"آگاهی نامهء " دیگران (مجموعه ای از اخبار روز)

آنچه که در اینجا می آید - و سعی میشود که روزانه بیاید - ، فرستاده های دوستان  از طریق ایمیل می باشد . من تنها تکثيرکننده ام و قصد تنها اطلاع رسانی است ونه جانبگیری.

دو شنبه ، 17 آبان 89

فرستنده : اوتانس

www.rudarru.net

عکس / واكسي هفت ساله بلوار كشاورز تهران


بیانیه کمیته بین المللی وکلای مدافع حقوق بشر پیرامون محمد اولیایی فر و نسرین ستوده

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: کمیته بین المللی وکلای مدافع حقوق بشر با صدور بیانیه ای ضمن اعلام موجودیت خود، وضعیت حقوق بشر در ایران را پس از روی کار آمدن حاکمیت جمهوری اسلامی، تشریح کرده و با حمایت از وکلای دربند محمد اولیایی فر و نسرین ستوده از مجامع بین المللی خواسته است تا با حمایت های خود مانع از ظلم و آزار آنان شوند .

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، ضمن احترام به کمیته بین المللی وکلای مدافع حقوق بشر و تقدیر از صدور چنین بیانیه ای، به استحضار می رساند، بر خلاف آنچه که آن نهاد محترم در بیانیه خود ذکر کرده است، محمد اولیایی فرد به زندان رجایی شهر کرج منقل نشده و هم اکنون د بند 350 زندان اوین نگهداری می شود. به گزارش منابع خبری کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، امروز محمد اولیایی فر در زندان اوین با خانواده خود ملاقات نموده است.

متن بیانیه مذکور به شرح زیر می باشد:

بی تردید دفاع از حقوق اصحاب دعوا، به ویژه متهمین پرونده های کیفری که فاقد ابزارهای لازم دفاع بوده، یکی از ارکان اصلی و اساسی تحقق عدالت است. چنین دفاعی در برابر دستگاه های تعقیب و سرکوب دولتی محقق نمی شود، مگر آن که وکلای مدافع قادر باشند آزادانه از حقوق موکلین خود پشتیبانی کنند.

وکلای مدافع به منظور استقرار عدالت، آزادی های فردی و حقوق بشر است که به دفاع از حقوق موکلین خود می پردازند. به همین منظور است که ساختارهای سیاسی- قضایی آزاد و توسعه یافته، به گونه ای طرح ریزی می شوند که وکلای مدافع بتوانند در آن از مصونیت های حرفه ای لازم برخوردار شوند.

بیش از سه دهه از عمر حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران می گذرد، رژیمی سیاسی که از همان نخستین سال های قدرت یابی خود با توسل به سیاست های سرکوب و ارعاب در پی حذف تمامی نیروهای دگراندیش و فعالین اجتماعی ایران بوده است. شکنجه و حلق آویز کردن هزاران تن از زندانیان سیاسی و غیر سیاسی، سنگسار و قصاص زنان و مردانی که هیچ گاه از حداقل ها ی یک نظام دادرسی منصفانه بهره مند نبوده اند، اعدام و حبس جوانان و نوجوانانی که در کودکی مرتکب جرم شده اند، سرکوب گسترده و سازمان یافته جنبش های مستقل دانشجویی، کارگری، روزنامه نگاران و زنان و نیز اقلیت های قومی، مذهبی و جنسی همگی گویای خفقان و اختناق طاقت فرسایی است که تک تک آزادی خواهان ایرانی به نوعی در طول این سال ها آن را تجربه کرده اند.

در این میان برخی از وکلای مدافع نیز بودند که در کنار و هم راه با سایر فعالین و کنش گران جامعه مدنی ایران، در برابر این سیاست های خشن و غیر انسانی و نقض فاحش و مستمر حقوق بشر ایستاده، مقاومت کرده اند و شجاعانه به دفاع از حقوق موکلین خود پرداخته اند. انسان های عدالت خواهی که هرکجا که نظام قضایی وابسته و ضوابط ناعادلانه و غیر منصفانه دادرسی آن، فرصت و مفری برایشان فراهم می ساخت، بدون کوچک ترین چشم داشتی به یاری قربانیان این سیاست های سرکوب گرایانه شتافتند. روشن است که در طول این سال ها نیز بسیاری از آن ها هم به مانند موکلین خود تهدید، بازداشت و به زندان های طولانی مدت محکوم شدند.

از آخرین این موارد، بازداشت و زندانی کردن دو تن از کوشا ترین و شریف ترین وکلای مدافع است. "محمد اولیایی فر" اینک بیش از هفت ماه است که در بند 350 زندان اوین نگهداری می شود و اخیرا به زندان رجایی شهر که محل نگهداری مجرمان خطرناک است منتقل شده و به رغم وضعیت جسمی نگران کننده و بیماری حاداش حتی به او اجازه مرخصی درمانی هم داده نمی شود . "نسرین ستوده" نیز از 13 شهریور ماه گذشته در بازداشت غیر قانونی به سر می برد و از روز یک شنبه هفته ی پیش، برای بار دوم دست به اعتصاب غذا زده است.

"کمیته بین المللی وکلای مدافع حقوق بشر" ضمن اعلام موجودیت خود و محکومیت روند شرم آور سرکوب و بازداشت وکلای مدافع، خواستار آزادی هر چه سریع تر محمد اولیایی فر و نسرین ستوده بوده و از تمامی مجامع بین المللی می خواهد تا اجازه ندهند دستگاه های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، بیش از این وکلای دادگستری را صرفاً به سبب دفاع از حقوق موکلین خود مورد ظلم و آزار قرار دهند.

داوود سلیمانی در بهداری زندان رجایی شهر بستری شد

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: داوود سلیمانی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و استاد دانشگاه بدنبال ناراحتی قلبی دربهداری زندان رجایی شهر بستری شد. روز گذشته داوود سلیمانی بدنبال عارضه قلبی برای انجام آنژیو گرافی به بیمارستان قلب اعزام و به رغم اصرار پزشکان و کادر درمانی بیمارستان برای تحت نظر بودن، به زندان رجایی شهر منتقل شد.

به گزارش جرس، وی هم اکنون در بهداری زندان رجایی شهر بستری است و اجازه ملاقات نیز به وی داده نشده است.

داوود سلیمانی، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، پنجشنبه ٢٢ مهرماه، بعد از نزدیک شانزده ماه بازداشت برای اولین بار بمدت سه روز به مرخصی آمد.

این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و استاد دانشگاه که خرداد ماه ۱۳۸۸ ودر جریان حوادث بعد از انتخابات بازداشت شده بود، توسط شعبه ١۵ دادگاه انقلاب تهران به شش سال حبس و ده سال محرومیت از فعالیت در احزاب و‎ ‎مطبوعات محکوم گردید، که شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان، محکومیت وی را‏‎ ‎از شش سال به سه سال کاهش داد‏‎. ‎

سلیمانی خردادماه امسال بعد از انتشار نامه سرگشاده‌ای به رهبر جمهوری اسلامی، همراه با عیسی سحرخیز و رسول بداغی، از زندان فردیس به زندان رجایی‌شهر منتقل گردید.

سلیمانی در نامه سرگشاده‌ خود به رهبری، با شرح آن‌چه در زمان بازجویی بر وی رفته بود، خواستار اعزام گروهی از سوی رهبری برای رسیدگی به امور زندانیان شده بود.

داوود سلیمانی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و استاد دانشگاه و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس و معاون دانشجویی دانشگاه تهران در دوره اصلاحات (زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی) بود.

وی در سال ۷۸ و در زمان حمله‌ لباس‌شخصی‌ها به کوی دانشگاه تهران نقش مؤثری در افشای جنایت‌های لباس‌شخصی‌ها و عوامل سرکوبگر نیروی انتظامی در حمله به کوی دانشگاه داشت.

بیانیه دفتر تحکیم وحدت در مورد بازداشت فعالین دانشجویی

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه ای بازداشت فعالین دانشجویی و اعضای انجمن های اسلامی دانشجویان در روزهای اخیر را محکوم کرده و بازداشت گسترده اعضای این تشکل را ناشی از ناکامی اقتدارگرایان در جلوگیری از تداوم حیات اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان (دفتر تحکیم وحدت) عنوان نمود. روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت ضمن محکوم کردن بازداشت آقایان علی قلی زاده، علیرضا کیانی، محسن برزگر و محمد حیدرزاده، خواستار آزادی این فعالین دانشجویی و سایر دانشجویان در بند گردید.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

موج جدیدی از بازداشت فعالین دانشجویی و اعضای انجمن های اسلامی دانشجویان در روزهای اخیر ایجاد شده است. از فردای روز انتخابات ریاست جمهوری فشار بر دانشجویان و دانشگاه ها با حمله به کوی دانشگاه تهران کلید خورد و تا به امروز این فشار با همان شدت و حدت ادامه یافته است. دانشجویان مظلوم و مضروب کوی دانشگاه، که قرار بود داد آن ها ستانده شود، هنوز در بازداشتگاه های امنیتی به سر می برند و عاملین و آمرین فجایع کوی و دیگر حملات سازمان یافته به دانشجویان شیراز، اصفهان، علم و صنعت، مشهد و... همگی در امن و امان هستند.

آن جا که تمام امکانات و توان نیروهای امنیتی یک کشور مصروف و معطوف به واکاوی فعالیت های مدنی و اجتماعی دانشجویان، روزنامه نگاران و دیگر فعالین سیاسی و مدنی و افتادن در پوسین خلق شود، دور از انتظار نیست که هر روز در جای جای این کشور انفجار و یا جنایتی علیه مردم بی گناه رخ دهد. تا آن جا که این سیاست نابخردانه نه امنیتی برای حاکمان به وجود آورده که موجب ناامنی برای کشور و شهروندان شده است. یک روز در کردستان، روزی در بلوچستان، روزی در لرستان و دیگر روز با عنوان پنج شنبه سیاه در تهران.

در روزهای اخیر و در حالی که به آذرماه، ماه فریاد دانشجویان علیه ظلم و استبداد، نزدیک می شویم شاهد بازداشت گسترده اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت هستیم. آقایان علی قلی زاده، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود و دانشجوی ستاره دار دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی ارشد، علیرضا کیانی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه مازندران، محسن برزگر، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه نوشیروانی بابل، و محمد حیدرزاده، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی شهرکرد، در روزهای اخیر بازداشت شدند.

این فعالین دانشجویی پیش از این نیز سابقه بازداشت داشته اند و هر بار مصمم تر از گذشته به راه خود ادامه داده اند. اما این بار آن چه موجب تمایز و تفاوت برخورد اخیر با این دانشجویان با گذشته شده است، کاندیداتوری این دانشجویان برای عضویت در شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت است. اقتدارگرایان چندین سال است که کمر به حذف و از بین بردن این تشکل با سابقه و آزادی خواه دانشجویی بسته اند. برخورد اقتدارگرایان با دفتر تحکیم وحدت و اعضای آن رخداد تازه ای نیست، بلکه قصه بیش از یک دهه برخورد و فشار و ایجاد محدودیت است.

پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته که برخورد و حذف جریانات مستقل و آزادیخواه شکل عریان تری به خود گرفت، برخورد با دفتر تحکیم وحدت و تحت فشار گذاردن اعضای آن هم شدتی مضاعف یافت. تا آن جا که خانم بهاره هدایت و آقای میلاد اسدی، از اعضای افتخارآفرین و خوشنام این تشکل، صرفا به خاطر عضویت در دفتر تحکیم وحدت و فعالیت در این تشکل با احکام بی سابقه و سنگین ۹ سال و نیم و ۷ سال حبس محکوم شده اند و در این مدت کلیه اعضای شورای مرکزی چندین مرتبه طعم بازداشت، احضار، تشکل پرونده و... را چشیده اند.

علیرغم تمام فشارهای وارده در هفته های اخیر دفتر تحکیم وحدت تلاش کرد با برگزاری نشست مجازی، انتخابات سالانه شورای مرکزی این تشکل را برگزار نماید. اما فشار بی امان و تهدیدهای فراوان از طرف نهادهای امنیتی جهت عدم برگزاری این نشست و انتخابات بر اعضای شورای مرکزی و کاندیداهای این انتخابات، از پیش از برگزاری نشست آغاز و تا به امروز ادامه یافته است. اقتدارگرایان که خود را در جلوگیری از تداوم حیات اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان (دفتر تحکیم وحدت) در این مدت، علیرغم فشارهای سنگین وارده بر انجمن های اسلامی، ناکام دیده اند، اقدام به بازداشت گسترده و انتقام گیری از کاندیداهای شورای مرکزی این تشکل کرده اند.

لازم به ذکر است دانشجویان بازداشت شده همگی علاوه بر کاندیداتوری، جزء منتخبین اولیه نشست شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت نیز هستند که این مسئله (تشکیل و تکمیل شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت) قرار بود در ادامه با رای شورای عمومی این تشکل نهایی شود. روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت ضمن محکومیت بازداشت آقایان علی قلی زاده، علیرضا کیانی، محسن برزگر و محمد حیدرزاده، خواستار آزادی این فعالین دانشجویی و سایر دانشجویان در بند است. دفتر تحکیم وحدت همچون سابق مصمم و استوار به فعالیت و راه پر افتخار خود ادامه خواهد داد.

روابط عمومی

دفتر تحکیم وحدت

۱۶ آبان ۱۳۸۹

سرکوب جنبش دانشجویی و فعالین حقوق بشر به اتهام واهی همکاری با منافقین

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: سهیل آقایی

پایگاه اطلاع رسانی رجا نیوز وابسته به دولت جمهوری اسلامی، روز شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹ با انتشار گزارشی با عنوان اعترافات مهديه گلرو در مورد نحوه نفوذ و يارگيري منافقين در دانشگاه‌ها کوشش کرد تا این فعال دانشجویی را نادم و پشیمان از فعالیت های خود نشان دهد و در عین حال تاکید کند که اعضای سازمان مجاهدین خلق به درون فعالیتهای دانشجویی نفوذ کرده اند و دانشجویان را به نفاق کشیده اند. موضوعی که بسیاری از زندانیان سیاسی را به اتهامات سنگین روبرو کرده است.

رجا نیوز در این گزارش ذکر می‌کند: اعضاي سازمان منافقين آگاهند که تفکر منحط سازمان هیج برشی و مقبولیتی بین نسل جوان و فعال ندارد، به همین دلیل خود را در پوشش فعالین حقوق بشر، مدافعان دموکراسی، طرفداران برابری و حقوق زنان و افرادی نگران حال و اوضاع دانشجویان محروم از تحصیل و ستاره دار معرفی می‌کنند و با فعالین این زمینه ها مرتبط می شوند، بدون اینکه خود را معرفی کرده و منش و مرام خود را باز گو یند.

این سایت نامه‌ای به امضای مهدیه گلرو در پائین گزارش خود درج کرده است که بدون شک اگر این نامه به خط مهدیه هم باشد، با دیگر نوشته ها و گفته های او چه از زندان و چه در زمان فعالیت های دانشجویی همخوانی ندارد. اگرچه تا لحظهٔ‌ نوشتن این مطلب هیچ اطلاعاتی‌ در دست نیست که آیا این نامه توسط این فعال دانشجویی نوشته شده یا خیر، اما به دلیل آگاهی از اعترافات اجباری و تحت فشار می توان این نتیجه گیری را کرد که در صورت صحت آن، باید گفت که این اعترافات با زور گرفته شده و هییچ اعتباری نخواد داشت.

مهدیه گلرو، دانشجو و عضو شورای دفاع از حق تحصیل که از ۱۲ آبان سال گذشته در زندان اوین به سر می برد طبق حکم تایید شده دو سال دیگر باید در این زندان باشد. مرضیه گلرو، خواهر این دانشجوی زندانی درباره وضعیت خواهرش گفت: خواهرم همچنان از بیماری روده رنج می برد. این بیماری را در همان روزهای اول زندان به دلیل غذای بد و نبود امکانات بهداشتی مناسب گرفت. او همیشه مریض است و این شنبه که به دیدنش رفتم خیلی ضعیف شده بود. به زندانیان اجازه رفتن به بهداری راحت داده نمی شود، نمی دانم دلیلش چیست، دلیلش نداشتن پزشک است یا اینکه می خواهند زندانیا ن را اذیت کنند. با این حال خدا را شکر که از لحاظ روحیه خیلی خوب است و همچنان محکم و استوار است.

همسر این دانشجوی زندانی نیز هفته گذشته برای روشن شدن وضعیت پرونده اش به دادگاه احضار شده است. آقای لعلی پور که سابقه هیچ گونه فعالیت سیاسی نداشته است به همراه مهدیه گلرو شب ۱۲ آبان در منزل شخصیشان دستگیر و نزدیک به چهار ماه بعد در اوایل اسفند ماه آزاد می شود. مرضیه گلرو درباره وضعیت آقای لعلی پور هم گفت: طبق گفته دادگاه تکلیف وحید هفته آینده مشخص می شود. و حالا نمی دانیم که برای ایشان چه حکمی صادر می شود.

مهدیه گلرو به اتهام تبلیغ علیه نظام و تجمع و تبانی به قصد بر هم زدن نظم عمومی و ارتباط با سازمان مجاهدین عنوان شد که او هیچ کدام از این اتهامات را نپذیرفته است.

پیشتر نیز در تفهیم اتهمات ۲ تن‌ از اعضای کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی ایران ناصح فریدی و علی‌ بیکس، عضویت در این کمیتهٔ دانشجویی را ارتباط با مجاهدین خلق ذکر کرده بودند، که این اتهامات از طرف کمیته و اعضای در بند آن بی‌ پایه و اساس خوانده شد، و به اعتقاد ما این اتهامات واهی فقط و فقط برای سرکوب فعالین حقوق بشر می‌باشد، از این رو چنین اعترافاتی با زور و شکنجه صورت می‌گیرد، و فقط در جهت سرکوب بیشتر فعالین حقوق بشر است.

در تفهیم اتهمات شیوا نظر آهاری دبیر سابقه کمیته دفاع از زندانیان سیاسی، و دبیر کمیته گزارشگران حقوق بشر و فعال حقوق کودکان نیز ارتباط با منافقین دیده شد که شیوا نظر آهاری این اتهامات را بی‌ پای و اساس دانست.

شبنم مددزاده دبیر سیاسی انجمن دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران که به همراه برادر خود فرزاد مددزاده به 5 سال زندان و تبعید به زندان رجایی شهر کرج محکوم شده است، نیز با همین اتهام همکاری با منافقین محکوم شد، و برادرش فرزاد را نیز با همین اتهام دستگیر کردند. از آنجایی که ناصح فریدی همکلاسی خانم مدد زاده بوده و سابقه دوستی‌ با او راه داشته است، کارهای حقوقی شبنم را بدون توجه به این اتهام پیگیری می‌کرد. به همین دلیل پس از دستگیری ناصح فریدی نیز به او چنین اتهامی را وارد کردند.

از این رو برچسب همکاری با منافقین امروز ابزاریست در دست حاکمیت برای سرکوب جنبش دانشجویی و مدافعان حقوق بشر در ایران، اگر هم این نامه با دست خط خود مهدیه گلرو باشد، هییچ دلیلی‌ برای همکاری او با منافقین را اثبات نمیکند، و هییچ اعترافی تلقی‌ نخواهد شد.

سهیل آقایی

ملاقات مادر نازنین خسروانی با جعفری دولت آبادی دادستان تهران

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: اعظم افشاریان، مادر نازنین خسروانی که سابقه همکاری با روزنامه‌هایی همچون نوروز، بهار، کارگزاران، سرمايه و خبرگزاری آفتاب را در کارنامه خود دارد، پس از پنج روز بی خبری از وضعیت و محل نگهداری فرزندش که روز چهارشنبه هفته گذشته بازداشت شده است، روز گذشته موفق به ملاقات با عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران گردید.

