"آگاهی نامهء " دیگران (مجموعه ای از اخبار روز)

آنچه که در اینجا می آید - و سعی میشود که روزانه بیاید - ، فرستاده های دوستان  از طریق ایمیل می باشد . من تنها تکثيرکننده ام و قصد تنها اطلاع رسانی است ونه جانبگیری.

پنجشنبه ، 20 آبان 89

فرستنده : اوتانِس

www.rudarru.net


ندايی که دودمان رژیم ولایت فقیه را به باد داد




 

یک سایت خبری در تهران از تهیه فیلمی در مورد ندا آقا سلطان توسط جمهوری اسلامی خبر داده و نوشته است: "فیلم پایان نامه با موضوع جنگ نرم و حوادث بعد از انتخابات به تهیه کنندگی روح الله شمقدری و کارگردانی حامد کلاهداری جلوی دوربین رفت. لیلا اوتادی در نقش ندا آقا سلطان در این فیلم نقش آفرینی می ‌کند. موضوع فیلم درباره استاد دانشگاهی است که دارای فعالیتهای جاسوسی و ارتباط با بیگانه است و چهار دانشجویی که با این استاد پایان نامه دارند. این پایان نامه بهانه ‌ای می‌ شود برای ورود این دانشجویان به دنیای پر خطر سیاست."

تلاش رژیم برای تهیه این فیلم نشان می ‌دهد که ندا تا چه حد دستگاه ولایت فقیه را سوزانده است. چشمان باز ندا هنگام مرگ وجدانهای خفته را بیدار کرده است. بی تردید این اقدام چندش آور نتیجه ‌ای جز رسوایی بیشتر برای رژیم ولایت فقیه و انزجار بیشتر مردم نسبت به موجودات حقیری که در لباس هنرمند و سینماگر به خوش‌ خدمتی برای رژیم مشغولند، نخواهد داشت.

این موجودات حقیر را بشناسید: داریوش ارجمند، امیر آقایی، محمدرضا شریفی نیا، حامد کمیلی، بهاره افشاری، لیلا اوتادی، جمشید هاشمپور و میلاد کیمرام. همچنین هادی کلاهداری برادر کارگردان به همراهی تعدادی از مشاوران فیلمنامه ‌این فیلم را نوشته است.

یک وبلاگ نویس در تهران خطاب به این موجودات حقیر نوشته است: حرامتان باد آن نانی که به قیمت پایمال کردن خون نداها و سهرابها به حلقوم شما ریخته میشود.

محکومیت محمد مصطفایی به شش سال حبس و تبعید به ایذه

محمد مصطفایی وکیل پایه یک دادگستری و فعال حقوق بشر که پرونده بسیاری از نوجوانان بزهکار محکوم به اعدام و هم چنین سکینه محمدی را برعهده داشت به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق مصاحبه با رسانه های فارسی زبان خارج کشور و تبلیغ علیه نظام از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به شش سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش جرس، این وکیل دادگستری در پی تشکیل پرونده ای از سوی دادسرا که به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب ارسال شده بود بدون حضور نامبرده و اعلام وقت دادرسی به صورت غیابی محاکمه و به پنج سال حبس تعزیری و تبعید به شهرستان ایذه به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق مصاحبه با رسانه های فارسی زبان خارج کشور و مطرح کردن پرونده سکینه محمدی آشتیانی در این رسانه ها و هم چنین به یک سال حبس تعزیری به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم شد.

هم چنین در خصوص اتهام تحصیل مال غیر که توسط دادستان تهران در مصاحبه با رسانه ها به کلاهبرداری تعبیر شده بود نیز به دلیل فقدان در مرحله دادسرا قرار منع تعقیب صادر و حکم برائت صادر شد.

مصطفایی پس از آنکه روز دوم مرداد سالجاری برای ارائه توضیحاتی به دادستانی تهران احضار شده بود، ناپدید شد. او صدور حکم جلب و ممنوع الخروج شدن خود را به عنوان دلایل خروجش از ایران اعلام کرد.

کانون نویسندگان ایران: وکلای زندانی را آزاد کنید

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: کانون نویسندگان ایران با صدور بیانیه ای ضمن محکوم کردن تعقیب و زندانی کردن وکلای دادگستری که بدون هیچ چشم داشتی با پذیرفتن وکالت آزادی‌خواهان و فعالان اجتماعی به دفاع از ایشان می پردازند، خواهان آزادی فوری و بی قید شرط آنان گردید.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

سلب آزادی بیان و بازداشت و تعقیب قضایی و محکومیت به زندان، که هم‌چنان ادامه یافته و سرِ باز ایستادن ندارد، تنها به فعالان عرصه‌های گوناگون فرهنگی و سیاسی محدود نبوده و نیست. وکلای شریفی نیز که با پذیرفتن وکالت آزادی‌خواهان و فعالان اجتماعی بی هیچ چشم‌داشت به دفاع از آنان برمی‌خیزند از تعقیب و حبس در امان نبوده و نیستند.

بی‌تردید، محکومیت این وکلا به زندان با هدف محروم کردن آزادی‌خواهان و فعالان اجتماعی از حق دفاع از خود صورت می‌گیرد. در سالیان اخیر، به‌ویژه در پی اعتراض‌های گسترده‌ی پس از انتخابات سال ۱٣٨٨، شماری از این وکلا به زندان محکوم شده‌اند؛ پاره‌یی نتیجه‌ی دادگاه را انتظار می‌کشند؛ و برخی مانند نسرین ستوده و محمد اولیایی‌فر هم‌اینک در زندان به سر می‌برند که اولی، به گفته‌ی خانواده‌اش، در اعتراض به حبس خود و شرایط بد زندان اعتصاب ‌غذا کرده، و دومی به زندان گوهردشت تبعید شده است.

کانون نویسندگان ایران تعقیب و حبس این وکلا را محکوم می‌کند و خواهان آزادی فوری و بی‌قیدوشرط و تأمین امنیت شغلی آنان برای دفاع از موکلان خود است.

آلمان خواهان آزادی نسرین ستوده، وکیل دادگستری گردید

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: دولت آلمان با ابراز نگرانی از وضعیت نسرین ستوده در زندان، خواهان آزادی سریع این وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر گردید. از نظر دولت آلمان، رفتار کنونی با وی نمونه‌ای از بازداشت‌ها و فشارهای جاری علیه مدافعان حقوق بشر، و برخورد سیستماتیک دولت ایران علیه مدافعان حقوق بشر در ماه‌ها‌ی اخیر در ایران است که باید پایان یابد.

به گزارش دویچه وله، مارکوس لونینگ مسئول امور حقوق بشر در دولت آلمان روز چهارشنبه (۱۰ نوامبر / ۱۹ آبان) از دولت ایران خواست که نسرین ستوده را آزاد کند.

ستوده کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل است و در فعالیت‌های حقوقی خود رویکردهای حقوق بشری دارد. وی از بیش از دو ماه پیش در زندان به سر می‌برد و تا کنون دوبار در اعتراض به بازداشت خود و برای بهبود شرایط زندان دست به اعتصاب غذا زده است.

اعتصاب غذای دوم نسرین ستوده که اوایل همین هفته پایان یافت، به صورت خشک بود و ۹ روز به طول انجامید. اعتصاب غذای اول وی ۲۸ روز طول کشید. هر دو بار خانم ستوده تنها پس از تقاضای بسیاری از فعالان مدنی و حقوق بشری به اعتصاب خود پایان داد.

لونینگ در ادامه اظهارات خود بازداشت نسرین ستوده را نمونه‌ای از برخورد سیستماتیک دولت ایران علیه مدافعان حقوق بشر در ماه‌ها‌ی اخیر توصیف کرد. او با تصریح این‌که با نگرانی اخبار مربوط به وخامت وضعیت سلامتی این حقوقدان ایرانی را دنبال می‌کند، دولت ایران را فراخواند، به تعهدات بین‌المللی خود در زمینه رعایت حقوق سیاسی و شهروندی مردم ایران عمل کند.

رضا خندان: در ملاقاتی که امروز با نسرین ستوده داشتم، اعلام کرد هنوز در اعتصاب غذاست

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: نسرین ستوده وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، که از 10 روز پیش و در اعتراض به شرایط نگهداری اش در زندان اوین تهران دست به اعتصاب غذای خشک زده بود، روز گذشته به اعتصاب غذای خشک خود پایان داد. اما به گفته رضا خندان، وی تا رسيدن به خواسته‌هايش، اعتصاب غذايش را به صورتي كه فقط از آب استفاده كند ادامه داده و خواهد داد.

به گزارش وبسایت مدرسه فمینیستی، امروز پنج شنبه 20 آبان ماه، همسر و خواهر و برادر نسرین ستوده برای ملاقات با وی به زندان اوین مراجعه کردند و توانستند با وی 10 دقیقه ملاقات کابینی داشته باشند.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده، که پس از دو ماه و نیم توانست برای اولین بار همسرش را ملاقات کند به مدرسه فمینیستی گفت: نسرین ستوده در این ملاقات به ما اعلام کرد که به درخواست دوستان و وكلايش اعتصاب خشك اش را شكسته ولی تا رسيدن به خواسته‌هايش، اعتصاب غذايش را به صورتي كه فقط از آب استفاده كند ادامه داده و خواهد داد.

رضا خندان سپس افزود: همسرم هنوز در اعتصاب غذاست و فقط پس از 9 روز اعتصاب خشک، به تقاضای وکلایش فقط آب می خورد ولی غذا نمی خورد.

نسرین ستوده در این ملاقات به همسرش گفته است: تاكنون جمعا 3 مقام قضايي و امنيتي قول داده‌اند كه ايشان را با تبديل قرار آزاد خواهند كرد ولي هيچكدام به وعده‌هايشان عمل نكرده‌اند. بنابراین من اعتصاب غذایم را به صورت اعتصاب غذای تر، ادامه می دهم.

رضا خندان در بازگشت از این ملاقات گفت: من اصلا نسرین را نشناختم، چون چهره اش آنقدر تکیده شده بود که نمی توانستم تشخیص دهم او همسرم است. نسرین که قبل از زندان 57 کیلو بیشتر وزن نداشت در این مدت زندان حدود 13 کیلو لاغر شده بود و دیگر چهره اش قابل تشخیص برایم نبود. سپس او افزود: نسرین گفت که در این مدت اعتصاب غذایش 2 بار زیر سرم رفته است.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال جنبش زنان، از روز 13 شهریورماه بازداشت و از روز 3 مهرماه در اعتصاب غذا به سر می برد که 9 روز از این مدت را در اعتصاب خشک بوده است.

عیسی سحرخیز در بیمارستان زندان رجایی شهر بستری شد

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: عیسی سحرخیز فعال سیاسی و مطبوعاتی، و مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد در دوران ریاست جمهوری خاتمی که با وجود تاکید پزشکان مبنی بر عدم توانایی تحمل زندان توسط وی، هم اکنون دوران محکومیت سه ساله خود را سپری می کند، به دلیل افت فشار در بیمارستان زندان رجایی شهر بستری شد.

مهدی سحر خیر در گفتگو با خبرنگار تحول سبز گفت: عیسی سحر خیز که یک ماه است به دلیل خونریزی داخلی، نیاز به بستری شدن در بیمارستان دارد، هنگام نماز خواندن به دلیل افت فشار از حال رفت و به بیمارستان زندان منتقل شد تا با سرم و دارو تحت درمان قرار گیرد.

وی پس از درمان جزئی به زندان بازگردانده شده است. این روزنامه نگاردر حالی همچنان در زندان رجایی شهر نگه داشته می شود که بیش از یک ماه است، اجازه بستری شدن در بیمارستان را دارد و پیش از این نیز متخصص قلب وی، اعلام کرده بود که سحرخیزبه دلیل بیماری قلبی توانایی تحمل حبس را ندارد.

همچنین شایعاتی در زمینه تحت فشار بودن وی برای نوشتن مطالبی علیه روزنامه نگاران اصلاح طلب و مهدی کروبی و میرحسین موسوی از زندان به گوش میرسد. در همین رابطه مهدی سحر خیز در پاسخ به سوالی در رابطه با صحت این شایعات به خبر نگار تحول سبز گفت: "در جلسات بازجویی سال گذشته چنین پیشنهادی به پدرم شده بود که ایشان تحت هیچ شرایطی قبول نکرد و برای همین است که الان روی خانواده ایشان فشار زیادی هست."

مهدی سحر خیز تاکید کرد که پدرش در انتظار آزادی است تا شکایتهایش را پیگیری کند: "در تماسهایی که با پدرم داشتیم ایشان در انتظار آزاد شدن هستند تا بلافاصله بعد از آزادی شکایت قبلی خود علیه محسنی اژه ای و همچنین شکایات جدید خود علیه آیت الله علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد را پیگیری کند."

بیانیه فعالین دانشجویی دانشگاه مازندران در خصوص بازداشت علیرضا کیانی

جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه مازندران با صدور بیانیه ای بازداشت علی رضا کیانی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه مازندران را محکوم کردند.

به گزارش دانشجونیوز، دانشجویان دانشگاه مازندران ضمن تاکید بر ادامه مبارزات آزادی خواهانه جنبش دانشجویی، خواستار آزادی بی فید و شرط دانشجویان بازداشتی اخیر شده اند.

متن کامل این بیانیه را در زیر بخوانید:

بازداشت علیرضا کیانی دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشگاه مازندران توسط نیروهای امنیتی بغض فروخفته در گلوی ما را دوباره شکست. یار دبستانی ای که نه چماق به دست گرفت، نه عربده کشید و خامشی در برابر بیداد را هم برنگزید. جرمش این است که می فهمد و زشتی و سیاهی را بر نمی تابد.

بازداشت علیرضا کیانی، به همراه سه تن دیگر از اعضاي دفتر تحکیم وحدت ـ محسن برزگر، علی قلی زاده و محمد حیدر زاده ـ در شرایطی صورت گرفت که طی هفته های اخیر فشار های همیشگی بر جامعه دانشجویی، عملا تبدیل به دخالت مستقیم و بیش از پیش نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در جزیی ترین مسایل صنفی و علمی دانشگاه شده است. بی تردید فضای کنونی حاکم بر دانشگاه ها نمونه روشنی از حرکت روز به روز حاکمیت از اقتدار گرایی به سوی تمامیت خواهی است. افزایش تهدید ها، فشار ها و دستگیری دانشجویان که نمونه مشخص آن بازداشت هاي اخير می باشد، آیا مفهومی به جز درماندگی نهاد های سرکوبگر در برابر آزادی خواهی و استبداد ستیزی جنبش دانشجویی دارد؟

گویی تمامیت خواهان فراموش کرده اند که تشدید فضای امنیتی در دانشگاه ها نشانه اقتدار و تسلط بر فضای دانشگاه نیست؛ بلکه به کارگیری ابزارهای عریان قدرت در برخورد با فعالین دانشجویی و همچنین ایراد اتهامات واهی مانند ارتباط با بیگانگان و گروه های مسلح، تنها و تنها نشان دهنده عدم مقبولیت و ناکارآمدی گفتمانی است که حاکمیت در پی تحمیل آن به بدنه دانشجویان برآمده است.کوتاه اینکه رویکرد جنبش دانشجویی در راستای تحقق آرمانهای جنبش از چنان عمقی در بدنه دانشجویی برخوردار است که اینگونه سرکوبها، نه تنها هیچ خللی در روند حرکت و پویایی آن نخواهد داشت بلکه بر قدرت روشنگری قشر دانشجو در جامعه خواهدافزود.

در پایان با تاکید بر اینکه اینگونه برخورد ها هیچ خللی در آرمان خواهی و آزادی خواهی جنبش دانشجویی پدید نخواهد آورد، خواستار آزادی بی قید و شرط یاران دربندمان هستیم.

آه اگر آزادي سرودي مي خواند...

