع زدند.
کارگران در گفت و گو با خبرنگار ایلنا گفتند: پرداخت نشدن حقوق سبب بروز مشکلاتی برای ما در جهت امرار معاش، پرداخت قبوض، تحصیل فرزندان و غیره شده است.
آنان خواستار توجه و رسیدگی مسوولان به این امر شدند.
سرپرست شهرداری آبادان با اشاره به واریز اعتباری به حساب سازمان مالیات(ارزش افزوده) گفت: در زمان حاضر این سازمان اجازه ی برداشت را به ما نمی دهد.
عبدالرضا متور افزود: در حال نامه نگاری با مسوولان این سازمان هستیم تا با شرح مشکلات کارگران نسبت به رها سازی حساب اقدام نمایند.
به گفته ی وی در صورت واریز اعتبار یاد شده به حساب شهرداری حقوق معوقه ی تمامی کارگران تا پایان شهریور ماه پرداخت خواهد شد.




کميساريای عالی پناهندگان از روش يونان در برخورد با پناهجويان انتقاد کرد

کميساريای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد روز سه شنبه از ساز و کار دولت يونان در برخورد با پناهجويان انتقاد کرد.

به گزارش راديو فردا، آندره ماهه چيچ، سخنگوی اين آژانس تحت نظر سازمان ملل، در يک کنفرانس خبری گفت که نيازهای پناهجويان نبايد از سوی دولت يونان ناديده گرفته شود.

به گفته وی يونان در حال حاضر، دروازه اصلی ورود پناهجويان به اتحاديه اروپا است و ساز و کار دولت اين کشور در رابطه به پناهجويان، ناکارآمد است.

اخيرا گروهی از پناهجويان ايرانی در يونان در اعتراض به سياستهای دولت اين کشور در برخورد با پناهجويان دست به اعتصاب غذا زدند.



احضار تعدادی از اصناف مهاباد به دادسرای انقلاب اسلامی

آژانس خبری موکریان : براساس خبرهای رسیده طی روزهای اخیر تعدادی از بازاریان شهر مهاباد به دادسرای عمومی و انقلاب این شهر احضار شدند . گفته می شود این بازاریان به علت تعطیلی مغازه ها و بازار در 23 اردیبهشت سال جاری که در اعتراض به اعدام چند شهروند کرد صورت گرفت، احضار شده اند. شایان ذکر است که پس از اعدام تنی چند از شهروندان ایرانی در اردیبهشت ماه سال جاری مغازه ها و بازار در بخشی از شهرهای کردستان در اعتراض به این اقدام تعطیل شد.



مزاحمتهای حکومت برای خانواده هاي جان باختگان

كانون حمايت ازخانواده هاي جان باختگان و بازداشتي ها : بنابه گزارش رسيده ازخانواده هاي جان باختگان وقتي خانواده ها براي خواندن فاتحه روزهاي پنجشنبه وجمعه به بهشت زهرامي روند ايادي حكومتي براي آنان به انواع مختلف ايجاد مزاحمت ميكنند.
خانواده هاي جان باختگان هنگامي كه دورهم جمع مي شوند نفرات لباس شخصي حكومتي به بهانه خواندن فاتحه نزديك خانواده ها مي شوند وبه حرف هايشان گوش ميكنند.
حتي به رفتگر قطعه جانباختگان گفته شده است كه مراقب خانواده ها باشند وهرحركت اعتراضي وتجمع وياخبري بود به اطلاعات خبرداده شود اگرچه اينكار رژيم با بي اعتنايي خانواده ها مواجه شده است ولي آرامش خانواده ها رادرهنگام بودن دركنار مزار عزيزان خود بهم مي زنند .همه خانواده ها ازاين كار عناصر اطلاعاتي حكومتيان ,اظهارانزجار كرده وآن رامحكوم كردند.



فرزند علی شکوری راد : آقای بازجو! دلم به حالت می سوزد/ آقای محسنی اژه ای کم کم نشان می دهد، بعد از قاضی مرتضوی تمایل به پدیده شدن دارد

سحام نیوز : مصطفی شکوری راد، فرزند علی شکوری راد در نامه ای به بازجوی پدرش با ذکر خصوصیات اخلاقی این فعال سیاسی می نویسد: دلم به حالت می سوزد بازجو که زندگیت در این روزها برای فشار به چنین مردی حیف می‌شود.
شکوری راد بیست مهرماه بدنبال انتشار مطلبی در پاسخ به ادعاهای محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضاییه بازداشت شد.

شکوری راد در نوشته خود تحت عنوان افتضاح روی افتضاح؛ تناقض‌گویی و دروغ‌های جدید، خاطرنشان کرده بود آقای محسنی اژه ای کم کم نشان می دهد، بعد از قاضی مرتضوی که حقیقتاً یک پدیده تاریخی در دستگاه قضا بود، تمایل به پدیده شدن دارد با این تفاوت که قاضی مرتضوی، هم با هوش بود و هم مسائل را شخصی نمی کرد و به همین دلیل بموقع لیز می خورد و توانست ده سال بر کرسی دادستانی تکیه بزند اما آقای اژه ای بر حسب اشتهار این قابلیت ها را ندارد. لذا بعید است دوام چندانی بخصوص در سمت سخنگویی داشته باشد.

قرار بود روز گذشته شکوری راد بدنبال تودیع وثیقه آزاد شود که هنوز اطلاعی از عدم آزادی وی در دست نیست.

متن این نامه که در اختیار جرس قرار گرفت به شرح زیر است:

نمی دانم در کجا و در چه تاریخ و خانواده ای بدنیا آمده ای .نمی دانم دوران کودکی و نوجوانی و جوانی خود را چگونه سپری کرده ای .نمی دانم تا چه اندازه سواد داری و آخرین مدرک تحصیلی تو چیست .نمی دانم به دانشگاه رفته ای یا نرفته ای .نمی دانم اگر دانشجو بوده ای در چه زمینه ای درس خوانده ای .نمی دانم چطور شد که وارد کادر نظام شده ای.نمی دانم چطور زندگیت ورق خورده است که هم اکنون در این جایگاه قرار گرفته ای و بازجو شده ای . ولی بازجو، آنکس که امروز در مقابل تو قرار گرفته است را به خوبی می شناسم، او دکتر علی شکوری‌راد، پدر من است.

او در تاریخ ۱۱/۱۱/۱۳۴۰ در تهران در خانواده ای مذهبی بدنیا آمد.پدر او (یعنی پدر بزرگم که او را آقا جان صدا می کردیم ،خدا بیامرزدش)از طلاب حوزه علمیه قم بود و فوق لیسانس الهیات داشت . وی از دوستان نزدیک برخی از روحانیون طراز اول قم در حال حاضر بوده است .وی بعد از آمدن به تهران کارهای فرهنگی فراوانی را انجام داد، که از آن جمله راه اندازی دبیرستان مفید می باشد که جزء مدارس طراز اول ایران است و در زمان جنگ شهیدان زیادی از این دبیرستان داده ایم و بسیاری از افراد سرشناس و موفق جامعه کنونی از این مدرسه فارغ التحصیل شده اند، و در جایگاه خود حق به گردن این نظام و مملکت دارد.

دوران کودکی پدرم همانند سایر کودکان هم سن و سال خود در آن زمان سپری شده است با این تفاوت که او دوران تحصیل خود را به سرعت و سریعتر از دیگران طی کرده و کلاسها را با هوش و ذکاوت فراوانی که داشته است به صورت جهشی سپری کرده است بطوریکه توانسته در سن ۱۶ سالگی وارد دانشگاه تهران شود .به نقل از خودش وقتی وارد دانشگاه شدم هنوز سیبیل در نیاورده بودم آن هم وارد دانشگاهی که آن زمان در بحبوحه ی کارهای سیاسی و فرهنگی قرار داشته است و تعداد احزاب و اختلافات شدید بین آنها بیداد می کرده است هر حزب و مکتبی در صدد جذب افراد بیشتر بوده است و هر دانشجوی تازه واردی در مقابل هجمه ی شدید نظرات و عقاید قرار می گرفته بطوریکه دو دوست صمیمی آنطور که من شنیده ام ممکن بوده در سال دوم دانشگاه در مقابل هم قرار می گرفتند و شاید در مواردی نقشه ی ترور همدیگر را می کشیدند .

