در عظيم خلوت من               در عظيم خلوت من / هيچ غير از شکوه خلوت نيست ... ـ فريدون ايل بيگی            به سراغ من اگر می آئيد / نرم و آهسته بيائيد / مباد که ترک بردارد / چينی نازک تنهائی من

        m.ilbeigi@yahoo.fr                                                dimanche, 04. novembre 2018  

                              

http://www.meydaan.org

داستان اجباري شدن حجاب در ايران

 گام اول، چادر براي عروسك فرنگي

 تاریخ: 29  دی  1386  

نيما نامداري

حجاب چگونه اجباري شد؟ پاسخ اين سوال را گاهي افرادي كه از نزديك شاهد واقعه انقلاب سال 1357 بودند هم دقيق و كامل نمي‌دانند. واقعيت آن است كه حجاب اسلامي پيش از آنكه در قالب حكمي قانوني اجباري شود در فرايندي سياسي و امنيتي به جامعه القا شد. بازخواني اين روايت، مي‌تواند شناخت دقيقتر حجاب اسلامي به مثابه بخشي از ايدئولوژي نظام برخاسته از انقلاب اسلامي را تسهيل كند. ضمن اينكه براي ارزيابي ميزان موفقيت حجاب اجباري در دست يابي به اهدافي كه در ابتداي انقلاب براي آن تصوير شد هم اين بازخواني ضرورت زيادي دارد. در اين نوشتار و بخشهاي بعدي كه به زودي انتشار خواهد يافت تلاش شده صرفا با استفاده از مندرجات روزنامه كيهان در ابتداي انقلاب اين روايت بازآفريني شود.

 

اتحاد روشنفكر و روحاني بر ضد زنان جلف

در همان روزي كه محمد رضا پهلوي ايران را ترك كرد روزنامه كيهان مصاحبه‌اي از آیت الله منتظری كه تازه از زندان آزاد شده بود با روزنامه فرانسوی لوسووار منتشر كرد كه در آن از حجاب اسلامي هم صحبت شده بود. او در پاسخ به اين سوال كه آيا به نظر شما دختران و زنان باید حتما در چادر پوشیده باشند مي گويد:

اصلا حجاب اسلامی به معنی پوشیده شدن در چادر و انزوای اجتماعی نیست هدف آن است که زن در جامعه لخت نباشد که وسیله شهوت رانی قرار گیرد. وگرنه با مراعات حجاب اسلامی و عدم اختلاط دختر و پسر از نظر اسلام آزادیهای مورد نیاز برای زنان و دختران تامین می شود و آنها از تمام مزایا و حقوق اجتماعی مشروع بهره مند می شوند.(26 دی 57 شماره 10614صفحه 3) 

 واژه لخت از اين پس مدام در ادبيات انقلابيون مذهبي تكرار مي‌شود. در ستون كيهان و شما در روزنامه كيهان كه بازتاب دهنده تلفنهاي خوانندگان روزنامه است هم پيامهاي جالبي در مورد حجاب مي‌توان ديد. مثلا در 27 دی پروین افشار مي‌گويد:

 این روزها خانمهای چادری رفتار بسیار بدی با زنان بی حجاب دارند و هر جا که زن بی‌چادری را ببینند به او توهین می کنند. حتی بعضی از جوانان ضمن متلک گفتن به این گروه از زنان موجبات آزار بدنی آنان را نیز فراهم می کنند. شما را به‌خدا در روزنامه به این گونه افراد تذکر بدهید و بگوئید این کارها شایسته افراد مومن و با تقوا نیست. 

 و يا در 27 دي بتول اخوت پور گفته است:

امروز تظاهراتی در خیابان بلوار برپا بود. به دلیل علاقه ای که به رشد نهضت ملی ایران و سرکوب استبداد دارم با شور و شوق فراوان به میان تظاهر کنندگان رفتم و با آنان هم‌صدا شدم. اما با کمال تعجب گروهی به سوی من آمدند و با این بهانه که من چادر به سر ندارم مرا از صف تظاهر کنندگان بیرون انداختند. 