متن کامل دفاعیه جعفرپناهی در دادگاه

تاریخ برخورد با هنرمندان را فراموش نمی کند

روز انلاین، شیرین کریمی : جعفر پناهی،فیلمساز سرشناس ایرانی روز یکشنبه در جلسه دادگاه خود حاضر شد و متن دفاعیه اش را قرائت کرد. پناهی که چندی پیش دستگیر و زندانی شد،در این دفاعیه با تاکید براینکه "در نطفه کشتن عقیده و عقیم کردن هنرمندان دلسوز جامعه تنها یک نتیجه می دهد و آن خشکاندن ریشه های اندیشه و بی ثمر کردن درخت خلاقیت و هنر است" گفته است: "به گمان من، بازداشت من و همکارانم در حین فیلمبرداری فیلمی ناتمام، هجوم صاحبان قدرت بر همه ی اهل فرهنگ و هنر و سینماگران کشور است. و قدرتنمایی برای اینکه: هر که از ما نیست و مثل ما فکر نمی کند، محکوم است."

سازنده فیلم هایی چون دایره در ادامه این دفاعیه با ذکر این نکته که تاریخ هرچه را که فراموش کند، برخورد با هنرمندان را هرگز از حافظه ی خود پاک نمی کند خطاب به رئیس دادگاه گفته است: "شما هر رأیی که بدهید به من نمی دهید به سینمای مستقل ایران می‌دهید. سینمای ایران در این سی سال آبروی ایران و هنر این سرزمین بوده، شما به این آبرومندی رأی می‌دهید."

متن کامل دفاعیه جعفرپناهی، در زیرمی آید.

ریاست محترم دادگاه، اجازه میخواهم لایحه ی دفاع از خود را در دو بخش تقدیم كنم:

بخش نخست: آنچه میگویند
در چند روز گذشته فیلمهای مورد علاقه ام را که قبلاً بارها دیده بودم، دوباره دیدم؛ البته امكان دسترسی به بسیاری از فیلم‌های ارزشمند تاریخ سینما را نداشتم، چرا که در شب دهم اسفند 88، وقتی به اتفاق آقای محمد رسول اف مشغول ساختن فیلمی از جنس سینمای اجتماعی و هنری بودیم، نیروهایی که خود را ماموران وزارت اطلاعات معرفی می کردند، بدون نشان دادن مجوز، ضمن دستگیری ما و دیگر همکارانمان، آن فیلم ها را هم با خود بردند و هرگز پس ندادند. تنها حرفی که بعدها درباره ی آن فیلم ها شنیدم از بازپرس پرونده ام بود که گفت: این فیلم های مستهجن چیست که نگه داشته ای؟
من سینما را از همان فیلمهای ارزشمند سینما یاد گرفتم که بازپرس آنها را مستهجن مینامید. باور کنید نمیدانم چگونه می شود آنها را مستهجن نامید. همانطور که نمیتوانم بفهمم آنچه که اکنون به اتهام آن مرا محاکمه می کنید را چگونه می شود جرم نامید؟ آیا این مصداق بارز قصاص قبل از جنایت نیست؟ مرا به جرم ساختن فیلمی محاکمه میکنید که موقع دستگیری در سر صحنه حتی سی درصد آن هم فیلمبرداری نشده بود. حتماً این مثال را شنیده اید که اگر "لا الله الا الله" را که شهادت به یگانگی خداوند میدهد، فقط پنجاه درصداش را بگویی کفر محسوب میشود. چگونه می شود تنها با استناد به سی درصد از فیلمی که هنوز تدوین و صداگذاری نشده و مراحل فنی آن به پایان نرسیده، كسي را متهم کرد. اجازه دهید بقیه ی این فیلم را بسازیم، تدوین و صداگذاری كنيم و مراحل فنی آنرا به پايان برسانیم، آنگاه درباره‌اش قضاوت كنيد؛ فيلمي از سینمای اجتماعي ایران بر محور تلاش یک خانواده برای بازیابی امید و دوباره گرد آمدن کنار یکدیگر.
من نه از آن مستهجن بودن فیلم های تاریخ سینما سر در می آورم، نه از این اتهام. اگر چنین است شما نه تنها ما را، بلکه سینمای اجتماعی، انسانی و هنری ایران را محاکمه می کنید. سینمایی که در آن انسان خوب مطلق یا بد مطلق وجود ندارد. سینمایی که در خدمت زر و زور نیست. سینمایی که به طرف‌داری یا محکوم کردن کسی رأی نمیدهد، بلکه تلاش می کند صادقانه تصویرگر واقعیت ها از نگاه فيلمساز باشد. سینمایی که از مشکلات حاد اجتماعی الهام می گیرد و در نهایت به انسان می‌رسد. این سینما، سینمای انسانی، دور از سطحی نگری و همراهی با سیاست یا منابع قدرت است.
در اتهامات ما گفته شده ما می خواستیم با این فیلم، شیوه های اغتشاش و اعتراض را ترویج كنیم. در طول همه ی سال های فیلمسازی ام بارها گفته ام و اکنون هم می گویم: من فیلمساز اجتماعی ام، نه فیلمساز سیاسی. دغدغه های اجتماعی دارم، به همین دلیل فیلم هایم اجتماعی است تا سیاسی. چرا که سینمای سیاسی را فاقد ارزش هنری می دانم. سینمای سیاسی یعنی سینمای حزبی و شعاري. سینمای حزبی به تماشاگر حكم مي‌كند که چه باید کرد یا چه نباید کرد. اما در سینمای اجتماعی هرگز برای تماشاگر نسخه پیچیده نمی شود. این نوع برخورد توهین به شعور تماشاگر است و دور از اصول سینمای اجتماعی است كه به آن اعتقاد دارم. من سینمای اجتماعی را برگزیده ام و این گونه فیلم هایم را ساخته ام. حتی روزی که از دانشکده فارغ التحصیل می شدم، همچون پزشکان که قسم نامه ی بقراط را می خوانند، به پاسداری از این نوع سینما قسم خورده‌ام؛ که هنوز بر آن پای‌بندم. این پای‌بندی تا کنون دردسرهایی را هم همراه داشته، و منجر به توقیف فیلم‌های فیلمسازانی همچون من شده است. اما هرگز در سینمای ایران سابقه نداشته فیلمسازی را به جرم ساختن فیلم دستگیر و روانه زندان کنند. یا خانواده‌اش را زماني که در زندان بوده با هجوم بر خانه و کاشانه‌اش مورد تهدید و ارعاب قرار دهند. این بدعتی است در تایخ سینمای ایران، که همواره از آن سخن خواهند گفت.
مرا متهم به حضور در اجتماعات کرده‌اند. در سینمای اجتماعی، فیلمسار ناظر است. ناظر بر وقایع اجتماعی اش. پس با این نگرش، من باید بر اتفاقاتی که بر کشورم می گذشت، ناظر می بودم. هر چند فیلمساز با دوربین اش نظاره می کند، اما اجازه ی استفاده از دوربین را به هیچ فیلمساز ایرانی ندادند. هنرمند می بیند تا شاید روزی روزگاری برای به وجود آوردن اثر هنری الهام بگیرد. من ناظر بودم و این حق من بود که ببینم. هیچکس اجازه ندارد هنرمند را وادار به ندیدن کند. چرا باید این حق را از هنرمند سلب کرد و او را به جرمی واهی محاکمه کرد.
گفته شده که ما فیلم بدون مجوز می ساختیم. قبل از هر چیز باید بگویم هیج قانونی نیست که مجلس تصویب و به وزارت ارشاد در این باره ابلاغ کرده باشد. تنها آيین‌نامه‌های داخلی وجود دارد که با تعویض معاونت‌هاي سینمائی، دست‌خوش تغییر می‌شوند.
گفته شده ما به بازیگرهای فیلم، فیلمنامه نداده ایم. اصولاً سینما را در شکل کلی به دو دسته تقسیم می کنند. سینمای تجاری و سینمای هنری. سینمای تجاری با بازیگران حرفه ای شناخته شده شکل می گیرد. آنها کار خود را بلدند و با خواندن فیلمنامه و راهنمایی کارگردان از پس اجرای نقش برمیآیند. اما در سینمای هنری، بخصوص سینمای اجتماعی هرچند در بعضی از آنها بازیگران حرفه‌ای حضور دارند، اما اکثرا بازیگران غیرحرفه‌ای هستند. در این صورت، کارگردان لزومی به دادن فیلمنامه به آنها نمی بیند، چرا که این امر تأثیر منفی در بازی آنها مي‌گذارد. اگر قرار است ما را به این جرم محاکمه کنید، خیل عظیم فیلمسازانی را که به این شیوه کار می کنند را محاکمه می کنید. اين يك شيوة فيلم‌سازي است كه در قوانين قضايي و جزايي جايي براي آن تعيين نكرده‌اند و چنين اتهامي در اين پرونده بيش‌تر به يك شوخي مي‌ماند.
مرا متهم به امضای بیانیه کرده اند. من یک بیانیه امضا کرده ام، آنهم بیانیه ی موسوم به 37 فیلمساز ایرانی. آن روزها که هر قشر و گروهی نظر خود را نسبت به وقایع و اتفاقاتی که در کشور در جریان بود با صدور اطلاعیه اعلام میکردند، 37 نفر از معتبرترین فیلمسازان کشورمان نگرانی خود را از آینده کشور با توجه به اتفاقات جاری اعلام کردند که من هم یکی از آنها بودم. متاسفانه به جای آنکه به نگرانی های این هنرمندان عاشق کشورشان توجه شود، قسمت هایی از این بیانیه گزینش شده و آنرا مدرک جرم ساخته اند. کدام نوشته ای را سراغ دارید که با گزینش جملات و کلماتی کوتاه از آن نتوانید معنایی متفاوت از کلیت اش به دست آورید؟ آیا این 37 سینماگر حق نداشتند نظر خود را نسبت به وضعيت کشورشان بیان کنند؟ آیا بیان این نظر جرم است و باید این 37 نفر محاکمه شوند؟ آیا هنرمندان باید نسبت به سرنوشت کشورشان بی تفاوت باشند؟ این 37 نفر اکثراً همان هایی هستندکه به هر بی‌عدالتی در سراسر جهان عکس العمل نشان داده و اعلامیه نوشتند. حال چگونه میتوان از آنها انتظار داشت نسبت به سرنوشت کشورشان بی تفاوت باشند؟ یادآوری می‌کنم در جايي که به‌راحتی به هر کس انگ خائن و وطن‌فروش یا جاسوس زده می‌شود، حتی یک مورد را هم نمی‌توانید بیابید که موفق شده باشند چنین برچسبی را به فیلمسازان بزنند.
گفته شده كه من سازماندهی تظاهرات در خارج از کشور را هنگام برپایی افتتاحیه ی جشنواره ی مونترال کانادا به عهده داشته ام. آخر هر اتهامی باید کمی واقعیت و انصاف را هم پشتوانه داشته باشد. من در مونترال ریاست هیأت داوران را به عهده داشتم و تنها چند ساعت قبل از مراسم به آنجا رسیده بودم. منی که آنجا هیچکس را نمی شناختم، چگونه می توانستم چنین کنم؟ آیا واقعاً یادمان رفته آنروزها هر جای دنیا که مراسمی بود، هموطنانمان در خارج از کشور گرد هم می آمدند و خواسته های خود را مطرح می کردند؟ حتی در مسابقات ورزشی هم چنین بود. آیا اکنون باید بازیکنان، حتی فوتبالیست‌هائی که مچ‌بند سبز بسته بودند یا سرمربی تیم ملی متهم به سازماندهی رفتار تماشاگران شوند؟
گفته شده كه من با رسانه های فارسی زبان خارج از ایران مصاحبه کرده ام. در کجای قانون ما را از مصاحبه منع کرده اند؟ تنها موردی که به من تذکر جدی داده شد، در مهرماه سال گذشته و در دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بود