در این شرایط، پدرم با آن سن کم خود راهی را انتخاب کرد که تا روز قبل از دستگیریش بر آن بود و پافشاری می‌کرد و هیچگاه از آن فاصله نگرفت و روز به روز بر استواری عقیده اش در این راه افزوده شد .او شیفته ی امام و راه امام شده بود ، او شیفته انقلاب و نظام جمهوری اسلامی شده بود .ولی آنچه که فکر می کرد انجام داده است کمی متفاوت تر از آن بود که رخ داد و قرار بود که رخ دهد. یادم هست که یکبار برایم گفت: اولین ضربه ای که من بعد از انقلاب خوردم این بود که وقتی ۱۷ یا ۱۸ سالم بود(در ان زمان با آن سن کم جزء فعال ترین دانشجویان خط امام بوده است) طبق معمول با دوچرخه به دانشگاه رفتم .موقع پیاده شدن به خودم گفتم ما انقلاب کرده ایم و نظام جمهوری اسلامی بوجود آورده ایم ، فکر کنم نیاز به قفل کردن دوچرخه در نظام اسلامی نباشد.مگر نظام جمهوری اسلامی دزد دارد !؟ زمانیکه برگشتم و دیدم دوچرخه ام نیست و آن را دزدیده اند اولین ضربه را خوردم

این ضربات در سالهای بعد از انقلاب گهگاه به صورت ها و مدل های دیگر بر او وارد می شد و او را مجبور می کرد در مقابل غیر قانونی عمل کردن ها و کج روی ها فریاد بر آورد. این فریاد ها در سالهای اخیر و به خصوص در سال گذشته به شدت افزایش یافت بطوریکه او که جزء فعالان برای این انقلاب بوده است را متهم به اختلال در امنیت (حالا امنیت کی با حرف زدن به خطر می افته !!!) دانسته و در زندان کرده اند.
بازجو، اینقدر حرف در سینه دارم که داشت فراموشم می شد که دلم به حال تو سوخت که شروع به نوشتن این نامه کردم . بازجو ، امروز این شخص که فقط قطره ای از اقیانوس شخصیتش را که من توانسته‌ام درک کنم برای تو گفتم و خود نیز بر این امر حتماّ واقف هستی در جلوی تو نشسته است .کسی که می دانم راه او و راه انقلاب و امام همواره دو خط همراستا و به هم پیوسته بوده است .کسی که می‌دانم هرگز از عقیده‌ای که داشته است تخطی نکرده است ،کسی که می دانم اگر به چیزی عقیده و ایمان داشته باشد تا پای جانش می‌ایستد.
بازجو، اگر منطق و استدلال کافی برای آنچه که فکر می کنی صحیح است و خلاف عقیده ی پدرم هست نداری و خود را نیز به خواب زده ای و حرف منطقی که بر خلاف میلت هست را نمی شنوی ،در حال تلف کردن عمرت هستی .بازجو کاش می توانستم از وصف حالم در آن لحظه که بعد از چهار روز بی‌خبری پدرم به خانه زنگ زد و من را با آن صدای دلنشین و آرامش بخشش پسرم صدا کرد برایت بگویم‌. نمی‌دانی چه بر من گذشت و نمی‌دانم چه بر او گذشت ولی بازجو این را برای تو می‌گویم که اگر من را در جلوی چشمانش آتش بزنی تا از عقیده‌اش برگردد ،شاید خم شود ،شاید بر زمین افتد ،شاید به خود بپیچد ،شاید زاری کند ،شاید فریاد بر آسمان بر دارد و خاک بر سر بریزد ولی مطمئن هستم از عقیده ای که به آن ایمان دارد هرگز بر نمی گردد. دلم به حالت می سوزد بازجو که زندگیت در این روزها برای فشار به چنین مردی حیف می‌شود.




کارگران منطقه آزاد چابهار 4 ماه است حقوق نگرفته اند

بنا به یگ گزارش دریافتی، کارگران شرکت در حال انحلال مخابرات منطقه آزاد چابهار که حدود 80 نفر میباشند 4 ماه است حقوق نگرفته اند این در حالی است که مدیر حراست منطقه ازاد با مدرک دیپلم و با سابقه 6 ماهه بیش از 5 میلیون تومان حقوق میگیرد . با توجه به اینکه کلیه کارگران در معرض بیکاری بومی هستند این موضوع بر شدت فقر و ناامنی و گریز سرمایه از چابهار تاثیر میگزارد.
خبرگزاري فارس روز 2 آبان به نقل از مدير امور مجامع و حسابرسي داخلي سازمان منطقه آزاد چابهار گزارش داده بود : شركت‌هاي تابعه اين سازمان برابر مفاد بودجه سال 88 مناطق آزاد و اصل 44 قانون اساسي و با توجه به تأكيد سلسله مراتب مناطق آزاد منحل شد.
وي افزود: كاركنان شرکت های تابعه كه تعداد آنان اندك است با توجه به انحلال شركت‌ها، برابر قانون تجارت با حداكثر مساعدت سازمان و جلب رضايت آنها تسويه حساب و با پرداخت سال‌هاي خدمت و معرفي به سازمان تأمين اجتماعي چابهار براي دريافت بيمه بيكاري اقدام مي‌شود.
ولی گزارشها حاکی از آن است کارگرانی که قرار است اخراج شوند حتی نتوانسته اند حقوق معوقه خود رانیز دریافت کنند.




زندانی سیاسی زهرا بهرامی نزدیگ به 11 ماه در بلاتکیلفی

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی زهرا بهرامی پس از نزدیگ به 11 ماه بازداشت، شکنجه و بلاتکلیفی در بند مخوف 209 شکنجه گاه وزارت اطلاعات به بند عمومی زنان زندان اوین منتقل شد.
روز سه شنبه 4 آبان ماه زندانی سیاسی زهرا بهرامی شهروند ایرانی- هلندی تبار از دستگیر شدگان اعتراضات گسترده عاشورا پس از تحمل نزدیگ به 11 ماه بازداشت در بند مخوف 209 شکنجه گاه وزارت اطلاعات به بند زنان زندان اوین منتقل شد.او در طی این مدت تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت.
خانم بهرامی هفته گذشته به نزد قاضی فرمایشی صلواتی رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب برده شد و به او اعلام کرد تا 10 روز دیگر محاکمه خواهد شد.یکی از شیوه های صلواتی علیه زندانیان سیاسی، زمان دادگاه آنها را در آخرین لحظه چند بار به تعویق می اندازد تا آنها را در بلاتکلیفی و تحت فشارهای روحی قرار دهد.




نامه مادر مهدی محمودیان به رییس قوه‌قضاییه: آقای لاریجانی، دادگاه دیگری هم هست

تا آزادی روزنامه‌نگاران زندانی- مادر مهدی محمودیان، روزنامه‌نگار دربند و عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی در نامه‌ای خطاب به صادق لاریجانی، رییس قوه‌قضاییه نوشته است: اگر در این دنیا مشکل ما حل نشود، منتظر دادگاه عدل الهی می‌شویم، آنجا ما دامنتان را خواهیم گرفت که به چه گناهی باید عذاب دوری فرزندمان را تحمل کنیم. اگر حق‌گویی این اندازه مشکل دارد و جرم است، ما دیگر حرف حق نخواهیم گفت.

گفتنی است مهدی محمودیان از شهریور سال گذشته در زندان به سر می‌برد و علی‌رغم بیماری‌های گوناگون نظیر آسم و نفس تنگی با مرخصی وی موافقت نشده است. وی در دادگاه بدوی به 5 سال زندان محکوم و این حکم عینا در دادگاه تجدیدنظر تایید شد.