بايد توجه داشت كه اين گونه برخوردها در زماني رخ مي‌دهد كه انقلاب هنوز به پيروزي نرسيده و حكومت اسلامي مستقر نشده بود. آزار زنان بي‌حجاب در آن حد جدي شد كه برخي تشكلهاي سياسي در واكنش به آن بيانيه صادر كردند. به عنوان مثال دانشگاهيان دانشگاه آزاد بيانيه داده و به بيانيه گروه ديگري به نام زنان مجاهد اشاره كردند:

انتشار بیانیه افشاگرانه زنان مجاهد در رابطه با برخی حرکات ناآگاهانه گروههای پراکنده همانند تهدید زنان و دختران بی چادر و آتش زدن و چاقو کشی و اسیدپاشی که در حقیقت ناشی از عدم آگاهی آنها و تاثیر تبلیغات خائنانه عناصر مزدور می باشد زنگ خطر تازه ای را به صدا در می آورد. (کیهان 27 دی 57 شماره 10615 صفحه 7) 

احتمالا به دليل همين اخبار است كه گفت و گوي امام خمینی با روزنامه السفیر درمورد مساله زنان، تا آن حد مهم تلقي مي‌شود كه يكي از تيترهاي صفحه اول روزنامه كيهان به اين جمله از ايشان اختصاص مي‌يابد كه چادر برای زنان اجباری نیست. اظهارات كامل ايشان چنين بوده است:

زن باید دارای حقوق مساوی با مرد باشد. اسلام بر تساوی  زن و مرد تاکید کرده و به هر دوی آنها حق تعیین سرنوشت خویش را داده است یعنی اینکه باید از همه آزادیها بهره مند باشند، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی آموزش خویشتن و کار کردن و مبادرت به هر نوع فعالیتهای اقتصادی. زن مسلمان به دلیل تربیت اسلامی خود پوشیدن چادر را انتخاب کرده است در آینده زنان آزاد خواهند بود که در این باره خود تصمیم بگیرند ما فقط لباسهای جلف را ممنوع خواهیم کرد. (کیهان 1 بهمن 57 شماره 10618 صفحه 3)

اما اظهارات روشنفكران كراواتي در مورد زنان تازگي بيشتري نسبت به اظهارات آيت الله خميني دارد.  به عنوان مثال صادق قطب زاده كه بعدا در معيت امام خميني به تهران مي‌آيد به خبرنگار كيهان مي‌گويد:

مرد به حکم اینکه وظیفه تامین زندگی را دارد باید ارث بیشتر هم ببرد.(کیهان 2 بهمن 57 شماره 10619 صفحه 7). 

اين جملات را كسي ميگويد كه نيمي از عمر چهل ساله خود را در آمريكا گذرانده است. يا دکتر ابرهیم یزدی، دبيركل فعلي نهضت آزادي ايران در گفت و گو با حمیده امیری خبرنگار کیهان مي گويد:

آنچه در نظام اسلامی باید رعایت شود عفت و عصمت است. ولو اینکه کسی معتقد به حجاب نباشد باید یک اصولی را رعایت کند این مختص به زنان نیست.(کیهان 5 بهمن 57 شماره 10622 صفحه 1) 

مساله زنان و جايگاه آنان در انقلاب تقريبا سوال ثابت تمام مصاحبه‌هاي امام خميني بوده است. يكي از جالبترين پرسش و پاسخها، گفت‌وگوي خبرنگار کیهان با ايشان است:

- خبرنگار: نقش زنان در حکومت اسلامی چگونه خواهد بود؟ مثلا آیا وزیر خواهند شد البته اگر استعداد و لیاقت نشان بدهند؟

- امام: اینها بسته به این است که حکومتی كه پیش می‌آید تکالیف را معين کند. الان وقت این حرفها نیست.