بخش دوم: آنچه میگویم
تاریخ گواهي می دهد كه ذهن هنرمند، ذهن تحلیلگر جامعه اش است. با اندوخته ی تاریخ و فرهنگ و دانش، ناظر بر وقایع جاری جامعه‌اش است. آنرا می بیند، تحلیل می کند و در قالب اثر هنری به معرض دید، شناخت و قضاوت جامعه می گذارد که حتی راه‌گشای اهل سیاست نیز هست. آیا آنچه در ذهن هنرمند می گذرد دلیل مجرم بودن اوست؟ آیا بازداشت من، همکاران و خانواده ام به جرم واهی ساختن فیلمی بدون مجوز، نشانه ای است برای همه ی اهل فرهنگ و هنر این کشور که: "هر آنکه مستقل باشد و حاضر به تن دادن به فاحشه‌گی هنری نباشد ، جایش در زندان است؟"
در نطفه کشتن عقیده و عقیم کردن هنرمندان دلسوز جامعه تنها یک نتیجه می دهد و آن خشکاندن ریشه های اندیشه و بی ثمر کردن درخت خلاقیت و هنر است. به گمان من، بازداشت من و همکارانم در حین فیلمبرداری فیلمی ناتمام، هجوم صاحبان قدرت بر همه ی اهل فرهنگ و هنر و سینماگران کشور است. و قدرتنمایی برای اینکه: هر که از ما نیست و مثل ما فکر نمی کند، محکوم است.
من یک سینماگرم. دور از سیاست و جنجال های قدرت. تمامی دوران فیلمسازیم را در این کشور فیلم ساخته ام. با بازداشت و محاکمه ی من، نه‌تنها منِ فیلمساز، که سینما را به عنصری سیاسی تبدیل کرده اید. این تنها محکمه ی من نیست. محکمه ی هنر و هنرمندان این کشور است. گواه تاریخ هر کشوری، آثار هنری و برخورد با هنرمندان آن سرزمین است. پس هر حکمی که در این دادگاه داده شود، حکمی است برای همه ی هنرمندان، بخصوص همه ی سینماگران این سرزمین. و حتی حکمی است برای جامعه ی ایران که سالهاست مخاطب این سینما هستند. نهال من و همه ی هنرمندان ایران در خاک این کشور ریشه دوانده و میوه ی درخت هنر ما، حاصل زیباییها و زشتیهای این سرزمين است. پس هر حکمی که به من و اندیشه ی من میدهید، حکمی است که به مردم این کشور داده می شود.
تاریخ هرچه را که فراموش کند، مطمئن باشید برخورد با هنرمندان را هرگز از حافظه ی خود پاک نمی کند. شما هر رأیی که بدهید به من نمی دهید به سینمای مستقل ایران می‌دهید. سینمای ایران در این سی سال آبروی ایران و هنر این سرزمین بوده، شما به این آبرومندی رأی می‌دهد. رأی شما در صورت در نظر نداشتن جوانب آن، محدود به این چاردیواری نخواهد شد. باور کنید در آینده هرگز از این دادگاه به عنوان محکمة جعفر پناهی نام نخواهند برد. بلکه از آن به عنوان "محکمة سینما و هنر ایران" یاد خواهند کرد. پس یادآوری میکنم تا یادمان نرود.
آیا کسی در این دادگاه یادش هست 9 سال پیش وقتی از جعفر پناهی برای شرکت در جشنواره ای در آمریکا دعوت کردند، اعلام کرد اگر بخواهید در بدو ورود به خاک آمریکا از من انگشت نگاری کنید، نخواهم آمد؛ و نرفت. اما چندی بعد وقتی دعوت جشنواره هایی را در آرژانتین و اروگوئه پذیرفت و راهی آن کشورها شد، هنگام تعویض هواپیما در فرودگاه نیویورک، ماموران فرودگاه به خاطر ایرانی بودن او و به دلیل قانون مبارزه با تروریست او را برای مراحل تحقيرآميز انگشت نگاری فراخواندند. اما جعفر پناهی به دليل مقاومت به غل و زنجیر کشیده شد و 16 ساعت در بازداشت ماند و فردای آن روز بدون تن دادن به انگشت نگاری، فرودگاه را به مقصد وطن ترک کرد. از آن پس اعتراض خود نسبت به رفتار غیرفرهنگی و غیرانسانی با هنرمند ایرانی را به گوش جهانیان رساند که حمایت های گسترده ی شخصیتهای فرهنگی، هنری و سینمایی جهان را در پی داشت. چرا که هنرمند مستقل، مخالف بی‌عدالتی در تمامی این کره خاکی است. و چون به هیچ قدرتی وابسته نیست در هر مکان و هر زمان نظر خود را دور از سیاست‌بازیها اعلام می‌دارد. آن زمان جعفر پناهی نمیدانست روزی در کشور خودش هم بازداشت می شود و دستبند به دست، راهی زندان اوین خواهد شد تا در سلول انفرادی جای گیرد.
آیا کسی در این دادگاه یادش هست که جعفر پناهی 5 سال است امکان فیلم ساختن در کشورش را نداشته، دو سال پیش مجوز ساختن فیلم "بازگشت" را که درباره ی جنگ بود به او ندادند و فيلم‌هايش، بامجوز و بي‌مجوز، امكان نمايش نداشته‌اند؟
آیا کسی در این دادگاه یادش هست که جعفر پناهی مهرماه سال گذشته، پس از توقیف پاسپورت در فرودگاه و اعلام ممنوع‌الخروجی همراه دو سینماگر ممنوع الخروج دیگر در یادداشتی اعلام کرد: "ما سینماگریم. در تمام طول فعالیت فرهنگی مان می توانستیم پاسپورت دیگری داشته باشیم؛ اما خواست و اراده ی ما بر ایرانی بودن و ایرانی ماندن بوده است..."؟ آن زمان جعفر پناهی نمیدانست که ماندن در کشورش، بازداشت، ماندن در سلول انفرادی، تفتيش عقاید و غیره را نیز به همراه دارد.
آیا کسی در این دادگاه یادش هست غرفه ی جوایز جعفر پناهی در موزه ی سینما، بسیار بزرگتر از سلول انفرادی اش در ایام بازداشت اش بود؟ تمامی جوایز این غرفه گنجینه ای است ارزشمند برای تاریخ سینمای ایران . جوایزی همچون: شیر طلای ونیز، خرس نقره ای برلین، دوربین طلای کن، پلنگ طلای لوکارنو، لاله طلای استانبول، هوگوی طلایی شیکاگو، خوشه ی طلایی والادولید اسپانیا، پلاک طلایی سائوپولوي برزیل، پرمدئوس طلایی گرجستان، پودئوي طلائی آرژانتین، جایزه‌ي بزرگ توکیو، جایزه‌ي بزرگ منتقدین جهان، جایزه ی بزرگ اروگوئه و ده ها جایزه ی بزرگ و کوچک دیگر از پنج قاره که حاصل بیش از دویست بار حضور در بیش از صد جشنواره از پنجاه دو کشور جهان است... در مقابل، سلولی کوچک به ابعاد...، بگذریم.
چه یادمان باشد، چه یادمان نباشد، اکنون من، جعفر پناهی با وجود همه ی این بی مهریها باز هم اعلام میکنم که ایرانی ام و در ایران باقی خواهم ماند. من کشورم را دوست دارم و بهای این دوست داشتن را هم پرداخته‌ام و اگر لازم باشد باز خواهم پرداخت. و چون به گواه فیلم هایم، فهم و احترام متقابل و تحمل کردن را یک اصل از اصول مدنی میدانم، پس تأکید میکنم که از هیچ کس کینه و نفرتی به دل ندارم، حتی از بازجوهایم. چرا که ما در برابر نسل آینده مسئول ایم. مسئول ایم این سرزمین را بدون کوچکترین گزند تحویل نسل بعد دهیم.
تاریخ صبور است. هر دورانی را چه دیر و چه زود از سر می‌گذراند. اما من نگرانم. نگرانم و از شما می‌خواهم وجدانتان را قاضی کنید. نگرانی من از تفرقه، چنددسته گی و از مخاطراتی است که در آینده بروز مي‌كند و ريشه در نفرت و کینه دارد. می خواستم و همچنان می خواهم که آرامش، پرهیز از خشونت، تحمل، رواداری و احترام متقابل، اصل روابط اجتماعی و انسانی ما باشد. نسل آينده، انسانیت، آزاده گی، برابری و برادری از ما می آموزد و ما موظفیم دور از هر گونه برتری‌جويی طبقاتی، قومی و ملیتی، احترام به عقاید يكديگر بگذاريم و از کینه‌توزی میان آنها بکاهیم. اگر چنین نکنیم، با توجه به رويدادها و وضعيت کشورهای همسایه، ایران ما آسيب‌پذير و مستعد هرج ومرج و ناامنی خواهد شد. پرهيز از چنان شرايطي، تنها زمانی میسر میشود که کینه های‌مان را دور بريزيم و مهر و عشق و تحمل عقاید را جایگزین اش کنیم. این راهی است که ماندگاری و شرافت این سرزمین را تضمین می کند.

"راهی است راه عشق، که هیچش کرانه نیست..."
پناهی دفاعیه خود را چنین امضا کرده است:
فیلمساز ایرانی، جعفر پناهی

افراد ناشناس شهرداری را به آتش کشیدند

رئیس شورای شهر گتاب بابل گفت: افراد ناشناس شهرداری گتاب را به آتش کشاندند.

حسن احمدی دقایقی پیش با تایید این خبر در گفتگو با خبرنگارمهر در بابل اظهار داشت: در ساعت 2 و 45 دقیقه بامداد توسط افراد ناشناس شهرداری گتاب به آتش کشیده شد که در اثر این آتش سوزی تمام اسناد و مدارک در آتش سوخت.

وی افزود: به محض اطلاع از آتش سوزی سازمان آتش نشانی گتاب و بابل در اسرع وقت جهت اطفاء حریق وارد صحنه شدند.

رئيس جمهوری آمريکا تحريم‌های مالی عليه ايران را تمديد کرد

به گزارش رادیو فردا، باراک اوباما، رئيس جمهوری آمريکا، روز چهارشنبه تحريم‌های مالی ايالات متحده عليه ايران را که از سال ۱۳۵۸ تحت عنوان وضعيت اضطراری ملی به تصويب رسيده بود، برای يک سال‌ ديگر تمديد کرد.

آقای اوباما در پيام خود به کنگره‌ی آمريکا علت تمديد اين تحريم‌ها را عدم بازگشت روابط ايالات متحده و ايران به حالت عادی اعلام کرده است.

تحريم ايران به ۲۳ آبان ماه ۱۳۵۸ و بحران گروگان‌گيری در سفارت آمريکا در تهران باز می‌گردد. اين تحريم نخستين بار به دستور جيمی کارتر، رئيس جمهوری وقت ايالات متحده، به مورد اجراء گذاشته شد و هر ساله با تأييد رئيس جمهوری آمريکا دوره‌ی آن تمديد می‌شود.

شیوع ساس در خوابگاه دختران دو دانشگاه در تهران

مردمک : تعدادی از دانشجویان دختر که در خوابگاه‌ دانشگاه‌های علامه طباطبایی و الزهرا زندگی می‌کنند، به نوعی بیماری پوستی مبتلا شده‌اند که به دلیل وجود ساس ایجاد می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، مدیران امور دانشجویی این دو دانشگاه با تائید این خبر گفتند بیماری پوستی با منشا ساس در تعدادی از دانشجویان دختر حاضر در خوابگاه شناسایی شده است.

ابراهیم نعیمی، مدیر امور دانشجویی دانشگاه علامه طبابایی وجود این حشره در خوابگاه دختران را تائید و اعلام کرد که برای جلوگیری از شیوع بیماری کل خوابگاه سمپاشی و همه پتوها ضدعفونی شده است.

از طرف دیگر مهری محمدزاده، مدیر امور دانشجویی دانشگاه الزهرا گفت که تعداد دانشجویان مبتلا به بیماری پوستی با منشا ساس بیش از 12 نفر نبوده است.

به گفته خانم محمدزاده، آن دسته از اتاق‌های خوابگاه دانشگاه الزهرا که در آن‌ها ساس وجود داشت، سمپاشی وموارد بهداشتی از جمله اتو کردن لباس‌ها و ضد‌عفونی وسایل به این دانشجویان آموزش داده شد.

این مقام مسئول با اشاره به این‌که هنوز موضوع به وزارت بهداشت اطلاع داده نشده است، گفت که بقیه دانشگاه‌ها هم درگیر این موضوع هستند.

آلمان خواهان آزادی نسرین ستوده شد

دویچه وله : دولت آلمان با ابراز نگرانی از وضعیت ستوده در زندان، خواهان آزادی سریع وی شده است. رفتار کنونی با ستوده از نظر دولت آلمان نمونه‌ای از بازداشت‌ها و فشارهای جاری علیه مدافعان حقوق بشر در ایران است که باید پایان یابد.

مارکوس لونینگ مسئول امور حقوق بشر در دولت آلمان روز چهارشنبه (۱۰ نوامبر / ۱۹ آبان) از دولت ایران خواست که نسرین ستوده را آزاد کند.

ستوده کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل است و در فعالیت‌های حقوقی خود رویکردهای حقوق بشری دارد. وی از بیش از دو ماه پیش در زندان به سر می‌برد و تا کنون دوبار در اعتراض به بازداشت خود و برای بهبود شرایط زندان دست به اعتصاب غذا زده است.

اعتصاب غذای دوم نسرین ستوده که اوایل همین هفته پایان یافت، به صورت خشک بود و ۹ روز به طول انجامید. اعتصاب غذای اول وی ۲۸ روز طول کشید. هر دو بار خانم ستوده تنها پس از تقاضای بسیاری از فعالان مدنی و حقوق بشری به اعتصاب خود پایان داد.

لونینگ در ادامه اظهارات خود بازداشت نسرین ستوده را نمونه‌ای از برخورد سیستماتیک دولت ایران علیه مدافعان حقوق بشر در ماه‌ها‌ی اخیر توصیف کرد. او با تصریح این‌که با نگرانی اخبار مربوط به وخامت وضعیت سلامتی این حقوقدان ایرانی را دنبال می‌کند، دولت ایران را فراخواند، به تعهدات بین‌المللی خود در زمینه رعایت حقوق سیاسی و شهروندی مردم ایران عمل کند.

وکیلی با کارنامه حقوق بشری

نسرین ستوده در سال‌های اخیر، دفاع از بسیاری از بازداشت شدگان سیاسی و مطبوعاتی و عقیدتی را عهده‌دار بوده است. این فعالیت‌ها در ماه‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری در خرداد سال گذشته تشدید شده‌اند.

ستوده وکیل مدافع شماری از زندانیان سیاسی از جمله عیسی سحرخیز، محمد صدیق کبودوند و حشمت‌الله طبرزدی بوده است. وی علاوه بر دفاع از زندانیان سیاسی، در دفاع از متهمان به قتلی که پیش از رسیدن به سن بلوغ مرتکب این جرم شده‌اند نیز بسیار فعال بوده است.

شیرین عبادی، وکیل دعاوی و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل صلح یکی دیگر از موکلان ستوده است.

ستوده به خاطر فعالیت های حقوق بشری خود در سال ٢٠٠٨ میلادی برنده‌ی جایزه‌ی حقوق بشر "سازمان حقوق بشر بین‌الملل" بوده است.

خانم ستوده که دارای دو کودک خردسال است، از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی ایران به "تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت کشور" متهم شده است.

اعتراض‌های وسیع داخلی و بین‌المللی به ادامه بازداشت نسرین ستوده

در ۶۷ روزی که از بازداشت نسرین ستوده می‌گذرد، بسیاری از سازمان‌ها، نهادها و چهره‌های مدافع حقوق بشر و آزادی‌های مدنی در ایران و جهان خواهان آزادی وی شده‌اند.

سازمان عفو بین‌الملل، گزارشگران بدون مرز، دیده‌بان حقوق بشر، کمیسیون بین‌المللی حقوقدانان، واسلاو هاول، مدافع حقوق بشر در رژیم کمونیستی چکسلواکی و رئیس‌جمهور پیشین جمهوری چک، شیرین عبادی، حقوقدان ایرانی و برنده جایزه صلح نوبل، زهرا رهنورد و نزدیک به ۹۰۰ نفر از فعالان مدنی و سیاسی در ایران از جمله‌ی نهادها و افرادی بوده‌اند که در بیانیه‌های جداگانه یا مشترک ضمن ستایش از کارنامه حقوق بشری نسرین ستوده، آزادی فوری او را خواستار شده‌اند.

۳۸ نفر از موکلان نسرین ستوده که عمدتاَ از مدافعان حقوق زنان، فعالان حقوق بشر و یا روزنامه‌نگار هستند نیز با نوشتن نامه‌ای تقاضای مشابه‌ای را مطرح کرده‌‌اند.

جمهوری اسلامی ایران تا کنون در برابر اعتراض‌ها و تقاضاهای داخلی و خارجی برای آزادی نسرین ستوده بی‌تفاوتی نشان داده است.

دادگاه لاله حسن پور، فعال حقوق بشر برگزار شد

خبرگزاری هرانا دادگاه رسیدگی به اتهامات لاله حسن پور، فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس روز گذشته در شعبه 26 دادگاه انقلاب ساعت 9 صبح برگزار شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، وکیل لاله حسن پور در گفتگو با خبرگزاری هرانا اتهامات این فعال حقوق بشر را که از سوی قاضی پیرعباسی عنوان شد را عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر و فعالیت در خبرگزاری هرانا، اجتماع و تبانی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به مقدسات و توهین به ریاست جمهوری عنوان کرد.

از سوی دیگر و در راستای اعمال فشار و محدودیت بر این فعال حقوق بشر حراست دانشگاه پیام نور گرمسار پرونده دانشجویی لاله حسن پور را مفقود کرده است و پیگیری های وی تا کنون به جایی نرسیده است.

لاله حسن پور، فعال حقوق بشر روز سه شنبه بیست و پنجم اسفندماه در طی یورش گسترده اطلاعات سپاه پاسداران به فعالان حقوق بشر و مسئولین سابق و همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و در منزل پدری اش در تهران بازداشت و به بند 2 الف زندان اوین منتقل شد.

وی پس از تحمل70 روز انفرادی در چهارم خردادماه با قرار وثیقه ی صد میلیون تومانی از زندان اوین به صورت موقت آزاد شد.

زنان تن‌فروش؛ پلیس جمع‌آوری می‌کند، بهزیستی تحویل نمی‌گیرد

شهرزادنیوز: سازمان بهزیستی اعلام کرد که زنان تن‌فروشی را که توسط نیروی انتظامی دستگیر می‌شوند، تحویل نخواهد گرفت. این بحث در جلسه‌ی کمیسیون اجتماعی مجلس حول معضلات اجتماعی، از جمله کثرت تن‌فروشان خیابانی انجام شد. در این جلسه نماینده‌ی نیروی انتظامی اظهار داشت که در دستگیری زنان تن‌فروش خیابانی مشکلی ندارد، اما ناجا نمی‌تواند از این زنان نگهداری کند. نماینده‌ی سازمان بهزیستی در واکنش گفت که این سازمان سالانه تنها قادر است 20 تا 25 زن تن‌فروش خیابانی را پذیرا باشد و امکان نگهداری زنانی را که توسط ناجا دستگیر می‌شوند را ندارد.

به نوشته مهر، سیدجواد زمانی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، در توضیح برگزاری جلسه با نماینده ‌سازمان بهزیستی و ناجا گفت که این جلسه برای بررسی افزایش آسیب‌ها و جرایم اجتماعی و چگونگی مقابله با آن تشکیل شده است.

بالا رفتن 15درصدی آسیب‌های اجتماعی

خبرآنلاین: صمد فدایی از اعضای کمسیون اجتماعی معتقد است که بالا رفتن 15 درصد آسیب های اجتماعی مانند طلاق ،زنان خیابانی و اعتیاد زنگ خطری است که به صدا درآمده است .

اومی گوید که کلاف سردرگم مقابله با آسیب های اجتماعی با یکسان شدن و اجماع سازمان ها به سر انجام می رسد اگرچه که او معتقد است که خلا قانونی هم در این مورد وجود دارد .