متن نامه مادر این روزنامه‌نگار که در اختیار سایت "تا آزادی روزنامه‌نگاران زندانی" قرار گرفته، به شرح زیر است:

بسم‌ الله الرحمان الرحیم
ریاست محترم قوه قضاییه
جناب آقای آملی لاریجانی
با سلام

من مادر مهدی محمودیان که در 25 شهریور 88 بازداشت و به زندان اوین منتقل شد، هستم. فرزندم حدود سه ماه تحت شکنجه‌های بسیار سخت و بازجویی‌های فراوان و طولانی مدت قرار داشت. فرزندم مدت سه ماه در سلول انفرادی نگه‌داری شد و طی این مدت از بسیاری از حقوق اولیه و انسانی‌اش محروم بود. برای مثال در طول این سه ماه که در سلول انفرادی به سر می‌برد، در صورت احتیاج به سرویس بهداشتی، برادران عزیز هر 6 ساعت یکبار به او اجازه استفاده از سرویس بهداشتی می‌دادند.

لازم است بدانید در دی ماه سال گذشته که او زودتر از وقت تعیین شده احتیاج به استفاده از سرویس بهداشتی داشت، سه تن از برادران مهربان تا آنجا که می‌توانستند او را ضرب و شتم کردند و سپس با چشم‌بند و دستبند و به صورت عریان او را به مدت 8 ساعت در حیاط و در سرما نگه داشتند.

از همان جا فرزندم دچار آنفولانزای شدید و مریض شد و هرچقدر تلاش کردیم او را معالجه کنیم، به ما اجازه این کار را ندادند و با دادن داروهای موقت و بی اثر از معالجه او سر باز زدند.

تا اسفند ماه همان سال فرزندم چهار بار دیگر به شدت بیمار شد. من مادر او هستم و طبیعی است که نگران حال پسرم باشم، به هرجا که فکر می‌کردم شاید به سوالات من پاسخ دهند، رفتم. به گفته زندانیان محبوس در بند 350 و 209 زندان اوین بارها فرزندم به دلیل تنگی نفس بی‌هوش شده است و به درمان فوری خارج از زندان احتیاج دارد اما تا کنون برای درمان او پاسخی به ما نداده‌اند.

با پیگیری‌های بسیار و هر روزه من بالاخره یک بار پزشک قانونی او را معاینه کرد و گواهی داد که باید در خارج از زندان و در بیمارستان بستری شود.

آقای لاریجانی

با وجود بیماری شدید فرزندم، او را به جای اینکه در بیمارستان بستری کنند، از زندان اوین به زندان کچوئی و پس از یک یا دوماه به زندان رجایی‌شهر منتقل کردند.

تا کنون فرزندم در این مدت به مرخصی نیامده است. در این یک سال و اندی دختر او بسیار بی‌قراری و بی‌تابی می‌کند.

نگرانی‌های ما برای مهدی کم بود، نگرانی برای سلامت دختر او هم افزوده شده است. دختر هشت ساله هر روز از پدرش می‌پرسد که چرا به خانه نمی‌آید. هرگاه مهدی تلفن می‌زند می‌گوید می‌خواهم با پدرم درد و دل کنم و همیشه در حین صحبت اشک می ریزد اما می‌گوید: "گریه نمی‌کنم فقط اشک‌هایم می‌آید."

رییس قوه قضاییه

به داد ما برسید. خانواده فرزندم از هم پاشیده‌اند و من نیز به شدت بیمار هستم و بیش از این یک مادر پیر بیمار را آزار ندهید، من در انتظار مرخصی یا آزادی فرزندم هستم تا سپس به درمان خودم بپردازم.

آقای لاریجانی

دادگاه دیگری هم هست. اگر در این دنیا مشکل ما حل نشود، منتظر دادگاه عدل الهی می‌شویم، آنجا ما دامنتان را خواهیم گرفت که به چه گناهی باید عذاب دوری فرزندمان را تحمل کنیم. اگر حق‌گویی این اندازه مشکل دارد و جرم است، ما دیگر حرف حق نخواهیم گفت. قضاوت با شما.

با تشکر
مادر مهدی محمودیان
روزنامه‌نگار دربند



تبعید کوهیار گودرزی به رجایی شهر کرج

خبرگزاری هرانا کوهیار گودرزی زندانی سیاسی محبوس در بند 350 زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج منتقل شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، گزارشات تائید نشده حکایت از تبعید وی به زندان رجایی شهر کرج دارد و هم اکنون نامبرده در قرنطینه این زندان در انتظار انتقال به بند عمومی بسر می برد.
وی از جمله افرادی بود که در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و هنگامیکه برای شرکت در مراسم تشییع آیت‌الله منتظری عازم قم بود در ۲۹ آذر بازداشت شد و حکم یک سال حبس تعزیری وی اخیرا از سوی دادگاه تجدید نظر مورد تائید قرار گرفته است



نوید کامران از متهمان حوادث عاشورا، بار دیگر به اوین رفت

شعبه ٣۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، هفته گذشته حکم ٣٣ ماه حبس و ٧۵ ضربه شلاق دادگاه بدوی برای سید نوید کامران، از بازداشت شدگان حوادث عاشورای ٨٨ را مورد تایید قرار داده بود.
به گزارش جرس،حکم بدوی کامران، توسط قاضی پیرعباس، رئیس شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب، برای این معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری صادر شده بود، که پس از تایید حکم مذکور توسط دادگاه تجدیدنظر، وی چند روز پیش به اجرای احکام دادسرای شهید مقدس مستقر در زندان اوین احضارشده و از حکم خود مطلع گردیده بود.
اتهامات وی اجتماع و تبانی با قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی اعلام شده است.نوید کامران در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، از فعالان سایت انجمن هواداران میرحسین موسوی بود، که بعدها به انجمن هواداران جنبش سبزتغییر نام داد.



اخراج پسر کروبی از دبیرخانه مجمع تشخیص

سایت حامی دولت بولتن نوشت: تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی که در یکی از کمیته های دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام فعالیت داشته، اخیرا اخراج شده است.
بنابراین گزارش، به دلیل حاشیه هایی که وجود وی در این کمیته زیرمجموعه دبیرخانه ایجاد کرده بود، با دستور دکتر محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت، با وی قطع همکاری شده و برهمین اساس مقرر گردیده از ورود وی به کلیه محیط های مرتبط با مجمع ممانعت بعمل آید.



سناتور آمریکایی ایران را تهدید به حمله کرد

واحد مرکزی خبر: لیبرمن سناتور آمریکایی گفت ما بازیگر اصلی در منطقه خلیج فارس خواهیم بود تا ضمن تامین منافع اقتصادی ، برقراری امنیت را هم در منطقه برقرار کنیم .
این سناتور آمریکایی گفت : کشورهای منطقه باید برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای تلاش کنند و مقابله کاخ سفید با ایران برنامه هسته ای ایران هم با هدف حمایت از کشورهای منطقه است .
به نوشته امروز روزنامه الایام چاپ بحرین ‌، جوزف لیبرمن در سخنرانی خود در موسسه بین المللی پژوهشهای راهبردی بحرین ،‌ خاطر نشان کرد ، ‌علت استمرار حضور ما در منطقه این است که هرگونه تحول در آن ، ‌مستقیما بر مصالح اقتصادی و امنیتی آمریکا تاثیر خواهد گذاشت .
لیبرمن حفظ موازنه قوای امنیتی و نظامی در منطقه را از سیاستهای امریکا برشمرد و با اشاره به بیانیه کارتر رئیس جمهوری اسبق آمریکا که بیش از سی سال قبل آن را منتشر کرد ، افزود :‌ بر اساس این بیانیه ( نه قرارداد بین المللی ) ‌هرگونه حمله به این منطقه ،‌ تجاوز به منافع امریکا محسوب می شود و آمریکا برای مداخله نظامی درنگ نخواهد کرد.



ماموران نيروی انتظامی رژیم از مردم اخاذی می کنند

خبرگزاری حکومتی فارس: اعضاي باند اخاذان مأمورنما كه با عنوان مأمور نيروي انتظامي در سطح شهرستان‌هاي استان تهران از مردم اخاذي مي‌كردند، از سوي پليس شهريار دستگير شدند.

به گزارش ستاد اطلاع رساني فرماندهي نيروي انتظامي استان تهران، عبدالرضا خيرخواهان فرمانده انتظامي شهرستان شهريار با اعلام اين خبر در تشريح جزئيات آن گفت: در پي دريافت گزارش‌هايي از اخاذي با عنوان مأمور در سطح حوزه شهريار و حومه، چند اكيپ ويژه از كارآگاهان پليس، شناسايي و دستگيري اخاذان مأمورنما را در دستور كار خود قرار دادند.