به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، به گفته اعظم افشاریان، وی پس از مراجعه حضوری به زندان اوین تهران و عدم دریافت پاسخی روشن مبنی بر محل نگهداری فرزندش، با مراجعه به دادستانی تهران موفق به ملاقات با عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران گردیده و ایشان نیز در این دیدار قول داده اند که تا عصر روز یکشنبه نازنین خسروانی با خانواده خود تماس خواهد گرفت که تا عصر دیروز وعده دادستان محقق نگردید.

به گفته مادر این روزنامه نگار، علیرغم اطلاع دادستان تهران از بازداشت فرزندش، دولت آبادی اطلاعی از محل بازداشت وی به ایشان نداده است، و به علت بیماری قلبی نازنین خسروانی ایشان نگران دسترسی وی به داروهای موردنیازش می باشند.

اعظم افشاریان با بیان اینکه دخترش هفت ماه است که در منزل است و هیچ فعالیتی نداشته است، ابراز امیدواری کرد که بازداشت وی تنها یک سوء تفاهم بوده باشد و با رسیدگی مسئولان قضایی سوء تفاهمات بوجود آمده برطرف، و وی آزاد شده به خانه برگردد.

نازنین خسروانی روز چهارشنبه هفته گذشته، دوازدهم آبان ماه، پس از تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی اش، توسط ماموران امنیتی و بدون ارائه هیچگونه حکمی بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال یافت.

وی سابقه همکاری با روزنامه هایی همچون همچون نوروز، بهار، دوران امروز، کارگزاران، سرمايه، اقبال و ... و خبرگزاری آفتاب را در کارنامه خود دارد.

آخرين وضعيت محمد داوري روزنامه نگار و ‌سردبير سایت سحام نيوز

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: محمد داوري روزنامه نگار و ‌سردبير سایت سحام نيوز 15 ماه است كه بدون مرخصي، همچنان در بازداشت به سر مي برد. وي هم اكنون در بند 350 زندان اوين به سر مي برد و تنها هفته اي يك بار حق ملاقات با خانواده اش را دارد اما به دلیل اینکه خانواده وی در شهرستان زندگي مي كنند هر از چند گاهي مي توانند به ملاقاتش بيايند.

به گزارش تا آزادی روزنامه نگاران زندانی داوري خود چندي پيش در نامه اي از خانواده اش خواست كه تا وقتي تلفنهاي بند 350 زندان اوين وصل نشده به ديدارش نيايند چرا كه دوري راه و نبود تلفن او را هميشه نسبت به سلامتي خانواده اش طي ملاقاتهاي هفتگي نگران مي كند و او مدام در ترس و نگراني به سر مي برد. چرا كه خانواده او هر هفته كيلومترها راه را طي مي كنند تا به ديدار فرزندشان بيايند.

محمد داوري، ‌سردبير سحام نيوز (سايت رسمي حزب اعتماد ملي) در روز 17 شهريور بازداشت شد. وي در روز اول آذر ماه به اتهام فعاليت تبليغي عليه نظام، ‌اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور و اخلال در نظم عمومي محاکمه شد. وی در تاریخ 26 اردیبهشت در دادگاه بدوی با اين اتهامات به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد كه این حکم از سوی شعبه ی ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، عینا تایید شد.

اعتراض به انحلال دانشگاه ایران با امضا طومار

روز گذشته و در پی دومین هفته از اعتراضات دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران به انحلال این دانشگاه، حدود ۸۰۰ نفر از دانشجویان با امضای طوماری اعتراضات خود را ادامه دادند.

به گزارش دانشجو نیوز، در قسمتی از این طومار آماده است: "ما دانشجویان امضا کننده ی این طومار؛ ادغام دو دانشگاه علوم پزشکی تهران و ایران را موجب لطمه زدن به نظام آموزش پزشکی کشور دانسته و به روند اجرای این طرح که بدون هماهنگی با مسئولین و اعضای هیئت علمی دو دانشگاه صورت پذیرفته است، معترضیم. فلذا از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی، سرکار خانم دکتر وحیددستجردی تقاضا داریم تا با لغو این طرح، آرامش را به جامعه ی پزشکی کشور بازگردانند."

دانشجویان و اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران بر اساس تصمیم دولت، قرار است تحت مدیریت و نام دانشگاه علوم پزشکی تهران یا دانشگاه شهید بهشتی به تحصیل یا تدریس خود ادامه دهند و واحدهایی از این دانشگاه که در استان تازه تأسیس شده البرز قرار می گیرد، به دانشگاه علوم پزشکی کرج منتقل شود.

عليرضا کيانی فعال دانشجویی مازندران نیز بازداشت شد.

به گزارش دانشجونیوز این دومین بازداشت دانشجویان مازندران از صبح امروز یکشنبه است. محسن برزگر فعال دانشجوئی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل نیز صبح امروز بازداشت شده است. جمعه هفته گذشته نیز علی قلی زاده فعال دانشجویی در شهر مشهد بازداشت شد.

ظهر امروز، يکشنبه، عليرضا کيانی فعال سياسی مازندران و عضو شورای عمومی تحکيم وحدت در يکی از خيابان های بابلسر توسط چندين نيروی لباس شخصی و امنيتی و بدون ارئه هيچگونه حکم قانونی بازداشت شد.

بازداشت دبير سياسی سابق انجمن اسلامی دانشگاه مازندران در حالی صورت گرفته است که نزديکان او به خاطر وضعيت بيماری او به شدت نگران هستند و از نياز مبرم او به مصرف روزانه ی چندين نوبت قرص و دارو خبر می دهند.

لازم به ذکر است که عليرضا کيانی دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سياسی دانشگاه مازندران در جريان وقايع پس از انتخابات به مدت يک ماه بازداشت بود و پس از آن به مجموعا ١٤ ماه حبس تعزيری و ٧٠ ضربه شلاق محکوم شده که اين حکم در حال حاضر در مرحله ی تجديدنظر به سر می برد.

موج گسترده بازداشت فعالین دانشجویی طی روزهای اخیر، موج جدیدی از فشار بر فعالین جنبش دانشجویی است.

بازداشت های ناگهانی و عدم اطلاع خانواده‌های دانشجویان در مورد نهاد بازداشت کننده و محل نگهداری فرزندانشان، باعث نگرانی نسبت وضعیت دانشجویان بازداشت شده است.

محسن برزگر، فعال دانشجوئی بازداشت شد

خبرگزاری هرانا - صبح امروز یکشنبه 16 آبان ماه محسن برزگر، فعال دانشجوئی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بازداشت شد.

بنا به اطلاع گزارشگران خبرگزاری حقوق بشر ایران "هرانا" محسن برزگر پس از تماس مسئولین زندان متی کلای بابل برای رفع نقص پرونده اش به زندان متی کلا مراجعت کرده و پس از خروج از زندان در جلوی در زندان توسط یک خودرو نیروی انتظامی به مکان نامعلومی منتقل شد.

پدر محسن برزگر عنوان کرد که در هنگام دستگیری فرزندش مامورین نیروی انتظامی هیچ حکمی مبنی علت بازداشت محسن اعلام نکرده اند و تنها مامورین نیروی انتظامی به خانواده محسن برزگر گفتند که پس از چند ساعت او را باز می گردانند.

همچنین پدر محسن برزگر خاطرنشان می کند که دادستان و مسئولین اداره اطلاعات بابل در پاسخ به خانواده محسن برزگر مبنی بر مکان نگهداری و علت بازداشت محسن برزگر اعلام بی اطلاعی کرده اند.

محسن برزگر عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت و عضو ستاد دانشجوئی مهدی کروبی در بابل پس از انتخابات ریاست جمهوری به مدت 1 ماه در اداره اطلاعات شهرستان بابل بازداشت بوده و از سوی دادگاه انقلاب شهرستان بابل به 10 ماه حبس تعزیری و 1 سال محرومیت از تحصیل محکوم شده بود.

محکومیت احمد باب به چهارده سال حبس

کمیته گزارشگران حقوق بشر - احمد باب،‌ فعال اجتماعی اهل مریوان از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر به چهارده سال حبس تعزیری محکوم شد.

باب در مورد اتهاماتش به کمیته گزارشگران حقوق بشر گفته است: به هیچ‌وجه اتهامات اعلام‌شده از سوی دادگاه را قبول ندارم. این حکم به استناد مواد ۴۹۹، ۵۰۰ و ۵۰۱ قانون مجازات اسلامی صادر شده است.

این فعال اجتماعی در ادامه افزود: برای مثال یکی از اتهامات منتسب به من، خروج از مرز است که به شدت آن را تکذیب می‌کنم.

احمد باب، پیش از این شرح شکنجه و بازجویی‌های غیرقانونی خود را طی گزارش‌های مختلف منتشر کرده بود. وی در این گزارش‌ها، به پنج ماه و پنج روز انفرادی، کشیدن سه دندان، ۳۲۰ ضربه شلاق و اعدام نمایشی اشاره کرد.

واکنش وکیل شهلا جاهد به حکم اعدام موکلش

خبرگزاری واحد مرکزی خبر : وکیل مدافع شهلا جاهد گفت: حکم نهایی موکلم هنوز به من ابلاغ نشده است و طبق قانون باید به من ابلاغ شود.

عبدالصمد خرمشاهی افزود: پس از تایید رای موکلم در دیوان عالی کشور، از رییس وقت قوه قضاییه تقاضای استیذان کردم که وی نیز پس از بررسی اعلام کرد حکم صادره ایراد دارد که باید رفع شود.

وی گفت: با این حال، امروز به صورت غیرمستقیم شنیدم رییس کنونی قوه قضاییه تقاضای استیذان را رد کرده است.

خرمشاهی گفت: بنابراین اگر نتوانیم رضایت اولیای دم را جلب کنیم، حکم صادر شده باید اجرا شود.

خدیجه جاهد معروف به شهلا جاهد، متهم به قتل لاله سحرخیزان همسر ناصر محمدخانی است که 17 مهرماه سال 81 به این قتل مرتکب شد.

وی در شعبه 1154 دادگاه عمومی و جزایی تهران محاکمه و به اعدام محکوم شد. سپس دادگاه شعبه 1147 مجتمع قضایی بعثت در رسیدگی به درخواست تجدید نطر، دوباره حکم اعدام صادر کرد و این حکم به تایید قضات دیوان عالی کشور رسید.

انتقال قادر شیری نویسنده سقزی به زندان مرکزی این شهر

آزانس خبری موکریان : یک شهروند اهل اشنویه به نام حیدر آرمین از طرف دادگاه انقلاب اسلامی به حبس محکوم گردید. به گزارش خبرنگار آژانس خبری موکریان ، این شهروند که بیش از ده روز است در زندان به سر می برد به اتهام همکاری با احزاب غیر قانونی از طرف دادگاه انقلاب اسلامی به 8 ماه زندان محکوم شد. گفتنی است نامبرده هم اکنون در زندان ارومیه دوران محکومیت خود را می گذراند. همچنین خبرنگار آژانس خبری موکریان در سقز گزارش داد قادر شیری شاعر و نویسنده سقزی که حدود سه ماه پیش از سوی نیروهای امنیتی دستگیر شده بود اخیرا از بازداشتگاه به زندان مرکزی سقز منتقل شده است.

زندان فعلي آبادان در گذشته مكان نگهداري اسب بوده است

ایسنا : سید خلف موسوی فرماندار آبادان در نشست بررسی انتقال زندان های اهواز و آبادان به خارج از شهر گفت که زندان فعلی آبادان پیشتر استبل بوده است و اکنون با کمک های دریافتی شرایط آن بهبود یافته است.
فرماندار آبادان گفت: اگر چه وضعيت زندان آبادان نسبت به گذشته بهبود يافته، ولي به دليل اين كه اين زندان در ورودي و پيشاني شهر قرار دارد و با محدوديت زمين در آن منطقه مواجه هستيم و بر اين اساس انتقال زندان به مكاني جديد ضروري است.
به گزارش ايسنا، سيدخلف موسوي در جلسه بررسي انتقال زندان‌هاي اهواز و آبادان به خارج از شهر، اظهار كرد: بحث سامان‌دهي زندان فعلي آبادان و انتقال آن به خارج از شهر بيش از 2 دهه است كه مطرح شده و لازم است در مورد آن تصميم ‌نهايي گرفته شود.
وي با بيان اين كه زندان فعلي آبادان در گذشته مكان نگهداري اسب بوده است، افزود: با كمك‌هايي كه در چند سال گذشته شده است، اكنون وضعيت زندان آبادان بهبود يافته و قابل قبول شده است. با اين وجود به دليل اين كه زندان فعلي در مكاني نامناسب قرار دارد لازم است به محلي ديگر منتقل شود.

قیمت برنج، قند و شکر، لبنیات و حبوبات، همچنان رو به افزایش است

در دو هفته گذشته قیمت برنج داخلی و قند و شکر افزایشی، قیمت گوشت قرمز ثابت و قیمت حبوبات همچنان سیر صعودی داشته است.

به گزارش فارس، قیمت برنج داخلی که تا پیش از این بین ۲۸۰۰ تا ۳۳۰۰ تومان بود، در حال حاضر به قیمت ۳۲۰۰ تا ۳۶۰۰تومان در سطح شهر عرضه می شود.

بنابراین گزارش، قیمت برخی محصولات لبنیاتی در برخی برندها علی‌رغم اولتیماتوم وزارت بازرگانی هنوز به حالت قبل برنگشته است. همچنین قیمت آبمیوه های یک لیتری تکدانه نیز با افزایش ۱۰ درصدی مواجه شده است.

قیمت قند و شکر نیز نسبت به یک ماه گذشته افزایش ۱۰ درصدی داشته است. بر اساس این گزارش، تا یک ماه پیش قیمت هر کیلوگرم قند ۱۳۵۰ تومان و قیمت هر کیلو گرم شکر ۱۱۵۰تومان بود که امروز این دو کالای استراتژیک به قیمت های ۱۶۰۰ و ۱۵۰۰ تومان در هر کیلوگرم عرضه می‌شود.

بنابراین گزارش افزایش قیمت حبوبات همچنان سیر صعودی دارد و نسبت به هفته قبل، ماه قبل و سال قبل شاهد افزایش قیمت تدریجی کالاها هستیم. در حال حاضر در بازار تهران قیمت هر کیلو گرم نخود ۱۸۵۰ تا ۲۰۰۰ تومان، هر کیلوگرم عدس ۲۱۵۰ تا ۲۲۵۰ تومان، هر کیلوگرم لوبیا قرمز ۲۶۰۰ تا ۲۸۰۰ تومان و هر کیلوگرم عدس۲۵۰۰ تا ۲۶۰۰ تومان است .

فعالان خرده فروشی های سطح شهر اعلام کردند که شرکت های تولیدی در حال حاضر اقدام به افزایش قیمت تدریجی در محصولات خود کرده اند به نحوی که این افزایش قیمت در کوتاه مدت محسوس نیست ولی به مرور زمان و در یک پروسه ۶ ماهه به رقم قابل توجه ای می رسد.

همچنین علی رغم ادعای وزارت بازرگانی در زمینه کنترل بازار گوشت قرمز، همانطور که پیش‌بینی می‌شد، قیمت این کالای استراتژیک کاهش پیدا نکرده و همچنان به قیمت هر کیلوگرم ۱۷۵۰۰ تا ۱۸۵۰۰ تومان عرضه می‌شود. همچنین قیمت هر کیلوگرم گوشت مرغ نیز از مرز ۳۰۰۰ تومان عبور کرده است.

قیمت گاز به 240 تومان در متر مکعب افزایش پیدا می‌کند

مردمک : مدیر عامل شرکت ملی گاز ایران و معاون وزیر نفت از افزایش تدریجی قیمت گاز طبیعی و رسیدن آن به 240 تومان در برنامه پنج‌ساله توسعه خبر داد.

جواد اوجی که با خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا گفت‌وگو می‌کرد با بیان این خبر افزود: میزان مصرف گاز به غیر از قیمت، تابعی از میزان دما است؛ چنانچه دمای هوا پایین باشد، ممکن است مصرف افزایش پیدا کند، اما هدفمندسازی یارانه‌ها می‌تواند تاثیر زیادی در کاهش مصرف گاز داشته باشد.

این در حالی است که با وجود وارد شدن قانون هدفمندسازی یارانه‌ها به فاز اجرایی و در حالی که دمای هوا هنوز کاهش چشمگیری پیدا نکرده است، تنها در فاصله هشتم تا 14 آبان ماه امسال مصرف گاز طبیعی مشترکان بخش‌های خانگی، تجاری و صنایع غیر عمده با رشد 41 درصدی نسبت به هفته پیشتر آن رو‌به‌رو بوده است.

قرار بود با اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌ها، قیمت گاز خانگی به 65 درصد از میانگین قیمت گاز صادراتی برسد. در قانون بودجه 89 قیمت گاز صادراتی در هر مترمکعب 90 تومان در نظر گرفته شده است.

مسعود میرکاظمی، وزیر نفت، در فروردین ماه امسال مسعود میرکاظمی، پیشنهاد داده بود که قیمت گاز مصارف خانگی و تجاری از 10 تومان به 90 تا 100 تومان در هر متر مکعب افزایش یابد.

چنانچه نرخ گاز طبیعی را 90 تومان در نظربگیریم، بر اساس گفته مدیر عامل شرکت ملی گاز در پایان برنامه پنج‌ساله توسعه، نرخ گاز طبیعی با 210 تومان افزایش قیمت مواجه خواهد شد.

محمد حیدرزاده بازداشت شد

محمد حیدرزاده از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه شهرکرد روز شنبه به اداره اطلاعات شهرکرد احضار و تاکنون آزاد نشده است. گفتنی است اتهام آقای حیدرزاده ارتباط با دفتر تحکیم وحدت تهران و همکاری با آن بوده است. نیروهای امنیتی مدعی شده اند که آقای حیدرزاده کاندیدای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بوده است.

مقاله واشنگتن پست : طبقه متوسط و فشار حذف يارانه ها

روز آنلاین، توماس اردبرينک : نويسندگان، پزشکان و صاحبان مشاغل کوچک تهران، هسته اصلی جنبش مخالفان کشور بر عليه محمود احمدی نژاد را در سال گذشته تشکيل می دهند. اکنون همین طبقه متوسط شهری احساس می کند با طرح دولت برای حذف يارانه ها و افزايش قيمت طيف متنوعی از مايحتاج روزانه، مورد بی توجهی قرار گرفته است.

طبقه متوسط ايران همين حالا نيز زير فشار تحريم هايی قرار دارد که از سوی آمریکا و اتحاديه اروپا برای مهار برنامه تسليحات هسته ای کشور وضع شده است. اما آنها ظرف هفته های آينده، انتظار وارد آمدن ضربه ديگری را می کشند. زمانی که بهای بنزين، نان، برق و ساير کالاها با نرخ آزاد بازار عرضه خواهد شد و قيمت برخی محصولات احتمالاً تا ده برابر افزايش خواهد يافت. درحاليکه طبقه فقير روستايی تا حدی از پرداخت های نقدی دولتی بهره مند می شوند، اما بسياری ازمردم شهرهای ايران بايد چاره ای برای خودشان پيدا کنند.

اصلاح نظام يارانه ها سه دهه پس از وقوع انقلاب سال 1979، شکاف عظيمی ميان رهبران کشور و مردم طبقه متوسط بر سر تعريف يک کشور آرمانی ايجاد کرده است.