جواد زمانی اما به خلا قانونی اعتقادی ندارد او ریشه و مسبب تمامی آسیب های اجتماعی را بیکاری می داند و می گوید که با حل شدن معضل بیکاری بسیاری از این آسیب ها کاهش پیدا می کند.

احتمال ورشکستگی و تغییر شغل بسیاری از نانوایی‌ها پس از هدفمند شدن یارانه‌ها

در حالی که هنوز زمان دقیق آغاز اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها از سوی مراجع رسمی اعلام نشده ولی شواهد و قرائن از اجرای قریب الوقوع آن خبر می دهند، طی روزهای اخیر اخبار قابل تاملی در مورد شرایط آزادسازی قیمت نان به صورت گسترده در میان مردم و نانوایان دهان به دهان می چرخد که به نظر می رسد مراجع ذیصلاح هر چه سریعتر باید در مورد صحت و سقم آنها اظهار نظر کنند.

به گزارش آینده، شنیده می شود قیمت تعیین شده از جانب دولت برای هر عدد نان بربری ۴۰۰ تومان و برای هر عدد نان لواش ۱۲۰ تومان است. علاوه بر این شنیده ها حاکی از این است که وزن پیشنهادی اتحادیه نانوایان برای خمیر هر نان بربری، به مقدار ۷۵۰ گرم بوده که کارگروه هدفمندسازی یارانه ها آن را به ۶۵۰ گرم کاهش داده است.

خبر مهم تری که در این راستا از درددلهای نانوایان به گوش می رسد، این است که با توجه شرایط اقتصادی کشور بعد از هدفمندسازی یارانه ها، پیش بینی می شود که پس از اجرای این قانون، تعداد بسیاری از نانوایی ها ورشکسته شوند و در همین راستا حتی شنیده می شود که دولت تدابیر لازم را در این رابطه اندیشیده است. بنابر شنیده ها در صورت وقوع این ورشکستگی گسترده، دولت شرایط تغییر شغل را برای نانوایی هایی که متضرر شوند، تسهیل خواهد نمود و حتی صحبت از اعطای وام های خاصی به این دست افراد نیز می شود.

با توجه به اینکه این خبر طی چند روز گذشته به طور گسترده دهان به دهان چرخیده و موجبات نگرانی مردم و علی الخصوص نانوایان را فراهم آورده است، اظهار نظر صریح مراجع ذیصلاح و رفع دغدغه های مردم و قشر زحمت کش نانوایان ضروری به نظر می رسد. چه آنکه اگر انتشار این خبر تنها شایعه بوده باشد، این انتقاد به دولت وارد است که با عدم اطلاع رسانی شفاف و به موقع، زمینه این شایعه سازی ها را فراهم آورده است.

اگر هم این خبر صحت داشته باشد، تشریح مقصود دقیق دولت از عبارت تسهیل شرایط تغییر شغل برای افکار عمومی امری ضروری به نظر می رسد و باید به روشنی مشخص شود که دقیقا چه تسهیلاتی در اختیار متضررین قرار خواهد گرفت.

گاردين: يک افسر سابق نيروي هوايي‌ايران پناهنده شد

آتی نيوز : به گزارش سرويس بين الملل شبكه خبري آتي نيوز، روزنامه گاردين با درج اين مطلب در گزارشي نوشت: ايرانيان در تبعيد که با ايران مخالفند با پناهنده شدن يک افسر سابق نيروي هوايي ايران به فرانسه ادعاي پيروزي کردند. گفته مي شود اين فرد روابط قابل ملاحظه اي با اعضاي عالي رتبه ارتش اين کشور داشت.

اين روزنامه به نقل از مخالفان ايران اعلام کرد، ستوان بهزاد معصومي ليقوان که در سال 2001 از نيروهاي مسلح (ايران) پاکسازي شد تا سال گذشته که از ايران فرار کرد، همچنان به لحاظ سياسي فعال بود. وي روز چهارشنبه به منظور درخواست پناهندگي سياسي وارد فرانسه شد.

روزنامه گاردين مدعي شد؛ معصومي که از ايران به عراق متواري شد به عنوان طرف گفتگو بين ديگر افسران ناراضي نيروي هوايي و افسران عالي رتبه در ديگر شاخه هاي نيروهاي مسلح ايران عمل کرد.
ظاهرا چند نفر ديگر در انتظار پيوستن به اين گروه در اعتراض به حقوق بشر و سوء استفاده هاي انتخاباتي در ايرانند.

مدعيان اين گفته در بيانيه اي آورده اند؛ با هدف حفاظت از برخي ديگر از افسران که معصومي با آنها تماس داشته است،‌ به او دستور داده شد از ايران فرار کند و ستوان معصومي با توجه به عجله از طريق منطقه کردستان عراق بدون همراه داشتن هيچ نوع سند مسافرتي ان دستور را اجرا کرد.

در ادامه اين گزارش آمده است دولت ايران تلاش کرد اما نتوانست مقامات عراقي را به تحويل وي متقاعد سازد و همين امر دال بر اهميت او است.

همسر معصومي همراه وي به فرانسه آمده است و بدين ترتيب امکان استفاده از وي به عنوان نوعي ابزار اعمال فشار که مقامات امنيتي ايران در مورد ديگر فراري ها بکار گرفته اند، وجود ندارد.

از وضعیت و شرایط 6 تن از هوداران آیت الله بروجردی هیچ خبری در دست نیست

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" از وضعیت و شرایط 6 تن از هوادران آیت الله بروجردی که در یورش گسترده روز دوشنبه دستگیر شدند هیچ خبری در دست نیست.
یورشهایی وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات روز دوشنبه 17 آبان ماه از حوالی ساعت 16:00 آغاز گردید و تا ساعت 01:00 بامداد ادامه داشت.تمامی دستگیر شدگان به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین شکنجه گاه وزارت اطلاعات منتقل شدند. از زمان دستگیری تاکنون از وضعیت و شرایط آنها هیچ خبری در دست نیست.
خانواده های دستگیر شدگان برای اطلاع یافتن از عزیزانشان به مراکز مختلفی مراجع کردند ولی تا به حال به آنها پاسخ مشخصی داده نمی شود.
اسامی و مشخصات دستگیر شدگان هواداران آیت الله بروجری به قرار زیر می باشند؛
1- نرگس غفارزاده حدودا 52 ساله ،لیسانس زبان انگلیسی و تا به حال حداقل دو بار دستگیر شده است

2- مریم عظیمی 47 ساله ،متاهل و دارای 2 فرزند ،لیسانس ادبیات،خانم عظیمی پیش از این 2 بار دستگیر شدند و از ناراحتی حاد تنفسی که در جریان بازداشتهای قبلی دچار آن شده است رنج می برد. او همچنین از ناراحتی آرتروز رنج می برد.

3- محمدرضا صادقی حدودا 34 ساله و دارای فوق لیسانس کامپیوتر است. او پیش از این 2 بار بازداشت شده است. بار اول حدودا 4 ماه در سلول انفرادی بوده است و بار دوم در حدود 2 ماه در سلول انفرادی بسر برده بود و هر دو بار با قرار وثیقه آزاد شده است.آقای صادقی از ناراحتی قلبی رنج می برد.

4- رویاعراقی 41 ساله و دارای دکترای شیمی است.

5- طیبه حسینی 34 ساله متاهل و داری یک فرزند است.

6- فروغ همت یار 28 ساله،متاهل و دارای فوق لیسانس بهداشت است.

بازگشت امیرحسین کاظمی به زندان، پس از عمل جراحی و به‌رغم نظر پزشکان

کلمه - امیر حسین کاظمی پس از سپری کردن چندین عمل جراحی دیروز و علیرغم نظر پزشکان به زندان بازگردانده شد.
به گزارش میزان خبر، این عضو شاخه جوانان نهضت آزادی ایران که پس از هشت ماه با وثیقه ی ۲۱۰ ملیون تومانی به مرخصی پزشکی آمده بود، بعد از چندین عمل در ناحیه دندان و سینه با رد درخواست تمدید مرخصی توسط دادستانی تهران به زندان بازگشت.
این درحالی است که این فعال سیاسی بعد از عمل جراحی دچار عوارض عفونی شده است و با خطر ورود عفونت به خون مواجه است.
خانواده ی این زندانی سیاسی ضمن ابراز نگرانی شدید از وضعیت او اظهار کردند کاظمی طبق نظر پزشکان باید یک ماه در استراحت مطلق به سر ببرد و همچنین هر روزه برای تعویض پانسمان اقدام کند.
گفتنی است امیر حسین کاظمی به سه سال حبس تعزیری محکوم شده است و در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد.

اعتراض به هتک حرمت یک دانشجوی دختر

خبرگزاری هرانا - جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود در اعتراض به هتك حرمت یك دانشجوی دختر این دانشگاه ظهر دیروز در محوطه این دانشگاه تحصن كردند.

به گزارش خبرنگار صداقت نیوز، این تحصن به دنبال هتك حرمت به یك دانشجوی دختر در مسیر خوابگاه هفت تیر این دانشگاه به داخل شهر شاهرود انجام شده است . این گزارش می افزاید، این موضوع از طریق مسوولان امنیتی شهرستان شاهرود پیگیری و در عملیات ضربتی نیروی انتظامی ؛ چند ساعت بعد از حادثه ؛ عوامل اصلی شناسایی و دستگیر شدند.
گفتنی است، این پرونده توسط نماینده حقوقی این دانشگاه به عنوان مسوول پیگیری از طریق مراجع قضایی خارج از نوبت در حال رسیدگی است.
 

پليس با زنان دوچرخه سوار برخورد می كند

شمال نیوز: سرهنگ" جهانگیر کریمی" گفت: به دنبال دریافت شکایات و نارضایتی های مردمی در مورد اختلاط دختر و پسر و ایجاد مزاحمت که دراثر آوازخوانی عده‌ای در کنار پل های تاریخی پدید می آمد، طرح ساماندهی در این مکان ها در دستورکار پلیس قرار گرفت.
او افزود: نیروی انتظامی حفظ امنیت و آرامش مردم را جزو وظایف ذاتی خود می داند و به همین خاطر با هر موضوعی که مخل نظم امنیت بوده و آسایش شهروندان را سلب کند برخورد خواهد کرد.
معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان اصفهان با بیان اینکه پلیس با اصل آوازخوانی مخالفتی ندارد، تصریح کرد: هرچند که آوازخوانی در کنار پل های تاریخی ریشه در تاریخ و فرهنگ شهر اصفهان دارد اما عدم ساماندهی و کنترل آن باعث شده تا موجب سد معبر، اختلاط دختر و پسر و اعمال خلاف شئونات ملی و اسلامی در این مکان ها شود که یقیناً این گونه اعمال در شان مردم با فرهنگ و هنر پرور اصفهان نیست.سرهنگ کریمی تاکید کرد: لازم است تا مسئولان و سازمانهای متولی نسبت به ساماندهی این پدیده اقدام کنند.
این مقام انتظامی با بیان اینکه دوچرخه سواری بانوان، سگ‌گردانی در خیابان و پاسوربازی در پارک‌ها نیز جزو مصادیق بارز جرم محسوب می شوند، گفت: فرماندهی انتظامی این گونه مصادیق برخورد قانونی می کند.

مجروح شدن پنج دانشجو در تصادف شدید اتوبان

خبرگزاری مهر: معاون عملیات ترافیکی پلیس راه کشور گفت: در حادثه تصادف صبح امروز پنجشنبه در اتوبان کرج قزوین که طی آن پنج دستگاه خودرو با اتوبوس دانشگاه قزوین برخورد کردند، پنج نفر از دانشجوبان مجروح شدند.

سرهنگ پرویز سیاح البرزی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: در تصادفی که صبح امروز در باند شمالی اتوبان کرج قزوین رخ داد پنج نفر از سرنشینان اتوبوس دانشگاه قزوین مجروح شدند.

وی ادامه داد: علت بروز این حادثه برخورد یک دستگاه تریلی به علت توجه نکردن به جلو با اتوبوس دانشگاه قزوین و چهار خودروی سواری دیگر بوده است.

معاون عملیات ترافیکی پلیس راه گفت: مصدومان این تصادف به بیمارستان منتقل شده اند اما طبق گزارشات حال عمومی آنان خوب است.

همسر نسرین ستوده: چهره نسرین را نشناختم

مدرسه فمینیستی: امروز پنج شنبه 20 آبان ماه، همسر و خواهر و برادر نسرین ستوده برای ملاقات با وی به زندان ا وین مراجعه کردند و توانستند با وی 10 دقیقه ملاقات کابینی داشته باشند.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده، که پس از دو ماه و نیم توانست برای اولین بار همسرش را ملاقات کند به مدرسه فمینیستی گفت: نسرین ستوده در این ملاقات به ما اعلام کرد که به درخواست دوستان و وكلايش اعتصاب خشك اش را شكسته ولی تا رسيدن به خواسته‌هايش، اعتصاب غذايش را به صورتي كه فقط از آب استفاده كند ادامه داده و خواهد داد.

نسرین ستوده در این ملاقات به همسرش گفته است: تاكنون جمعا 3 مقام قضايي و امنيتي قول داده‌اند كه ايشان را با تبديل قرار آزاد خواهند كرد ولي هيچكدام به وعده‌هايشان عمل نكرده‌اند.

رضا خندان در بازگشت از این ملاقات گفت: من اصلا نسرین را نشناختم، چون چهره اش آنقدر تکیده شده بود که نمی توانستم تشخیص دهم او همسرم است. نسرین که قبل از زندان 57 کیلو بیشتر وزن نداشت در این مدت زندان حدود 13 کیلو لاغر شده بود و دیگر چهره اش قابل تشخیص برایم نبود. سپس او افزود: نسرین گفت که در این مدت اعتصاب غذایش 2 بار زیر سرم رفته است.

جمعيت جوان كشور از سال آينده كاهش مى يابد

روزنامه ابرار: بر اساس پژوهش هاى صورت گرفته، جمعيت جوانان ۲۰ تا ۲۹ ساله كشور از سال ۱۳۹۰ روند نزولى پيدا مى كند. به گزارش ايسنا، اين يافته هاى آمارى و پژوهشى نشان مى دهد، جمعيت جوانان كشور از سال هاى ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ در اوج و مشخصا جمعيت جوان كشور در ميانگين سنى ۲۹ تا۲۰ سال در سال ۱۳۸۹ بيشترين ميزان يعنى حدودا۸‎/۱۷ ميليون نفر است. بر اساس اين گزارش، جمعيت جوانان ۲۹ تا۲۰ ساله كه اصطلاحا از آنها جوانان در سن ازدواج ياد مى شود از سال ۱۳۸۵ با حدود ۲‎/۱۶ ميليون نفر تا امسال با حدود ۸‎/۱۷ ميليون نفر سير صعودى داشته، اما در يك نرخ كاهش بسيار اندك از سال آينده اين جمعيت به حدودا ۷‎/۱۷ ميليون نفر كاهش مى يابد و اين روند كاهش تا سال ۱۳۹۲ به حدود ۱۷‎/۳ ميليون نفر و در سال ۱۳۹۵ به كمتر از ۵‎/۱۵ ميليون نفر مى رسد. هم اكنون هشت ميليون و ۸۲۰ هزار و ۷۳۱ نفر زن و هشت ميليون و ۹۶۸ هزار و ۳۴۸ نفر مرد ۲۰ تا ۲۹ ساله در كشور وجود دارند كه بيشترين ميزان را در طى دوره ۱۰ ساله ۸۵ تا ۹۵ شامل مى شود. به گزارش ايسنا، بر اين اساس دولت دهم با بيشترين جمعيت جوان در آستانه ازدواج در تاريخ كشور مواجه است كه اين مسأله نيازهايى همچون مسكن، اشتغال، ازدواج و غيره را به اوج خود مى رساند. بر پايه اين گزارش، اجراى طرح مسكن مهر، ارائه تسهيلات اشتغال همچون بنگاه هاى زود بازده و برنامه ريزى گسترده دولت در حوزه ازدواج در همين راستا در دولت هاى نهم و دهم برنامه ريزى شده است. گفتنى است، تا پيش از دولت نهم، مبلغ وام ازدواج جوانان يك ميليون تومان براى زوجين بوده كه اين ميزان هم اكنون به چهار ميليون تومان رسيده است و حداكثر تا سه ماه آينده به پنج ميليون تومان خواهد رسيد و اين ميزان با توجه به وقوع حدود يك ميليون ازدواج در سال، تخصيص اعتبارى در حدود پنج هزار ميليارد تومان را اجتناب ناپذير مى كند.