- خبرنگار: چون مرا به عنوان یک زن پذیرفته اید این نشان دهنده این است که نهضت ما نهضتی مترقی است ولی دیگران کوشیده اند آن را عقب مانده نشان بدهند. فکر می کنید آیا زنان ما باید حتما حجاب داشته باشند؟ و مثلا روسری رو سر داشته باشند؟

- امام: اینکه شما را پذیرفتم بنده شما را نپذیرفتم شما آمدید اینجا و من نمی دانستم شما می خواهید بیائید اینجا که پذیرفتم این هم دلیل بر این نیست که اسلام مترقی است که به مجرد اینکه شما به اینجا آمدید دلیل بر این است که اسلام مترقی است. ترقی هم به این نیست که زنها خیال کرده اند یا مردها خیال کرده اند. ترقی به کمالات انسانی و با اثر بودن یک زن در مملکت است نه به اینکه سینما برویم که دانس برویم و اینها ترقیاتی است که محمدرضا برای شما درست کرد که شما را به عقب رانده که ما باید بعدها جبران کنیم. شما آزادید در کارهای صحیح دانشگاه بروید هر کاری را که صحیح است بکنید و همه ملت آزادند در اینها اما اگر بخواهند کارهای خلاف عفت بکنند و یا کارهای خلاف ملیت بکنند از آنها جلوگیری می شود و این دلیل بر ترقی و مترقی بودن است. (كيهان3 بهمن 57 شماره 10620 صفحه 3)

 

امام خميني : زنان بايد با حجاب به ادارات بروند

با ورود امام خميني به تهران در تاريخ 12 بهمن 57 انقلاب وارد فاز جديدي شده و انقلابيون از توفيق انقلاب اطمينان يافتند. همزمان با معرفي دولت موقت به نخست‌وزيري مهندس مهدي بازرگان روند مذهبي و انقلابي شدن نظام ديوانسالاري دولتي آغاز مي‌شود. کیهان 14 بهمن در صفحه 4 خبر داده كه نام سازمان زنان به سازمان رفاه و ارشاد خانواده تغییر کرد. و در كنار اين خبر اطلاعيه کمیته رفاه و تنظیم برنامه‌های امام خمینی را منتشر كرده مبني بر اينكه مردان و زنان باید به صورت جداگانه به ملاقات امام بروند و به همين دليل صبحها به آقایان و بعد از ظهرها به خانمها اختصاص یافته است.

در دوران تعليق قانوني ناشي از گذار به حكومت جديد، انتقادهائي نسبت به برخورد با زنان شنيده مي‌شود. اما جالب اينجاست روشنفكران لائيك بيشتر از انقلابيون مذهبي تلاش ‌مي‌كنند به اين انتقادها پاسخ دهند. به عنوان مثال ناصر تکمیل همایون عضو جبهه ملی ایران مجموعه مقالاتی با نام زن ایرانی در روند انقلاب ملی را آغاز کرده و در اولین مقاله با عنوان می خواستند زن ایرانی عروس فرنگی باشد از بزرگ کردن مساله حقوق زن در اسلام انتقاد کرده و آن را منشا تفرقه در نیروهای انقلابی می‌خواند. او در این مقاله مدارس دخترانه ملی و دولتی را به دلیل دور بودن از آموزشهای سنتی، ابزاری برای غربی کردن زنان ایرانی دانسته و اغلب فعالیتهای عصر پهلوی را با هدف غربی کردن زنان زیر سوال می برد و این گونه مقاله را پایان می دهد:

این گروه ویران ساز و چپاولگر و هرزه با اینکه کوشش کردند بنام آزاد کردن زنان و شرکت دادن آنان در انتخابات قلابی و وکیل ساختن چند زن در همان سیستم رستاخیزی اختناق و ترور و عدم آزادی و دموکراسی، به نوعی نیرنگ دست یازند و به اصطلاح بیان دارند که زنان ایران را از سیاه چالهای قرون وسطائی بیرون آورده اند اما هدف اصلی آنان که تشکیل پروسه غربی کردن حیات اجتماعی زنان آن هم در سطح بسیار مبتذل فرنگی بود، خوشبختانه به یمن حرکت عظیم اجتماعی و سیاسی ملت ستمدیده ایران و شرکت زنان دلیر و هوشمند ناتمام ماندو مسلما خطر تزلزل بدفرجامی که خانواده های ایرانی و زنان (و مردان) کشور را تهیدید می‌کرد در شکل و ترکیب جدبد پیکار ملی و خودسازیهای فرهنگی برطرف خواهد شد. (کیهان 16 بهمن 57 شماره 10630 صفحه 6) 

او در بخش بعدي اين مقاله كه در كيهان 19 بهمن منتشر شده بر وجه آزادی بخش انقلاب برای زنان ایرانی تاکید   کرده و آن را بسیار مهم تر از نحوه پوشش یا دیگر مسائل جزئی زندگی اجتماعی می خواند. هما ناطق، روشنفكر لائيك و از اعضاي كانون نويسندگان، در سخنرانی خود در دانشگاه تهران ضمن زیر سوال بردن تمام فعالیتهای حکومت پهلوی برای زنان و ظاهری خواندن آنها، اعلام می کند که آزادی زنان منوط به آزادی کل جامعه است و روزی که انقلاب واقعی به ثمر رسید زنان نیز آزاد خواهیم شد. او در اشاره به مساله حجاب ترجيح مي‌دهد ضمن حمله شدید به كشف حجاب رضا شاه بگويد:

زنی که پوشش خود را نمی تواند آزادنه برگزیند عقاید خود را نیز نمی تواند آزادنه انتخاب کند.این خود سازش است و با ستیزه جوئی در تضاد است. (کیهان 17 بهمن 57 شماره 10631 صفحه 6)

لغو قانون حمايت از خانواده به عنوان اولين قانون لغو شده توسط دفتر امام خميني نشانه روشني از حساسيت روحانيت و انقلابيون مذهبي به مساله زنان بود. اين عمل اگر چه با انتقادهائي روبرو شد اما باز هم روشنفكران ترجيح دادند با سكوت يا توجيه از كنار آن عبور كنند. سرمقاله 13 اسفند كيهان به قلم ثریا صدر دانش با عنوان زنان را فراموش نکنیم از معدود انتقادات علني از اين اقدام بود. او از لغو قانون حمایت خانواده انتقاد کرده و پرسید آیا در میان تمام این قوانین نادرست و غیر عادلانه و درحالیکه هنوز مسائل و مشکلات بسیاری مطرح است تنها می بایست قانون حمایت خانواده لغو شود؟ همین روزنامه از اعتراض گروه وکلای مدافع حقوق زن و جبهه ملی ایران به این دستور خبر داده است.

اما نقطه عطف داستان حجاب اجباري به سخنراني 16 اسفند امام خميني در مدرسه رفاه اختصاص دارد. ايشان در آن سخنراني ضمن انتقاد شديد از دولت مهندس بازرگان به دليل انقلابي نبودن، مي‌گويند:

در وزارتخانه اسلامی نباید معصیت بشود. در وزارتخانه های اسلامی نباید زنهای لخت بیایند. زنها بروند اما باحجاب باشند. مانعی ندارد بروند کار کنند لیکن با حجاب شرعی باشند.(کیهان 16 اسفند 57 شماره 10655 صفحه 1) 