وي افزود: با دريافت اين گزارش‌ها و اخذ مشخصات مأمورنمايان از مالباختگان و چهره نگاري رايانه‌اي آنها، مأموران كلانتري 26 صباشهر با مشاهده اين افراد كه با خودروي تيزرو زانتيا در حال تردد بودند به تعقيب آنها پرداختند و در سطح حوزه نسيم شهر رباط كريم با رعايت قانون به كارگيري سلاح و شليك چند تير هوايي، سرانجام با هدف قرار دادن لاستيك خودروي زانتيا و متوقف كردن آن، سه نفر سرنشين خودرو را دستگير كردند.‌

خيرخواهان اظهارداشت: در جريان تعقيب و گريز و درگيري سارقان با پليس يكي از مأمورنماها به نام جمال-ا‌لف از ناحيه كتف مورد اصابت گلوله قرار گرفت كه بلافاصله به بيمارستان اعزام شد‌.
وي گفت: پس از بازديد از خودرو، يك دست لباس مأمور نيروي انتظامي كشف و متهمان به همراه خودرو زانتيا براي بررسي‌هاي بيشتر به پليس آگاهي منتقل شدند‌.

خيرخواهان تصريح كرد: در تحقيقات و بازجويي‌هاي پليسي، اخاذان دستگيرشده خود را به نام‌هاي مير عظيم-ر، ايوب- الف و جمال- الف معرفي كردند‌.

سردسته باند به نام ميرعظيم-ر در بازجويي‌هاي پليس درباره نحوه و چگونگي اخاذي گروه خود گفت: پس از آزادي از زندان با تشكيل باندي كه همگي از طايفه فيوج بوديم، تصميم گرفتيم با عنوان مأمور و در پوشش لباس نيروي انتظامي از مردم اخاذي كنيم.

متهم ادامه داد: طعمه‌هاي خود را بيشتر از مشتريان بانك‌ها و بنگاه‌هاي معاملاتي در سطح شهرستان‌هاي رباط كريم، كرج، شهريار و اسلامشهر انتخاب مي‌كرديم و شگرد ما بدين نحو بود كه با شناسايي افرادي كه احساس مي‌كرديم مبالغ هنگفتي وجه نقد نزدشان است، خودرو آنها را تعقيب و در يك فرصت مناسب لباس‌هاي نيروي انتظامي را پوشيده و با تابلوي ايستي كه به همراه داشتيم، خودرو موردنظر را متوقف مي‌كرديم و با عنوان اين موضوع كه گزارش رسيده شما حامل موادمخدر و يا مشروبات الكلي هستيد، اقدام به بازرسي بدني و داخل خودرو كرده و با سرگرم كردن راننده، بعد از سرقت وجوه نقد را سرقت متواري مي‌شديم‌.

وي در ادامه اعترافات خود گفت: شگرد ديگر ما براي اخاذي از رانندگان اين گونه بود كه با عنوان پليس نامحسوس در سطح بزرگراه‌ها، خودروهايي را كه با سرعت غيرمجاز حركت مي‌كردند، متوقف كرده و با اظهار چشم‌پوشي از تخلف آنها و عدم انتقال خودرو به پاركينگ از آنها مبالغ هنگفتي را به عنوان رشوه دريافت مي‌كرديم.

فرمانده انتظامي شهرستان شهريار خاطرنشان كرد: در حال حاضر هفت نفر از شكات، متهمان را شناسايي كرده‌اند و در بررسي‌هاي تكميلي مشخص شد كه ميرعظيم-ر و ايوب- الف داراي چهار فقره و جمال-الف نيز داراي 3 فقره سابقه سرقت و اخاذي با عنوان مأمور هستند.

سرهنگ خيرخواهان در پايان با اشاره به اعترافات متهمان و حضور شاكيان در پليس آگاهي گفت: تاكنون متهمان بيش از 290 ميليون ريال اخاذي با عنوان مأمور داشته‌اند‌.

با توجه به سابقه‌دار بودن متهمان و وسعت جغرافيايي جرائم ارتكابي آنان، رئيس شعب 103 دادگستري شهرستان شهريار دستور چاپ بدون پوشش عكس متهمان را صادر تا چنانچه افرادي در دام اين اخاذان گرفتار شده‌اند به پليس آگاهي شهرستان شهريار مراجعه كنند‌.



پایان سفر هفنصد میلیارد تومانی خامنه ای به قم

ایسنا: مقام معظم رهبري در پايان دهمين روز سفر به قم، تا ساعاتي ديگر اين شهر را ترك خواهند كرد. تعداد زيادي از اقشار مختلف مردم قم از صبح امروز به صورت خودجوش در مقابل حسينيه امام خميني (ره)، محل استقرار مقام معظم رهبري براي بدرقه‌ي ايشان حضور يافته‌اند.

هفنصد میلیارد تومان هزینه سفر خامنه ای به قم

سایت ندای سبز آزادی: سفر سید علی خامنه ای به قم میلیارد ها تومان هزینه روی دست مردم گذاشت. به شهادت مکاتبات انجام شده بین وزارت خانه ها، استانداری قم و مسئولین بیت رهبری هزینه سفر رهبری به قم 700 میلیارد تومان برآورد شده است.

این رقم شامل هدایای نقدی و غیر نقدی،حمل ونقل مردم و بسیجیان و کارمندان از استانهای اطراف،اجاره هتلها و خورد و خوراک،اجاره خودرو و خرید لوازم تبلیغات؛تابلو،بنر،پوستر و هزینه های امنیتی در اطراف بیابانهای قم و استقرار نیروی انسانی نیز میباشد.

در حالی این سفر با هزینه های میلیاردی برگزار میشود که مردم در بدترین وضعیت اقتصادی خود قرار دارند ، هفتصد میلیارد تومان هزینه میشود تا توهمی از مشروعیت تصویر شود.




تجمع کارگران سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری آبادان در اعتراض به عدم پرداخت سه ماه حقوق و بیمه خود در مقابل شهرداری آبادان

ایلنا :
حدود 30 نفر از کارگران سازمان فضای سبز شهرداری آبادان در اعتراض به عدم پرداخت سه ماه حقوق و بیمه خود در مقابل شهرداری مرکزی دست به تجمع زدند.
کارگران در گفت و گو با خبرنگار ایلنا گفتند: پرداخت نشدن حقوق سبب بروز مشکلاتی برای ما در جهت امرار معاش، پرداخت قبوض، تحصیل فرزندان و غیره شده است.

آنان خواستار توجه و رسیدگی مسوولان به این امر شدند.

سرپرست شهرداری آبادان با اشاره به واریز اعتباری به حساب سازمان مالیات(ارزش افزوده) گفت: در زمان حاضر این سازمان اجازه ی برداشت را به ما نمی دهد.

عبدالرضا متور افزود: در حال نامه نگاری با مسوولان این سازمان هستیم تا با شرح مشکلات کارگران نسبت به رها سازی حساب اقدام نمایند.

به گفته ی وی در صورت واریز اعتبار یاد شده به حساب شهرداری حقوق معوقه ی تمامی کارگران تا پایان شهریور ماه پرداخت خواهد شد.