بازداشت چهار تن از دراویش گنابادی در شهرستان پل دختر

خبرگزاری هرانا - پس از گذشت مدت کوتاهی از سخنان رهبر نظام در قم مبنی بر برخورد با پیروان عرفانهایی که وی آنها را کاذب و بدلی نامید، ماموران اداره اطلاعات لرستان اقدام به بازداشت غیر قانونی دراویش شهرستان پل دختر کردند .

به گزارش سایت مجذوبان نور نیروهای امنیتی در روز سه شنبه 18 آبان با مراجعه به منزل عبدالرضا دائمی مجلس دار شبهای دوشنبه دراویش گنابادی در پل دختر، او را بازداشت وبا اقدام به توقیف و ضبط غیر قانونی شماری از وسایل شخصی وی ، زمینه های برخورد سازماندهی شده علیه دراویش گنابادی ساکن این شهرستان را فراهم آوردند. در این روز سه نفردیگر از دراویش با نامهای رضا قوامی، رحیم فرجی و نعمت حیدری در محل کار خود، دستگیر شدند و در روز چهارشنبه 19 آبان نیز به منزل مرحوم هوشنگ دائمی مجلس دار شبهای جمعه دراویش حمله ور شده و برخی از وسایل و اقلام فرهنگی مانند کتابهای عرفانی و مذهبی وی را توقیف کردند . حمله به منزل هوشنگ دائمی در حالی صورت گرفت که فقط پیرزنی تنها در منزل حضور داشت .

همچنین در روز چهارشنبه 4 درویشی که در پل دختر بازداشت شده بودند به اداره اطلاعات خرم آباد منتقل شدند.
یادآور می شود دستگیری دراویش پل دختر با سومین سالگرد حمله نیروهای امنیتی و لباس شخصی به حسینیه بروجرد و تخریب آن مصادف شده است .

آلودگی هوا 5 سال از عمر تهرانی‌ها را كاهش می‌دهد

روزنامه سیاست روز: دويست سال پيش كه آقامحمدخان قاجار تهران را به توصيه شاه اسماعيل به عنوان پايتخت خود برگزيد آن را قصبه‌اي سرسبز و خوش آب و هوايي مي‌ديد كه به خاطر چنارهاي بسيار بلند و هميشه پربرگ و توتستان‌هايش از شهرت و آوازه بسياري برخوردار بود. پايتختي كه پس از دو قرن از اين رو به آن رو شده است و ديگر شباهتي به آن قصه خوش آب و رنگ ندارد. پايتختي كه نخستين زنگ خطر را در سال 1374 شنيد و پس از 15 سال صداي آن در گوشمان زمزمه مي‌كند كه آلودگي هواي تهران يك خطر جدي است. خطري كه تنها سلامت شهروندان را نشان كرده است و نمي‌تواند و نبايد به راحتي از آن عبور كرد.

تردد در تهران ممنوع
مركز پالايش آلودگي هواي تهران در پي شدت يافتن انباشت آلودگي در هواي پايتخت در اطلاعيه‌اي از ناسالم بودن هوا خبر داده و از شهروندان به خصوص دانش آموزان، كودكان، ورزشكاران، بيماران وسالخوردگان خواسته است از تردد در هواي آزاد به شدت پرهيز كنند.
واقعيت آنجاست كه هواي تهران به حدي آلوده است كه افراد سالمند و يا مبتلا به بيماريهاي قلبي و عروقي و بيماريهاي تنفسي نبايد در هواي آزاد تردد كنند و حتي از عوامل راهنمايي و رانندگي خواسته شده از تردد خودروهاي فاقد معاينه فني و دودزا به شدت جلوگيري شود. گزارش هواشناسي تهران نيز حاكي از آسمان صاف و غبارآلود پايتخت است و انتظار مي‌رود شاخص كيفيت هوا همچنان در شرايط ناسالم باقي بماند. محمود نجاري- كارشناس محيط زيست- در گفت و گو با خبرنگار سياست روز از آلودگي هوا در فصل سرما و راههاي مقابله با آن مي‌گويد. به گفته اين كارشناس محيط زيست همه ساله با شروع فصل سرما و روشن شدن وسايل گرمازا آلودگي هوا بيشتر احساس مي‌شود.نجاري با بيان اينكه سرماي هوا باعث مي‌شود آلودگي را بيشتر احساس كنيم به پايتخت نشينان توصيه مي‌كند: در هنگام بروز پديده آلودگي هوااز ماسك مناسب استفاده كنند ماسكي كه پارچه‌اي و ماسك دندانپزشكي نباشد بلكه از جنس فيبر باشد و بعد از هر بار مصرف تعويض شود.وي در ادامه اضافه مي‌كند: هنگام بروز پديده آلودگي هوا، فضاي داخل خانه به اندازه هواي بيرون خانه دچار آلودگي مي‌شود كه براي جلوگيري از اين كار بهتر است هر روز ميزان حرارت وسيله گرمازا در كمترين حد خود قرار گيرد تا هواي خانه عوض شود.اين كارشناس محيط زيست همچنين تاكيد مي‌كند كه در هواي آلوده تهران كودكان بيشتر از افراد ديگر آسيب مي‌بينند و به همين منظور بايد امكانات لازم را براي حفظ سلامتي آنها مهيا كرد.اعظم محمدي- كارشناس بهداشت- نيز در گفت و گو با خبرنگار ما داشتن تغذيه مناسب براي كاهش مضرات آلودگي هوا را موثر مي‌داند و مي‌گويد: تغذيه مناسب در كاهش مضرات آلودگي هوا تاثير دارد و به همين منظور شهروندان بايد از شير، ماست كم چرب، ميوه‌ها و سبزيجات تازه براي دفع مسموميت از بدن به ويژه مسموميت ناشي از سرب استفاده كنند.اين كارشناس مسئول بهداشت همچنين به پايتخت نشينان توصيه مي‌كند: در هنگام بروز پديده آلودگي هوا از خوردن فست فودها و مواد غذايي حاوي مواد نگهدارند مثل انواع كنسرو و چيپس خودداري كنند.
محمدي همچنين معتقد است از آنجا كه ذرات ريز ناشي از آلودگي هوا روي سطح پوست مي‌نشينند بهتر است هنگام شست و شوي دست وصورت از آب خالي استفاده نكنيم چراكه اين ذرات در صورت آميخته شدن با آب ماده اسيدي ضعيفي را ايجاد مي‌كنند كه به مرور باعث پيري زودرس پوست مي‌شود.

هر سال دريغ از پارسال
آلودگي هوا موجب شده تهران كه در زمره يكي از 15 شهر بزرگ جهان قرار دارد از نظر استانداردهاي شهرنشيني و كيفيت زندگي سالم براي ساكنان آن عملا در انتهاي جداول جهاني قرار بگيرد. آلودگي كه با توجه به پيامدهاي زيانبارش به يكي از ملموس‌ترين معضلات زيست محيطي پايتخت ايران تبديل شده و آمارها نشان مي‌دهد كه در روزهاي تشديد آلودگي هوا شمار بيماران تنفسي تا 60 درصد افزايش مي‌يابد و بيشترين عامل مرتبط با تشديد بيماريهاي سيستم قلبي و عروقي و ريوي افزايش آلاينده‌هاي دي اكسيد گوگرد، منواكسيدكربن و ذرات معلق در هوا است به طوري كه آلودگي هوا در تهران به طور متوسط موجب كاهش 5 سال از عمر تهرانيها شده است. 15 سال از بيانيه موسوم به هواي تهران 74 مي‌گذرد و هر سال دريغ از پارسال.
هواي تهران هر سال آلوده‌تر مي‌شود و كماكان از گسترش و بهبود كيفيت حمل و نقل عمومي يا از رده خارج كردن خودروها و موتورهاي فرسوده و چندين راهكار مناسب ديگر خبري نيست.

حرف آخر
آنچه مسلم است آلودگي هواي تهران به عنوان يك معضل ملي و تهديدي جدي عليه سلامت انسان‌ها و محيط زيست به شمار مي‌آيد و تحت تاثير عواملي همچون آلايندگي بيش از حد مجاز مراكز صنعتي و ميليون‌‌ها دستگاه خودرو، پراكندگي مديريت شهري و معضل ترافيك، نبود ساختار اجرايي مناسب نظارت و كنترل و نبود جديت در دستگاههاي ذيربط در اجراي وظايف محوله،
مخاطره آميز‌تر مي شود.

از بين رفتن قبح دريافت زيرميزی

سال آينده شاهد انفجار زيرميزي هستيم

روزنامه مردمسالاری: منع فعاليت پزشکان مراکز دولتي در بخش هاي خصوصي و سلب اختيار سازمان نظام پزشکي در تعيين تعرفه هاي درمان بخش غيردولتي دربرنامه پنجم دو موضوعي هستند که گويا هردو به افزايش ميزان دريافت زيرميزي توسط پزشکان مراکز دولتي و خصوصي ختم مي شوند.
سازمان بسيج جامعه پزشکي با اشاره به تصويب ماده 36 لايحه برنامه پنجم در حوزه سلامت، با صدور بيانيه اي اعلام کرد: تنها منع فعاليت پزشکان بخش دولتي در بخش خصوصي بدون توجه جدي به دغدغه هاي آنان و فراهم ساختن ملزومات اجرايي ماده 2 اين مصوبه، به مراتب خسران آورتر از قبل خواهد بود. به گزارش مهر، در اين بيانيه آمده است: اگر چه ارتقا کمي و کيفي در عرصه سلامت کشور پس از پيروزي انقلاب در زمينه بهداشت، درمان و آموزش پزشکي چشمگير بوده و اقدامات زيادي انجام شده اما در کنار اين همه پيشرفت چالشهاي جدي در موضوع درمان وجود دارد که به هيچ وجه زيبنده نظام مقدس اسلامي نيست. ادغام مراکز درماني و آموزشي سال ها قبل با هدف ارتقا درمان و آموزش صورت گرفت متاسفانه اين فرصت طلايي عاقبت مورد نظر را به دنبال نداشت و بايد اذعان کرد که کيفيت درمان و آموزش در مراکز دولتي کاهش يافت. خود کفايي مراکز درماني دولتي باعث مشکلات فراواني در اين مراکز شد و در نتيجه بازهم کيفيت درماني و آموزشي لطمه خورد و فشار ناشي از پايين رفتن کيفيت و کميت خدمات درماني به اقشار آسيب پذير لطمه وارد کرد. در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: اختلاف نجومي بين دريافت پزشک در بخش دولتي و خصوصي باعث پديده ناگوار ديگري هم شده است و آن هم در يافت هزينه درمان مازاد به دفتر چه بيمه در مراکز طرف قرارداد توسط پزشکان و مع الاسف گاهي توسط بيمارستان به بهانه تامين پزشکان است. متاسفانه اين اقدام خلاف شرع و خلاف قانون در دو دهه آخر شيوع و گسترش يافته و هم اکنون به مراکز استانها هم رسيده است و از همه بدتر اينکه توسط عده اي توجيه شرعي مي شود. مسئولين مرتبط عليرغم اظهار نگراني از اين پديده اقدام عملي انجام نداده و نمي دهند و از همه بدتر اين که قبح اين خلاف از بين رفته است. در اين ميان مصيبت اصلي براي بيماران بي بضاعت است که چاره اي جز درمان در مراکز دولتي ندارند. تاکيد قانون اساسي در اين موارد به زمين مانده و مصوبات برنامه پنجم مجلس همچنان بدون اجرا و از همه مهمتر دغدغه مقام عظماي ولايت که فرمودند از کسي در خانواده بيش از رنج مريض داري رنج ديگري نداشته باشد همچنان باقي است.اهتمام و توجه ويژه نمايندگان مجلس در تصويب لايحه برنامه پنج ساله در امر سلامت نقطه اميدي براي حل قسمتي از اين مشکلات است. تصويب ماده 36 و تبصره هاي آن يکي از اساسي ترين راه برون رفت از اين معضل مزمن است. سازمان بسيج جامعه پزشکي کشور يادآور مي شود که تنها منع فعاليت پزشکان شاغل در بخش دولتي از فعاليت در بخشهاي خصوصي بدون توجه جدي به دغدغه هاي آنان و فراهم ساختن ملزومات اجرايي ماده 2 اين مصوبه، خسارات جبران ناپذير حتي به مراتب خسران آورتر از قبل را به دنبال خواهد داشت. لازمه تحقق کامل اين ماده; اصلاح تعرفه هاي دولتي ، کم کردن فاصله اين تعرفه ها با بخش خصوصي، پرداخت به موقع کارانه ها، هيات امنايي شدن بيمارستانها و... است که ضروري است نمايندگان مجلس و مسئولين وزارت بهداشت در اين زمينه اهتمام جدي داشته باشند تا ارمغان اين مصوبه مهم، تنها خالي شدن مراکز آموزشي دولتي از اساتيد برجسته و با سابقه و نارضايتي خيل عظيم پزشکان شاغل در اين بخش نباشد. از سوي ديگر قائم مقام سازمان نظام پزشکي کشور در پي سلب اختيار اين سازمان در تعيين تعرفه هاي درمان بخش غيردولتي در برنامه پنجم توسعه، گفت: به شما تعهد مي دهم سال آينده انفجار زيرميزي را خواهيم داشت و دود نابساماني هاي تعرفه اي به چشم مردم خواهد رفت. دکتر عليرضا زالي در گفت وگو با ايسنا، گفت: اگر کسي ادعا مي کند مي تواند با نظارت، اقدامات مربوط به تعرفه هاي درمان را کنترل کند، مطمئن باشد که تنها ارتباطات مالي را به سمت زيرميزي و غيرشفاف منتقل خواهد کرد. شرايط و بضاعت نظارت در عرصه سلامت کشور را مي شناسيم و مي دانيم چنين امري تقريبا غيرمحتمل است. وي با اشاره به مصوبات مجلس در قالب مواد لايحه برنامه پنجم توسعه و سلب اختيار از سازمان نظام پزشکي در تعيين تعرفه هاي درمان بخش خصوصي، گفت: به نظر مي رسد در اثناي بررسي مواد لايحه توسعه پنجم متاسفانه برخي حواشي مطرح در جلسه هتک حرمت جامعه پزشکي را سبب شد و ابهامات بسيار فراواني به جامعه پزشکي انتساب داده شد. اين امر موجب تاسف است، انتظار آن بود که زمان رسيدگي به مباحث سلامت در صحن مجلس اگر تکريمي از جامعه پزشکي صورت نمي گيرد حداقل حرمت شکني هم نشود.
قائم مقام سازمان نظام پزشکي گفت: با فرض اينکه تعرفه هاي بخش غيردولتي از سوي سازمان تعيين نشود مطمئن باشيد هيچ گونه انتظام تعرفه اي در بخش غيردولتي حاکم نخواهد بود. از آنجا که چگونگي نظارت و مجموعه مکانيسم هاي نظارتي موجود در عرصه سلامت کشور را مي شناسيم با سلب اختيار نظام پزشکي در تعيين تعرفه ها، دو اتفاق خواهد افتاد; ابتدا آن که ممکن است تعرفه هاي غيردولتي را بخشي دولتي اعلام و بخش غيردولتي ظاهرا بپذيرد اما ما به تفاوتي که سقف و خط قرمزي ندارد از مردم و از طريق زيرميزي دريافت کند. مطمئنيم اين اقدام به غيرشفاف شدن ارتباطات مالي ميان مردم و بخش غيردولتي و گسترش زيرميزي در بخش دولتي و غيردولتي منجر خواهد شد. ضمن اينکه در اين ميان سازمان نظام پزشکي هيچ قدرت ابتکاري براي برخورد با اين مساله نخواهد داشت.
وي ادامه داد: نکته دوم آن است که طي شش سال اخير بحث انتظام تعرفه اي در بخش غيردولتي با تلاش سازمان نظام پزشکي و همراهي و هماهنگي وزارتخانه هاي بهداشت و رفاه در حال انجام بوده است. اگر امروز سازمان نظام پزشکي حذف شود و به يک مرجع صد در صد تشريفاتي تنزل يابد اين انتظام تعرفه اي به نابساماني تعرفه اي تبديل مي شود و مطمئنا بازنده اصلي در اين ميان مردم خواهند بود. اگر امروز نظام پزشکي مي تواند با متخلفان برخورد کند در آينده اين قدرت سلب خواهد شد. با اين اقدام، مطلقا پرداخت از جيب مردم در بخش غيردولتي کمتر نخواهد شد; چرا که با حذف نظام پزشکي عملا در واقعيت اجتماعي موجود، اين امر را به بازار عرضه و تقاضا سپرده ايم. زالي در پايان گفت: در شرايطي که تعرفه هاي درمان بخش دولتي به جاي فروردين ماه، مرداد ماه آن هم با رشد بسيار مختصر اعلام مي شود آيا اين سيستم مي تواند با اين بضاعت در بخش غيردولتي تعرفه تعيين کند. در مجموع لازم است واقعيت هاي موجود جامعه را در نظر گرفت.