مهدی، يک تاجر مس، سوار بر ماشين تويوتای خود و درحالي که در پيچ و تاب ترافيک مهارنشدنی تهران عازم محل کارش است، گفت: "از نظر رهبران کشور، ما نماد تمام اشتباهات روی داده در انقلاب هستيم؛ برای همين هم بايد مجازات شويم."

پدر مهدی يک انقلابی خوشنام بود و به عنوان يک قهرمان جنگ در خط مقدم نبرد با عراق در سال 1980 جان خود را از دست داد. مهدی 30 ساله گفت: "من به انقلابی که او حمايت می کرد، افتخار می کنم. اما نه به چيزهايی که اکنون اتفاق افتاده است."

او گفت آنچه ايران نياز دارد، دولتی مسؤل، آزادی شخصی بيشتر و روابط دوستانه با دنياست تا حرکت به جلو ميسر شود. مهدی گفت: "طبقه متوسط خود را با عصر جديد وفق داده است. حالا من از رهبران مان نيز می خواهم همين کار را انجام دهند." او نيز نظير بسياری از مردمی که با آنها مصاحبه شد، به دليل نگرانی از پيگرد قانونی نخواست نام کاملش فاش شود.

قرار است يارانه ها که بهای ارزاق را به طور مصنوعی پائين نگهداشته اند در ماه جاری حذف شوند، اما تاريخ دقيق اجرای اين طرح مخفی نگهداشته شده تا از بروز ناآرامی و اغتشاش جلوگيری شود.

مسؤولان دولتی از مردم خواسته اند کمربندها را محکم ببندند و مقامات امنيتی عليه برپايی هرگونه اعتراضی هشدار داده اند. ماه گذشته در مناطق محل زندگی طبقه متوسط جامعه در پايتخت، برای قدرت نمايی و با حضور شبه نظاميان مسلح به تسليحات خودکار صدها ايستگاه بازرسی برپا شد.

احمدی نژاد اعلام کرده است که اين برنامه برای توزيع ثروت ميان فقراست. با اجرای اين طرح، 60 ميليون نفر از جمعيت و از جمله شهروندان فقير و طبقه متوسط شاهد واريز شدن مبلغی معادل 40 دلار در ماه در حساب بانکی خود خواهند بود که بناست افزايش بهای اجناس را جبران کند. اما مابقی جامعه که سر به 15 ميليون نفر می گذارد و شامل بسياری از مردم طبقه متوسط شهری هستند، بايد خودشان چاره ای بيانديشند.

عباس عبدی تحليلگر سياسی و منتقد دولت گفت: طرح يارانه ها به وابستگی بيشتر طبقه متوسط به دولت منجر خواهد شد. آنها فقيرتر شده و نفوذ خود را از دست خواهند داد. دولت از اين رويداد خرسند خواهد شد.

طرح يارانه ها در حالی اجرا خواهد شد که بخش متزلزل خصوصی تحت فشار تحريم های سنگين آمریکا قرار گرفته است. بهای حمل و نقل، بيمه و تأمين مالی طرح ها به دليل تمهيدات درنظرگرفته شده و نيز فقدان ضربه گيرهای مالی افزايش يافته است و توليدکنندگان داخلی، واردکنندگان و کارخانه داران را مجبور به اخراج کارگران خود کرده است.

طبقه متوسط ايران از ديرباز با رهبران انقلابی کشور که اعتباری برای ارزش های اعتدالی آنها نداشته اند، دچار اختلاف بوده اند.

ايران پس از انقلاب به سرعت روند شهری شدن را طی کرد. بيسوادی تقريباً ريشه کن شد و دانشگاه ها برای تمام طبقات اجتماعی و اقتصادی قابل دسترسی شد و روستاهای دورافتاده نيز به شبکه برق کشوری متصل شدند. اما همه اين تحولات برای رهبران ايران هزينه در برداشته است.

مغازه داران و کشاورزان به تهران کوچ کردند، خودرو خريدند و فرزندانشان را به دانشگاه فرستادند. آتش انقلابی آنها نيز رفته رفته خاموش شد. افزايش درآمد، تحصيلات و دسترسی به خدمات پزشکی به انفجار جمعيت طبقه متوسط در پايتخت و ساير شهرهای بزرگ کشور منجر شد. تجار، پزشکان و هنرمندان به الگوهای جديد جامعه سيال تبديل شدند و جای قهرمانان انقلابی و روحانيون بانفوذ را گرفتند.

آژانس هاس مسافرتی نيز با همين سرعت رشد کردند و تورهای مسافرتی به دوبی، اروپا و سواحل ترکيه را در فهرست خدمات خود قرار دادند. اکنون تقريباً 28 ميليون ايرانی به اينترنت دسترسی دارند و می شود گفت اين بالاترين آمار کاربران آنلاين در خاورميانه است.

اين تحولات با افزايش خواست های سياسی برای کسب آزادی شخصی بيشتر، سياست های ميانه رو و روابط خارجی بهتر همراه شد. طبقه متوسط ظرف دهه گذشته، سنگ بنای تلاش جهت نوگرايی و اصلاح جمهوری اسلامی را برای سياستمداران و روحانيون فراهم آورد. از نظر اجتماعی نيز توسعه طبقه متوسط به افزايش آمار طلاق، رونق فرهنگ مبتنی بر جايگاه اجتماعی و نيز افزايش بهای مسکن منجر شد.

بسياری از خواست های طبقه متوسط و رفتار اجتماعی آنها با آنچه رهبران ايران در ذهن داشتند، اختلاف دارد و از سوی آنها با برچسب "غربگرايی" خوانده می شود. آنها توانسته اند به طور موفقيت آميزی جلوی هرگونه تلاش طبقه متوسط برای ترجمان توسعه و نفوذ اجتماعی خود در هرم قدرت را سد کنند.

در همين حال، مراکز آموزشی محل تمرکز طبقه متوسط مورد هدف دولت قرار گرفته و برخی از رهبران کشور، محتوای درسی ارائه شده در اين مراکز را غرب گرا خوانده اند. دانشگاه آزاد به عنوان عظيم ترين نهاد آموزشی کشور در زيرمجموعه دولت قرار گرفت و يک دانشگاه علوم پزشکی کليدی در تهران تعطيل شد. اينترنت و گيرنده های ماهواره ای نيز با با فيلتر و پارازيت روبرو شده اند و به عبارت ديگر، خواست طبقه متوسط برای اصلاحات، غيرقانونی اعلام شده است.

امير محبيان تحليلگر سياسی که در گذشته از احمدی نژاد حمايت می کرد، گفت: "طبقه متوسط بزرگترين طبقه را در ايران تشکيل می دهد. خط مقدم کشمکش ميان تجدد و سنت در کشور نيز در اختيار اين طبقه است. آنها می خواهند صدايشان شنيده شود."

رويکرد مسؤولان جمهوری اسلامی از زمان انقلاب همواره این بوده است که کلیه افراد ملت برابر هستند، هرچند به نظر ایبشان برخی از افراد مستحق توجه بیشتری هستند. احمدی نژاد در جريان يک سخنرانی در ماه مارس گفته بود: "ملت ايران از 75 ميليون بنده خدا و مردم وفادار و حامی نظام تشکيل شده است. البته طبقات پائين و نيازمندان برای دريافت کمک در اولويت قرار دارند."

اما از نظر يک خانه دار ساکن غرب تهران، قصد دولت برای کمک به فقيران، آن هم از طريق پرداخت نقدی، کوته نظرانه است. غزال 53 ساله گفت: "شوهر من وارد کننده مواد شيميايی است اما به دليل تحريم ها، ديگر نمی تواند چيزی به کشور وارد کند."

وی گفت: "او قبلاً ده ها نفر را استخدام می کرد. فکر می کنم آنها نيز فقير بودند. اگر ما اين دولت و اين تحريم ها را نداشتيم، هم ثروتمند و هم فقير و هم افراد ميان اين دو طيف اکنون صاحب کار بودند."

منبع: واشنگتن پست- 6 نوامبر

برکناری چهار و اخراج یک روزنگار روزنامه همشهری‬: نگرانی از پاکسازی نیروهای قدیمی یک روزنامه پرتیراژ

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران : یک منبع موثق در روزنامه همشهری به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که چهار تن از روزنامه نگاران باسابقه این روزنامه از کار برکنار و در اختیار کارگزینی گذاشته شده اند و یک خبرنگار دیگر نیز اخراج شده است. اگر چه برکناری و اخراج خبرنگاران در این این روزنامه اقدام جدیدی نیست اما ناگهانی بودن این اقدام موجب تعجب بسیاری از افرادشاغل در این روزنامه شده است.

به گفته منبع یاده شده این نگرانی وجود دارد که اخراج های یاد شده به صورت روندی از پاکسازی نیروهای باسابقه همشهری و جایگزینی آنها با نیروهای همسو با مدیریت این روزنامه باشد.‬

مدیر بخش شهرستانی درحال حاضر فردی به نام علی رضا کتابدار است که هفته گذشته عذر ۴ نفر از اعضای قدیمی تحریریه همشهری را خواسته است. جمشید پور اسکندر ، عباس اسدی ، سهیلا نیاکان و غلامعی شیدفر که که کمترین سابقه آنها ۲۰ سال کار روزنامه نگاری است به این وسیله خانه نشسن شده اند. مدیریت روزنامه به اعضای تحریریه گفته است که این روند ادامه خواهد داشت. به افراد یاد شده گفته شده است بروید خانه تا جایی در همشهری پیدا کردیم مثلا در محله یا قسمت پژوهش یا جای دیگر خبرتان می کنیم. آقای شیدفر در حوزه سینما و آقای نیاکان هم در حوزه هنرهای تجسمی به فعالیت مشغول به کار بوده اند . تا کنون هیچ دلیلی برای برکناری های یاد شده توسط مدیریت روزنامه ارائه نشده است. علی اصغر محکی از مدیران روزنامه نیز درخصوص تغییرات به وجود آمده سکوت اختیار کرده است. روزنامه نگاردیگری به نام الهام اناری از تحریریه همشهری سرویس شهری نیز اخراج شده است. به غیر از آقای شیدفر که در تحریریه اصلی روزنامه مشغول به کار بوده است بقیه افراد در بخش ویژه نامه های استانی کار می کردند.

این اولین نوع از چنین اخراجهایی به شمار نمی اید. طی چهارسال گذشته برخی دیگر از اعضای تحریریه نیز به اشکال مختلف از این روزنامه اخراج شده اند. اما برکناری واخراج ۵ تن به صورت ناگهانی و طی مدت کمتر از یک هفته صورت گرفته است و هیچ کدام از افراد یاد شده در جریان چنین تصمیمی قرار نگرفته بودند. طی سال گذشته بسیاری از روزنامه نگاران به دلیل تعطیلی مطبوعات کار خود را از دست داده اند. به گفته منبع یادشده تغییرات مدیریتی و حضور افرادی که سابقا در نیروی انتظامی و قوه قضاییه مشغول به کار بودند در راس هرم مدیریتی این روزنامه نگرانی جدی را درخصوص سیاسی بودن اخراج های یاد شده و تلاش برای همسو کردن تحریریه یکی از پرتیراژترین روزنامه های کشور با مدیرانش در میان اعضای تحریریه به وجود آورده است.

بعد از تغییرات مدیریتی که سه سال پیش در این روزنامه رخ داد و با آمدن فردی به نام مهدی ذاکانی از تیم بالای هفتادنفره تحریریه این روزنامه به جز حدود ۱۰ نفر بقیه افراد یا اخراج شدند یا استعفا کردند و یا به قسمت های ویژه نامه های استانی و همشهری های محله ومجلات دیگر همشهری و یا همشهری آنلاین منتقل شدند. فعالیت خبرنگاران با سابقه در بخش شهرستانی نیز به نحوی بوده است که ویژه نامه های استانی که پیش از این هر ماه یک بار یا دوبار منتشر می شد طی ماه های گذشته با پرکاری وتلاش آنها هفته ای ۲ یا ۳ بار وحتی چهار مرتبه منتشر می شدد. اما طی این مدت یکی از موفق ترین سردبیرهای بخش استانی به نام منصور سعدی نیز از کار خود بر کنار شد.

به گفته منبع یاد شده برداشت غالب خبرنگاران شاغل این است که اخراج و برکناری افرادیاد شده به منظور استخدام نیروهای منطبق با مدیریت روزنامه صورت می گیرد. افراد برکنار واخراج شده روزنامه نگارانی هستند که در دوره های قبلی مدیریت روزنامه به صورت کتبی به خاطر نوشته هایشان مورد تشویق قرار گرفته اند.

هم اکنون مدیرعامل روزنامه همشهری فردی است به نام مهدی ذاکری که از قوه قضاییه به این روزنامه آمده است. منبع یاد شده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: از زمان حضور وی در روزنامه پای نویسندگان برخی نشریات تندرو طرفدار دولت در این روزنامه باز می شود. در عین حال روزنامه همشهری به دلیل گردش میلیاردی خود همواره مورد توجه گروه های سیاسی بوده است. هرجا مساله پول باشد این مسائل و تغییرات هم پیش می آید. به گفته منبع یاد شده احتمال اخراج افراد ی که در اختیار کار گزینی گذاشته شده اند وجود دارد.

روزنامه همشهری همچنان یکی از پرتیراژ ترین روزنامه های کشور به شمار می رود که برای غالب استان های کشور ویژه نامه استانی منتشر می کند. در کنار این ویژه نامه ها مجلات مختلفی نیز توسط این موسسه منتشر می شود که از جمله آنها می توان به عناوین زیر اشاره کرد: همشهری ماه، سرنخ، سرزمین من، همشهری مثبت، خردنامه، همشهری مسافر، همشهری جمعه، تماشاگر، آیه، آشپزی، همشهری سلامت و غیره.

درتحریریه خیابان جردن این نشریه حدود ۶۰ نفر مشغول به کار هستند و در بخش های استانی نیز حدود ۳۰ نفر. درمجلات منتشر شده توسط همشهری نیز بین ۱۰ تا ۱۵ نفر مشغول به کار هستند.

طی سالهای گذشته روزنامه نگاران برجسته ای همچون محمدصادق جنان صفت، محمودصدری، عطاالله طاهرزاده، فرهت فردنیا، حسین انتظامی، جهانگیرکوثری، سیامک قلیچ خانی، احمدزیدآبادی، یوسف عزیزبنی طرف به اشکال مشابه یا از همشهری اخراج شده یا قرارداد آنها برای همکاری تمدید نشد.

در جمع خبرنگاران؛ : خدا كمك كرد كه سارا شورد آزاد شود

ايلنا : وزير امور خارجه عمان در خصوص آزادي يكي از سه تبعه آمريكائي بازداشت شده در ايران گفت: خدا كمك كرد كه سارا شورد آزاد شد. آزادي دو تبعه ديگر نيز به آينده مربوط مي‌شود.
به گزارش خبرنگار ايلنا يوسف بن‌علوي وزير امور‌خارجه عمان، عصر امروز در حاشيه نهمين اجلاس مجمع گفت‌وگوهاي همكاري آسيايي در جمع خبرنگاران در خصوص آزادي يكي از سه تبعه آمريكايي زنداني در ايران به نام سارا شورد،گفت: خدا كمك كرد كه سارا شورد آزاد شد. آزادي دو تبعه ديگر نيز به آينده مربوط مي‌شود.
وي در پاسخ به سوال ديگري كه به وضعيت ايراني‌هاي زنداني در آمريكا اشاره داشت، گفت: فعلا در اين مورد حرفي براي گفتن ندارم.
گفتني است ؛ عمان براي آزادي سه تبعه آمريكايي ميان ايران و آمريكا ميانجيگري كرده بود.

خاطرات منتشر نشدۀ نسرین ستوده

نسرین بصیری : بهار امسال به در خواست مجلۀ اشپیگل با چند هنرمند و وکیل دعاوی و یک مغازه دار در ایران صحبت کردم و از ایشان خواستم تا خاطرات روزانۀ شان را یاد داشت کنند و برایمان بفرستند. قصد از انتشار خاطرات این بود که فراسوی رویداد های موثر و سرنوشت ساز وهای و هوی و جنجال های سیاسی، تصویری ساده و واقعی از زندگی روزمرۀ مردم ایران بدست آید. هر کدام از این افراد به تفصیل روزانه هاشان را شرح دادند . بر اساس روش معمولی رسانه ها تنها گوشۀ کوچکی از این "مواد خام" یا روزانه ها تنظیم شد و روز 17 خرداد ماه در پر فروش ترین رسانۀ آلمان، یعنی مجلۀ اشپیگل منتشرگردید.

وقتی نسرین ستوده را دستگیر کردند به یاد مهربانی صدا و کلامش افتادم و رفتم سراغ خاطرات او و باردیگر نوشته هایش را مرور کردم. می دانستم ستوده روزانه ها را به قصد انتشار نوشته است. بنا بر این مشگل اخلاقی برای انتشار آن نداشتم. با اینهمه نوعی دلهره و نگرانی برای زنی که ندیده اینهمه دوستش دارم باعث شد تا به فکر انتشار آن نباشم تا مبادا سخنان ساده و شفافش دست آویزی شود برای بهانه جویان و روزی و ساعتی، بر دوران زندانش بیافزاید. نسرین ستوده کوچکترین حرفی که خلاف قوانین جمهوری اسلامی باشد بر زبان نرانده است و تنها دغدغه و شکوه اش از اجرا نشدن قوانین است. امروز که هفتمین روز اعتصاب غذای ستوده سپری می شود بیش از اینکه به فکر یک روز و یکساعت بیشتر زندانی شدنش باشم نگران سلامت و جانش هستم . فکر می کنم شاید این نوشته های صمیمی کمک کند به شناخت همه جانبه تر از زنی که تن و جانش ظریف و دلش مثل چشمۀ کوهستان پاک و زلال است . زنی که تنها "گناهش" مهربانی و انساندوستی و تنها دغدغه اش اجرا نشدن همان قوانینی است که به برخی از آنها انتقاد دارد.

پس از خواندن روزانه ها از نسرین ستوده سوال کردم وقتی با خود سری ها و قانون شکنی مواجه می شوید، با خشم و اندوه خود چه می کنید؟ در پاسخ نوشت: "... فقط می توانم بگویم سعی می کنم خشم و اندوهم را مدیریت می کنم...بسيار خوشحالم هم اينك كه اين نامه را برايتان مي‌ نويسم بچه‌ها در منزل نيستند تا گريه‌ي بي‌امانم را ببينند...."
نسرین بصیری
برلین یکشنبه 7 نوامبر 2010
نسرين ستوده:
پنجشنبه 30 اردیبهشت 89
امروز پنجشنبه است .پنجشنبه ها براي بسياري از ايرانيان نيمه تعطيل است زيرا جمعه روز تعطيل رسمي است و5شنبه ها بيشتر ادارات در تهران تعطيل است. به همين دليل بسياري از دفاتر وكالت و پزشكي نيز تعطيل هستند من نيز چند سالي بود كه 5شنبه ها دفترنمي رفتم، اما در يك سال اخير با دستگيري هاي گسترده وبحران هاي انتخاباتي كه به بازداشت وصدور احكام سنگين براي بسياري از فعالان سياسي و مدني منجر شد ، اجبارا بايد 5شنبه وگاه جمعه ها راهم سر كار بيايم تا از پس مسئوليت پرونده هايي كه به عهده گرفته ام بربيايم.