چنين مي‌شود كه کیهان در صفحه اول خود به نقل از امام تيتر مي‌زند كه زنان باید با حجاب به ادارات بروند. تقریبا اغلب تیترهای صفحه اول کیهان در روز بعد به مساله زنان مربوط می شد. برخی از این تیترها به برگزاری مراسمهای باشکوه روز جهانی زن در نقاط مختلف کشور اختصاص داشته که گزارش آنها نیز در صفحات متعدد روزنامه آمده است. این در حالی است که شب قبل از این برنامه، تلویزیون اعلام کرده بود که این روز يک سنت غربی است و به زودی روز زن در حکومت اسلامی اعلام میشود. همچنين در کنار تیتر فتوای آیت الله شریعتمداری مبنی بر بلامانع بودن جلوگیری از بارداری، کیهان 17 اسفند خبر داده که به زودی نظر آیت‌الله طالقانی در مورد حقوق زنان از تلویزیون پخش خواهد شد. اما مهمترین تیتر این صفحه به گزارشی بر می گردد که کیهان در مورد حجاب اسلامی زنان تهیه کرده است. در اين گزارش كه واكنشها به فرمان امام خميني در مورد اجباري شدن حجاب در ادارات دولتي را پوشش مي‌دهد آمده است:

  گروهها و دسته جات مختلف زنان از صبح امروز در خیابانهای شمالی و مرکزی تهران به مناسبت روز جهانی زن و به خاطر ابراز نظریات خود درباره حجاب زنان دست به راهپیمائی زدند. در راهپیمائیهای امروز زنان، تعداد زیادی از دانش آموزان مدارس دخترانه نیز شرکت داشتند. آنها ضمنا علیه کسانی که به زنان بی حجاب در روزهای اخیر حمله کرده اند، شعار می دادند... راهپیمائی امروز در حالی انجام شد که ریزش برف بی وقفه از اولین ساعات بامداد آغاز شده است. طبق گزارشهای رسیده در ادارات و وزارتخانه های مختلف نیز از صبح امروز جلساتی برای رسیدگی به مسائل حجاب که طی چند ساعت اخیر مطرح شده به بحث و گفت‌وگو پرداختند و در برخی واحدها کارها برای چند ساعت دچار وقفه شد. بحث و گفت‌وگو درباره حجاب از دیروز در تهران بالا گرفته است و از صبح امروز به دنبال مصاحبه تلفنی رادیو ایران با داماد امام خمینی اوج گرفت. گزارشهای خبرنگاران کیهان از چندین مورد برخورد زنان بی‌حجاب با عناصر تندروئی که آنها را ملزم به سر کردن چادر می کردند حکایت دارد. کارکنان زن قسمت فروش هواپیمائی ایران شعبه ویلا امروز اعلام داشتند حجاب اجباری زن باید نجابت و پاکی درون او باشد آنها عقیده داشتند که حجاب ظاهری نباید اجباری باشد این زنان همچنین گفتند روحانیون می توانند در این مورد اظهار نظر کنند اما نباید اجباری در کار باشد ... در خیابانها برخی مردان به ما می‌گویند: یا روسری یا توسری این توهین بزرگی است به نیمی از اجتماع که در انقلاب اخیر در کنار مردان شرکت داشتند و شهید دادند.

... همزمان با حمله گروهی از مردان در میدان ولیعهد به چند زن بی‌حجاب و پرتاب سنگ به سوی آنها که منجر به مجروح شدن چند نفر از آنها شد راهپیمائی از این میدان توسط زنانی که مورد اهانت قرار گرفته بودند و زنان دیگری که به آنها پیوسته بودند به طرف دانشگاه تهران آغاز شد. در تعدادی از بیمارستانهای تهران نیز امروز اعتراضهائی به نحوه روبرو شدن با مساله حجاب اسلامی شروع شد. در شبکه چهار بیمارستان به‌آور زنان کارمند امروز اعلام داشتند اگر تصمیم قاطع و قانع کننده‌ای امروز گرفته نشود نمی‌توانند سرکار حاضر شوند. زنان کارگر و کارمند بیمارستان هزارتختخوابی نیز تاکید داشتند که حجاب اجباری زن باید پاکی و نجابت او باشد. در مخابرات 118 و قسمت 124 نیز امروز زنان کارمند در رابطه با مساله حجاب دست به راهپیمائی زدند.