درگذشت یک زندانی سیاسی پس از آزادی از زندان

كانون حمايت از خانواده هاي جانباختگان و بازداشتي ها مطابق اخبار بدست آمده توسط خبرنگار كانون فرزند خانواده اي كه درتظاهرات سال 88 دستگير شده وبه مدت 7-8 ما ه درزندان بوده است بعداز آزادي از زندان بعداز يك ماه بدليل از كار افتادن هردوكليه فوت ميكند و قبل از درگذشتش وصيت ميكند كه اعضاي بدنش را به مردم هديه كنند .خانواده داغدار وصيت فرزندشان را انجام ميدهد . پدرو مادر پير اين زنداني سياسي توسط رژيم تهديد شده اند كه به كسي چيزي نگويند و آنها نيز از ترس جان مابقي فرزندانشان سكوت كرده اند و اين درد جانكاه و بزرگ را جايي بازگو نكرده اند . خبرنگار كانون كه
توانسته بود با يكي از اعضاء اين خانواده صحبت كند ميگويدكه عضو خانواده فقط بشرط مشخص نشدن اسم خانواده حاضر به بيان اين خبر شده است .اين عضو خانواده بيان كرده است كه درد ها و داغهاي مردم خيلي بيش از آن چيزي است كه درسايت ها
وخبرها آمده است و فقط آن قسمتي را شامل ميشود كه بيان شده وعلني گشته اند و بسياري رنج ها و شهادت ها و رازهاي نگفته وجود دارد كه در قلبها ونگاههاي مردم اين ميهن ستمديده باقي است وتا بحال بيان نشده است .

زلزله 5 ریشتری فاریاب کرمان را لرزاند

خبرگزاری مهر: زمین لرزه ای به بزرگی 5 ریشتر فاریاب در جنوب کرمان را لرزاند.

زمین لرزه شدیدی با قدرت 5 ریشتر عصر چهارشنبه بخش فاریاب در شهرستان کهنوج را لرزاند.

شدت زمین لرزه به حدی بوده است که موجب بیرون رفتن مردم از منازل مسکونی و ترس و واهمه مردم شده است.

تاکنون چهار پس لرزه شدید بعد از زمین لرزه شدید 5 ریشتری در این منطقه روی داده است.

کانون زمین لرزه فاریاب که ساعت 17 و 19 دقیقه عصر چهار شنبه روی داده است در عمق 17 کیلومتری زمین و در مشخصات جغرافیایی 56.94 درجه طول جغرافیایی و 27.95 درجه عرض جغرافیایی گزارش شده است.

گسل فاریاب از فعال ترین گسلهای جنوب کرمان محسوب می شود و طی هفته گذشته چندین مورد زمین لرزه بالای 3 ریشتر در جنوب کرمان روی داده است.

هر روز یک حادثه گودبرداری ساختمان در کشور

سایت خبرآنلاین: دبیر دومین همایش ملی ایمنی ساختمان گفت: بر اساس آمارهای سازمان بین المللی کار 17 درصد حادثه های مرگبار در کارگاه‌های ساختمانی رخ می دهد در حالیکه این عدد در ایران بر اساس آمار یکی از معاونان وزیر کار و امور اجتماعی46 درصد بوده که این عدد بسیار نگران کننده است.

خلوتی گفت: حواث ساختمانی با رقم حدود 46 درصد بالاترین آمار حوادث را در کشور نشان می دهد بنابراین بر اساس آمارهای سازمان آتش نشانی در سال 86 بالغ بر 338 حادثه مربوط به گودبرداری و ریزش در تهران بود که 154 مصدوم و کشته دربر داشت.

انتقال آب از رود فرات به مزارع سوريه با پول ایران

روزنامه سیاست روز: بخشي از طرح كانال انتقال آب از رود فرات به مزارع سوريه، توسط يكي از شركت‌هاي ايراني به سرانجام رسيده است. در بازديدي كه هيات خبرنگاران از سوريه داشت از اين كانال آب نيز ديدن شد. هرچند از نظر عملياتي كار اين شركت تمام شده و پيمانكار در حال جمع كردن كارگاه است اما كارفرما يعني وزارت آبياري سوريه هنوز از تحويل پروژه سرباز مي‌زند و معتقد است كار بايد به طور 100 درصد آماده بهره برداري باشد تا تحويل گرفته شود.
پروژه تونل و كانال انتقال آب به دشت جنوبي شهر حلب در سوريه هم‌اكنون 85 درصد پيشرفت دارد كه طي 6ماه آينده به بهره برداري مي‌رسد. بخشي از پروژه انتقال آب به دشت سوريه توسط شركت ايراني (سابير بين الملل)با حدود 28 ميليون دلار ارزش قرارداد اوليه طي مدت 36 ماه اجرايي شد.
هدف از اجراي اين پروژه تأمين آب كشاورزي 100درصد دشت جنوبي شهر حلب در كشور سوريه و آبياري 65هزار هكتار از اراضي كشاورزي اين كشور است. رودخانه فرات را می توان پرآب ترین رود منطقه دانست که از کوه های ترکیه سرچشمه می گیرد و با عبور از سوریه وارد عراق شده و پس از الحاق به رود دجله در منطقه قرنه عراق، رود شط العرب را تشکیل می دهد که پس ازپیوستن به کارون ، اروند رود را ایجاد می کند و به خلیج فارس می ریزد.
سه کشور ترکیه، سوریه و عراق توافق هایی را درباره میزان آبی که وارد هر یک از سه کشور می شود دارند اما همیشه عراق ، سوریه را متهم به نادیده گرفتن این توافق ها می کند.
براساس این توافقات آب ورودی فرات به سوریه 42 درصد سهم این کشور و مابقی یعنی 58 درصد سهم عراق است. سوریه سعی می کند با انتقال آب رودخانه فرات بخش های بیشتری از سرزمین های خود را تحت کشاورزی قرار دهد.
حجم انتقال آب از اين تونل 50 مترمكعب در ثانيه است و 65 هزار هکتار از زمين‌هاي جنوب حلب را سيراب و زير کشت خواهد برد. عرض اين تونل پنج و نيم متر و در عمق 40 متري زمين ايجاد شده است.
با توجه به نوع خاك نامساعد در محل اجراي پروژه، اتمام اين مهم طي 36ماه ركورد محسوب مي‌شود.
حميد عزيزي مدير پروژه شركت سابير بين‌الملل در سوريه در جمع خبرنگاران اعزامي به سوريه گفت : اين تونل ۵ هزار و چهارصد متر طول دارد و داراي دو كانال فرعي ۵۰۰متري است كه آب سد فرات (حافظ اسد) واقع در شهر الثوره در ۱۵۰كيلومتري حلب را به دشت جنوبي حلب منتقل مي‌كند.
عزيزي مبلغ قرارداد ساخت اين تونل و كانال‌هاي آن را ۲۸ميليون دلار و مدت زمان اجراي آن را ۳سال اعلام كرد و گفت : پروژه مزبور از سال ۲۰۰۵كليد خورد و سال ۲۰۰۸ساخت آن به اتمام رسيد.
وي ساخت اين تونل و كانال‌هاي مربوطه را بخشي از سرمايه‌گذاري سوريه در توسعه كشاورزي اين كشور برشمرد و افزود : با راه اندازي كانال انتقال آب به دشت جنوبي حلب كه تا ۶ماه آينده قطعي خواهد شد ، آب ۶۵هزار هكتار اراضي دشت حلب تامين مي‌شود.
عزيزي با بيان اينكه قيمت پيشنهادي شركت ايراني نصف قيمت پيشنهادي ساير شركت‌هاي بين‌المللي بود ، افزود: انجام اين پروژه با وجود تمام مشكلات و سختي‌ها در مدت زمان مشخص، باعث سربلندي شركت‌هاي ايراني در خارج از كشور شده ،به طوري كه هم اكنون پروژه ديگري نيز به اين شركت پيشنهاد شده است.
وي ساخت دو تصفيه خانه در بندر لاذقيه را از جمله اين پروژه‌ها اعلام كرد و گفت: احداث تونل، جاده، خط لوله نفت و گاز، پل، تصفيه خانه، تاسيسات و سدسازي از جمله فعاليت‌هاي اين شركت در داخل و خارج از كشور است.
عزيزي با بيان اينكه دو سال از اتمام ساخت تونل و كانال‌هاي مربوط مي گذرد، تصريح كرد: طي دو سال گذشته پروژه و كار شركت ايراني به طور كامل تحويل شده و آخرين روزهاي دوره گارانتي خود را مي‌گذراند.
مدير اين شركت ايراني، حجم آب خروجي تونل را ۵۰مترمكعب در ثانيه عنوان كرد و گفت: با توجه به باقيماندن بخشي از كانال كشي مسير از سوي شركت سوري، اين پروژه در ۶ماه آينده به طور نهايي عملياتي شده و به بهره برداري خواهد رسيد.
وي گندم، جو و ذرت را از جمله محصولات كشاورزي دانست كه قرار است در دشت جنوبي حلب كشت شود.
به هر حال اين اتفاق كه نشان دهنده توان بالاي فني و مهندسي كشور است جاي اميدواري است اما نكته حائز اهميت اين است كه كشور ما براي اثبات اين توانايي چه ميزان هزينه بايد پرداخت كند؟ شايد اگر صادارت خدمات فني مهندسي كشور توسط بخش دولتي و حتي سازمان هيا غيردولتي از انسجام بيشتري برخوردار باشد،‌ شركت‌ها در پروژه‌هاي بين‌المللي مي توانند بهتر عمل كنند و حداقل با دغدغه‌هاي كمتري مواجه شوند.
اگر ريشه‌هاي صنعت خدمات فني و مهندسي با روش‌هاي مختلف حمايتي و تشويقي و ارائه تسهيلات مناسب از داخل تقويت شود، به طور قطع شركت‌ها مي‌توانند در عرصه‌هاي بين المللي با قدرت بيشتري ظاهر شوند و تنها به دليل حضور و بقا در اين عرصه‌ها هر گونه امتيازي به طرف مقابل ندهند. از سوي ديگر نحوه برخورد كارفرما با پيمانكاران در پروژه هاي كشور سوريه مي تواند تجربه خوبي براي كارفرمايان دولتي ايران باشد.
پيمانكاران ايراني اظهار مي داشتند كارفرما اصرار دارد كه پروژه‌ها را پس از تكميل 100 درصدي از ما تحويل بگيرد.
اين در حالي است كه در ايران تنها به اين دليل كه از انجام شدن كارها نشاني ارائه شود، پروژه‌ها به صورت نيمه تمام مورد بهره‌برداري قرار مي گيرد و پيمانكار نيز پس از اين مرحله چندان در پايبندي به تعهدات خود جدي نيست.

کیف و کفش بنجل چینی کارگران را بیکار کرده است

: ایلنا:رییس اتحادیه کفاشان وکفش فروشان شهررشت ازواردات بی رویه کیف وکفش بنجل چینی که باعث تعطیلی 50کارگاه تولیدی وبیکاری 300کارگر شده انتقادکرد.

خسرو نصیرزاده درگفت وگو با خبرنگار ایلنا دررشت از فعالیت 466واحد صنفی دارای پروانه کسب ازاین اتحادیه خبردادوافزود: یکی ازمهم ترین مشکلات این اتحادیه تداخل صنفی است به طوری که واحدهای فروشنده پوشاک،خرازی وتریکودراین شهر نسبت به فروش کیف وکفش به صورت جزیی می کنند.

وی نداشتن اطلاعات کافی ازبابت کمیت وکیفیت توسط فروشندگان این نوع اجناس را باعث شکایت مردم به این اتحادیه دانست .

نصیر زاده فروش کیف وکفش خارجی بی کیفیت توسط دست فروشان شهر رشت را یکی دیگر ازمهمترین مشکلات این اتحادیه عنوان وتصریح کرد:فروش این اجناس باعث ضربه زدن اقتصادی به فروشگاه های دارای پروانه کسب شده وشهرداری رشت باید طبق تبصره 1 بند ماده 2 قانون شهردارها نسبت به جمع آوری این افرادورفع موانع موجود اقدام بکند

وی واردات بی رویه کیف وکفش بنجل چینی را ازبزرگترین مشکلات ودغدغه های این اتحادیه عنوان وخاطرنشان کرد: این واردات تاکنون منجر به تعطیلی 50 کارگاه تولیدی کیف وکفش شهر رشت و بیکاری وسختی امرارمعاش 300کارگرماهرآن شده که انتظار می رود دولت عدالت محور این مشکل را حل بکند.

سه موضوع تأسف انگیز از بهداری زندان رجایی شهر

منبع: خبرگزاری هرانا

سه موضوع تأسف انگیز از بهداری زندان رجایی شهر/ارژنگ داودی

1- دکتر محمد رحمتی رودسری پزشک متخصص پوست و مو به شماره نظام پزشکی 53175

ما جمعی از زندانیان زندان رجایی شهر تقاضا داریم که نام این پزشک در کتاب رکورد های گینس ثبت شود چون این پزشک تاجر صفت روی دست سوپر کامپیوترها بلند شده است !؟!؟

زیرا در کمتر از 5 دقیقه می تواند 28 بیمار را ویزیت کند و برایشان نسخه بنویسد .

تنها سؤال این اَبَر پزشک ایرانی از بیماران نگون بخت این است که نامش چیست تا فوراً نام او را بنویسد روی نسخه ای که از قبل آماده گردیده و به قید قرعه از درون کیف جادویی خود بیرون می کشد .

این اَبَر پزشک هنرمند هزاره سوم ساعت 7 صبح روزهای پنجشنبه به بهداری زندان می آید و ساعت 7:05 صبح می رود و هنرش هم این است که هر چه تعداد بیماران بیشتر باشد سرعت او هم بیشتر و بیشتر می شود .