ديروزعصر برادر وخواهر عبادي با من تماس گرفتند وگفتند كه ميخواهند بيايند دفترم. اين روز ها هيچ حرف عادي را هم نميتوان پشت تلفن زد. بنابر اين همه سعي ميكنند حرف هايشان را حضوري بزنند. صبح زود با آنها در دفتر قرار گذاشتم تا بعد از صحبت هايمان به تنظيم لوايح دفاعيه ام بپردازم واز كارهايم عقب نيفتم.
از خواهرم خواستم اين 5شنبه را زودتر به منزلم بيايدتا بچه ها را به او بسپرم وزودتراز هميشه به دفتر بروم.
خواهري دارم كه خود شاغل است اما 5شنبه ها به منزل ميايد واز بچه هايم مراقبت ميكند تا بتوانم كارهايم را انجام دهم.
به هر صورت 7 صبح از خانه بيرون آمدم تا سريعتر به قرارم دردفتر برسم.

به محض رسيدن به دفتر،متوجه شدم ديروز راي يكي از موكلان بهايي ام به دفترم ابلاغ شده است. موكلم بابت استفاده از تجهيزات ماهواره محكوم شده بود. او در دادگاه بيان كرد پس از آنكه مصاحبه ي لري كينگ با احمدي نزاد را ديده بود كه احمدي نزاد در پاسخ به لري كينگ بابت جرم انگاري استفاده از تجهيزات ماهواره اي صراحتا گفته بود نگهداري واستفاده از اين تجهيزات جرم نيست وهمگان آن را دارندو از اين سوال لري كينگ اظهار تعجب كرده بودكه چرا چنين چيز واضح و روشني را نمي داند ، موكلم تصميم به خريد تجهيزات ماهواره گرفته بود.اما دادگاه اين دفاعيات را نپذيرفته بود و موكلم رابابت استفاده از تجهيزات ماهواره محكوم كرده بود.
راي دادگاه را درپوشه ي كارهاي روزانه ام قرار دادم تا طي 20 روز مهلت قانوني اعتراضم را به دادگاه تجديدنظربدهم.
در اينجا لازم ميدانم ياد آ وري نمايم قانون ممنوعيت به كارگيري تجهيزات دريافت از ماهواره نگهدار ي و استفاده از اين تجهيزات را جرم دانسته است.اما در خوشبينانه ترين تحليل از مصاحبه ي رييس جمهور ايشان از وجود اين قانون كه ساليانه هزاران نفر به استناد آن محكوم مي شوند بي اطلاعند.

برادر وخواهر شيرين عبادي آمدند. طبق معمول از احضارهاي مكرر و برخوردهاي نامناسب ميگفتند.
راه هاي قانوني را به آنها گفتم. بويژه خواهر شيرين عبادي پس از تجربه ي 20 روز بازداشت غير قانوني، تحمل چنين احضارها وبازجويي هايي برايش خيلي سخت است.
شيرين از آن طرف كوتاه نمي آيد و نوشين هم از اين طرف هرچه به بازجويش مي گويد شيرين آنجا ننشسته تا ببيند من چه ميگويم،اجرا كند .بازجو باز هم فشار را بيشتر وگسترده تر مينمايد.حتي يك بار به نوشين گفته است مبادا بروي باكسي مشورت كني.
بعد از رفتن آنها يكي از موكلانم به دفتر آمد. آقاي دكتري بود كه سالها پيش از دانشگاه محترمانه عذرش را خواسته بودندو حالا با شرايط بسيار سختي در امريكا زندگي ميكند.ولي معامله ي كوچكي درايران انجام داده بود كه متاسفانه كسي كه چكش راوصول كرده بود،پولش را به او نداده بودو حالا از من مي خواست كارش را تعقيب نمايم.
البته اينها جزء پرونده هاي حقوق بشري نيست بلكه جزيي از پرونده هايي است كه من از طريق آنها امرارمعاش ميكنم .زيرا اصولا پرونده هاي حقوق بشري را رايگان انجام ميدهم و امور مالي زندگي ام از وجهي كه بابت چنين پرونده هايي دريافت ميكنم ،ميگذرد.ناراضي نيستم چون خودم اين نحوه ي زندگي را انتخاب كرده ام.
پس از آن كار چند پرونده ام را تلفني انجام دادم .بادفتر يكي از وكلايي كه به دليل فعاليت هاي حقوق بشري اش اخيرا بازداشت شده .تماس گرفتم تا وكالت موكلش را كه از فعالان سياسي است و او هم اخيرا بازداشت شده تعقيب نمايم تا كار موكلش زمين نماند .اما متاسفانه برادر اوليايي فرد دفتر نبود تا كارم را رديف كند.

پس از تلفن ها به ايميل هايم سرزدم خبر ها خيلي بد بود . بهاره هدايت وميلاد اسدي دو دانشجو به 17 سال.حبس محكوم شده اند.هر دو را ديروز در دادگاه انقلاب ديده بودم اززندان آورده بودندشان تا محاكمه شوند با آنها سلام و عليك كردم خيلي روحيه هايشان خوب بود.چون كارم تمام شده بود به دفترم بازگشتم گويا دادگاه فورا آنها را محاكمه كرده است وحكم را همانجا به آنها ابلاغ كرده است.
پس از ايميل هايم لايحه ي دفاعيه ي يكي ديگر از موكلانم را نوشتم تا شنبه به دادگاه انقلاب ببرم.
ساعت 2 بعداز ظهر شده است بايد هرچه زودتر همه چيز را جمع كنم وسريعتر به خانه برگردم.
ليست كارهايم را، تلفن هاي عقب مانده را ، ليست برنامه ي شنبه را كه روز كاري است و دو پرونده را كه بايد مطالعه كنم ، برمي دارم تا در فرصت مناسبي در منزل اين كارها را انجام بدهم واز دفتر بيرون ميآيم.......
جمعه31 اردیبهشت 89
امروز جمعه بود. صبح، زودتر از هميشه بيدار شدم تا به رتق و فتق منزل بپردازم. بويژه آنكهاز فردا امتحانات پايان سال تحصيلي دخترم آغاز مي‌شود. اولين امتحانش، امتحان ديكته است. صبحانه، رسيدگي به گلدانها، خريد هفتگي مايحتاج منزل،جمع و جور كردن منزل؛ درست كردن ناهار و ... كارهايي بود كه انجام دادم. و چند تلفن به خانواده‌ي موكلانم در بين كارهايم.

به دادگاه عيسي سحرخيز فكر مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كردم كه دو ماه ديگر تعيين وقت شده است.خيلي دير است.قاضي‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش را همه مي‌شناسند. از قضاتي است كه به شدت عمل با مخالفان اعتقاد دارد.صلواتي، همان قاضي‌يي است كه تابستان گذشته در دادگاههاي نمايشي، رياست دادگاه را به عهده داشت. تصورم آن است كه نمي‌دانند با كساني مثل سحر‌‌‌‌‌‌‌خيز چكار كنند.به خاطر داشتم كه به خاطر دوست عزيزي كه از آمريكا آمده است بليط كنسرت تهيه كرده‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام و قرار است عصر به كنسرت بروم. در راه با دوستم كمي راجع به وقايع يك سال اخير صحبت مي‌‌‌‌كرديم. اين دوستم كسي بود كه يكي دو سال پس از انقلاب و به دليل اشتراكات فكري با يكديگر دوست شديم و از آن زمان دوستي ما استمرار پيدا كرد. اما سالها بعد او به آمريكا رفت و من ماندم. بچه‌‌‌ها را به همسرم سپردم و خود به اتفاق دوستم به كنسرت رفتم. بسيار برنامه‌ي عالي‌‌‌‌يي بود.دو تصنيف اول خواننده به شدت سياسي بود و راجع به ايران و آزادي بود. دوستم با تعجب از من پرسيد آيا برايش مشكلي پيش نمي‌آيد؟ نمي‌‌‌‌دانستم چه بگويم. چون مي‌‌دانيد در ايران در بين فعالان،ضرب‌المثلي وجود دارد كه مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گويند در ايران آزادي بيان هست،آزادي پس از بيان نيست.بنابر‌اين معلوم است كه اتفاقي برايش نمي‌‌‌‌‌افتد ولي حتم بدانيد اينها عموما براي فعاليت‌‌‌‌‌‌‌‌هايشان با مشكلات فراواني مواجه مي‌‌‌‌شوند.مجوزها،امتيازهاي دولتي و...

خلاصه تا كنسرت تمام شد و به خانه برگشتم ساعت 10 و نيم شب شده بود. به اتفاق همسرم شام بچه‌‌‌‌ها را دادم و فورا رفتم سراغ كامپيوتر. مدتهاست ايميل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هايم دچار مشكل شده است و استفاده از ايميل‌ها برايم خيلي دشوار شده است. دليلش را نمي‌دانم آيا سياسي است يا خير؟ به هر حال پس از آن مجبور شدم كار يكي از ايميل‌هايم را كه فوري بود،تلفني پيگيري كنم و پس از آن،كارهاي فردايم را مرور كردم و پرونده‌ي يكي از موكلانم را كه فردا بايد با او به كلانتري بروم را مرور كردم. تا محورهاي دفاعم را مشخص نمايم. ساعت 12و نيم شب بود كه به رختخواب رفتم.
شنبه 1خرداد89
امروز اولين روز هفته است. صبح زود دخترم را از خواب بيدار كردم و صبحانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اش را دادم و راهي مدرسه كردم تا اولين امتحان پايان سالش را بدهد. مهراوه كلاس چهارم ابتدايي را تمام كرده است. بعد پسرم را آماده كردم و به اتفاق همسرم از منزل خارج شدم تا نيما را به مهد كودك بسپارم. پس از آن بين كارهاي ضروري،رفتن به دادسرا را انتخاب كردم.
موضوع پرونده‌ام مطابق آنچه خانواده‌‌‌‌ي موكلم به من گفته‌‌‌‌‌‌‌اند آن است كه به دنبال اختلاف خانوادگي فيمابين موكلم و همسرش،همسرش به ماموران گفته است كه موكلم در كامپيوترش مطالب سياسي مربوط به تظاهر و اعتراضات پس از انتخابات را دارد و ماموران پس از وارسي كامپيوترش او را بازداشت كرده‌‌‌‌‌اند و به زندان اوين برده‌‌‌‌‌‌‌اند.

به هر حال من براي گرفتن مجوز از بازپرس مربوط جهت ملاقات با موكلم براي امضاء وكالت نامه مراجعه كردم كه بي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فايده بود چون بازپرس ذيربط از نوشتن چنين نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌اي خودداري كرد و حالا بايد روز ديگري به زندان اوين بروم تا شانس خود را براي ملاقات با موكل جديدم امتحان كنم. بعد از انتخابات، ملاقات وكلا با موكلان زنداني‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شان بسيار سخت و غالبا غير ممكن شده است.به هر حال از آنجا به دادگاه انقلاب رفتم تا درباره‌ي آزادي يكي از همكاران و وكلا فعال حقوق بشر كه اخيرا بطور غير قانوني بازداشت شده است با رئيس دادگاه انقلاب صحبت كنم، از قضا وكيل ديگر پرونده، آقاي عبدالفتاح سلطاني نيز براي پيگيري همان پرونده آمده بود. اين روزها، حوزه‌ي رياست دادگاه انقلاب از رعايت قانون سخن مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گويند و سعي دارند ،پرونده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به روال قانوني جريان يابد،اما سه قاضي امنيتي در دادگاه انقلاب (شعب 15،26،و 28) به گونه‌اي رفتار مي‌كنند كه گويا از جايي خارج از رياست اداري خودشان دستور مي‌‌‌‌‌‌‌‌گيرند و حتي اتفاق افتاده كه دستور كتبي مقامات قضايي مافوق خودشان را ناديده گرفته‌‌‌اند.در پرونده‌هاي سياسي كه معمولا به اين سه شعبه ارسال مي‌‌‌‌‌‌‌‌شود، ماموران اطلاعات گزارش‌‌هايي را در پرونده قرار مي‌دهند كه براي متهم سياسي بسيار تعيين كننده است.بارها موكلانم از قول بازجويان اطلاعات اعلام كرده‌اند كه بازجويان به متهمان سياسي گفته‌‌‌‌‌‌‌اند همه كاره شما ما هستيم، قاضي و ناجي و ...همه چيز ما هستيم. قاضي هم فقط به توصيه‌ي ما گوش مي‌‌‌‌‌كند. در اين پرونده‌ها مامور اطلاعات در گزارش نهايي خود اعلام مي‌‌‌كند كه به نظر من جرم متهم اين است، دلايل جرم آن است و مجازات مورد پيشنهاد آن است... مي‌توانيد حدس بزنيد كار براي وكلا اين پرونده تا چه پايه دشوار است. در واقع ما با ارواح و اشباحي طرف هستيم كه هيچ اطلاعي از آنها نداريم.اصلا نمي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانيم چرا چنين موضع گيري خصمانه‌اي عليه موكل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مان گرفته است و يا به چه دليل تا اين حد قانون شكنانه و گستاخانه، قانون را مكررا و مستمرا نقض مي‌كنند. و يا چگونه به قاضي استقلال قضايي را حالي كنيم و به او بفهمانيم كه كارمند حرف شنوي وزارت اطلاعات نيست به هر حال نتيجه‌‌ي صحبت ما براي پيگيري آزادي آقاي اوليايي فرد براي چندمين به بار هفته‌ي ديگر موكول شد. معمولا وقتي به دادگاه انقلاب مي‌‌‌‌‌‌رويم،خبرهاي بسياري دست‌مان مي‌‌‌‌آيد. امروز آقاي بهراميان،وكيل كردهايي كه هفته‌ي پيش اعدام شده بودند را در دادگاه ديدم. ابراز همدردي و البته تحسين مصاحبه‌‌‌هاي شجاعانه‌ي ايشان را نمودم. در همان حال ديدم كه فائزه هاشمي براي انجام كاري به شعبه 26 دادگاه (از شعب جرايم سياسي) رفت. پسر جواني همراهش بود كه شايد پسر خودش بود .

هرگز آرزو نمي‌‌كنم كسي كارش به دادگاه انقلاب برسد، اما حالا كه همه گرفتار شده‌اند، از اينكه چوب باز داشت به افراد درون حاكميت رسيده است خوش بينم، زيرا اين موضوع نشان دهنده‌‌‌‌‌‌‌‌ي آن است كه چقدر طيف مخالفان حكومت وسيع شده است كه حتي خانوادۀ شخصی که در يك دوره‌اي رئيس مقتدري براي مجلس شوراي اسلامي بود و سپس براي دو دوره رياست جمهوري پر اقتداري را تجربه كرد و بعد از آن تاكنون مدت 12 سال است كه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام است كه نهاد مهمي در ايران محسوب مي‌شود و مستقيما زير نظر رهبري انجام وظيفه مي‌كند، نيز در مظان اتهام است. از آنجا به دفترم آمدم تا به اتفاق موكل ديگرم به كلانتري بروم. يك شكايت مسخره از موكلم كه استاد دانشگاه بود، شده بود. چون نسبتي با يكي از مخالفان سياسي سرشناس داشت،بنابر‌‌‌‌‌اين همواره اين ترديد وجود دارد كه آيا يك دعواي ساده است يا با برنامه‌ريزي از طرف وزارت اطلاعات؟ به هر حال بايد آن را به عنوان يك دعواي ساده فرض كنيم، مگر انكه دلايلي براي مداخله‌ي اطلاعات وجود داشته باشد. از كلانتري به دفتر باز‌گشتم، با دو فعال دانشجويي قرار داشتم تا وكالت‌نامه امضا نمايند. يكي از آنها پس از انتخابات دو بار بازداشت شده بود و حالا جلسه‌ي دادگاهش 25 روز ديگر بود و ديگري خانمي بود كه چون احتمال مي‌داد بازداشت شود،تقاضاي امضا وكالت نامه داشت. اين روزها، فعالان مدني اجتماعي و سياسي جهت حفظ احتياط قبل از بازداشت با مراجعه به دفتر وكلا حقوق بشري،مبادرت به امضا وكالتنامه مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نمايند تا در صورت گرفتار شدن، خيالشان جمع باشد. و اين در حالي است كه خودشان مي‌دانند وكلا نمي‌‌‌‌توانند معجزه كنند.سپس به منزل آمدم تا پسرم را از مهد كودك بگيرم، از شوهرم خواستم تا 3 ساعت ديگر به منزل برگردد تا بچه‌ها را نزدش بگذارم و براي پيگيري پرونده‌ي مالياتي شيرين عبادي نزد يكي از همكاران بروم.
به هر حال بعد از بازگشت از نزد آن همكار، كمي با دخترم امتحان روز بعدش را تمرين كردم و سپس شام را آماده كردم و دور هم شام خورديم. بدين ترتيب روز شنبه به پايان رسيد و اكنون در فكر آنم كه فردا صبح، كداميك از كارهايم در اولويت
یكشنبه 2 خرداد89
مطابق معمول روزها ، صبح زود بر‌خاستم، دختر و پسرم را به مدرسه و مهد كودك سپردم و راهي دادگاه انقلاب شدم.
اول از همه سراغ پرونده‌ي يكي از موكلانم رفتم تا لايحه‌ي تجديد‌نظرش را بدهم، مدير دفتر آن را ثبت كرد و وقتي خواستم تاريخ ثبت آن را يادداشت كنم، فهميدم كه امروز دوم خرداد است. دوم خرداد روزي بود كه كه مردم به خاتمي راي داده بودند و خاتمي براي دو چهار سال متوالي رئيس‌جمهور ايران شد.آنچه باعث شد فاتحه‌ي دوران اصلاحات واقعا خوانده شود،وقتي بود كه مردم با نا‌اميدي از خاتمي و اصلاحات كنار نشستند و گذاشتند رئيس‌جمهور فعلي راي بياورد. بگذريم كه بسياري هنوز هم معتقدند حتي در دور اول رياست جمهوري احمدي‌نژاد تقلب صورت گرفته بود. اما به هر حال انتظارات از دولت خاتمي خيلي بيشتر از ظرفيت‌هاي آن بود.مردم انتظار يك دمكراسي چند‌صد ساله را از دولت تحت فشار خاتمي داشتند.هر چه فكر مي‌كنم ازآن امكان اندكي كه برايمان ايجاد شده بود، درست محافظت نشد و كار به دست افراطي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترين گروهي افتاد كه قبلا در روزنامه‌‌هايشان تهديد كرده بودند كه هر گاه قدرت در دست‌‌شان بيفتد، پدال ترمز و فرمان را دور مي‌اندازند تا ماشين خشونت‌‌‌‌شان با آخرين سرعت حركت كند.به هر حال مردم به ‌‌‌‌‌آن اندك دمكراسي رضايت نداشتند،اما اين سركوب گسترده هم قادر به كنترل نيست. زندانها پشت سر هم پر و خالي مي‌‌‌‌‌‌شوند و احكام روز به روز سنگين‌تر مي‌شوند. به هر حال آن اندك دمكراسي آنقدر كم بود كه بايد به سركوب گسترده ختم مي‌‌‌‌شد.به قول معروف از ذره‌اي از حقم نمي‌گذرم مگر آنكه تمامش را از من بگيرند. بعد از اين خاطرات تلخ، در راه شعبه 26 دادگاه متوجه شدم همسر و مادر اوليايي‌فرد از همكاراني كه اخيرا بازداشت شده، به دادگاه آمده‌اند،پسر 6 ساله‌ي اوليايي‌فرد هم همراه مادر بود متوجه شدم اوليايي‌فرد را به دادگاه آورده‌اند، همگي به ديدنش رفتيم و نيم ساعتي با خانواده‌اش ملاقات كرديم. پسرش از بغل پدر پايين نمي‌امد.