____________________________________________________

_____________________________________________

______________________________________

__________________________________

 
آیا جمهوری اسلامی درحال فروپاشی ست؟

درعصرسرمایه داری، انقلاب تنها زمانی میتواند اتفاق بیفتد که دریک شرایط انقلابی، طبقه کارگر

قدرت سیاسی را یک سره قبضه کند واز کل جریان های منسوب به طبقه ی بورژوازی

اعم از حاکم یا حاشیه ای، خلع یدِ سیاسی- اقتصادی نماید

نوشته ی: سهراب صبح

آیا جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است؟ آیا چنین روندی امری محتمل است، ممکن و قابل پیش بینی است؟ آیا تحولات داخلی به ویژه پس از انتخابات 22 خرداد 88 پروسه ی فروپاشی را تسریع کرده است؟ اصولآ زمینه ها و اسباب فروپاشی دولت ها چگونه رقم می خورد؟ دراین یادداشت کوتاه خواهم کوشید به بعضی از این نکات بپردازم.
مستقل از شیوه های رویاپردازانه یی که از سوی افراد و گروه های متوهم مطرح می شود و در این طرح های بی بنیاد و هپروتی راهکارهای مهمل و خیالاتی از قبیل نافرمانی مدنی، انتخابات آزاد، انقلاب انسانی (این یکی دیگر نوبر است. پنداری انقلاب حیوانی هم داریم. و تازه معلوم نیست، این انسان عامل انقلاب کیست؟ کارگر، کارفرما، یا ...! مگر نه این که همه انسانند؟...) و آلترناتیوهای بی ربط و من درآوردی نظیر حکومت انسانی که گویا قرار است اومانیسم قرن هجده را جای گزین دیکتاتوری پرولتاریای مارکس کند و لیبرالیسم دوتوکویلی را از طریق لنین زدایی به حراج بگذارد قدر مسلم این است که دولت ها علی العموم و به طور کلی به چند شیوه ساقط می شوند:
- انقلاب (نمونه را انقلاب اکتبر)
- کودتا (پینوشه و ده ها مورد دیگر)
- جنگ های نیابتی و وکالتی (سقوط صدام و طالبان به دست ارتش آمریکا)
- فراگیر شدن بحران اقتصادی ، سیاسی و فروپاشی درونی (سقوط شوروی)
- تغییرغیرساختاری دولت ها، جا به جایی سیاستمداران به شیوه های مسالمت آمیز، مانند تحولات یوگسلاوی، گرجستان، اکراین.
- انتخابات آزاد (نگارنده فقط مورد نیکاراگوئه و کنار رفتن اورته گا به ضرب پشتوانه ی مدیای سرمایه داری را به یاد می آورد. حتا کناره گیری نلسون ماندلا نیز به یک مفهوم تغییر ساختاری دولت نبود. جا به جایی سیاست مداران همسو بود.)
اجازه بدهید در مورد هر یک از این موارد چند کلمه ئی را به اختصار بیان کنم. گو این که هر کدام از این سر فصل ها، موضوع صدها کتاب و مقاله است.
* انقلاب. واضح است که در عصر سرمایه داری، انقلاب تنها زمانی می تواند اتفاق بیفتد که در یک شرایط انقلابی، طبقه ی کارگر قدرت سیاسی را یک سره قبضه کند و از کل جریان های منسوب به طبقه ی بورژوازی اعم از حاکم یا حاشیه ای خلع ید سیاسی اقتصادی نماید. از موهوماتی نظیر"انقلاب انسانی" و" کوبیدن پرچم وسط میدان گود استخر به یاری ده هزار شیفته ی مدونا و جنیفر لوپز" که بگذریم، مثل روز روشن است که در ایران کنونی نه شرایط انقلابی است و نه طبقه ی کارگر از تشکیلات نیرومند حزبی و شورایی برای یورش به جبهه ی سرمایه داری و دولت حاکم بهره مند است. بخشی از چپ پوپولیستی ایران که همواره کوشیده رادیکالیسم ذهنی اش را با انقلابی دانستن تمام برهه ها و فصول و ماه ها به رخ دیگران بکشد می تواند این بار به جای حمله از کوه به شهر، دستور یورش را از مدیا صادر کند. بدون در نظر گرفتن شرایط عینی داخل کشور و بدون توجه به پراکندگی طبقه ی کارگر فرمان کشف حجاب و برافراشتن تصویر این و آن را صادر فرماید. بالاخره این هم نوعی انقلابی گری ست. گیرم از نوع بلانکیستی با مواضع ضد لنینی. کسانی که تا دیروز با درک ابتر از "چه باید کرد" لنین تئوری "حزب و قدرت" را به آزمونی محکوم به شکست گذاشتند حالا آن دور از مارکسیسم خود را نیز به "انقلاب انسانی" برای برپایی "حکومت انسانی" فروخته اند.
(در افزوده: ماجرای "انقلاب انسانی" توام با آنتی لنینیزم حککا به جاهای جالبی رسیده است. حمید تقوایی در آخرین سخنرانی خود در کانادا دلیل ناکامی انقلاب اکتبر را نه شکست انتقال طبقاتی، بلکه در"عدم خودآگاهی بلشویک ها به مقوله انسانیت و بی ارزش دانستن جان انسانها" خوانده و دفاع از "انقلاب انسانی" را تلویحا آلترناتیو بلشویسم، دولت کارگری و دیکتاتوری پرولتاریا جا زده است. عبدالله مهتدی نیز در مصاحبه شب بیست و نه شهریور با تلویزیون خودش، بلشویک ها را جریانی "ضد انسانی" دانسته که در یک مورد فقط بیست و دو نفر از رفقای خود را کشته اند!!؟ پیوند اعلام نشده چپ پشیمان (راست سکولار) با کمونیزم خرده بورژوایی که به تدریج در پوست اومانیزم لیبرالی می رود در آینده حول همین مسائل قوت بیشتری خواهد گرفت و برای پیروزی"انقلاب انسانی" و یارگیری، از حلقه سلطنت طلبان نیز عبور خواهد کرد. مگر نه این که رضا پهلوی به کنگره حککا دعوت شده و مگر نه این که جناب "شاهزاده" با دوستان عبدالله مهتدی از جمله ع.نوری زاده ارتباط تنگاتنگ دارد. از کمونیزم کارگری هیچ نمانده است. کارگریش ده سال پیش با "حزب و قدرت" پرید، انقلابی گری خرده بورژوائیش نیز در حال اضمحلال است.)
نفی شرایط انقلابی به مفهوم عدم تدارک و سازمانیابی پرولتری به منظور انکشاف مبارزه طبقاتی نیست. هرچند انقلاب موش کور تاریخ است و با ولونتاریسم و آوانتوریسم چند آدم شیدا شکل نمی گیرد با این همه تلاش برای متشکل کردن کارگران بستر ساز یک انقلاب سوسیالیستی تواند بود. اهرم انقلاب در عصر سرمایه داری مطلقا در گرو به میدان آمدن طبقه کارگر (برای خود) است و بدون این پیش شرط سخن گفتن از انقلاب هذیانی بیش نیست. کسانی که گمان می زدند و هنوز نیز می زنند مبارزه طبقاتی منجر به انقلاب، با پیری و فرتوتی یا بازنشستگی کارگران متوقف میشود و این مبارزه قابل انتقال به نسل بعد نیست بهتر است به همان غوغا سالاری و اکسیونیزم روزمره خود در کوچه پس کوچه های غرب دل خوش کنند و شب ها به یاد عملیات گاردها و بریگادهای خود خواب خوش فتح سه کاخ ببینند، تقسیم قدرت را در همان جلسه انجمن مارکس لندن به پایان برسانند و 23 اردیبهشت کردستان را به حساب فراخوان تئوری مشوش "حزب و جامعه" بگذارند.
کودتا. روشن است که بورژوازی میلیتانت حاکم سناریوی کودتائی را که در سال 1384 با عروج احمدی نژاد کلید زده بود در 22 خرداد 1388 روی صحنه برد و تکمیل کرد. در واقع کودتا در ایران طی 5 سال گدشته اتفاق افتاده است و امکان فروپاشی ج.ا از طریق یک کودتای برون مرزی با حمایت ارتش یا بخشی از سپاه سخت بعید است (به پروژه مرد نیرومند اشاره خواهم کرد). کودتای سپاه از یک طرف بورژوازی لیبرال متمایل به غرب و به یک مفهوم اصلاح طلبان دولتی و حامیانشان را پس زده و از طرف دیگر سخت ترین شرایط اجتماعی را برای شکل بستن یک نوع اقتصاد سیاسی فریدمنی - پینوشه ای آماده کرده است.