...  15 هزار زن که در دانشکده فنی دانشگاه تهران جلسه سخنرانی داشتند به دنبال یک رای‌گیری تصمیم گرفتند دست به راهپیمائی بزنند. آنها در حالی که گروهی از مردان همراهشان بودند به طرف نخست وزیری حرکت کردند. زنها شعار می دادند:ما با استبداد مخالفیم، چادر اجباری نمی خواهیم. پیش از ظهر امروز خبرنگار کیهان از دانشگاه تهران گزارش داد که یک گروه از مردان تندرو با شعار مرگ بر ارثیه رضا کچل وارد دانشگاه تهران شدند و به نفع چادر و حجاب دست به تظاهرات زدند. (کیهان 17 اسفند 57 شماره 10656صفحه2)

کیهان در همین صفحه مصاحبه حجت الاسلام اشراقی داماد امام (كه اين روزها دخترش يعني زهرا اشراقي همسر محمدرضا خاتمي، معروف‌تر از پدر مرحوم است) را منتشر کرده که گفته است:

باید حجاب رعایت شود و قوانین اسلامی موبه مو اجرا گردد و در همه موسسات و دانشگاهها به این موضوع توجه شود. اما باید در نظر داشت که حجاب به معنای چادر نیست. همین قدر که موها و اندام خانمها پوشانده شود و لباس آبرومند باشد حالا به هر شکلی مهم نیست چادر چیز متعارفی است و بسیار خوب است. اما به خاطر طرز کار و نوع کار خانمها شاید گاهی پوشاندن بدن و مو به طریق دیگر هم حجاب باشد حرفی نیست. باید طبق نظر مبارک امام حجاب اسلامی در سطح کشور توسط خانمها با اشتیاق اجرا شود ... در مورد اقلیتهای مذهبی همیشه نظر مبارک امام این بوده که آنها از هر حیث مورد احترام و حمایت باشند. اما اگر خانمهای اقلیتهای مذهبی هم رعایت حجاب اسلامی را بکنند چه بهتر. (کیهان 17 اسفند 57 شماره 10656صفحه 2)

همزمان با بالا گرفتن اعتراضات زنان كارمند، دانشگاهي و دانش‌آموز واكنشهاي رسمي محتاطانه‌تر و واكنشهاي غيررسمي خشن‌تر مي‌شود:

گروههائی از زنان از صبح امروز در خیابانهای تهران دست به تظاهرات زدند و در مقابل دادگستری اجتماع کردند. این زنها نسبت به خشونتهای چند روز اخیر عده ای مرتجع و مشکوک نسبت به زنان بی‌حجاب اعتراض داشتند. تظارهرات زنان از صبح پنج شنبه به دنبال چندین حمله در نقاط مختلف شهر به زنان بی‌حجاب در خیابانهای مسیر دانشگاه تهران شروع شد. که در چند نقطه منجر به برخورد با کسانی شد که زیر نقاب اسلامی به آنها حمله کردند و حتی چند تیر هوائی نیز شلیک کردند. زنان معترض دیروز نیز در دانشگاه تهران اجتماع کردند و طی سخنرانیهائی حمله افراد مشکوک به زنان بی حجاب را محکوم کردند اما در ساعاتی که این اجتماع ادامه داشت عده ای با گلوله های برف که در آنها سنگ کار گذاشته شده بود زنها را مورد هجوم قرار دادند. مهاجمین به اجتماع کنندگان دیروز در چند مورد برچسب طرفدار قانون اساسی زده که با اعتراض زنها روبرو شد. به دنبال تظاهرات و اجتماعات دیروز اولین ساعات صبح امروز نیز از چند نقطه تهران زنها به حرکت درآمدند جمعی از آنها مستقیما خود را به دادگستری رسانده و جمع دیگری پس از اجتماع در دانشگاه تهران و اعلام نظراتشان درباره حجاب و چادر به سمت دادگستری حرکت کردند. در دبیرستانهای دخترانه تهران نیز امروز جمع زیادی از دانش آموزان برای اعتراض به اعمال فشارهای عده ای مشکوک در خیابانهای شهر زیر نام طرفدار اسلام در محوطه مدارس خود اجتماع کردند. تظاهرات در چند دبیرستان آنقدر بالا گرفت که مدیرکل آموزش و پرورش تهران صبح امروز در چند دبیرستان دخترانه حضور یافت و با دانش آموزان در این باره صحبت کرد. درباره تظاهرات روز پنج شنبه خبرگزاری پارس گزارش داد که عده ای گارد انقلابی برای پراکنده ساختن حدود 15 هزار زن که در بیرون دفتر مهدی بازرگان دست به اعتراض زده بودند اقدام به تیراندازی هوائی کرد. این گروه که در زیر برف سنگین دست به تظاهرات زده بودند در مسیر خود با حدود 200 تظاهر کننده مخالف روبرو شدند که سعی داشتند تظاهر کنندگان زن را متفرق کنند خیابانهای اطراف دادگستری از صبح امروز توسط افراد مسلح بسته شده بود. پاسداران می‌گفتند قصد دارند از ایجاد مزاحمت مخالفین جلوگیری کنند. آنها گفتند در تظاهرات دو روز پیش زنان عده‌ای افراد ناآگاه و ناشناس به خانمهائی که درباره حجاب دست به تظاهرات زده بودند حمله کردند که متاسفانه حوادثی به بار آمد. همانطوری که امام بارها گفته هر کس آزاد است حرف خود را بزند و از آنجا که به خشونت کشاندن تظاهرات زنان توسط نیروهای مبارز و مترقی مذهبی نبوده است ما برای اثبات این موضوع و نیز برای اینکه هیچ آسیبی به خانمها نرسد خیابانهای اطراف کاخ دادگستری را بسته‌ایم. خانمها می توانند بدون هیچ نگرانی به اینجا بیایند تظاهرات کنند و هر حرفی که دارند بزنند ما هم مواظب آنها هستیم و هنگام تظاهرات به هیچ مردی اجازه عبور از این مناطق را نخواهیم داد. (کیهان 19 اسفند 57 شماره 10657  صفحه 2)

بنابر خبر کیهان در این تجمع هما ناطق سخنرانی کرده و گفته که ما مخالف حجاب نیستیم ما مخالف تحمیل آن هستیم. در پایان این تجمع قطعنامه ای صادر شد که در آن خواسته شده بود پوشش متعارف زنان باید با توجه به عرف و عادت و اقتضای محیط به تشخیص خود زنان واگذار شود. در دیگر صفحات روزنامه نیز به خبرهای متعددی از اجتماعات مشابه در مورد حجاب اشاره شده است. کیهان در همین شماره یادداشتی از سیمین دانشور در کنار عکس بی حجاب او کار كرده که به همین موضوع پرداخته و مساله حجاب را مساله‌اي فرعی دانسته و همزمان طرفداران حجاب اجباری و مخالفان آن را نصیحت کرده که بهانه به دست استکبار و ضدانقلاب ندهند و به بحثهای مهمتر بپردازند:

ما هر وقت توانستیم این خانه ویران را آباد کنیم اقتصادش را سرو سامان دهیم کشاورزیش را به جائی برسانیم حکومت عدل و آزادی را برقرار سازیم هر وقت تمامی مردم این سرزمین سیر و پوشیده و دارای سقفی امن بر بالای سرشان شدند و از آموزش و پرورش و بهداشت همگانی بهره مند گردیدند می توانیم به سراغ مسائل فرعی و فقهی برویم می توانیم سر فرصت و با خیال آسوده و در خانه ای از پای بست محکم بنشینیم و به سر و وضع زنان بپردازیم. (کیهان 19 اسفند 57 شماره 10657  صفحه 6)

 

خواننده این یادداشت در نهایت درنمی یابد که سيمين دانشور چه کسی را نصیحت به کوتاه آمدن می‌کند، زنان بی‌حجاب یا مردان متعرض به آنان را.