خلاصه بعد از ملاقات با او به شعبه 36 دادگاه تجديد‌‌‌‌نظر رفتم. هفته‌ي گذشته با مدير دفتر آنجا دعواي سختي شده بود، شعبه 28 دادگاه انقلاب براي يكي از موكلانم ده سال زندان داده بود، من در دادگاه تجديد‌نظر اعلام وكالت كرده بودم. دادگاه تجديد‌نظر بر خلاف هميشه كه حد‌اقل دو سه ماهي طول مي‌‌‌كشيد تا رسيدگي كند و حكم دهد، براي آنكه به اينجانب فرصت مطالعه‌ي پرونده را ندهد فورا طي چند روز رسيدگي كرده بود و حكم 10 سال حبس را تائيد كرده بود. از يكي از همكاران شنيده بودم كه يكي از ماموران داخل دادگاه انقلاب از اينكه وكالت پرونده را من به عهده گرفته بودم، اظهار ناراحتي كرده بود و مايل بودند دست مرا از پرونده كوتاه كنند. به هر حال اقدامي غير قانوني‌كرده بودند... از آنجا به دفتر بازگشتم و ايميل‌هايم را چك كردم.غروب، يكي از هموطنان زنگ زد و تقاضاي ملاقات كرد. مطمئن بودم قصد صحبتي دارد كه نمي‌تواند تلفني بگويد. براي فردا با او قرار گذاشته‌ام.
با برادر اوليايي فرد قرار گذاشتم تا پرونده‌ي سه تن از موكلان او را به من برساند تا كارشان زمين نماند. كار و شام و در كنار آنها رد و بدل كردن اخبار روز با همسرم و گوش دادن به راديو‌ي خارجي كه اخبار بي‌سانسوري را در اختيارمان مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذارند...
راديو داشت با محبوبه عباسقلي‌‌زاده مصاحبه مي‌‌‌‌‌‌‌كرد و او داشت ماجراي سه سال و نيم پيش را مي‌گفت كه اكنون به خاطرش به 6 سال و نيم زندان محكوم شده بود. من آن روز براي دفاع از چند تن از موكلانم به دادگاه انقلاب رفته بودم. چند روزي به 8 مارس مانده بود وآن روز قرار بود 5 تن از فعالان حقوق زنان محاكمه شوند. فعالان جنبش زنان روز قبل از ان اعلام كرده بودند در اعتراض به محاكمه‌ي زنان در سالروز روز جهاني زن، در جلوي دادگاه انقلاب تجمع خواهند كرد،آنها در پياده رو جمع شده بودند و من كه در راهروي دادگاه انقلاب بودم نا‌باورانه از پنجره‌ي دادگاه ديدم كه نيرو‌هاي پليس به زنان حمله كردند و همه‌ي آنها را در ميني‌بوسي سوار كردند و بردند. آن روز كه نزديك به روز جهاني زن بود 33 زن باز‌داشت شدند و به اين ترتيب كار وكلايي كه دفاع از اينها را به عهده گرفته بودند آغاز شد كه البته يكي از آنها نيز من بودم...
به هيچوجه قصد رفتن ندارم،حتم دارم تا پايم را بيرون بگذارم با وسايلي از قبيل حكم و تهديد و... مرا وادار مي‌كنند كه از بر‌گشتن پشيمان شوم. فعلا كارم همين جاست...
‌‌‌‌‌‌سه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شنبه 4 خرداد 89
وقتي از دادگاه انقلاب خارج شدم تا به دفتر بيايم،يكي از همكاران جوانم را ديدم كه منتظر يكي از موكلانش است كه بيايد و اورا تحويل اجراي احكام دادگاه دهد. تا براي اجراي حكم راهي زندان شود. دقيقه‌اي نگذشته بود كه موكل جوانش نيز آمد. پسري جوان بود كه بسيار تر و تميز لباس پوشيده بود و ساك دستي زيبايي را نيز از منزل با خود آورده بود.اين روزها؛ هميشه مراجعين دادگاه انقلاب اينطوري بوده‌‌‌‌‌‌‌اند. تحصيل كرده و از خانواده‌‌‌‌‌‌هايي تعريف شده. خشم و اندوهم را فرو خوردم و به سختي باآنها خداحافظي كردم تا در راه بتوانم بغضم را فرو ببارم. اندوه همكار جوانم را كه سعي مي‌كرد نگاهش را از من بدزدد درك مي‌‌‌‌‌‌كردم. احساس غريبي داشتم. بارها درباره‌‌‌ي موكلان خودم آرزو كرده‌‌‌‌‌ام كه كاش به جاي آنها، زنداني شده بودم. اين آرزو بيش از هر چيز به دليل احساس بي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عدالتي و ظلم نسبت به كساني است كه ايمان دارم هرگز مرتكب جرمي كه به آنها نسبت داده مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود، نشده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند و فقط بابت جهل زمامداران راهي زندان مي‌شوند. از آن روزهايي كه دفاع از اتهام فعالان جنبش زنان را به عهده داشتم كه دسته دسته دختران جوان را به جرم برابري خواهي مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرفتند تا وقتي دانشجويان يا كارگران و ... را مي‌‌‌‌‌‌‌‌گرفتند هميشه به بي‌‌گناهي آنان ايمان كامل داشتم. و استدلالم آن بود كه آنان همان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌قدر در كارشان قانونمند و منزه عمل كرده‌‌اند كه من. بنابر‌اين چه فرقي داشت مرا مي‌‌گرفتند يا آنها را؟

به ياد آوردم روزهايي را كه آزادانه‌تر در خيابان گام مي‌زديم. به ياد آوردم كه پارسال همين موقع تقريبا هر روزدر ستادهاي انتخاباتي تهران و شهرستان سخنراني داشتم و براي روز انتخابات روز شماري مي‌‌‌‌كرديم. كارناوال‌‌هاي شبانه، آزادي‌‌‌‌‌‌‌‌يي كه جوانان براي ابراز احساسات‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شان در لواي تبليغات انتخاباتي به دست آورده بودند . اما چه درد ناك همه چيز را خراب كردند. همه چيز را...

گزارشی از آخرین وضعیت دانشجوی محروم از تحصیل

کمیته گزارشگران حقوق بشر - مهدیه گلرو، دبیری انجمن اسلامی دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی و همچنین نائب دبیری انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی، در سال ۱۳۸۵، بعد از برگزاری انتخابات و تلاش‌هایش در جهت حفظ انجمن اسلامی و همچنین انتقادهایش به دولت محمود احمدی نژاد در حالی که تنها دوماه تا فارغ التحصیلی‌اش از دانشگاه مانده بود، از ادامه‌ی تحصیل محروم شد.

وی همراه با مجید دری و ضياءالدین نبوی از دیگر محرومین تحصیل در مهرماه ۸۷ شورای دفاع از حق تحصیل را تشکیل دادند، این شورا تاکنون هیچ خواسته‌ای خارج از قانونی نداشته است. در پی مبارزات انتخاباتی سال ۸۸ و با انکار محمود احمدی نژاد مبنی بر وجود دانشجویان محروم از تحصیل (دانشجویانی ملقب به ستاره دار) تجمعاتی را در مقابل مجلس و صدا و سیما برگزار کردند. این تجمعات بعد از پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات، موجب دستگیری تعداد کثیری از اعضای این شورا (مجید دری، ضیاء نبوی، شیوا نظر آهاری، پیمان عارف و ...) شد.

مهدیه گلرو پس از انتخابات در راستای فعالیت های حقوق بشری گام برداشت و همراه با سمیرا جمشیدی (عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه تهران)، حمید رضا خادم، علی کلایی و سعید جلالی فر و حسام میثاقی در راستای دفاع از حقوق زندانیان، کمیته ی دانشجویی همبستگی با دانشجویان زندانی را پایه گذاری کردند. از اعضای این کمیته، مهدیه گلرو، حمید رضا خادم، علی کلایی و سعید جلالی فر دستگیر و حسام میثاقی موفق به خروج از مرز شد.

مهدیه گلرو در تاریخ ۱۰ آذر ۸۸ در شعبه ۱۲ دادگاه انفلاب به ۱ سال حبس تعلیقی در طی پنج سال محکوم شد. این فعال دانشجویی که عضو کمیته دفاع از حقوق شهروندی ستاد مرکزی مهدی کروبی نیز هست، فردای همان روز در تاریخ ۱۱ آذر ۸۸ همراه با همسرش، وحيد لعلی‌پور در منزل شخصی شان بازداشت شد.

وی پس از ۶۵ روز انفرادی و حبس در بند ۲۰۹ به بند متادون منتقل شد. گلرو در زمان حضور در ۲۰۹ به دلیل اعتصاب غذا دچار عفونت روده شده که این بیماری همچنان با وی همراه است. دادگاه وی در فروردین ۸۹ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباس به اتهام‌های تجمع و تبانی و تبلیغ علیه نظام و همچنین ارتباط با منافقین برگزار شد؛ که درنتیجه وی با تبرئه از ارتباط با منافقین مجموعا به ۲ سال و ۴ ماه حبس تعزیری محکوم شد. پس از برگزاری دادگاه، قرار بازداشت به قرار وثیقه‌ی ۷۰۰ میلیون تومانی تبدیل شد و تلاش‌های خانواده وی در این راستا تنها توانست مبلغ وثیقه را به ۵۰۰ میلیون تومان کاهش دهد، زمان ۲۰ روزه تبدیل قرار به پایان رسید و خانواده‌ی گلرو نتوانستند این وثیقه را تهیه کنند؛ پس از آن پرونده وی به دادگاه تجدیدنظر ارسال شد.

این دادگاه با کسر ۴ ماه حکم ۲ سال حبس تعزیری وی را لازم الاجرا دانست. حکم ۱ سال تعلیقی وی که ۱ روز قبل از بازداشت به وی ابلاغ شده بود و به دلیل بدوی بودن حکم، عملاً قابل اجرا نبود، نیز اجرا گشت. وی هم‌اکنون باید ۳ سال حبس را در زندان بگذراند.

او که تا کنون یک سال از دوران حبس خود را سپری کرده، علی رغم داشتن بیماری از مرخصی استفاده نکرده است. خانواده وی مراجعات مکرری به نهادهای ذی‌ربط از جمله دادستانی داشته‌اند، اما تاکنون حتی موفق به دیدار دادستان هم نشده‌اند.

مهدیه گلرو از آغاز سال ۱۳۸۹ تاکنون تنها ۲ بار موفق به دیدار حضوری با وی شده اند. او که در طول دوران حبس، با کاهش وزن مواجه بوده است، از ضعف جسمانی شدید رنج می‌برد. بیماری وی در این دوره به طور کامل درمان نشده است و گه گاه مشکل ساز می شود، وی به گفته همسرش روحیه بسیار خوبی دارد.

لازم به ذکر است که مهدیه گلرو با توجه به ماده‌ی ۳۸ قانون مجازات، با گذراندن نزدیک به یک سال از دوران حبس خود، دادخواستی مبنی بر آزادی مشروط ارائه داده است.

افزایش آمار دختران بیکار در کشور

خبرگزاری هرانا - مشاور کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان اینکه آمار دختران بیکار افزایش 15 درصدی داشته است، گفت: بیکاری نباید باعث شود بعضی از دختران به هر شغلی مشغول شوند.

مجید ابهری اظهار داشت: در حال حاضر تعداد دختران جوان بیکار از 318 هزار نفر به 515 هزار نفر رسیده است یعنی اینکه بیکاری دختران جوان 16 تا 25 ساله که در سال 88، 8/32 درصد بوده امسال به 5/46 درصد افزایش یافته است.

وی گفت: با توجه به اینکه بیکاری دختران تحصیل ‌کرده یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های نیمی از جمعیت کشور به شمار می‌رود و از طرفی سالانه باید 700 هزار فرصت شغلی در این زمینه ایجاد شود، مشکل اساسی عدم ارزیابی نیازهای بازار کار به رشته‌های مختلف تحصیلی با تعیین تعداد آنهاست.

ابهری با بیان اینکه دانشگاه‌ها بدون ارزیابی و سنجش بازار کار اقدام به پذیرش دانشجوی دختر در رشته‌های مختلف می‌کنند، عنوان کرد: در حال حاضر با تورم نیروی تحصیل‌کرده و بیکار مواجه هستیم به طور مثال در رشته‌های علوم انسانی مبنای این رشته‌ها از منابع غربی گرفته شده و هیچ‌گونه مشابهتی با فرهنگ اسلامی و ایرانی ما ندارند.

وی تاکید کرد: فارغ‌التحصیلان رشته‌های علوم انسانی به‌ویژه مدیریت، روانشناسی و جامعه‌شناسی از نیازهای واقعی کشور و راه‌حل‌های آنها بی‌خبر بوده و همین موضوع سبب عدم کارآیی آنها در میدان‌های کار و عمل می‌شود.

مشاور کمیسیون اجتماعی مجلس تصریح کرد: سنجش نیازهای بازار کار و پذیرش دانشجو به اندازه آن باعث می‌شود که این مشکلات به وجود نیاید همچنین در حال حاضر در کشور 50 هزار پزشک بیکار وجود دارد و تعداد زیادی فارغ‌التحصیل مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا موجود است که این امر باعث می‌شود بعضی از دارندگان مدارک تحصیلی به خاطر نیاز یا سایر عوامل حاضر شوند با مدارک تحصیلات عالی با کار دیپلم مشغول به کار شوند.

ابهری افزود: بیکاری باعث افسردگی و سرخوردگی‌های اجتماعی می‌شود و کاهش علاقه‌مندان به تحصیلات عالیه را به دنبال خواهد داشت همچنین برقراری رشته‌های مهارت‌های زندگی و یا تدوین منابع علوم انسانی براساس مبانی اسلامی و ایرانی باعث کارایی بیشتر دانشجویان شده و اساساً آنها را در زمینه حرفه و شغل مورد نیاز ورزیده می‌کند. بیکاری نباید باعث شود بعضی از دختران به هر شغلی مشغول شوند یا بعضی از کارهای مغایر با تحصیلات عالی و فرهنگ اجتماعی را انجام دهند.

مراجعه کنندگان به فرمانداری بیکار و جویای شغل

60 درصد از مراجعه کنندگان به فرمانداری بیکار و جویای شغل هستند

ایلنا: فرماندار شهرستان گچساران در کهگیلویه و بویراحمد با بیان اینکه 60 درصد مراجعه کنندگان به فرمانداری این شهرستان افراد بیکار و یا جوانان جویای شغل هستند ، اظهار داشت: اکنون 14 هزار و 525 بیکار در اداره کار و امور اجتماعی این شهرستان نامنویسی کرده اند.
" سید اکبر علیزاده " به ايلنا در گچساران گفت: آمار اعلام شده آمار واقعی بیکاران این شهرستان نیست و آمار واقعی بیشتر از آماری است که نامنویسی کرده اند.
وی با بیان اینکه هیچ مرجعی تا کنون جایگاه بیکاری شهرستان گچساران را اعلام نکرده است ، یادآور شد: ما نیز با توجه به مسائل امنیتی نمیتوانیم جایگاه مشخصی را برای آمار بیکاری این شهرستان اعلام کنیم.
فرماندار شهرستان گچساران افزود: :بنگاههای زود بازده دراین شهرستان از مد افتاده و مانند سالهای گذشته از آن استقبال نمیشود.
علیزاده از صوری بودن برخی از بنگاههای زودبازده در شهرستان گچساران خبر داد و خاطرنشان کرد: برخی از این بنگاهها علاوه براینکه صوری هستند فقط برای دریافت تسهیلات چند روزی باز راه اندازی شدند.
وی تعداد تعداد کارگران به کار گرفته شده در تمامی این بنگاهها را 40 نفر دانست و اظهار داشت: نبود مدیریت منسجم ، سرمایه گذاری و آینده نگری دقیق باعث شده است تا بسیاری از این بنگاهها ورشکسته شوند.
فرماندار شهرستان گچساران گفت: با هماهنگی با سرمایه گذاران داخلی و خارجی عملیات اجرایی طرح های بزرگی همچون پتروشیمی و سد چم شیر آغاز و بزودی نیزعملیات پالایشگاه، کارخانه ماشین سازی و سیمان سفید نیز شروع می شود.
علیزاده ، بهره برداری از این طرح ها را گامی بزرگ در راستای از بین بردن بیکاری بعنوان مهمترین معضل کنونی شهرستان گچساران برشمرد.
شهرستان گچساران منطقه نفتخیز کشور محسوب می شود که در منطقه گرمسیری کهگیلویه و بویراحمد واقع شده است.نرخ بیکاری این شهرستان برغم تولید و صادر کننده نفت یک چهارم کشور نگران کننده است.