جنگ های وکالتی. اینک همه کسانی که به پشتوانه چک های بی محل تحلیل های بی پایه "سناریوی سیاه سفید" خود را آماده بهره برداری از سود و ارزش اضافه حمله آمریکا به ایران می کردند و در ذهن خود شرایطی مانند عراق را شبیه سازی نموده بودند، به این شیوه "رژیم چنج" پشت پا زده اند. از قرار دیگر کسی نقش چلبی، علاوی یا مالکی را در ایران بازی نخواهد کرد. مسئولیت سرگروهبانی پاسگاه ژاندارمری بوکان - میاندواب که در فرایند پیش گفته به دوش مشترک صلاح مهتدی - عبدالله حسن زاده نهاده شده بود، تا اطلاع ثانوی فسخ گردیده است. ناسیونالیسم کرد که در رویای شیرین " مام جلال شدن" یا ارتقا به مقام رئیس دولت حریم بی تابی می کرد و برای ملاقات دیپلماتیک! با مقامات درجه دهم آمریکا از درهای پشت وزارت خارجه شرفیاب می شد، حالا به حضور در بی بی سی و صدای آمریکا و تکرار ندامت نامه و پوزش از گذشته خود رضایت داده است. عوارض جنگ دوم خلیج و سقوط دیوار برلین حضرات را تا مرداب راست ترین بخش سوسیال دموکراسی سقط نموده است. در سفاهت محاسبه سیاسی این جماعت همین بس که هرگز نفهمیدند، حمله جنگنده های اسرائیلی به نیروگاه اتمی عراق از یک سو و روابط پیدا و پنهان ج.ا با آمریکا و اتحادیه اروپا و اسرائیل و چین و روسیه و ژاپن از سوی دیگر یکی از اضلاع محور شرارت را که ایران باشد خیلی زود از روی میز نئوکان ها برداشته بود. رفتار و واکنش کره شمالی هسته ای نیز جنون آمیز تر از آن بود و هست که با چند موشک تام هاوک یا کروز آزمایش پذیر باشد.
(در افزوده : رمز اصرار ج.ا در هسته ای شدن را در همین زمینه و افزایش قدرت چانه زنی بین المللی باید جست و جو کرد.)
پس لاجرم تنها گزینه عراق بود. چنان که چنین نیز شد. اینک همان طور که "مام جلال" از گذشته "چپ" خود اظهار پشیمانی می کند و دست در دست عمار حکیم و مالکی تا حد نوکر گوش به فرمان آمریکا - ایران سقوط می کند، رهپویان او نیز ناگزیر چنین مسیری را پیش گرفته اند.
کنگره 13 "حزب کومه له " عبدالله مهتدی مدافع همین سیاست هاست و بنا دارد تحت لوای ارتجاعی فدرالیسم در اتحاد جمهوری خواهان و سکولارها ی مشروطه جو ذوب شود. تحلیل تطبیقی سناریوی سیاه و سفید بماند تا بعد.
در مواجهه با جمهوری اسلامی، ایالات متحده و بخش عمده ای از اتحادیه اروپا و1+5 به جای جنگ وکالتی سیاست تحریم را در پیش گرفته اند. اینکه تحریم ها تا چه اندازه می تواند سیر فروپاشی ج. ا را تسریع کند بستگی به فاکتورهای متعددی دارد. اولین نکته قابل تامل را باید در تلاش شدید دولت به منظور جلوگیری از صدور قطعنامه شورای امنیت رهیابی کرد. سفر احمدی نژاد به دور دنیا در 80 روز و ملاقات با روسای ارشد 9 دولت عضو شورای امنیت در نهایت به دو رای منفی برزیل و ترکیه از 15 رای انجامید. به عبارت دیگر ج.ا از یک سو شعار بی اثر بودن تحریم ها را عربده می کشد و از سوی دیگر برای رای خری دست به هر تشبثی می زند. آثار تخریبی تحریم ها به ویژه در حوزه حمل و نقل هوائی، سوخت، تامین قطعات برای ادامه کاری صنایع سنگین، تا عدم تحویل موشک های اس 300 روسی بر اقتصاد سیاسی ج.ا اظهر من الشمس است. برخی تحلیل گران عوارض تحریم ها را ویرانگرتر از جنگ دانسته اند و آمارهای مرتبطی ارائه داده اند که پیگیری آن از حوصله این بحث بیرون است.
پیشنهاداتی نظیر نافرمانی مدنی، انتخابات آزاد، مبارزه مسالمت آمیز و... برای دست یابی به امکان فروپاشی تدریجی به قدری مضحک است که اشارتی به آن ها کافیست. نافرمانی مدنی که ظرف دو سه سال گذشته از زبان برخی اعضای قدیمی راه کارگر نیز شنیده شده، اکنون سخنگویان خود را در میان "اصلاح طلبان رادیکال"!! مانند سازگارا و شرکا یافته است. راهکار این کمپانی برای فروپاشی، از الله اکبر پشت بام شروع میشود، خیابان گردی 7 تیر را پوشش می دهد، زدن اطو برقی در ساعات پر مصرف را در برمی گیرد، تاخیر یا عدم پرداخت فیش آب و برق و گاز و تلفن را دیکته می کند و تا اسکناس نویسی انتحاری! ادامه می یابد. مثلا راهبرد این راهکار ابتدا تحدید اختیارات ولی فقیه (اصل 110) در کنار حذف احمدی نژاد و بقول رفسنجانی "هرخری به جز احمدی نژاد" است. تغییر سیاستمداران حداکثر ظرفیت مطالبه محوری این جماعت سرگردان و افتاده از اسب تروا است. حالا با بسته شدن مسیرهای چنین امکانی و به ویژه بن بست اکسیونیسم این "استادان" به جان هم افتاده اند و می خواهند با مسهل کارل پوپر، حجت الاسلام کدیور و مکلا سروش و بازرگان را به تفاهم برسانند. این حضرات با وجود پراکندگی در حال حاضر عرصه را بر سلطنت طلبان تنگ کرده اند و چنین پیداست که در جمع بندی نهائی مراکز امپریالیستی - امنیتی غرب نیز جای سلطنت طلبان را گرفته اند.
(در افزوده: یکی از دلایل نزدیکی کمونیسم کارگری و سلطنت طلبان در این اواخر را باید در همین امر یافت.)
اصلاح طلبان رادیکال شده از فهم این واقعیت ساده عاجزند که با وجود سپاه و بسیج و لباس شخصی ها و....نمی شود مانند یوگسلاوی یا اوکراین وارد فاز تغییر قدرت شد. زمانی هم که اوباش بسیجی دست به چماق می برند عباس عبدی و مسعود بهنودشان زوزه کشان مدعی می شوند که "جنبش مدنی سبز برای کتک خوردن آمده و از خشونت بیزار است"!! انتخابات آزاد نیز راهکار ابلهانه دیگری ست که از حداقل واقع بینی سیاسی بهره مند نیست. وقتی آرای "نخست وزیز محبوب امام راحل" شمرده نمی شود و رئیس دو دوره مجلس اسلامی و روسای چهار دولت پنجم تا هشتم "سران فتنه" خواده می شوند، سخن گفتن از انتخابات آزاد بدون فروپاشی و درهم شکستن تمام ارکان اقتصادی سیاسی و نظامی دولت کنونی بلاهت است. حل این مساله که چگونه می شود با وجود سپاه و بسیج وارد انتخابات آزاد شد مانند حل جدول کلمات متقاطعی ست که یکی از دو ستون عمودی یا افقی آن در آمده باشد!! همه علیه هم. ما در آخرین مقاله خود در "به پیش!" موضوع در گیری جناح های مختلف حکومتی را با ارائه مصادیق متعدد بر رسیدیم و از این ماجرا تحت عنوان "جمهوری اسلامی، همه علیه هم" یاد کردیم. در این 7 ماه که بیماری، فرصت قلمزنی را به کل از من ستانده بود، ماجرای "همه علیه هم" وارد مرحله تازه ای شده و شکاف های گشادی در سطوح مختلف حاکمیت ایجاد کرده است. اشاره به تمام این موارد مقاله تحلیلی ما را به نوشتاری خبری تقلیل خواهد داد. با این حال به چند نمونه می پردازم و سریع می گذرم.
