در عظيم خلوت من               در عظيم خلوت من / هيچ غير از شکوه خلوت نيست ... ـ فريدون ايل بيگی            به سراغ من اگر می آئيد / نرم و آهسته بيائيد / مباد که ترک بردارد / چينی نازک تنهائی من

        m.ilbeigi@yahoo.fr                                                jeudi, 15. novembre 2018    

          

http://www.aciiran.com

حسين لاجوردي

 

آيا زمان آن رسيده است که کارنامه هايمان را باز نگري کنيم؟

درست نمي دانم تا کنون چندين و چند بار نوشته ام که من براي تمامي اعتراض ها ، فريادها و ايستادن ها که براي رسيدن به آزادي انجام شده است فارغ از هر نوع تفکر وگرايش فکري احترامي فوق العاده قائل هستم ، چرا که اين توان فکري را در خودم مي بينم که عقيده ام را ابراز و از آن دفاع کنم .

از سوئي ديگر چون دو تجربه " رستاخيز " و " حزب اله " را پشت سر و جلوي چشمانم دارم، حد اقل اين دو را ديگر نمي خواهم تکرار کنم و به عبارت ساده تر بدليل مار گزيدگي آينده خودم را بطور قطع و يقين در کثرت گرائي مي بينم و تلاش مي کنم پارلماني در ايران بوجود بيايد که جايگاهي براي ديدگاههاي متفاوت باشد و بدين ترتيب باز هم بسيار روشن است که در اين حالت هم بايد براي تمامي کساني که براي آزادي ايران گام برمي دارند احترامي فوق العاده قائل باشم .

امروز پاي به سي امين سال تجربه هايمان گذاشته ايم ، تجربه هائي که اگر نتوانسته اند ياري رسان ما باشند بدون ترديد براي آينده گانمان بسيار با ارزش خواهند بود .

 در اين دوره کم و بيش طولاني تلاش هاي فراوان انجام شده است که بلکه بتواند براين بي هويتي ها و حقارت ها فائق آمد و آينده روشني را ترسيم نمود ولي بدلايلي بي شمار که شايد تکرارش نيز دردي را دوا نکند ، اين امکان براي هيچ فرد و گروه و سازمان و حزبي بوجود نيامده است .

 اگرچه بازهم بايد اذعان داشت، آنهائيکه در اين راه قدم گذاشته اند و بدون ترديد تلاش هاي فراوان نيز انجام داده اند خود را نيازمند قضاوت ديگران نمي دانند و ترازوئي هم در اين ميان وجود ندارد .

 البته، شايد، در اصل نيازي هم به اينگونه قضاوت ها نباشد. چرا که عملکرد همه ما، فارغ از ايده ها و آرمان هايمان، در تمام مدت به دو گونه سنجيده مي شوند که يکي نگاه و ارزش گذاري خود ما به عملکردمان است و ديگري بازتاب بيروني آن که نگاه و قضاوت و راي مردم نسبت به عملکرد ماست .

 براي هر کدام ما و پس از اينهمه سال ها و اينهمه دم از دموکراسي زدن ها، اگر خودمان را اين اندازه دموکرات بدانيم که به قضاوت و راي مردم گرد ن بگذاريم بنظر مي رسد که توانسته ايم گامهاي بلندي را در راه آرمان هايمان و آينده جامعه مان بر داريم و اگر اين مهم را مبنا قرار دهيم ، پرسش اينست که گام بعدي ما چه خواهد بود ؟

در اين زمينه افراد، سازمان ها و احزاب در طي مبارزات 30 ساله خود پيشنهاد ها ، منشورها و قوانين اساسي متفاوتي را ارائه کرده اند که بازهم بايد براي تمامي آنها احترام قائل بود، اگر چه اکثريت قريب باتفاق آنها تفاوت چنداني با هم ندارند ولي در نهايت هر يک را بايد جداگانه با ارزش دانست. چرا که اگر نويسندگان و معتقدان آنها به حکومت دست يابند بطور طبيعي نه تنها از آن دفاع خواهند کرد که آنرا اجرا هم خواهند نمود . باين ترتيب تمامي اينها با ارزش است اما براي زمانيکه اين آرمان ها براي صاحبان آنها بواقعيت بپيوندد . ولي قدر مسلم امروز هيچکدام آنها نمي توانند داعيه اي بر آن داشته باشند .

پس امروز چه بايد کرد ؟

به نظر من، نخست اينکه بدون ترديد 30 سال، زماني بسيار کافي است براي آنچه آموخته ايم و آنچه نياموخته ايم و اگر بخواهيم با چنين دست آوردي به امروز و فرداي خودمان نگاه کنيم بايد بپذيريم که:

    براي تنها عمل کردن همه جور خودرا آزموده ايم و موفق نشده ايم .

    براي " همه با هم بودن " از همديگر وحشت داشته ايم[1] .

    براي نفر اول بودن همه کار کرده ايم .

    و بسياري ديگر در اين زمينه ...

هيچکدام به نتيجه نرسيده اند ، آيا منطق و عقل سليم براي آنهائيکه همچنان بي هويتي و حقارت جمهوري اسلامي را بالاي سر خود احساس مي کنند اين نخواهد بود که راههاي ديگري را بينديشند و تجربه کنند، ترديد نداشته باشيم سي سال براي پافشاري در يک مسيري که به نتيجه نرسيده است بنظر کافي مي آيد .

بيائيم قبول کنيم که:

 نخست جمهوري اسلامي نبايد باشد، در تماميتش، کليتش و موجوديتش .  بنابر اين روشن است که در اين گام نخستين نمايندگان رژيم و اپوزيسيون وابسته به رژيم در اينجا جائي نخواهند داشت  .

بيائيم و براي يکبار هم که شده قبل از اينکه دموکراسي را به ايران ببريم، آنرا در ميان خودمان آزمايش کنيم و براي يک مدت محدود چند نفر را بدون دسته بندي و دوستي و رفاقت و ليست هاي از قبل آماده شده و خداي نکرده تقلب، انتخاب کنيم وبه مرحله جديدي براي آزادي ايران قدم بگذاريم و اگر ما در بين انتخاب شدگان در مرحله اول نبوديم قهر نکنيم و بازي را بهم نزنيم و ...،

يادمان باشد، برنده بودن جمهوري اسلامي تنها در همين است که ما نتوانسته ايم تا بدين جا برسيم و آنرا بمرحله عمل نزديک کنيم . بدون ترديد با يک بازنگري براي سي سال عملکردمان مي توانيم تجربه هاي شکست را تکرار نکنيم .

بيائيم و با کمي تحمل و از خود گذشتگي و با گذشتن از لذت ها و نفرت هاي افراطي اين مسير را تجربه کنيم، قبول کنيم که امتحان کردنش هيچ ضرري براي هيچکس ندارد .

پاريس - 11 ارديبهشت 1387

برابر با 30 آپريل 2008

[1] همه با هم - واژه ها گناه ندارند - 12 فروردين 1386     http://www.aciiran.com/hame_ba_ham.htm