سيل تهديدی برای گردشگری گيلان

روزنامه ابتکار: گيلان از جمله استانهاي کشور است که به سبب رودخانه‌هاي فراوان و ميانگين بالاي بارندگي هرساله شاهد بروز سيل بوده و از اين ناحيه همه ساله متحمل خسارتهاي هنگفت جاني و مالي مي‌شود و اين امر گردشگري استان را بخطر مي‌اندازد.
بارها ديده و شنيده ايم که سيلي آمد و جان انسانهاي بيگناه را گرفت و يا اينکه منجر به زيانهاي مادي فراواني شد. اين زيانها، خسارتهاي آني سيل هستند چرا که هر سيلي را تبعاتي هم هست که ارزش ريالي آن شايد قابل برآورد و محاسبه نباشد.
با وجود اين در هنگام يا پس از يک بارندگي شديد مقدار دبي رودخانه به سرعت افزايش يافته و در نتيجه آب از بستر عادي خود سرريز کرده و دشت سيلابي و مناطق اطراف را در بر مي‌گيرد که اگر در اثر اين سرريزي زيانهاي جاني و مالي و يا هر دو به بار آيد، بعنوان سيل از آن ياد مي‌شود.
حال سئوال اينکه آيا سيل تنها يک حادثه طبيعي است؟ بديهي است که سيل نمي‌تواند فقط بعنوان يک حادثه طبيعي قلمداد شود بلکه امروزه بدليل دخالتهاي بي رويه انسانها در بسياري از نقاط که قبلا سيلي نداشته شاهد اين پديده هستيم. بنابراين برآيند دخالت انسان منجر به برهم خوردگي نظم طبيعي مي‌شود و براي اينکه طبيعت دوباره به نظم ديگري برسد، مجبور است رفتارهايي را از خود بروز دهد که شايد به زعم ما خوشايند نباشد.
يک کارشناس آبخيزداري در اين رابطه و در بيان تفاوت بين مناطق سيل خيز و سيل گير گفت: سيل در رودخانه‌ها و آبراهه‌ها اتفاق مي‌افتد و هر رودخانه‌اي از اجتماع آبراهه‌هاي کوچک و بزرگ فراواني تشکيل مي‌شود که البته همه آنها در يک مساحتي حضور دارند که عهده دار زهکشي مساحت مورد نظر هستند و در نهايت از طريق رودخانه اصلي به خارج از آن مساحت منتقل مي‌شود.
محمدباقر رفعتي افزود: به مساحت قابل زهکشي هر رودخانه توسط آبراهه‌هاي آن در اصطلاح علمي حوزه آبخيز گفته مي‌شود.
مناطق سيل خيز در يک حوزه آبخيز به مکانهايي گفته مي‌شود که آب ناشي از بارندگي و يا ذوب برف بنا بر دلايلي چون فقر پوشش گياهي، سنگ بستر يکپارچه و نفوذ ناپذير، شيب توپوگرافي بالا نتواند در زمين نفوذ کند. بنابراين تشکيل هرزآب داده که بسرعت بطرف پائين به راه مي‌افتند و در همين اثنا اين هرز آبها هم مي‌توانند مشکلاتي را ببار آورند که مهمترين آنها فرسايش خاک است.
اين کارشناس آبخيزداري ادامه داد: مناطق سيل گير مناطقي هستند که هرزآبهاي توليد شده از مناطق بالادست پس از بهم پيوستن بدليل تغيير شيب توپوگرافي، از بستر اصلي خود خارج و وارد آن مي‌شوند و مشکلات عديده‌اي از جمله تخريب بناهاي انساني و انباشت گل ولاي در چنين مناطقي ايجاد مي‌شود. از مهمترين نشانه‌هاي مناطق سيل خيز شيب توپوگرافي بالا، فقر پوشش گياهي، وجود سنگ بستر توده اي، يکپارچه و نفوذ ناپذير، وجود نشانه‌هاي از اشکال فرسايشي مانند شيارها، خندق، آبراهه و ...است.
همچنين عريض بودن نسبي بخشهايي از مسير رودخانه که غالبا کاربري مسکوني، کشاورزي و.. . پيدا مي‌کنند، انباشت رسوبات رودخانه ايکه هر قدر اندازه ذرات تشکيل دهنده اين رسوبات بزرگتر باشد قدرت تخريبي سيل بيشتر خواهد بود از نشانه‌هاي مناطق سيلگير است.
رفعتي زيانهاي ناشي از سيل را تلفات انساني و حيواني، تخريب اراضي کشاورزي و باغها، انباشت رسوب در درياچه سدها تالابها، کانالها و نهرهاي آبياري و ...، تخريب سازه‌هاي خطي مانند راه پل خطوط آب برق و گاز، تخريب واحدهاي مسکوني، تجاري، آموزشي، مذهبي و...، گل آلودگي آب و آسيب به محيط زيست گياهي و جانوري، رانش زمين و تبعات ناشي ذکر کرد.
وي همچنين راههاي ايمني از سيل را دوري از مناطق سيل خيز و سيل گير و راه اندازي سيستم هشدار سيل و آبخيزداري در حوزه‌هاي آبخيز دانست.
رفعتي در ادامه به نقش آبخيزداري در کنترل سيل و کاهش زيانهاي آن اشاره کرد و گفت: يکي از اقدامات اساسي براي کنترل سيل در حوزه‌هاي آبخيز انجام عمليات آبخيزداري در قالب برنامه‌هاي مديريتي و اجرايي است، به اين معنا که بعد از مطالعه حوزه آبخيز نقاط ضعف و قوت، ظرفيتها و محدوديتهاي آن از ديدگاه آبخيزداري مورد شناسايي قرار مي‌گيرد که يکي از مهمترين مسائل و معضلات در حوزه‌هاي آبخيز سيل است.
با هدف رفع معضلات و يا کنترل آنها در آبخيزداري روشهايي اجرايي شامل اقدامات بيولوژيکي مانند بذرکاري، بذرپاشي، کپه کاري، نهالکاري، علوفه کاري، اقدامات مکانيکي شامل ساخت بندهاي گابيوني، بتني، سنگي، ملاتي، خشکه چين و سبک و اقدامات بيومکانيکي مانند احداث بانکت، تراسبندي، کنتور فارو و روشهاي مديريتي شامل اصلاح شخم، حفاظت و قرق پيش بيني شده است.
در استان گيلان 52 رودخانه به چشم مي‌خورد که از مناطق مرتفع در غرب و جنوب استان سرچشمه گرفته که با واسطه (تالاب انزلي) و يا بدون واسطه به درياي خزر متصل مي‌شود.
باستثناي رودخانه‌هاي سفيد رود، آستاراچاي و بخش کوچکي از پلرود بقيه در تمامي گستره خويش به استان گيلان تعلق دارند.آمار سيلهاي موجود در بانک سيل مديريت آبخيزداري گيلان وجود حدود 30 رودخانه سيل خيز را در استان به اثبات مي‌رساند (معادل 57.7 درصد) که در اين ميان رودخانه سفيدرود خود به تنهايي مرکب از آبراهه‌هاي کوچک و بزرگ متعددي است که بلحاظ سيل خيزي و اثرات منفي ناشي از بروز سيل بيشترين اهميت را دارد.
از جمله رودخانه‌هاي سيل خيز ديگر استان آبراهه‌هاي منطقه جمال آباد منجيل، آبراهه‌هاي منطقه علي آباد رودبار، آبراهه‌هاي منتهي به شهر رودبار از سمت غرب مانند کوشک دوگاهه و...، آبراهه‌هاي منطقه رستم آباد تا جوبن و رودخانه سياهرود (توتکابن) است. تقسيم بندي رودخانه‌هاي گيلان بلحاظ درجه سيل خيزي به رودخانه‌هاي که بيشتر يا مساوي پنج بار سيلابي شده اند پلرود (زيرحوزه چاکرود منطقه ملکوت - لروداز شهرستان املش)، خشکرود از شهرستان رودسر، گرکانرود (منطقه آق اولر از شهرستان تالش)، ماسوله رودخان از شهرستان فومن و سفيدرود (منطقه علي آباد شهرستان رودبار) را شامل مي‌شود.

هنرمندان پيشکسوت خانه نشين شده اند

روزنامه خراسان: جشن تولد مرتضي احمدي بسياري از هنرمندان را به تالار وحدت کشاند تا هم در جشن ۸۶ سالگي او شرکت کنند و هم شاهد رونمايي آلبوم صداي طهرون باشند.چند روز پيش تالار وحدت ميزبان چهره هاي شناخته شده اي بود، از حسين عليزاده آهنگساز و نوازنده تار گرفته تا جمشيد مشايخي و مرضيه برومند. آن ها همگي به تالار وحدت آمده بودند تا هم در مراسم بزرگداشت و جشن تولد مرتضي احمدي بازيگر پيشکسوت سينما، تئاتر و تلويزيون ايران شرکت کنند و هم شاهد رونمايي آلبوم صداي طهرون باشند که در برگيرنده ۱۲ قطعه ضربي، با صداي مرتضي احمدي است.آن هايي که مرتضي احمدي را مي شناسند، مي دانند که او عاشق تهران است. همين عشق است که باعث شده است تا به حال از زواياي مختلف به اين شهر و فرهنگ آن نگاه کند.او گاهي قلم به دست گرفته و از فرهنگ زادگاهش نوشته که نتيجه اش شده است کتاب فرهنگ بر و بچه هاي تهرون، گاهي هم ساعت هاي متمادي توي استوديوي ضبط نشسته است تا فرهنگ موسيقايي اين شهر را در قالب يک آلبوم گردآوري کند و براي نسل هاي بعد به يادگار بگذارد.مرتضي احمدي پيشکسوت سينما، تئاتر و تلويزيون کشور که در هنرهاي ديگري نظير خوانندگي و دوبله فعاليت مي کند و دستي هم به قلم دارد، متولد ۱۳۰۳ تهران است. او ضمن انتقاد از کيفيت پايين دوبله در کشور مي گويد: در گذشته دوبله ما در سطح جهان حرف اول را مي زد. متاسفانه در حال حاضر در اين عرصه از کشور ترکيه هم پايين تر هستيم.احمدي که فيلم سينمايي کلانتري غيرانتفاعي را در نوبت اکران دارد، راوي سريال پويانمايي شکرستان است که در حال حاضر از شبکه دوم سيما پخش مي شود. اين پيشکسوت عرصه هنر کشور به تازگي نگارش ترانه هاي پيش پرده خواني را به پايان رسانده است که به زودي زير چاپ مي رود.

از محبت دوستانم پرکشيدم

مرتضي احمدي ضمن ابراز خرسندي از اين که هنرمندان جشني براي تقدير از او گرفته اند به خراسان مي گويد: همه دوستانم به من لطف و محبت دارند. از محبت اين عزيزان بسيار خوشحال شدم و پر کشيدم.وي با اشاره به سال هايي که پا به دنياي بازيگري گذاشته مي افزايد: از سن ۱۲-۱۳ سالگي به کارهاي هنري علاقمند بودم، زيرا صداي خوبي داشتم. از دوران دبستان به من مي گفتند بخوان. من نيز براي آن ها مي خواندم. اندک اندک به ترانه هاي فکاهي علاقمند شدم. سپس پيش پرده خواني کردم سال ۱۳۲۲ وارد عرصه تئاتر شدم. سال ۱۳۳۲ دکتر هوشنگ کاووسي تحصيلات خود را در فرانسه به پايان رسانده بود و قصد ساخت نخستين فيلم خود را داشت. چون حرفه اي سينما و تئاتر بود مرا نيز مي شناخت، بنابراين براي بازي در فيلم خود دعوتم کرد بدين ترتيب پا به دنياي بازيگري سينما گذاشتم .

جوانان امروز شناختي از تئاتر روحوضي ندارند

احمدي ضمن ابراز تاسف از به فراموشي سپرده شدن تئاتر روحوضي در کشور توضيح مي دهد: متاسفانه به اين بخش از تئاتر کم توجهي شده است، هنرمندان روحوضي همگي فوت کرده اند و تنها سعدي افشار در قيد حيات است. آن ها سواد کافي نداشتند و آموزش ديده نبودند. بلکه از طريق تجربه به آن تخصص رسيده و در حرفه خود بي نظير بودند. من به دليل علاقه ام به تماشاي تئاتر روحوضي مي رفتم. اما اگر در محله هاي ديگر تئاتر روحوضي اجرا مي شد، چون آن موقع تهران برج و آپارتمان نداشت و پشت بام ها به هم مرتبط بود من پشت بام به پشت بام مي رفتم و تا نيمه شب تئاتر روحوضي تماشا مي کردم.وي مي افزايد: متاسفانه جوانان امروز شناختي از تئاتر روحوضي ندارند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هم به تئاتر روحوضي توجه نمي کند.

کيفيت دوبله پايين آمده است

احمدي با اشاره به تفاوت دوبله ديروز با امروز مي گويد: اکنون دوبله در کشور ما بسيار فرق کرده است. در گذشته روي دوبله فيلم ها وقت مي گذاشتيم و تمرين مي کرديم. مدير دوبلاژهاي فهيم و تحصيل کرده اي داشتيم و و وقت مي گذاشتند و با دوبلورها کار مي کردند. مانند اکنون نبود که صبح وارد استوديو شوي و تا بعدازظهر دوبله يک فيلم سينمايي را به پايان برساني. در گذشته دوبله يک فيلم سينمايي ۵ يا ۶ روز طول مي کشيد. آن دوران دوبله ما در سطح جهان حرف اول را مي زد. متاسفانه در حال حاضر از کشور ترکيه هم پايين تر هستيم. زيرا کيفيت دوبله پايين آمده است و شبکه هاي ماهواره اي به خصوص فارسي وان به دوبله کشور ما صدمه وارد کرده است. وي ادامه مي دهد: دستمزد کم و بي توجهي به اين هنر سبب پايين آمدن کيفيت دوبله فيلم ها شده است. در گذشته تنهابا ۶۰ گوينده کار دوبله انجام مي داديم. اما اکنون ۲۶۰ گوينده هستيم و تعداد زيادي را به ما تحميل کردند. تنها تعداد کمي از آن ها دوبلور هستند و بقيه حرف مي زنند.احمدي درباره جواناني که در سمت مدير دوبلاژ فعاليت مي کنند مي گويد: مدير دوبلاژ شدن شوخي نيست. يک مدير دوبلاژ ابتدا بايد سواد کافي داشته باشد، تاريخ ايران را به خوبي بداند و جامعه خود را بشناسد. زيرا در يک فيلم ممکن است نقش هاي مختلفي مثل چاقوکشي، درشکه چي، سناتور، وزير يا وکيل وجود داشته باشد. او بايد جامعه را به خوبي بشناسد تا بداند براي نقش وزير کدام صدا براي دوبله آن مناسب است، متاسفانه اکنون اين گونه نيست و نقش ها به درستي انتخاب نمي شوند.من سال ها با عشق کار کردم و يک روز بي کار ننشستم. در اين ۷۰ سال خيلي زحمت کشيدم تا به اين جا و مکان رسيدم.

عشق و علاقه به هنر را هرگز فراموش نمي کنم

بازيگر سريال آرايشگاه زيبا درباره بازي در آثار سينماي کودک توضيح مي دهد: به خواسته کارگردان ها دعوت به کار شدم. برايم فرقي نمي کند کجا کار کنم چون مطالعه زيادي در رابطه با کودکان دارم. مي دانم که در برنامه هاي کودک چگونه بايد صحبت و چه نکاتي را بايد سانسور کنم تا براي کودکان بدآموزي نداشته باشد. اما متاسفانه اکنون اين مسئله رعايت نمي شود و نکاتي را به تصوير مي کشند که جنبه بدآموزي دارد و کودکان ياد مي گيرند.وي تصريح مي کند: البته همه را محکوم نمي کنم، آثار خوب کودک نيز توليد مي شود. کارگردان هاي تحصيل کرده اي وارد اين حرفه شده اند.احمدي در بخش ديگري از سخنانش مي گويد: من در کار خود الگويي نداشتم يک بار اين سخن را به وزير فرهنگ و ارشاد گفتم که به او برخورد. من گفتم استاد و مربي نداشتم و اگر روزي مرا ناراحت کنيد مانند علف هرز مي مانم. از طرف ديگري مي رويم و نمي توانيد جلوي فعاليتم را بگيريد. زيرا عاشق کارم هستم و عشق و علاقه به هنر را هرگز فراموش نمي کنم و تا زنده ام عاشقانه کار مي کنم.

به هنرمندان توجهي نمي شود

وي با بيان اين که اکنون وضعيت مالي هنرمندان چندان مناسب نيست عنوان مي کند: به هنرمندان کشور توجهي نمي شود. مردم تصور مي کنند که هنرمندان سينما ميليون ها تومان دستمزد دريافت مي کنند، در صورتي که اين گونه نيست. هنرمندان پيشکسوتي هم چون عزت ا... انتظامي، علي نصيريان، جمشيد مشايخي، محمدعلي کشاورز، رضا بابک و پرويز پورحسيني بي کار هستند و خانه نشين شده اند. در صورتي که بايد از آن ها دعوت به کار شود. تاکنون درخواست ها و نامه هاي زيادي نوشتم اما توجه نکردند. متاسفانه هنر مملکت ما روز به روز ضعيف تر مي شود و در سطح پاييني قرار دارد.

عاشق تهران هستم

وي با اشاره به کتاب هايي که درباره تهران قديم نوشته است مي گويد: زادگاهم تهران است. من در جنوب شهر تهران به دنيا آمده و با آن فرهنگ بزرگ شده ام من عاشق اين شهر و هنرهاي بومي اش هستم. بارها در مصاحبه هايم گفته ام که گذشته ها چيزي براي ما نگذاشته اند که به آن افتخار کنيم من کاري کردم آن چه که از تهران به خاطر دارم، روي کاغذ بياورم و براي نسل بعدي به يادگار بگذارم.

پاسخ هاي کوتاه براي هنرمندان شاخص

* زنده ياد علي حاتمي: اسطوره سينماي مملکت بود، حاتمي يک نفر بود او که رفت قسمت اعظم فيلم هاي هنري ما مرد يعني علي با خودش برد. * زنده ياد منوچهر نوذري: بي نظير در راديو * عزت ا... انتظامي: هنرمند بزرگ کشور * هوشنگ سارنگ: اسطوره تئاتر ايران، تفکر قهرمان کمدي کشور * بهزاد فراهاني: هنرمند خوب، تحصيل کرده فرانسه، اهل قلم * علي نصيريان: هنرمند خوبي که بي کار است * اکبر دست ورد: خدا رحمتش کند هنرمند خوب تئاتر کشور بود * مرتضي احمدي: مرتضي احمدي چيزي ندارد برايتان بگويم!!! مردم بايد نظر بدهند.

هميشه عاشق مردم هستم

احمدي مي افزايد: طي سال ها فعاليت هنري، خودم را آلوده نکردم. از مردم جدا نشدم و هميشه عاشق مردم بودم و هستم. کاري نکردم که مردم از من رنجيده خاطر شوند. مردم ايران بسيار باهوش و دقيق هستند. زندگي هنرمندان را تعقيب مي کنند و اگر کوچک ترين کار خلافي ببينند، آن ها را کنار مي گذارند. شهرت من به اين دليل است که مردم دوستم دارند. کاري نکردم که خلاف ميل آن ها باشد.

قاچاق انسان به خصوص زنان از مرزهای آبی کشور

خبرگزاری مهر: فرمانده دریابانی فرماندهی مرزبانی ناجا با بیان اینکه موضوع قاچاق انسان به خصوص زنان از مرزهای آبی جنوب کشور به کشورهای حاشیه خلیج فارس کذب است گفت: البته عابرهای غیرمجازی داریم که از مرزهای آبی تردد می کنند اما آنها به عنوان کار این ترددهای غیرمجاز را انجام می دهند.

سردار علی محمد سلامی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره قاچاق انسان از آبهای جنوب کشور گفت: با این قضیه برخورد نداشته ایم. چیزهایی در سه سال گذشته بوده بسیار جزئی است. در یک روزنامه هم خواندم که درباره پدیده ای در خلیج فارس با نام قاچاق انسان نوشته شده بود اما پلیس در بحث کشفیات تا کنون شاهد آنچه با عنوان قاچاق انسان به خصوص کودکان و زنان نام برده می شود نبوده است.

فرمانده دریابانی فرماندهی مرزبانی ناجا خاطرنشان کرد: البته عابرهای غیرمجازی داریم که از مرزهای آبی تردد می کنند اما آنها به عنوان کار این ترددهای غیرمجاز را انجام می دهند که بیشتر در مرزهای جنوب شرق کشور وجود دارد اما تردد به معنای اینکه قاچاق انسان انجام شود وجود ندارد.

وی با بیان اینکه ناجا در زمان صلح بیشترین نقش را در حفظ و حراست از امنیت دریا دارد گفت: نیروهای مسلح در زمان صلح نقش چندانی نمی توانند در امنیت دریا داشته باشند چون امنیت به خطر نیافتاده و بحرانی وجود ندارد. کنترل مسائل امنیتی کوچک نیز که اتفاق می افتد بر عهده ناجا است و اکنون در فرماندهی دریابانی فرماندهی مرزبانی ناجا در حال کنترل هستیم و چندان مشکل پیچیده امنیتی در مرزهای آبی نداریم.

سردار سلامی از عبور مشروبات الکلی و مواد مخدر از مرزهای آبی به عنوان برخی مسائل امنیتی آنها نام برد و گفت: کشفیات مشروبات الکلی در سال جاری نسبت سال گذشته دو برابر شده است.

درگیری مسلحانه در مرز ایران و آذربایجان

سایت تابناک: گروهی از قاچاقچیان مسلح مواد مخدر که مقادیری مواد مخدر را از ایران وارد جمهوری آذربایجان کرده بودند با ماموران گمرک این کشور درگیر شدند.

به گزارش شبكه خبری صداقت کمیته گمرک جمهوری آذربایجان با اعلام این خبر افزود در این درگیری که هفته گذشته در روستای مرزی بویاخلوی شهرستان جلیل آباد جمهوری آذربایجان روی داد ، ماموران گمرک جمهوری آذربایجان یک قاچاقچی مسلح مواد مخدر ایرانی به نام "شهریار فداکار"را دستگیر واز او 7 کیلوگرم هروئین کشف کردند. دراین درگیری،دیگر قاچاقچیان فرار کردند.

در بررسی های اولیه مشخص شده است که "شهریار فداکار" با همکاری افراد ناشناسی این مقدار هروئین را در شهر گرمی استان اردبیل خریداری کرد و با عبور دادن از گمرکهای رسمی دو کشور وارد جمهوری آذربایجان شد.

دادگاه بخش یاسامال باکو این قاچاقچی مسلح را تا تکمیل پرونده به سه ماه حبس محکوم کرده است، جستجوی دیگر اعضای باند قاچاقچیان مواد مخدر ادامه دارد.