اختلاف مجلس با دولت در ماه های اخیر حفره های گودی را در قدرت حاکم ایجاد کرده است. امتناع احمدی نژاد از ابلاغ و اجرای قوانین مصوب مجلس و مجمع مصلحت در قضیه تخصیص بودجه 2 میلیارد دلاری به متروی تهران، سردار قالیباف را سراسیمه به دفتر رفسنجانی فرستاد که با این یاغی (احمدی نژاد) چه کنیم؟ حتا ابلاغ این قانون از سوی لاریجانی نیز مفید نیفتاد تا این که پس از چند مناقشه مشابه، علی خامنه ای همه اعضای دو قوه را فراخواند و دستور "وحدت کلمه" را به ایشان دیکته کرد و نسبت به "موازی کاری" هشدار داد. پایان دوران فصل الخطاب "آقا" که رسما از نماز جمعه 29 خرداد 1388 تهران و راهپیمائی و تظاهرات 30 خرداد آغاز شده، در تمام این مدت به وضوح نشان داده است که خامنه ای و سپاه قادر به کنترل اوضاع نیستند. سهل است ایشان از جمع کردن دعاوی جماعت اصولگرای خود ساخته زیر یک سقف نیز ناتوانند. احمدی نژاد که خود و دار و دسته اش را دولت برگزیده امام زمان و اولترا اصولگرا می داند، به دستورات "نایب برحق حضرت" تمکین نمی کند. حتی نظرات "امام فقید" را به ریشخند می گیرد و فاکت مقدس "مجلس در راس امور است" را به جماران عودت می دهد و خود را در راس امور می خواند. وزیر خارجه نزدیک به "بیت مقام معظم" را سر کار می گزارد و برای مناطق مختلف خاور میانه، اروپا، آسیای میانه و.. نماینده ویژه می گمارد. مکتب ایران را به شاخی زیر چشم روحانیت "معزز" تبدیل می کند و بر گردن کوروش چفیه بسیجی می اندازد و پرچم ناسیونالیسم سلطنت خواه را به دست می گیرد. در تمام طول مصاحبه شنبه 27 مرداد با شبکه خبر حتی یک فاکت از رهبر نمی آورد و در مقابل نیم ساعت به تمجید مدیریت کوروشی می پردازد. به خبرنگاران می گوید کیهان نمی خواند و کفر شریعتمداری را بالا می آورد. تا حد سرمقاله 29 شهریور. با وجود مخالفت های مکرر روحانیان حامی خود هر روز بر پست های اسفندیار رحیم مشایی می افزاید. کیهان اما اسفندیار محبوب رئیس جمهور"مردمی" را افراسیاب می خواند و "دکتر" را از افتادن در چاه او پرهیز می دهد. حتی فاطی رجبی که آدم را یاد فاطی کماندو می اندازد در سایت رجا نیوز به مخالفت با "معجزه هزاره سوم" نوحه می خواند. مداحان رسمی ولایت مانند حاج منصور ارضی و حاج سعید حدادیان وارد گود می شوند و مشایی را به آلت تناسلی تشبیه می کنند. رجا نیوز (29 شهریور 89) از بلااثر بودن فتوای رهبر در خصوص وحدت قوا مویه سر می دهد و توکلی و نادران و مطهری برای محمد رضا رحیمی شاخ و شانه می کشند. و پرونده خیابان فاطمی را ورق می زنند. مجلس اصولگرا به سبب تصویب یک قانون به نفع وقف دانشگاه آزاد از طرف کفن پوشان به توپ باران لیاخوفی تهدید می شود. همه نسوز جا می زنند. وقف دانشگاه و مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی روی دست رفسنجانی و احمدی نژاد می ماسد. حالا به جای موسوی که دفتر و دستکش نیز به تاراج رفته و از خطر دیکتاتوری هراسناک است، رفسنجانی نسبت به حمله خودسرها به خانه کروبی هشدار می دهد. مجلس خبرگان به محلی برای تسویه حساب باند رفسنجانی، طبسی و مهدوی کنی از یک طرف و تیم جنتی، یزدی و مصباح از طرف دیگر تبدیل می شود. احمد خاتمی در این میانه پاانداز است. هاشمی پس از سخنرانی افتتاحیه و توپ باران دولت قهر می کند و به دفترش می خزد. جمعی نزد او می روند تا سردسته شیوخ لویی جرگه را به کرسی جلسه صبح روز بعد بیاورند. هاشمی پس از اخطار نسبت به عواقب تحریم ها خطاب به جنتی و رهبرش می گوید "کشور را تا خرخره در بحران فرو برده اید و طلب کار هم هستید." احمدی نژاد از کارلا برونی رفع حیثیت می کند. او که عاشق سفر به آمریکاست برای دلربایی از غربی ها دست به هر کاری می زند. روسای دانشگاه ها یکی پس از دیگری حذف می شوند. رشته های علوم انسانی جای خود را به بحارالانوار مجلسی می سپارند. اتاق بازرگانی در مقابل غارت های سپاه صف می بندد و از مهار شبه دولتی ها در ماجرای خصوصی سازی (خودی سازی) عربده می کشد. کسی برای نصیحت عسگراولادی و باند موتلفه تره هم خورد نمی کند. بازار به حاشیه قدرت افتاده و واردات سپاه از بنادر نامریی حرف اول را می زند. حالا دیگر سرداران نیازی به بلند کردن جت و بستن فرودگاه امام نمی بینند ... در ج.ا همه علیه هم غداره می کشند. طرح چنین مولفه یی چنان که قبلا نیز گفتم به منزله دل خوش داشتن به دعوای جناح ها برای تسریع فروپاشی نیست، اما واقعیت این است که با وجود این هرج و مرج سیاسی اقتصادی، بخش قابل توجهی از بورژوازی ایران نیز به صفوف ناراضیان جدید پیوسته و از ضرورت تمام و کمال حذف ولایت فقیه و ظهور مرد آهنین (نظیر رضا شاه) دفاع می کند. ناطق نوری 4 سال پیش گفته بود "ما رضا خانی می خواهیم که مسلمان هم باشد" اینک وظیفه تئوریزه کردن این راهکار به دوش صادق زیبا کلام نهاده شده است. نقش علی خامنه ای از سوی تمام مدعیان قدرت تقریبا به صفر تنزل یافته و حداد عادل از هم اکنون دامادش را در نوبت آب بندی رهبر آینده خوابانده. خامنه ای خود برضعف اتوریته اش واقف است و به همین دلیل نیز از یک جهت چاره ای جز حمایت از دولت کودتایی خود و شخص احمدی نژاد ندارد و از جهت دیگر به اخوان لاریجانی ماموریت داده در مواقع لزوم، دستی دکتر محمود را بکشند و مانع از عنان گسیختگی او شوند. اینک لاریجانی ها می کوشند جای خالی اصلاح طلبان را هم پر کنند و به فقدان و خلا ناشی از یک آلترناتیو قابل اعتماد برای رهبر و روحانیت پاسخ دهند. در این سناریو، محمد رضا باهنر که از هیات رئیسه مجلس حذف شده نقش دلالی در سایه را ایفا می کند.
بحران اقتصادی. به جز شکاف های ترمیم ناپذیر جناح بندی های موجود، که عملا به تشتت و ضعف رژیم انجامیده، مهم ترین مساله یی که امکان فروپاشی ج.ا را به روندی عینی و واقعی پیوند زده بحران اقتصادی فزاینده است. این مساله نیز مانند هریک از سرفصل های پیش گفته نیازمند مقاله ای مستقل است، اما برای تکمیل کلیات این بحث به چند نکته بدون تقدم و تاخر اشاره می کنم.
افزایش نرخ بیکاری که در 30 سال گذشته بی سابقه بوده است. یک گزارش غیر علنی می گوید در 4 ماه نخست سال جاری بیکار سازی های وسیع، نزدیک به 500 هزار کارگر زن را به نیستی و فلاکت کشیده است. به موجب همین گزارش 46 در صد زنان بیکار را جوانان 15 تا 26 سال تشکیل می دهند که ناگفته پیداست سرنوشت و آینده بخش اعظم آنان به کجا خواهد کشید. بنا بر همین گزارش در مجموع بیش از یک میلیون وسیصد هزار زن در حال حاضر بیکارند. این بیکاری شامل مشاغل خانگی، سقوط قابل پیش بینی کارگاه های کوچک زود بازده!! تن فروشی و غیره نمی شود.