البته باز هم صد رحمت به دکتر رحمتی چون متخصص ارتوپد به نام دکتر اجلالی حاضر نیست بیماران را ویزیت کند . و فقط اگر بیماری نیاز به عمل جراحی داشته باشد می آید تا او را جراحی کند و پول کلان بگیرد و اوقات شریف خود را مثل دکتر رحمتی برای ماهیانه 2 میلیون تومان ناقابل به هدر نمی دهد !؟!؟

2-دکتر رجبی رئیس بهداری که همچون مدیر بدنام زندان علی حاجی کاظم متهم به فروش اعضای بدن زندانیان مرده است آن قدر گدازاده است که هر گاه خانواده ای برای زندانی اش داروی خارجی و

بویژه ویتامین های خارجی بیاورد به بهانه های مختلف از جمله اینکه ویتامین به تو تعلق نمی گیرد !؟ با لطابف الحیل داروها را مصادره کرده و به مصرف خود و خانواده اش می رساند و زندانی فلک زده بعد از مدت ها پیگیری شاید بتواند مشابه ایرانی داروهایش را بگیرد .

3-آقای فرهادی که از پرسنل بهداری زندان و خانواده شهید است از زندانی بخت برگشته ای جرمش را پرسیده و چون جرم وی قاچاق مشروبات الکلی است از بستری شدن وی در بهداری برای تزریق سرم خود داری کرده با

توهین و فحاشی گفته : اگر ناموس فروشی می کردی بهتر از مشروب فروشی بود !؟

البته آقای فرهادی و امثالهم به روی خود نمی آورند که بر اثر چاییدن ها و غارتگری های سران رژیم و جارچیان و مزدورانی مثل او کشور به چنان فلاکت اقتصادی افتاده که بعضی برای نجات خود و خانواده دست به هر عملی می زنند و فروش مشروبات الکلی یکی از عادی ترین اینگونه اعمال است .

با این احوال بی دلیل نیست که زندانیان به زندان رجایی شهر می گویند عجایب شهر !!

ارژنگ داودی
زندان رجایی شهر

تعدادی از طالبان خود را تسلیم دولت افغانستان کردند

العربیه: منابع دولتی افغانستان از پیوستن یکصد نفر از شبه نظامیان طالبان به دولت این کشور خبر دادند.

شرف الدین مجیدی سخنگوی والی بادغیس با اعلام این مطلب افزود: فرمانده این گروه "ملا عبدالظاهر" نام دارد و این افراد در ولسوالی قادس در ولایت بادغیس فعالیت داشتند.

بر اساس همین گزارش این افراد هدف از پیوستن خود به دولت را حمایت از برنامه ملی صلح جهت برقراری ثبات در کشور اعلام کردند .

فرمانده این افراد به رسانه‏ ها گفت: ما اکنون فهمیدیم که ادامه جنگ بی فایده است و باید از کشور خود حمایت ‏کنیم تا یک دولت خوب بسازیم.


زمینهای کشاورزی بهائیان به بیت رهبری تقدیم می شود

زمین های کشاورزی بهائیان روستای ایول به بیت رهبری تقدیم می شود

خبرگزاری هرانا - به دنبال نامه ای که ده نفر از مسلمین روستای ایول به جنتی دبیر شورای نگهبان نوشتند و در آن اشاره به سکونت 100 ساله ی بهائیان در ایول که بیش از 30 هکتار زمین و خانه سرا دارند و متقاضی قیمت گذاری و واگذاری آن به مسلمین شدند و جنتی با مشورت حضوری با لاریجانی رئیس قوه ی قضائیه دارد متفق القولند که زمینهای مزبورمال ولی فقیه ، خامنه ای است و برای تصاحب آن باید ستاد 8 ماده ای امام وارد کار زار شود که نامه مزبور در ضمیمه آمده است .

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، به دنبال این جریان شورای اسلامی ایول نامه ای به روستاهای اطراف می نویسد که در کشت پائیزه که روال معمول هر ساله بهائیان ایول زمین های خود را کشت می کردند تراکتور در اختیارآنان نگذارند و زمین های آن ها را نکارند که این زمین ها مال بیت رهبری و در اختیار ستاد 8 ماده ای امام است که نمونه ای از این نامه که به روستای تلمادره نوشته شده نیز ضمیمه است .

بهائیان کشاورز ایولی که در تابستان امسال خانه هایشان تخریب گردیده به روال اقدام 27 ساله ی خود برای کشت پائیزه به دادگاه کیاسر نزد قاضی ناصری مراجعه می نمایند و نامه ای در همین مورد تقدیم وی می کنند(تاریخ نامه : 18/7/89 ) و قاضی دادگاه دستور کشت را صادر که با هماهنگی و حضوری مامورین پاسگاه تلمادره کار کشت زمین صورت گیرد . اولین نامه را قاضی در تاریخ 22/7/89 پاراف و دستور برای پاسگاه صادر نمود به علت خشکی زمین کار کشت عقب افتاد ور سید به بعد از بارانی که بارید و کشاورزان برای فراهم نمودن تراکتور به تلمادره مراجعه نمودند که مواجه با نامه ی شورای ایول شدند که به آن اشاره شد لذا مجدد نامه ای به دادگاه نوشتند وبه قاضی مزبور دادند به تاریخ 15/8/89 و مجدد قاضی دستور کشت را صادر نمود که بر اساس آن آقای فقهی دو دستگاه تراکتوردر اختیار کشاورزان بهائی ایولی قرار دادکه کشت خود را انجام دهند . (هر دو نامه ضمیمه است )

کشاورزان بهائی ایولی به همراه مامورین پاسگاه تلمادره و دو تراکتور عازم روستای ایول و کشتزار خود شدند و زمین را بذ رپاشیده وتراکتور مشغول به شخم و کشت آن شد که یک نفر مسلمان ایولی به نام حسین قلی غفاری نزد آنان آمد که زمینها مال بیت رهبری است و کسی حق کشت آن را ندارد و به دو راننده دستور توقف کار داد که مامور پاسگاه از وی نامه طلب نمود و چون مدرکی نداشت گفت که کار کشت ادامه یابد فرد مزبور گفت ساعتی دیگر افراد از شهر می آیند و مانع کار می شوند که همین اتفاق افتاد .

صفر علی اسماعیلی به همراه فیض الله اسماعیلی و سید جواد درخشان ومنصور لیالی و نادعلی فلاحپور و حسین علی رجبی و عدهای دیگر در محل کشت حاضر شدند و صفر علی با تغیر و دستور و تحکم امر به خاموش کردن تراکتور و توقف کشت زمین نمود و مامور پاسگاه استوار خشت زر هر چه با او بحث و مذاکره نمود نتیجه نداشت و مرتب اعلان می کرد که زمین ها مال بیت رهبری است و کسی حق کشت ندارد وی که در فیلم مشخص است بالای تراکتور نشسته است و در حال صحبت که با فاصله و نیز خطراتی که تهیه ی فیلم داشته صدای وی صبط نشده ولی درحال توهین وتحقیر و فحاشی نسبت به بهائیان کشاورز است که در کنار زمین به او نظاره گر و تنها به جهالت و نادانی وی و قانون شکنی وشرارتش ناظرند و چون احتمال درگیری بوده لذا هیچ صحبتی نداشتند . با این اقدام خشت زر سرباز پاسگاه را گذاشت و رفت به پایگاه خود تا با فرمانده و قاضی در این مورد صحبت نماید و وقتی باز گشت دستور کشت را داده و دو راننده تراکتور را روشن نمودند که مشغول شوند و لی صفر علی و فیض الله و سید جواد جلو آمده و کار آن را متوقف نمودند و روی تراکتور و جلوی آن نشسته و ایستاده و مانع کار شدند و این قضیه کمی طول کشیده و چون ادامه ی کار ممکن نبوده لذا خشت زر به بهائیان کشاورز می گوید که تا من هستم و برای جلوگیری از درگیری به خارج از محل مراجعه کنند تا دستورات قضائی صادر شود لذا محل را ترک نمودند وی گزارش خویش را در این مورد نوشته و به تاریخ 16/8/89/ ضمیمه است

فردای آن روز نامه گزارشی مزبور به همراه نامه ای دیگر به قاضی دادگاه کیاسر داده شد و جریان مزبور به اطلاع ایشان رسید وی مجدد نامه را پاراف نمود و دستور کشت را داد و این نامه به تاریخ 17/8/89 که ضمیمه است به پاسگاه تحویل شد ولی به علت نبودن فرمانده و نداشتن نیرو کاری صورت نگرفت و آن چه اتفاق افتاد این که بیشتر زمینها به وسیله افراد مزبور شبانه مثل تخریب منازل زیر کشت رفت و چون این قضیه پیش بینی می شد و در بازگشت روز قبل آنان در زمینهای بهائیان مشغول کار بودند و مجدد به اطلاع مامورین پاسگاه رسیده بود و آنان نیز در گشت شبانه متوجه این اقدام غیر قانونی آنان شده بودند ولی با این حال نسبت به توقف کارشان ونیز دستگیری عوامل اقدامی صورت نگرفت و به سهولت ارتکاب جرم انجام شد .

امروز 18/8/89 مجدد نامه ای به همراه هرآنچه اتفاق افتاد به قاضی ناصری کتبا اطلاع داده شد وی هم مثل روال معمول قبل دستور کشت با نظارت مامورین پاسگاه داد ولی فرمانده پاسگاه که روز اول برای شروع کار مطرح نمود که حکم قاضی باید انجام شود و برای آنان فرقی نمی کند که کشاورز بهائی یا مسلمان و یا یهودی باشد این با اقدامی ننمود و هر آنچه حکم و دستور صادر شد روی کاغذ بود و قانون و مجری آن و قاضی و قضاوتش همه همچون تخریب منازل بهائیان هیچ اهمیتی و ارزشی نداشته ولی کار صفر علی ضابط 30 ساله ی بازنشسته دادگستری که نوچه رحیم لیالی ایولی در بیت رهبری و ارگانهای دیگر می باشد هم قانون وهم مجری و هم قاضی و بالخره همه کاره مملکت شده است که در حضور نماینده ی قانون و دستوراتش وارد کارزار می شود و همانطور که قبلا اعلان نموده بود که جنگ ما با بهائیان کشاورز ایولی مانند جنگ خیبر است و آنان را از رویتا رانده و محل را پاک نمودیم و خانه های آنان را تخریب کردیم و حال باید زمین های آنان را تصاحب کنیم و رهبر و بیت و ستاد او هم بهتری وسیله برای این منظور می باشند .

آنچه در واقعه تابستان درتخریب بیش از 50 منزل و طویله احشام و انبار کاه و علوفه کشاورزان بهائی ایولی اتفاق افتا د و اینک زمینهای آنان که البته بخشی از آن در سال1362 یعنی بعد از اخراج بهائیا ن به بهانه ی وقف حضرت سید الشهداء تصاحب شده بود ما بقی آن هم امسال ودر این روزهای اخیر به عنوان مال ولی فقیه مورد تجاوز و تصاحب وغضب واقع شد و این نشان دهنده ی حکومت در سایه است که امروزه بالاخص نسبت به اقلیتهای مذهبی و گروهای دیگر بسیار پر رنگ ترو قدرت مند تر از قانون و نظام ظاهری عمل می نماید .

آبان 89

وضعیت هواداران بازداشت شده آیت الله بروجردی

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" از وضعیت و شرایط 6 تن از هوادران آیت الله بروجردی که در یورش گسترده روز دوشنبه دستگیر شدند هیچ خبری در دست نیست.
یورشهایی وحشیانه مامورین وزارت اطلاعات روز دوشنبه 17 آبان ماه از حوالی ساعت 16:00 آغاز گردید و تا ساعت 01:00 بامداد ادامه داشت.تمامی دستگیر شدگان به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین شکنجه گاه وزارت اطلاعات منتقل شدند. از زمان دستگیری تاکنون از وضعیت و شرایط آنها هیچ خبری در دست نیست.
خانواده های دستگیر شدگان برای اطلاع یافتن از عزیزانشان به مراکز مختلفی مراجع کردند ولی تا به حال به آنها پاسخ مشخصی داده نمی شود.
اسامی و مشخصات دستگیر شدگان هواداران آیت الله بروجری به قرار زیر می باشند؛
1- نرگس غفارزاده حدودا 52 ساله ،لیسانس زبان انگلیسی و تا به حال حداقل دو بار دستگیر شده است

2- مریم عظیمی 47 ساله ،متاهل و دارای 2 فرزند ،لیسانس ادبیات،خانم عظیمی پیش از این 2 بار دستگیر شدند و از ناراحتی حاد تنفسی که در جریان بازداشتهای قبلی دچار آن شده است رنج می برد. او همچنین از ناراحتی آرتروز رنج می برد.

3- محمدرضا صادقی حدودا 34 ساله و دارای فوق لیسانس کامپیوتر است. او پیش از این 2 بار بازداشت شده است. بار اول حدودا 4 ماه در سلول انفرادی بوده است و بار دوم در حدود 2 ماه در سلول انفرادی بسر برده بود و هر دو بار با قرار وثیقه آزاد شده است.آقای صادقی از ناراحتی قلبی رنج می برد.

4- رویاعراقی 41 ساله و دارای دکترای شیمی است.

5- طیبه حسینی 34 ساله متاهل و داری یک فرزند است.

6- فروغ همت یار 28 ساله،متاهل و دارای فوق لیسانس بهداشت است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نسبت به شکنجه جسمی و روحی هوداران آیت الله بروجردی توسط بازجویان وزارت اطلاعات شدید ابراز نگرانی می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
20 آبان 1389 برابر با 11 نوامبر 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
گزارشگران ویژه دستگیریهای خودسرانه،زنان و شکنجه سازمان ملل متحد
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

تداوم فشار بر اهل نست در مناطق کردنشین

خبرگزاری هرانا - در ادامه موج جدید فشار بر اهل سنت در مناطق کردنشین روز جمعه هفته گذشته نیروهای سپاه پاسداران مسجد جامع شهر کامیاران را محاصره کرده و اقدام به بازرسی نمازگزاران این شهر کردند.

بنابه اطلاع گزارشگران هرانا، روز جمعه هفته گذشته زمانی که مردم اهل سنت این شهر جهت برگزاری نماز جمعه به مسجد جامع شهر مراجعه می کنند با محاصره مسجد از سوی نیروهای انتظامی و امنیتی روبرو می شوند. این نیروها تمام نمازگزاران اعم از زن و مرد را مورد بازرسی بدنی قرار می دهند، که این رفتار با نمازگزاران سبب اعتراض آنها می شود. بعد از برگزاری نماز جماعت امام جمعه این شهر اعلام کرد که وی از امام جمعه یی این شهر کنار کشیده است و ملا توفیق قربانی به جای وی به عنوان امام جمعه این شهر انتخاب شده است.

گفته می شود به دلیل کشمکشهای جناحی سیاسی در این شهر امام جمعه این شهر برکنار شده است

لازم به ذکر است دوشنبه هفته گذشته نیز قرار بود مراسم عمامه گذاری دکتر سید حسن هاشمی با شرکت جمع کثیری از پیروان طریقت نقشبندی در مسجد این شهر برگزار شود ولی در زمان برگزاری نیروهای انتظامی و امنیتی مسجد را محاصره کرده و مانع از برگزاری این مراسم مذهبی می شوند و اقدام به پراکنده کردن مردم این شهر در اطراف مسجد جامع می کنند.

خزان است ‫. جنگل ها بی درخت‫ می شوند. کودکان بی انگشت‫. معلم می کشد‫. مادر می میرد

جنگل های بی درخت، کودکان بی انگشت
سامان رسول پور
روز:

کودکان روستای "گاودانه" که پل ندارند و با "گرگر" از رودخانه عبور می کنند، یکی یکی انگشتانشان در حال قطع شدن است‫. انگشتان ۳۰ تن قطع شده و آقای نماینده مجلس، مشکل اهالی روستا را با بیان ‫چنین راهکاری حل می کند: "می‌شود با شنا کردن از رودخانه عبور کرد. روستاییان از پل آن یکی روستا استفاده کنند‫. حواسشان جمع باشد انگشتشان قطع نشود".

معلم روستای "چاه علی" نیکشهر، با کتاب بر سر دانش آموز ۱۵ ساله اش می کوبد‫. او را می کشد‫. مادر آرش صادقی در اثر حمله نیروهایی که قصد بازداشت پسرش را داشته اند، دچار حمله قلبی می شود‫. فوت می کند‫.