محل تجمع زباله های "گندک" بلای جان مردم دماوند

خبرگزاری مهر: منطقه جمع آوری زباله "گندک" دماوند که این روزها با ماسک نیز نمی توان به آن نزدیک شد به زودی بلای مردم شهرستان دماوند خواهد شد.
به گزارش خبرنگار مهر در دماوند، امروزه مبحث دفع زباله ها به یکی از دغدغه های اصلی مدیرت تمام شهرهای کشور و حتی جهان مبدل شده و اماکن دپوی این پس ماندهای حاصل از زندگی روزمره تهدیدی جدی برای محیط زیست، سلامت جامعه و آلودگی سفره های زیر زمینی محسوب می شود.

"گندک"، نامی آشنا برای دماوندیها است. منطقه ای در حاشیه مرکز شهرستان دماوند و شهر رودهن که این روزها بدون ماسک، دستکش و سایر تجهیزات بهداشتی نمی توان بدان نزدیک شد.

این منطقه در نواحی جنوبی حومه شهر دماوند سالهاست که بار عظیمی از زباله های شهری نقاط مختلف شمال شرق استان تهران را به دوش کشیده و امروز این پیر رفتگر سایر نواحی شمال شرق استان تهران، آرام آرام و با گذشت سالیان متمادی با افزایش دپوی این به اصطلاح طلای کثیف رو به سوی مرگ پیش می رود.

محل تجمع زباله های "گندک" بلای جان مردم دماوند

استاندار تهران در گفتگو با خبرنگار مهر گندک را در آینده، بلای جان مردم دماوند دانست و گفت: در خصوص منطقه گندک دماوند که در آینده به بلای جان مردم مبدل خواهد شد می بایست چاره اندیشی شود.

مرتضی تمدن پیرامون خطراتی که از سوی این تجمعگاه زباله شهری متوجه شهرستان دماوند خواهد شد اظهار داشت: شیرابه های این مرکز دپوی زباله های شهری قابلیت تولید موادی خطرناک و آلاینده را دارد.

این مسئول ادامه داد: شیرابه های منشعب از زباله های شهری می تواند با نفوذ به طبقات پایینی زمین، سفره های آب زیرزمینی این شهرستان و در نهایت آب شرب آن را با خطراتی جدی مواجه سازد.

وی با اشاره به سایر معضلات ناشی از منطقه گندک دماوند خاطرنشان کرد: علاوه بر مورد مذکور اجتماع جانوران موزی و پراکندگی غبارهای آلوده حاصل از انباشت زباله های شهری توسط وزش بادهای فصلی را می توان از دیگر معضلاتی بر شمرد که شهرستان دماوند را تهدید می کند.

آماری از میزان آلودگی آبهای زیرزمینی دماوند در دست نیست

معاون فرماندار شهرستان دماوند نیز پیرامون دفع زباله های شهری در گندک اظهار داشت: انباشت زباله های شهری به شکل طولانی مدت در هر منطقه ای می تواند معضلات زیست محیطی فراوانی را به دنبال داشته باشد.

سعید میرزایی فر ادامه داد: شیرابه های حاصل از زباله های انباشته شده قابلیت آلوده سازی آبهای زیرزمینی را دارد اما پیرامون میزان آلودگیهای حاصل از منطقه گندک برای آبهای سطحی و سفره های زیر زمینی شهرستان دماوند آمار مشخصی وجود ندارد.

اجرای طرح آزمایشی بازیافت زباله در رودهن

این مسئول در تشریح طرحهای اجرایی در مسیر رفع این معضل خاطرنشان کرد: چندی پیش و در راستای رفع معضل زباله های شهری با شرکتی خصوص فعال در این زمینه مذاکرتی انجام شد.

وی بیان داشت: اما بر طبق برآوردهای انجام شده میزان زباله های تولیدی در شهرستان دماوند به حدی نبود تا شرکت یاد شده از طریق بازیافت صنعتی آن، سود مناسبی را نسیب خود کند.

میرزایی فر در خصوص دلایل تلفیق زباله های سایر نقاط شمال شرق استان تهران با دماوند عنوان کرد: شرکت خصوصی فوق میزان زباله کمتر از 350 تن در روز را فاقد توجیه اقتصادی می داند به همین جهت زباله سایر نقاط شمال شرق استان تهران راهی گندک می شود تا این میزان باعث جذب سرمایه عملیاتی شرکت مذکور شود.

معاون فرماندار شهرستان دماوند از استقرار آزمایشی سامانه های تصفیه در شهرستان دماوند خبر داد و افزود: در کنار کارکردههای فوق و با سرمایه گذاری شهرداری رودهن مقرر شد تا چند سامانه بازیافت زباله به صورت آزمایشی استقرار یابد.

این مسئول ادامه داد: در صورت موفقیت طرح سامانه های بازیافت آزمایشی در شهر رودهن کارکرد مذکور در سایر نقاط شهرستان دماوند نیز اجرایی خواهد شد اما در غیر این صورت مجددا سامانبخشی در این حوزه مستلزم حضور بخش خصوصی خواهد بود.

شهرستان دماوند با مساحتی حدود ۱۸۸ هزار هکتار در محدوده شهرستان‌های فیروزکوه، آمل، ورامین، گرمسار و تهران قرار دارد که متوسط ارتفاع آن از سطح دریا حدود دو هزار متر است و بر طبق نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵مرکز ملی آمار ایران تعداد 27 هزار و 418 خانوار شامل 96 هزار و 860 نفر در این شهرستان سکونت دارند.

از هر چهار زوج، يک زوج در آستانه جدايی

ایسنا: رييس سازمان نظام روانشناسي و مشاوره كشور اعلام كرد: براساس آمارهاي رسمي كشور براي هر يك هزار دختر در آستانه ازدواج، بيش از يك هزار و20 پسر وجود دارد، اما آمادگي ازدواج به لحاظ فرهنگي در پسرها كمتر است.

به گزارش ايسنا، دكتر غلامعلي افروز صبح روز دوشنبه در نشست مطبوعاتي كه در محل سازمان نظام روانشناسي و مشاوره كشور برگزار شد، اظهار كرد: اگر دخترها اين باور غلط را بپذيرند كه تعداد دخترها زياد، اما پسر كم است، اين آمارها يقينا زمينه ‌ساز آسيب‌هاي فرهنگي براي كشور خواهد بود، اين در حاليست كه طبق آمار سازمان ثبت احوال، به ازاي هر 100 دختر، 105 پسر متولد مي‌شود و در كشوري همچون چين در حال حاضر تنها 100 ميليون دختر كم دارند.

وي به روز ازدواج اشاره و با بيان اين كه براي گزينش همسر مطلوب بايد به قابليت‌هاي آرامش‌گري توجه كرد، گفت: هدف از ازدواج در اسلام، آرامش گري است كه مولفه‌هاي آرامش گري نيز متعدد است. بايد توجه داشت كه مهمترين و عظيم‌ترين انتخاب انسان، انتخاب همسر است و مابقي انتخابات فرعي هستند.

به گفته وي، دختر پاك و پسر پاك و تجارب حرفه‌اي فرد چه در شغل و در مباحث ديگر و غيره در بحث ازدواج مهم است، نه مباحثي همچون شباهت‌هاي ظاهري، سن، مدرك و غيره.

از هر چهار زوج، يك زوج در آستانه جدايي قرار دارند
وي با اشاره به تفاهم نامه سازمان ملي جوانان با سازمان نظام روانشناسي و مشاوره كشور، گفت: در اين راستا در حال تاسيس مراكز تخصصي مشاوره ازدواج و خانواده هستيم.

افروز با بيان اين كه از هر چهار زوج، يك زوج در آستانه جدايي قرار دارند، ريشه اصلي همسرستيزي، طلاق و جدايي را دافعه‌هاي رواني و جنسي عنوان كرد و گفت: بدبيني، بدانديشي، زبان تهديد، زبان تخريب، زبان خودمحوري، زبان انتقاد، زبان تقاضا، خودكامگي و تنوع طلبي آقايان و بي‌ميلي و غيره از مواردي است كه در ابتدا منجر به انزواي رواني و سپس به تدريج باعث طلاق مي‌شود.

وي تصريح كرد: استقلال تحصيلي و فكري و شغلي دختران باعث شده است كه آستانه تحمل آنها نسبت به قديم كمتر باشد همچنين آقايان نيز نسبت به سابق تنوع طلبي بيشتري دارند.

وي بحث ديپلم ردي را يك پديده ناميموني عنوان كرد كه فراگير پسرها شده است و گفت:‌ پسرها دچار كم اشتهايي تحصيلي شده‌اند و پديده ديپلم ردي و سرباز فراري زياد شده است.

افروز در ادامه سخنانش همچنين با اشاره به كاهش ميانگين بلوغ جنسي در ميان دختران و پسران گفت: ميانگين بلوغ جنسي دختران به 5/9 سال و در پسران به 12 سال، كاهش يافته است.

وي با بيان اين كه 10 درصد پسرها حتي در تهران زودتر از ميانگين سن دختران بلوغ جنسي را تجربه مي‌كنند، عنوان كرد: در حال حاضر هزار پسر دبستاني داريم كه بلوغ جنسي را تجربه مي‌كنند.

وي با اشاره به سه عامل "كاهش سن بلوغ جنسي" شامل تغيير الگوي تغذيه، مواد شيميايي در شامپوها و هجمه‌هاي مجازي، گفت: در اين راستا والدين ابتدايي و مشاوران مدرسه نيز بايد بيشتر بر روي اين مباحث توجه داشته باشند.

وي با بيان اين مطلب كه كاهش سن بلوغ جنسي باعث افزايش تمايلات جنسي خواهد شد، به خانواده‌ها توصيه كرد كه كامپيوترها و موارد اينچنيني را در اتاق‌هاي نشيمن قرار دهند، نه اتاق‌هاي شخصي فرزندشان.

بيش از 35 درصد نوجوانان تحت نظارت آموزش و پرورش قرار ندارند
رييس سازمان نظام رواشناسي و مشاوره كشور با بيان اين كه سالانه پنج تا شش ميليون دلار هزينه يونسكو مي‌شود و با اشاره به شعار يونسكو مبني بر اين كه همه كودكان و نوجوانان شش تا 18 سال كه در سن مدرسه قرار دارند، بايد تحت پوشش و نظارت مستمر آموزش و پرورش قرار گيرند، گفت: در حال حاضر در آمريكا 94 درصد، در سوئد 97 درصد، در هلند حدود 99 درصد از نوجوانان شش تا 18 ساله تحت پوشش مستمر آموزش و پرورش قرار دارند، در حالي كه در كشور ما بيش از 35 درصد نوجوانان تحت نظارت آموزش و پرورش نيستند و اين موضوع در 20 سال آينده بدتر خواهد شد.

وي با بيان اين كه تنها 65 درصد از نوجوانان ما تحت پوشش مدرسه قرار دارند، گفت: اين در حاليست كه در حال حاضر داراي بيش از 20 ميليون نوجوانان شش تا 18 ساله هستيم كه بايد تحت پوشش مدرسه قرار گيرند كه از اين ميان 13 ميليون به مدرسه مي‌روند و بايد ديد هفت ميليون مابقي كجا هستند كه اين هفت ميليون شامل اخراجي‌هاي راهنمايي و دبستان، نوجوانان موجود در كانون‌هاي اصلاح و تربيت، زندان‌ها و غيره هستند.

وي تصريح كرد: كشوري كه حقوق قاضي‌اش به اندازه 4 برابر معلم است و در تعليم و تربيت هزينه نمي‌كند، بايد چند برابر اين سرمايه را صرف زندان‌ها و دادگستري‌هاي خود كند و اين موضوعي است كه مجمع تشخيص مصلحت آن را از نظر دور كرده است و نگاه روانشناسي تربيتي و اجتماعي در مجلس و آموزش و پرورش ما وجود ندارد.

افروز تاكيد كرد: هر دانش‌آموزي كه با معدل كمتر از 13 از دبستان به راهنمايي مي‌آيد، رفوزه مي‌شود و 50 تا 60 درصد بزهكارها را رفوزه‌هاي راهنمايي و دبستان تشكيل مي‌دهند و اين موضوع نيازمند توجه بيشتر به نظام آموزش و پرورش است.

اين استاد دانشگاه تهران با تاكيد بر اين كه منابع روانشناسي نيازمند پالايش در بستر يافته‌هاي علمي و ارزش‌هاي بومي و ديني هستند، گفت: اگر در حوزه روانشناسي مشكلي وجود دارد، به دليل برخي نظام‌هاي خود محورانه چه در داخل و چه در خارج از كشور است و كتاب‌هايي كه توسط برخي ديدگاه‌هاي محدود و تجارب شخصي نگاشته شده‌اند، آسيب زا هستند.

وي با اعلام اين كه ارديبهشت ماه سال 90 براي اولين بار در جهان، كنگره بين‌المللي روانشناسي دين و فرهنگي برگزار خواهد شد، گفت: همچنين 27 و 28 بهمن ماه براي اولين بار در ايران، بزرگترين هم انديشي روانشناسان و مشاوران ايراني برگزار خواهد شد.

وي با بيان اين كه در حال حاضر داراي شش هزار روانشناس و مشاور با مدرك بالاي فوق ليسانس هستيم، گفت: دو هزار نفر از اين تعداد داراي پروانه هستند.

هر يك هزار خانوار ايراني بايد يك روانشناس و مشاوره تمام وقت داشته باشند
وي با تاكيد بر اين كه كشور ما بسيار نيازمند روانشناسي و مشاوره خانواده است، گفت: براي هر يك هزار خانوار در ايران، بايد يك روانشناس و مشاوره تمام وقت داشته باشيم كه بر اين اساس در حال حاضر به 17 هزار روانشناس و مشاور با مدرك بالاي فوق ليسانس كه مقيد به ارزش‌هاي بومي و ديني باشند، نيازمنديم.

افروز با اشاره به تعرفه‌هاي نظام پزشكي گفت: تعرفه‌هاي يك روانشناس فوق ليسانس براي 30 تا 45 دقيقه مشاوره 15 هزار تومان است، در صورتي كه برخي از افراد 50 تا 60 هزار تومان هزينه دريافت مي‌كنند كه اگر اين موارد به ما اطلاع داده شود، قطعا با آن‌ها برخورد خواهيم كرد.

به گزارش ايسنا، وي با اشاره به تعرفه‌هايي كه سازمان نظام رواشناسي به دولت پيشنهاد كرده است، گفت: اين تعرفه‌ها از 8 تا 29 هزار تومان است كه 29 هزار تومان براي تعرفه روانشناسي با مدرك دكترا در شهر تهران و هشت هزار تومان نيز تعرفه روانشناس فوق ليسانس در شهرستان دورافتاده‌ است و حداكثر تعرفه روانشناسي 30 هزار تومان است.

رييس سازمان نظام روانشناسي و مشاوره كشور در خاتمه سخنانش تاكيد كرد: روزنامه‌ها توجه داشته باشند كه از افرادي كه از نظام روانشناسي مجوز ندارند، تبليغ نكنند و همچنين صدا و سيما نيز حق ندارد از افراد فاقد مجوز، دعوت به عمل آورد، چرا كه اين افراد مي‌توانند تعارض‌هاي رواني ايجاد كنند.

وزنه برداری؛ بی ‌كفايت‌ها پنج جوان با استعداد را نابود كردند

ایسنا: محمدحسين برخواه با اشاره به اين كه دل همه اهالي وزنه‌برداري به خاطر علي‌حسيني شكسته است، گفت: به آقايان حسين رضازاده، داراب رياحي و بهمن زارع تبريك مي‌گويم كه با بي‌كفايتي پنج جوان بااستعداد را نابود كردند.

قهرمان نامدار وزنه‌برداري ايران و جهان كه دو مدال برنز جهاني را در اختيار دارد، در حالي كه در طول تاريخ حضورش در ورزش از هيچ كس انتقاد نكرده و حاضر به مصاحبه‌هاي چالشي نبود، پس از انتشار خبر محروميت مادام‌العمر سعيد علي‌حسيني، در تماس با خبرنگار ایسنا اظهار كرد: رضازاده، رياحي و زارع با بي‌كفايتي و بي‌لياقتي، پنج جوان بااستعدادمان را نابود كردند. محسن داودي، انوش آرمك، اميد نائيج، رشيد شريفي و گل سرسبد همه آنها، سعيد علي‌حسيني از وزنه‌برداراني بودند كه هر كدام مي‌توانستند، براي يك تيم افتخارآفريني كنند اما، با بي‌كفايتي همه آنها را نابود كرده و اميدهاي وزنه‌برداري را از بين بردند. نكته جالب هم اين است كه هر كدام امروز به راحتي از زير بار مسئوليت شانه خالي مي‌كنند.

وي ادامه داد: به نظر من بزرگ‌ترين مشكل و سهل‌انگاري از سوي داراب رياحي صورت گرفت. او 10 ماه پيش خواست با يك مصاحبه خودش را بزرگ كند و در حالي كه هنوز فدراسيون جهاني خبري را در مورد مثبت شدن آزمايش دوپينگ علي‌حسيني اعلام نكرده بود، اين خبر را در اختيار رسانه‌ها گذاشت. سياست او ايجاد تفرقه بين مديران است. آن موقع با رضازاده تماس گرفتم و گفتم اين چه مصاحبه‌اي بود كه رياحي انجام داد و همين مساله باعث نابودي علي‌حسيني مي‌شود. اما او به من گفت كه در جريان نيستم. مصاحبه رياحي كار دفاع از علي‌حسيني را سخت كرد.

برخواه با تاكيد بر اين كه رضازاده بي‌ترديد مقصر اصلي ماجراست، يادآور شد: وقتي سال پيش اعلام شد، پنج وزنه‌بردار ما دوپينگي هستند، چند تن از پيشكسوتان وزنه‌برداري در نشست كميته فني گرد هم آمدند و رضازاده را مادام‌العمر محروم كردند چرا كه او يك بار ديگر هم خودش در سال 1374 دوپينگ كرده و از صحنه رقابت‌ها براي دو سال محروم شده بود. براي همين هم كميته فني تصميم گرفت تا رضازاده را مادام‌العمر محروم كند اما، چند روز بعد نه تنها اين حكم را باطل كردند، كه به رضازاده دستخوش هم دادند و او را سرپرست فدراسيون كردند. اكنون بايد به آقايان سعيدلو و سجادي هم براي انتخاب شايسته‌اي كه كرده‌اند، دستخوش داد.

قهرمان سابق و مربي كنوني وزنه‌برداري با انتقاد از وكيل پرونده علي‌حسيني و سخنان منتشر شده از او اظهار كرد: نمي‌دانم اين مظلوم نمايي‌ها براي چيست. رضازاده آن گونه مظلوم‌نمايي مي‌كند و مي‌گويد كه مي‌خواهد براي علي‌حسيني كاري در وزارتخانه‌اي دست و پا كند. وكيلش هم آن گونه اشك تمساح مي‌ريزد. آنها با آينده‌ي پنج جوان بازي كردند و اكنون اين گونه صحبت مي‌كنند. در ارتباط با آن وكيل بي‌كفايت هم مي‌خواهم ببينم كه او چه دفاع و چه حمايتي كرده كه علي‌حسيني تبرئه شود. او براي دفاع از علي‌حسيني پول گرفته بود كه به نظر من همه آن پول حرام است و اكنون مصاحبه مي‌كند و مي‌گويد ايراد از من و فدراسيون بود كه پرونده را پيگيري كرديم. چرا فدراسيون به اين آدم پول داد؟ او يك قدم مثبت را هم برنداشته است.