بدهی بانکی واحدهای تولیدی کوچک و بزرگ عملا به ورشکستگی این صنایع و بیکارسازی مضاعف به جای " کار مضاعف "!! و تعویق چند ماهه پرداخت دستمزدها انجامیده است. خصوصی سازی، دریافت وام های کلان توسط رانت خوارانی که مراکز تولیدی را خریده اند و هزینه کردن این وام ها در بخش دلالی های پر سود یا بالا کشیدن کل وام، یکی از دهها دلیل ورشکستگی صنایع و بیکارسازی های گسترده است. کمتر از صد نفر بیش از 75 میلیارد دلار از سیستم بانکی پول گرفته اند بدون یک دینار وثیقه با این پول ها مراکز صنعتی را قاپیده اند، زمین ها را فروخته اند و سخت افزار فرسوده کارخانه ها که قرار بود وام ها صرف نوسازی آن ها شود را به همراه کارگران بیرون ریخته اند. بخشی از این صنایع از بیخ و بن به چین منتقل شده است. بیهوده نیست که حضرت اسدالله عسگراولادی میلیاردر همزبان با نهاوندیان در جلسه اتاق بازرگانی (29 شهریور 1389) این راهکار را پیش می کشد که "ما باید رمز موفقیت چینی ها را کشف کنیم و بدانیم چگونه کالای آنان به لحاظ کیفیت از کالای ما بهتر و از نظر قیمت ارزان تر است و به همان سمت برویم" این دیگر پدر سوختگی محض است. رویکرد به ارزان سازی نیروی کار، تشدید فشار بر کارگران، استثمار فزونتر و افزایش ساعت کار ... بخشی از سیاست ضد کارگری دولت امپریالیستی چین است که از قرار می خواهد تابلوی راهنمای سرمایه داری ایران نیز بشود. حجم وادات کالاهای چینی بازارهای ایران از مشهد و قم تا بانه را انباشته است. پارچه مرغوب عبا و قبای روحانیان، مهر و جانمازو تسبیح و رکعت شمارمومنان تا تلویزیون و موتور زانتیا همه و همه مارک برادران با بصیرت چینی خورده است.
بدهی کلان دولت از مرز 130 میلیارد دلار گذشته است. رکود بازار مسکن باعث حذف نزدیک به صد شغل مرتبط و بیکاری هزاران کارگر شده است. طرح کذائی و رانتی بنگاه های زود بازده جناب جهرمی پوچ از آب در آمده و به حیف و میل مقدار نامعلومی پول ختم شده. کارگران با دریافت این وام یا رهن خانه ای اجاره ای را پرداخته اند یا با خرید قسطی یک ماشین قراضه مشغول مسافر کشی هستند. کاری که با افزایش نجومی قیمت بنزین قطعا به بیکاری های جدید افزوده خواهد شد. ورود جوانان متولد نیمه اول دهه شصت به بازار کار، نرخ بیکاری فارغ التحصیلان غیر متخصص دانشگاه ها را به 68 درصد رسانده است. این بیکاری وسیع به انواع بزهکاری های اجتماعی مانند قاچاق مواد مخدر در حد خرده فروشی، روسپیگری، سرقت وغیره دامن زده و به یک فروپاشی عمیق و کاملا ملموس اجتماعی منجر گردیده.
حذف سوبسیدها و پینوشه ای کردن اقتصاد که از ابتدای به قدرت رسیدن احمدی نژاد وارد مرحله خاصی شده بود حالا شکل تهاجمی به خود گرفته است. مساله فقط بر سر 20 میلیارد دلار صرفه جویی دولت از طریق حذف سوبسیدها نیست. مساله توزیع این پول در میان عده ای از اوباش سازماندهی شده نیز هست. اوباشی که در مواقع ضروری و ضربتی قرار است به یاری باندهای مسلح حاکم بیایند و شورش های خیابانی و اعتصابات کارگری را خفه کنند. از هم اکنون یعنی مهر 89 قیمت کالاهای اساسی و مورد نیاز اولیه فرودستان به نحو وحشتناکی سیر صعودی پیموده است. شیر و لبنیات از ابتدای سال جاری تحقیقا از سفره خانواده های کارگری حذف شده. حمل و نقل عمومی، نان، سوخت، برق، گاز، آب، تلفن و... با نرخ های جدید بازار آزادی مرزهای فلاکت را شکسته و در آینده نزدیک به سونامی وحشتناکی خواهد رسید. بیهوده نیست که احمد جنتی از تریبون نماز جمعه تهران (26 شهریور 1389) افاضه فرموده که: "دوران شبه ریاضت اقتصادی در پیش داریم." محمد تقی رهبر امام جمعه و نماینده اصفهان در مجلس اسلامی پیرامون توجیه اظهارات جنتی گفته: "دوران ریاضت به آن معناست که مردم الگوی مصرف را رعایت کنند و مردم را نباید در شرایط سخت قرار داد." وی در نفی نظر احمدی نژاد که گفته بود به محض اجرای سیاست هدفمند سازی ایران بهشت خواهد شد اضافه کرده: "بعید می دانم که از روز اول وضعیت مردم بهبود پیدا کند. چرا که حداقل 5 تا 6 ماه زمان لازم است و مردم باید تحمل کنند." تنها راهکار ج.ا برای مقابله با این ریاضت (فلاکت) همان دکترین شوک است. تقویت و آماده سازی قدرت امنیتی و تجهیز نیروی انتظامی به وسایل پیشرفته سرکوب و ضد شورش و سامان دهی جدید بسیج در نواحی مستقل تحت فرماندهی آدم کش حرفه ای محمد رضا نقدی وووو در راستای سیاست پیش گفته شکل گرفته است.
اما تمام این ها به نتیجه مطلوب ج.ا نخواهد رسید. تجربه فروپاشی درونی شوروی که بدون هر گونه انقلاب یا تعرض داخلی و خارجی صورت گرفت اگرچه به تحولی مثبت نینجامید و از درون گلاسنوست و پرسترویکا فاسدترین الیگارشی تاریخ روسیه سر کشید، اما این تجربه تاریخی را نیز پیش روی ما نهاد که با قوی ترین ارتش ها و نیرومندترین سیستم های امنیتی برای مدت زیادی نمی توان به اریکه قدرت تکیه زد. به عبارت دیگر سرنیزه جای مناسب و راحتی برای لم دادن و نشستن سیاستمداران نیست. ج.ا نه توان سرکوبش از پلیس شوروی بیشتر است و نه قدرت نظامی اش قابل قیاس با روس های مضمحل شده، است. پایگاه مردمی ج.ا نیز اصلا قابل مقایسه با رهبران شوروی سابق نیست.
تمام این ها و به یک عبارت نارضایتی و خشم عمومی نسبت به حاکمیت باز هم برای فروپاشی انقلابی ج.ا کافی نیست.
ج.ا برای سامان دهی به اوضاع بحرانی اقتصاد خود و عبور موفق از یک دوره جدید انباشت سرمایه در خوش بینانه ترین تخمین ها به دست کم 900 میلیارد دلار پول نیاز دارد. در شرایطی که بانک جهانی از تخصیص 20 میلیون دلار به شهرداری تهران امتناع می ورزد تامین چنین پول هنگفتی 8 برابر پولی که به یونان تزریق شد از محالات است. نهادهای برتون وودز و دولت های متروپل سرمایه داری هم اکنون خود درگیر یک رکود بزرگ هستند و به فرض تمایل نیز قادر به یاری ج.ا نخواهند بود. 20 میلیارد دلار ناشی از حذف سوبسیدها اگر مردم را در تنگنای شدید اقتصادی قرار می دهد اما ج.ا را نجات نخواهد داد.
امکان فروپاشی ج.ا امری واقعی و اجتناب ناپذیر است. مساله اصلی اما این نیست. شاید چنین روندی چپ غیر کارگری شتابزده را راضی کند اما از این نمد گوشه کلاهی برای کارگران و زحمتکشان به دست نخواهد آمد. در غیاب طبقه کارگر متشکل، نیرومند و انقلابی (آماده انقلاب برای خود) از حرارت فروپاشی ج.

 

بالای صفحه

... بیشتر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Free counter and web stats