خزان است‫. جنگل ها بی درخت‫ می شوند. کودکان بی انگشت‫. معلم می کشد‫. مادر می میرد‫. مسئول اجرای احکام زندان گوهر دشت، بهروز جاوید تهرانی را شلاق می زند. و می شمارد... نسرین ستوده و نازنین خسروی نیز می شمارند‫ لحظه ها را‫ و آزادی را انتظار می کشند‫. رییس قوه قضاییه دستور اجرای حکم قصاص شهلا جاهد را صادر می کند‫. شاید او هم می شمارد‫...

محمد اولیایی فر و محمد صدیق کبودوند که وضعیت وخیمی دارند، در زندان زجر می کشند‫. در گوشه و کنار زندان هر کسی دردی دارد و روایتی و شکایتی‫.

حسین خضری زندانی سیاسی محکوم به اعدام تعریف می کند‫: "مدت ۴۹ روز تحت شکنجه بودم ازقبیل ضربه زدن با لگد به اندام های تناسلی و خونریزی و تورم آن نواحی از بدنم به مدت چهارده روز ".

محمد نوریزاد هم می گوید‫: "ماموران وزارت اطلاعات در روزهای بازداشت، هم مرا کتک زده اند و هم به ناموس و خانواده ام فحش داده اند. این رفتار هیولاگون ماموران وزارت اطلاعات، در مورد آقایان سید مصطفی تاجزاده، عبدالله مومنی، حمزه کرمی، محمدرضا رجبی، و بسیاری دیگر نیز صورت پذیرفته است. هم کتک زده اند، هم فحش های ناموسی داده اند، و هم کله ی بعضی را در کاسه ی مستراح فرو برده اند."

و قطعا به دلیل همین شکنجه ها بود که عبدالله مومنی در زندان ریسک بزرگی کرد و از سعید مرتضوی، دادستان قبلی تهران، حیدری فر بازپرس دادگاه انقلاب و از متهمان اصلی حوادث بازداشتگاه کهریزک، قاضی صلواتی رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب و بازجوهای وزارت اطلاعات از جمله بازجویی به نام سید صالحی مشهور به "سید" شکایت کرد‫.

باری، چنین فضایی در زندان ها حاکم است. بی دلیل نیست که دفتر تحکیم وحدت نگران چهار فعال دانشجویی بازداشت شده است. علی قلی زاده، علیرضا کیانی، محسن برزگر و محمد حیدرزاده نگران‫. فعالانی که به تازگی بازداشت شده اند و به زندان اوین منتقل شان کرده اند‫.زندان اوینی که مدام نگرانی می آفریند‫. زن و مرد هم نمی شناسد‫. همین روز جمعه بود که تمامی زندانیان سیاسی زن زندان اوین را به بند متادون اوین منتقل کردند‫. بندی که محل نگهداری معتادان است‫. بی جهت نبود که زهرا رهنورد گفت‫: "زنان سیاسی را در بند متادون نگه ندارید، اعتیادشان را به آزادی و دمکراسی ترک نمی کنند‫."

گروه های موسیقی زیرزمینی چطور؟ اگر بازداشت شان کنند، دنیای موسیقی را ترک خواهند کرد؟ سرتیپ نیروی انتظامی همین چند روز پیش بود که از بازداشت چند گروه موسیقی زیرزمینی خبر داد‫. سرتیپ ساجدی، جرم هنرمندان جوان عضو گروه های زیر زمینی را چنین توصیف کرد‫: "به صورت زیر زمینی اقدام به ضبط و اجرای کلیپ های صوتی و تصویری کرده و با تزئین و مهیا کردن نورپردازی، پس از انتقال (این کلیپ ها) روی سی دی و دی وی دی، اقدام به انتشار این آهنگ های غیر مجاز زیر زمینی از طریق ماهواره و شبکه مجازی می کردند."

‎وقتی داشتن گروه موسیقی می شود جرم، عجیب نیست نیروهای امنیتی مانع از دیدار آیت الله بیات با مهدی کروبی می شوند‫. وقتی اساتید و دانشجویان بازداشت می شوند‫ و علوم انسانی تهدید محسوب می شود، نباید تعجب کرد وقتی یونسکو انصراف خود را از برگزاری روز جهانی فلسفه در تهران اعلام می کند‫. و البته نمی توان تعجب هم نکرد هنگام خواندن چنین خبری‫: "ايران اردوگاه‌های کار اجباری می‌سازد‫."

سردار حسين آبادی، گفت نخستين گروهی که به اين اردوگاه‌ها اعزام می‌شوند خرده ‌فروشان مواد مخدر خواهند بود. او افزود‫: "پس از انتقال از زندان‌ها، در سخت‌ترين شرايط ممکن به فعاليت و کار می‌پردازند".

اردوگاههای کار اجباری بار دیگر احیا می شوند‫. در ایران‫. بعلاوه، زندان های جدیدی هم ساخته می شوند‫. رییس سازمان زندان ها مژده می دهد که در مشهد زندان جدیدی ساخته خواهد شد‫. فعالان حقوق بشر هم می گوید در ادامه اعدام های پنهانی در مشهد دو نفر دیگر به دار آویخته شدند‫. اساتید به تعطیلی دانشکده علوم پزشکی اعتراض دارند‫. زندان ها آباد شده اند‫. دانشگاه ها تعطیل می شوند‫. ۷۴ ضربه شلاق بهروز جاوید تهرانی تمام شده‫. نسرین ستوده و نازنین خسروی هنوز آزاد نشده اند‫. موسیقی زنده است اما جنگل ها هنوز دارند می سوزند

سرنوشت مبهم مهدکودک‌ها و تعیین شهریه توسط سازمان بهزیستی

شهرزادنیوز:
در حالی که اختلاف میان وزارت آموزش و پرورش و سازمان بهزیستی بر سر تحت پوشش قراردادن مهدکودک‌ها به سردرگمی مدیران مهدکودک‌ها انجامیده، رئیس سازمان بهزیستی اعلام کرد: کمیته‌ای متشکل از نمایندگان وزارت بازرگانی و سازمان بهزیستی شهریه‌ی مهدکودک‌ها را تعیین و به استانداری‌ها ابلاغ نموده است. بنا بر این مصوبه مهدکودک‌ها می‌توانند شهریه‌ها را حداکثر 10 درصد افزایش دهند.

اختلاف میان سازمان بهزیستی و وزارت آموزش و پرورش و بلاتکلیفی و ناروشنی وضعیت مهدکودک‌ها سبب شده است که از یکسو ادامه‌ی فعالیت آنان در ابهام بماند و از سوی دیگر مدیران مهدکودک‌ها شهریه‌ها را به تشخیص خود افزایش دهند. بالا رفتن مبلغ شهریه‌ ها به اعتراض خانواده‌ها انجامیده است.

افشاء يك نمونه اعمال نفوذ (بهره گيري شخصي از مقام) در شهر شيراز

مهمترين رويدادهاي ايران:
مطلب زير در صفحه دوم روزنامه كيهان در شماره 21 آبان 1387 (11 نوامبر 2008) اين روزنامه تحت عنوان خبر ويژه (اصطلاحا: اينوستيگيتيو) منتشر شده بود كه نقل مي شود تا در تاريخ معاصر وطن بماند. اگر بعدا، اين روزنامه درباره اين خبر توضيح ديگري منتشر كند، آن را هم اضافه مي كنيم:

... سال 1382مردم شيراز شاهد آن بودند كه باغي زيبا به مساحت يك هكتار در خيابان قصرالدشت به مجتمعي مسكوني بدل شد. مردم با شگفتي مي پرسيدند كه اين باغ سرسبز بر چه مبنايي به مجتمع مسكوني تبديل شده است؟، اما (ديري نپاييد كه) راز اين معما گشوده شد و مقامهايي در آن سكنا گزيدند كه خود مسئولان اصلي حفاظت از شهر و نگهداري باغها بودند. بعدا معلوم شد كه اين باغ متعلق به ستاد اجرائي بوده كه سازمان همياري شهرداري ها آن را به صورت اقساط طويل المدت خريداري و از كميسيون ماده پنج تقاضاي تغيير كاربري مي كند. از پنج عضو اين كميسيون حداقل چهار نفر از كساني بودند كه امروزه خود از شركاي اين مجتمع هستند!.

اين وضعيت مورد اعتراض شهردار وقت منطقه واقع مي شود و در نامه اي (در سال 1382) به شهرداري شيراز مي نويسد: نظر به اينكه در منطقه يك (يك شيراز) بيشتر املاك داراي ضابطه باغ و فضاي سبز هستند (اين مجتمع سازي) براي شماري از مالكين اينگونه املاك ايجاد شبهه كرده و متقاضي مجوز مشابه شده اند. لذا، با توجه به تاكيد مقام معظم رهبري جهت رفع هرگونه شبهه تبعيض، مراتب مطرح تا براي ساير املاك داراي شرايط و ضوابط مشابه تعيين تكليف شود.

در مرداد 1384 و با روي كار آمدن دولت اصولگرا و احساس نگراني از احتمال تعقيب و رسيدگي و ... با عجله هرچه تمام تر اين ملك در مدتي بسيار كوتاه از ستاد اجرايي به سازمان همياري شهرداري ها و از اين سازمان به 56 مدير عالي رتبه استان (فارس) منتقل مي شود كه البته فرآيند قانوني فروش ملك جاي تفحص دارد.
در ميان اين مديران؛ يكي از مقامات قضائي و حقوقي، يكي از سران اصلاحات كه در رسانه ها هم حضور دارد، 9 مقام وقت در استانداري و فرمانداري، سه مقام بالا در شهرداري، سي و شش مديركل و چند ذي نفوذ ديگر حضور دارند. يكي دو تن از اين افراد بعدا با اتهام فساد از مقام خود عزل شدند. برخي نيز داوطلب نمايندگي مجلس بودند كه رد صلاحيت شدند و بسياري از آنها با پايان دوره دولت دوم خرداد مقامات خود را از دست دادند و تنها شماري اندك از آنان همچنان بر مسند خود باقي هستند، و پرسش مردم شيراز از مسئولين اين است:

1- مجوز تبديل اين باغ به مجتمع مسكوني براي اين مديران بر چه مبنائي صورت گرفته و آيا مالكين باغ هاي مشابه مي توانسته اند به تغيير كاربري اقدام كنند؟.

2- آيا اين مديران هزينه تغيير كاربري را پرداخت كرده اند؟.

3- شوراي شهر (قبلي و فعلي) براي استيفاي حقوق مردم شهر، تاكنون چه اقدامي

فرستنده : م.ر.ش.

متن استعفا نامه ی شیطان

پروردگار محترم

با سلام

احتراما،

اینجانب ابلیس معروف به شیطان، بدین وسیله اعلام میدارم با توجه به بررسی‌های به عمل آمده و گزارشات واصله و همچنین با نظر به سوابق و کارنامه ی جمهوری اسلامی طی سی سال فعالیت مستمر، علی رغم تمام توجهات حضرتعالي به اين حقير، استعداد این رقیب جدید برای فریب و بدبخت نمودن بشر و سقوط بشریت بیشتر از بنده بوده است و اینجانب پی به اشتباهات خود برده ام و احساس ندامت و پشیمانی میکنم.

لذا با توجه به کهولت سن و جلوگیری از هرگونه سواستفاده جمهوری اسلامی از نام و فعالیتهای بنده و رفع هرگونه ابهام در مورد جانشینی بنده، استعفای خود را اعلام میدارم و تقاضای رسیدگی به استعفا و حذف نام شیطان از اینجانب و انتقال آن به تنها جانشین برحق این سمت که همانا نظام جمهوری اسلامی است، را دارم .

متمني است پيرو تبصره سوم بند اول قرارداد آفرينش، مورخ 1/1/2 منعقده فيمابين حضرتعالی و اينجانب ، با استعفای اين حقير و واگذاری این مسولیت به جمهوری اسلامی موافقت بفرمایید.

بديهي است مِن بعد، با حضور جمهوری اسلامی، اينجانب هيچگونه مسئوليتي را در قبال فریب و بدبختی بشر و سقوط بشریت، نخواهم پذیرفت.

و من الله التوفيق.

فرشته ی فریب خورده ی سابق (شیطان مستعفی)

جوابیه خدا به نامه درخواست استعفای شیطان

جناب شیطان رجیم
با سلام خدمت شما فرشته زحمتکش،

پیرو درخواست استعفای واصله از جانب شما باید به عرض برسانم که چند صباحی است که بدلیل فعالیتهای جمهوری اسلامی، سمت بنده هم تغییر یافته و حیطۀ اختیارات اینجانب نیز محدود گشته است و مسئولیتهای اینجانب به ولی فقیه واگذار شده است!

بنابراین متأسفانه بنده در حال حاظر صلاحیت قانونی در رسیدگی به در خواست حضرات عالی را نداشته، لذا توصیه می نمایم درخواست خود را به همراه اصل کارت ملی و اصل کارت پایان خدمت و فرمهای الف1 و الف2 والف3 به دفتر ولی فقیه ارسال و از محضر ایشان کسب تکلیف نمایید.

من الولی الفقیه التوفیق

نماینده ولی فقیه در آسمانها ( پروردگار اسبق!)
 

فرستنده : بهروز

قابل توجه ملی گرایان ایرانی
البته راوی اداستان زیر ناشناس است ولی به نظرم جالب آمد.

عمو سبزی‌فروش _ داستانی واقعی

داستانی که در زیر نقل می‌شود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت احمدشاه قاجار برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای دکتر جلال گنجی فرزند مرحوم سالار معتمد گنجی نیشابوری برای نگارنده نقل کرد:

ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد "احمد شاه" تحصیل می‌کردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوریم که عدۀ‌مان کم است. گفت: اهمیت ندارد. از برخی کشورها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می‌کند و همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملی خود را خواهد خواند.

چاره‌ای نداشتیم. همۀ ایرانی‌ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم، و اگر هم داریم، ما به‌یاد نداریم. پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم... یکی از دوستان گفت: اینها که فارسی نمی‌دانند. چطور
است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوئیم همین سرود ملی ما است... کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند...

اشعار مختلفی که از سعدی و حافظ می‌دانستیم، با هم تبادل کردیم. اما این شعرها آهنگین نبود و نمی‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجی] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزی‌فروش را همه بلدید؟.. گفتند: آری. گفتم: هم آهنگین است، و هم ساده و کوتاه. بچه‌ها گفتند: آخر عمو سبزی‌فروش که سرود نمی‌شود. گفتم: بچه‌ها گوش کنید! و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم:عمو سبزی‌فروش... بله. سبزی کم‌فروش . . . بله. سبزی خوب داری؟ . .. . بله فریاد شادی از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرین نمودیم. بیشتر تکیۀ شعر روی کلمۀ بله بود که همه با صدای بم و زیر می‌خواندیم. همۀ شعر را نمی‌دانستیم. با توافق هم‌دیگر، سرود ملی به این‌صورت تدوین شد:
عمو سبزی‌فروش! . . . بله

سبزی کم‌فروش! . ... .. .. بله

سبزی خوب داری؟ . . بله

خیلی خوب داری؟ . . . بله

عمو سبزی‌فروش! . . . بله

سیب کالک داری؟ .. . . بله

زال‌زالک داری؟ . . . . . بله

سبزیت باریکه؟ ... . . . . بله

شبهات تاریکه؟ .... . . . . بله

عمو سبزی‌فروش! . . . بله


این را چند بار تمرین کردیم. روز رژه، با یونیفورم یک‌شکل و یک‌رنگ از مقابل امپراطور آلمان ، عمو سبزی‌فروش خوانان رژه رفتیم. پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند.. از بله گفتن ما به هیجان آمدند و بله را با ما همصدا شدند، به‌طوری که صدای بله در استادیوم طنین‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌خیر گذشت.

فصلنامۀ ره‌ آورد شمارۀ 35، صفحۀ 286

بالای صفحه

... بیشتر