قهرمان سابق وزنه‌برداري آسيا ادامه داد: مورد جالب‌تر در مورد سخنان وكيل علي حسيني اين است كه مي‌گويد، يك سري مسائل را به خاطر مصالح ملي بيان نمي‌كند. مي‌خواهيم بدانيم چه مسائلي است كه به مصالح ملي برمي‌خورد؟ جز اين كه پاي رضازاده در اين پرونده گير است؟

محمدحسين برخواه در پايان گفت: خود من و بسياري از اهالي وزنه‌برداري كه با يكديگر در ارتباط هستيم، از موضوع علي‌حسيني دلسوخته‌ايم. همان قدر كه او ناراحت است و درد مي‌كشد، ما هم ناراحتيم و درد مي‌كشيم؛ چرا كه مي‌دانستيم او چه پتانسيلي دارد و عده‌اي او را به راحتي زير پا له كردند.

هوای تهران در وضعيت "هشدار"

مدير مركز پايش آلودگي هواي تهران اعلام كرد: در حال حاضر شاخص كيفيت هواي تهران و نيز شهرستان هاي استان تهران در وضعيت 'هشدار' است.
سيد 'امير فاتح وحدتي' روز دوشنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: اين شرايط جوي به دنبال پايداري هوا طي دو روز گذشته رخ داده است.

وي اظهارداشت: اندازه گيري ايستگاههاي سنجش آلودگي هوا از روز جمعه 14 آبانماه تاكنون نشان دهنده بالارفتن تدريجي ميزان ذرات معلق در هواي تهران است.

به گفته وي، ‌اكنون ميانگين ذرات معلق در هوا 124( PSI) است.

وحدتي از شهروندان خواست تا از سفرهاي غيرضروري بپرهيزند و با وسايل نقليه شخصي تردد نكنند.

مدير مركز پايش آلودگي هواي تهران همچنين از شهروندان به ويژه ورزشكاران و بيماران قلبي و عروقي و نيز كودكان درخواست كرد تا از تردد و فعاليت شديد در هواي آزاد بپرهيزند.

آلاينده هاي منواكسيد كربن، دي اكسيد گوگرد،‌دي اكسيد نيتروژن، ‌ازن و ذرات معلق، پنج آلاينده هواي تهران هستند.

بر اساس شاخص هاي استاندارد هوا، هرگاه شاخص كيفيت هوا بين صفر تا 100 باشد هواي تهران در شرايط 'پاك'، از 50 تا 100 'سالم'، 100 تا 200 'ناسالم'، 200 تا 300 بسيار 'ناسالم' و از اين مقدار بيشتر شاخص كيفيت هوا در شرايط خطرناك است.

هنگامي كه شاخص كيفيت هوا در شرايط خطرناك قرار گيرد در وضعيت 'هشدار،‌ اضطرار و بحران' قرار خواهيم گرفت كه مسوولان ذيربط ملزم به اعمال محدوديت هاي ترددي خاص در شهر هستند.

چاقوکشی در جشنواره تئاتر مقابل چشم معاون وزیر

سایت پارس توریسم: مراسم اختتامیه بیست و دومین جشنواره تناتر استانی کهگیلویه و بویراحمد در حضور معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به اغتشاش، درگیری فیزیکی و مجروح شدن یکی از هنرمندان منجر شد.

اختتامیه این جشنواره در یاسوج شب گذشته یکشنه 16 آبان برگزار شد. این حادثه زمانی رخ داد که جمعی از هنرمندان بعد از اعلام گروه‌ها و نفرات برتر این جشنواره به محل برگزاری نشست خبری حمید شاه‌آبادی معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هجوم برده و اعتراض خود را با داد و هیاهو نسبت به داوری اعلام کردند.

این افراد خواستار بررسی مجدد کار داوری بودند که با وساطت و دخالت خبرنگاران و برخی از متولیان به بیرون هدایت شدند، ولی درگیری در بیرون ادامه یافت و معترضان با هم به درگیری فیزیکی پرداختند که این امربه مجروح شدن شدید فرزاد عدالت یکی از هنرمندان شهرستان کهگیلویه منجر شد.

به گفته شاهدان عینی چند نفر با استفاده از سلاح سرد چاقو و قمه به فرد مضروب حمله برده و او را با ضربات چاقو به شدت مجروح کردند و سپس متواری شدند. وضعیت نامبرده که در حال کماست وخیم گزارش شده است.

نیروی انتظامی نیز وارد صحنه شد و با استفاده از دوربین های مداربسته ساختمان اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اقدام به شناسایی ضارب یا ضاربان کردند.

از ابتدای شروع برنامه برخی با سوت زدن و سروصدا به دنبال اخلال در مراسم و سخنرانی‌ها بودند . معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مورد این حادثه و اعتراض به داوری جشنواره با انتقاد از نحوه برخورد معترضین گفت: بهتر بود معترضین به داوری، از راه قانونی اعتراض خود را اعلام می‌کردند و ما متولیان نیز به طور حتم به همه اعتراض‌ها رسیدگی می کردیم.

جایزه بهترین تز دکترای سال 2010 سوئد برای دانشجوی ایرانی

استکهلمیان: جایزه "فابیان آوارد" یا "بهترین تز دکترای سال 2010 سوئد" در زمینه آنالیز فارماکولوژی به محمدرضا شریعت-گرجی دانشجوی ایرانی دانشگاه استکهلم اعطا گردید. این جایزه هر ساله از طرف آکادمی علوم دارویی سوئد به بهترین تز دکترا در این زمینه اهدا می شود.

برنده این جایزه علاوه بر دیپلم افتخار بورسی نیز به مبلغ 25000 کرون دریافت می کند.

این دومین باری است که یک دانشجوی ایرانی موفق به کسب این جایزه می شود. در سال 2004 نیز یک دانشجوی ایرانی از دانشگاه اپسالا بنام اردشير امير خانی موفق به ربودن اين جايزه علمی شد

آيا بايد منتظر اتفاق‌هاي جديدي درحوزه رفاه و تامين اجتماعي باشيم؟ تامين اجتماعي خانه‌اي در باد

ايلنا:

به هر حال مهم اين است كه تغيير و تحولات تامين اجتماعي باعث حركت مجدد قطار تامين اجتماعي در ريل خدمت رساني به كارگران شود.

حدود سه ماه است كه از آمدن رحمت الله حافظي به تامين اجتماعي مي‌گذرد و طي اين مدت جز در اين هفته‌هاي اخير شاهد تغييرات خاصي در اين سازمان نبوده‌ايم.

به‌گزارش خبرنگار ايلنا، طي هفته‌هاي اخير حافظي، مديرعامل تامين اجتماعي كه بالاخره نمي‌دانيم آنرا صندوق بناميم يا سازمان، ‌اقدام به تغيير معاونت‌هاي درمان وفني ودرآمد تامين اجتماعي‌كرد.

باران پوريان، معاونت درمان جاي خود را به براتي داد و وي كه رييس هيات مديره تامين اجتماعي است معاونت درمان سازمان را هم بدك كشيد امري كه به گفته كارشناسان غير قانوني است. البته صابري نيزكه از افراد مورد وثوق علي ذبيحي مديرعامل سابق تامين اجتماعي بود نيز بركنار وجاي خود را به مهرداد محقق زاده كه از نيروهاي سازماني و داراي سابقه خوب مديريتي در تامين اجتماعي است داد.
از سوي ديگر گفته مي‌شود كه تغيير معاونت‌هاي اقتصادي و برنامه‌ريزي، حقوقي و امور مجلس و اداري مالي نيز در دستور كار مديريت ارشد تامين اجتماعي قرار دارد.
رضاييان معاون فعلي اقتصاد و برنامه‌ريزي تامين اجتماعي سابقه مديريت واضحي ندارد و حتي سايت سازمان نيز بر خلاف ساير مديران رزومه اي از وي ندارد.البته او جز درگزينش وزارت اقتصاد آن هم در دولت نهم گويا سابقه ديگري كه درخور توجه باشد ندارد. رضاييان از افراد مورد اعتماد ذبيحي بودكه ابتدا به سمت مديركل دفتر مدير عامل منصوب شد و بعدها به معاونت اقتصادي منتقل شد اما در عمل نتوانست حتي كمترين اقدام و حركتي را در اين معاونت حساس تامين اجتماعي ايجاد‌كند به همين دليل احتمال بركناري وي هم دور از انتظار نيست.

ازتدين مرد جوان و دستيارارشد حافظي، مديرعامل تامين اجتماعي به‌عنوان يكي از گزينه‌هاي مطرح براي معاون اقتصادي يا معاونت اداري مالي تامين اجتماعي نام برده مي‌شود.

اما نورالديني 32 ساله كه معانت حقوقي و امور مجلس تامين اجتماعي را در زمان مديرعاملي ذبيحي بدست آورد نيز از جايگاه محكمي برخوردار نيست. وي كارشناس فلسفه و سابقه عضويت درگروه مشاوران رياست‌جمهوري و مديركل روابط عمومي وزارت نفت از سوابق وي است.درمورد وي همين بس كه روابط بسيار تيره اكثريت نمايندگان مجلس با علي ذبيحي را مي‌توان نتيجه عملكرد ضعيف معاونت مجلس تامين اجتماعي دانست، معاونتي كه مي‌تواند ياريگر سازمان براي دريافت طلب 22 هزار ميليارد توماني تامين اجتماعي از دولت و تصويب طرح‌ها و لوايح مورد نياز جامعه كارگري و كارفرمايي باشد.

البته شنيده‌ها حاكي است كه محمدزاده، معاونت اداري مالي تامين اجتماعي كه وي نيز در زمان ذبيحي به اين سمت منصوب شده است نيز در ليست تغييرات تامين قراردارد. هر چندكه گويا بنابردلايلي، مديريت ارشد تامين اجتماعي هنوز صلاح نديده كه وي را بركنار كند ويا اينكه نتوانسته است محمدزاده را تاكنون تغيير دهد.

محمدزاده، كارشناس ارشد علوم سياسي است و بيشتر و شايد همه سوابق مديريتي وي مربوط به استان ايلام و در سمت‌هاي نه چندان مهم بوده است. به هر حال كارشناسان تامين اجتماعي معتقدند كه سازماني با بودجه 30 هزار ميليارد توماني نياز به افراد زبده وكارشناس دارد به خصوص كه اين بودجه همگي از جيب كارگرو كارفرما و تامين مي‌شود و طبيعتا دولت نيز بايد با به كارگيري افراد قوي و البته همسو با سياست‌هاي كلان دولت نسبت به بهبود اموردركشتي طوفان زده تامين اجتماعي اقدام كند.

اما مشاهده مي‌شود فردي كه كمتري سابقه مديريتي را دارد به‌عنوان معاونت اداري مالي سازمان بزرگ تامين اجتماعي انتخاب مي‌شود و آب هم از آب تكان نمي‌خورد اما به طور قطع ادامه روند موجود درآينده نشانه هايش را بروز خواهد داد نشانه‌هايي كه از ديد كارشناسان تامين اجتماعي و فعال كارگران و كارفرمايي دور نمانده است و از هم اينك قابل مشاهده است.

شواهد موجود حاكي است كه دررويكرد حافظي، مدير عامل تامين اجتماعي استفاده از نيروهاي سازماني مشاهده مي‌شود و شاهد مدعا هم انتصاب محقق زاده به‌عنوان معاونت فني و درآمد است كه البته شايد افراد غير سازماني اصولا از عهده اداره اين معاونت مهم و فني بر نمي‌آمدند.

موضوعي كه در برهه كنوني بيشتر ضروري مي‌نمايد استفاده از افراد ارزشي و با تجربه‌تر است امري كه بي‌توجهي به آن باعث شده كه حتي مسوولان ارشد تامين اجتماعي نيز بر مطلوب نبودن آن اذعان كنند. تجربه مديريت علي ذبيحي در تامين اجتماعي و استفاده از عناصر ناآگاه به اين سازمان و گاها تضعيف و تبعيد مديران، حتي مديران منتصب به جريان اصولگرا بايد درس عبرتي براي حافظي باشد مديراني كه از نمونه‌هاي آن مي‌توان به دكتر شيروان دارايي معاونت درمان تامين اجتماعي اشاره كرد دارايي كه سابقه مديركل درمان مستقيم تامين اجتماعي و مديركل تامين اجتماعي در برخي استان‌ها را هم داشت اما همه اين‌ها نتوانست نظرآقاي مديرعامل را تغيير دهد و وي به ناچار از معاونت درمان تامين اجتماعي كنار گذاشته وراهي بيمارستان ميلادشد. البته نمونه‌هايي از اين دست فراوان است.

نكته ديگري كه نمود مي‌نمايد حذف غير قانوني معاونت فرهنگي و استان‌هاي تامين اجتماعي آن هم بدون مصوب هيات مديره و شوراي عالي تامين اجتماعي است امري كه ذبيحي بودن توجه به آن اين كار را عملياتي كرد. اما به نظر مي‌رسد كه حافظي نظرش بر احياي معاونت فرهنگي، شايد در حد يك اداره كل باشد اما در مورد معاونت استان‌ها هنوز نظر حافظي قطعي نشده است.

به هر حال مهم اين است كه تغيير و تحولات تامين اجتماعي باعث حركت مجدد قطار تامين اجتماعي در ريل خدمت رساني به كارگران شود وگرنه در ماه‌هاي آينده بايد منتظر اتفاق‌هاي جديدي در حوزه رفاه و تامين اجتماعي كشور باشيم حوزه اي كه در دولت‌هاي نهم و دهم دچار تلاطم هاي بسيار شده است

آيت الله خميني: آمريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند

مهمترين رويدادهاي ايران:
قسمت بالاي صفحه اول روزنامه اطلاعات مورخ 17 آبان 1358 كه به تيترهاي اعلاميه و اظهارات آيت الله خميني اختصاص يافته بود

در پي انتشار گزارشي كه جيمي كارتر رئيس جمهوري وقت آمريكا براي مذاكره با مقامات ايران جهت رهايي گروگانهاي سفارت خود در تهران، رمزي كلارك و ويليام ميلر را مامور سفر به تهران كرده است؛ آيت الله خميني دراعلاميه مورخ 16 آبان 1358 كه به امضاي وي صادر و روز بعد در جرايد انتشار يافت تاكيد كرد كه هيچكس حق ندارد با آمريكا مذاكره كند مگر اين كه محمدرضا را تحويل بدهد و دست از توطئه هم بردارد.

آيت الله خميني در همين روز در ديدار با گروهي از دانشجويان اصفهاني چند نكته را بيان داشت كه ماندگار شده اند از جمله: آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند ، سفارت آمريكا لانه جاسوسي بود، آمريكا شيطان بزرگ است، كسي كه خودش را ملي مي داند با استكبار بايد دشمن باشد و ....

يك روز درخشان در تاريخ ايرانيان؛ روزي كه ايران بارديگر ابر قدرت جهان شد

مهمترين رويدادهاي ايران:
والرين در برابر شاپور يکم به زانو درآمده و التماس مي کند

هفتم نوامبرسال 260 ميلادي در شهر تيسفون (مدائن ــ 36 کيلومتري جنوب بغداد امروز) شاپور يكم، رئيس وقت كشور ايران از دودمان ساساني، در مراسمي در برابر والرين (پوبليوس ليسينيوس والريانوس) امپراتور روم و ژنرالهايش كه بر دست و پايشان زنجير بود؛ ايران را تنها ابر قدرت جهان اعلام كرد. والرين و ژنرالهايش درجنگ به اسارت ايران در آمده بودند و اين روز نه تنها يكي از روزهاي درخشان تاريخ ميهن گرامي ما، بلكه همه مشرق زمين است.

براي اين كه ايرانيان اين پيروزي خود را فراموش نكنند و جهانيان براي هميشه عظمت ايران را در نظر داشته باشند و مشرق زميني ها خود را مديون توان ارتش ايران بدانند، به خواست شاپور يكم منظره به زانو نشستن والرين مغرور در برابرش را در چند نقطه در ايران بر سنگ تصوير كردند كه تا ابد باقي بماند، و مانده است.

در پي مراسم هفتم نوامبر، شاپور يكم هزاران اسير رومي را به خوزستان فرستاد تا در ساخت سد شادروان و پل شوشتر بكار گمارده شوند.

شرح اين پيروزي نظامي درخشان ايرانيان را مارسليوس كه خود ناظر صحنه هاي آن بوده برنگاشته است. به نوشته ادوارد گيبون، اين شكست شيرازه امپراتوري روم را از هم گسيخت و آغاز پايان اين امپراتوري و تجزيه آن قرارگرفت.

شاپور يكم قبلا نيز گرديانوس سوم امپراتور روم را كه به ايران لشكر كشيده بود در جنگ سال 246 ميلادي شكست داده بود. اين شكست چنان بر افسران رومي گران آمده بود كه در حال عقب نشيني بر سر گرديانوس سوم ريختند و اورا كشتند و فيليپ را بر جاي او نشاندند كه فيليپ با پرداخت پانصد هزار سكه طلا به ايران، موافقت شاپور را به ترك مخاصمه جلب كرد و نيروهاي رومي را به اروپا باز گردانيد. گرديانوس به منظور جبران شكست نيروهاي رومي از اردشير پاپكان (پدر شاپور يكم) در جنگ سال 238 ميلادي با شاپور كه بر جاي پدر نشسته بود وارد جنگ شده بود. سناي روم اصرار به خفه كردن ناسيوناليسم ايراني كه بار ديگر با بپاخيزي اردشير ساساني ظاهر شده بود در نطفه داشت كه موفق نشد و اين ناسيوناليسم تا اواخر دوران ساسانيان دوام داشت.

فيليپ نيز پس از بازگشت به رم به خاطر تحقير امپراتوري و دادن باج به شاپور ترور شد و سناي روم والرين را به امپراتوري انتخاب و مامور جنگ با ايران و گرفتن انتقام شكستهاي گذشته كرد كه در جنگ سال 260 خود او هم به اسارت ارتش ايران درآمد و با ژنرالهايش به تيسفون منتقل شد.

مورخان تاريخ قرون قديم متفق القول نوشته اند كه ناسيوناليسم ايراني جنگهاي دوران ساسانيان را برنده شد، و هنر بزرگ شاهان ساساني اين بود كه نگذارند ناسيوناليسم ايراني و نيروي خيره كننده آن ضعيف شود.

خبر حیرت انگیز و تاسف بار از نفرات برتر آزمون سراسری سال ۸۰
16 آبان 89 - 12:44
به نفر آخر خوب دقت کنید که ظاهرا تو ایرانه



تصویری در میان آیتم‌های دوستان در گوگل ریدر می شود بریده‌ای از روزنامه‌ی اعلام نتایج کنکور سراسری در سال ۸۰ را نشان می‌داد.
یک نفر سوالی مطزح کرده بود: اینها چند نفرشان الان ایران هنوز درهستند؟
دانستن جواب این سوال جالب است و با یک جستجوی کوچک انجام داده می شود. نتایج جالب‌تر از چیزی بود که بتوان فکر ‌کرد. قضاوت با خودتان!

ندا ناطق (نفر اول رشته ریاضی): استانفورد، آمریکا
اشکان برنا (نفر دوم رشته ریاضی): برکلی کالیفرنیا، آمریکا
احسان شفیعی پور‌فرد (نفر سوم رشته ریاضی): ایلینویز، آمریکا
محمد فلاحی سیچانی (نفر اول رشته تجربی): میشیگان، آمریکا
محمد امین خلیفه سلطانی (نفر دوم رشته تجربی): اطلاعات خاصی پیدا نکردم
پیمان حبیب اللهی (نفر سوم رشته تجربی): هاروارد، آمریکا
محمدرضا جلایی‌پور (نفر اول رشته انسانی): زندان اوین، تهران

بالای صفحه

... بیشتر