عقب نشيني انقلابيون: حجاب خوب است اما اختياري

 اصلي‌ترين واكنش رسمي را دولت موقت نشان مي‌دهد. عباس امیرانتظام سخنگوی دولت اعلام كرد:

خست وزیر و همه آقایان وزرا معتقد به آیه کریمه لا اکراه فی الدین می باشند و دستور اجبار برای خانمها صادر نمی کنند. (کیهان 20 اسفند 57 شماره 10658صفحه 2)

در همین صفحه خبر راهپیمائی 5 هزار نفر از معلمان و دانش آموزان دختر تهرانی و نیز تجمع کارکنان وزارت خارجه و برخی هنرپیشگان تئاتر در مخالفت با حجاب اجباری منتشر شده و همزمان از اجتماع گروهی از مردان مدافع حجاب اجباری در مقابل دفتر روزنامه ها هم خبر داده شده است. هچنين روزنامه کیهان مصاحبه مفصلی از آیت الله طالقانی منتشر كرده که تماما به مساله زنان اختصاص دارد. ایشان پس از شرح مبسوطی از فلسفه حجاب و شرح مزایای آن و نقد حکومت پهلوی به دلیل غربزده کردن زنان می گویند:

هو و جنجال راه نیاندازند و همانطور که بارها گفتیم همه حقوق حقه زنان در اسلام و در محیط جمهوری اسلامی محفوظ خواهد ماند. و از آنها خواهش می کنیم که با لباس ساده با وقار، روسری هم روی سرشان بیاندازد به جائی بر نمی خورد. اگر آنهائی هم که میخواهند مویشان خراب نشود اگر روی مویشان روسری بیاندازند بهتر است و بیشتر محفوظ می ماند ... چه جنگها چه قتلها چه فجایع که تا یک سال قبل دائما هر روز یک قسمت از اخبار روزنامه ها همین فجایع بود. منشا اینها کی بود؟ منشا اینها از کجا بود؟ غیر از همین تحریکات بیجا بود؟ واقعا یک عده زنها این جوانها را اذیت می‌کردند. آنها یک عده ای شکایت داشتند جوانها ما را اذیت میکنند. یک جوانی که وسیله زن گرفتن ندارد وسیله کار ندارد زندگی سرو سامان ندارد وقتی این زن را با این صورت می بیند که گاهی یک پیرزن پنجاه شصت ساله خودش را مثل یک دختر 14 ساله نمایش می دهد توی خیابان یا سر کوچه این بیچاره اذیتش می‌کند. ناراحتش می‌کند و این یک جور آزار جوانها است و امیدواریم که بعد از این جوانهای ما هم سر و سامان پیدا کنند... اجباری حتی برای زنهای مسلمان هم نیست. چه اجباری؟ حضرت آیت الله خمینی نصیحتی کردند مانند پدری که به فرزندش نصیحت میکند راهنمائیش می کند که شما اینجور باشید به این سبک باشید. (کیهان 20 اسفند 57 شماره 10658صفحه 3)  

آیت الله بهالدین محلاتی هم ضمن واجب دانستن حجاب هر گونه خشونت نسبت به زنان را غیرمجاز مي‌خواند. اما راديو و تلويزيون كه با مديريت صادق قطب‌زاده اداره مي‌شود موضعي خصمانه نسبت به راهپيمائيهاي زنان اتخاذ كرده و آنها را متهم به هواداري از رژيم شاهنشاهي مي‌كند. اين موضعگيري تلويزيون با اعتراض زنان و مطبوعات مواجه مي‌شود. در مقابل مجتهد شبستری از مدیران رادیو تلویزیون شرکت کنندگان در راهپپمائی علیه حجاب اجباری را هوادران رژیم سابق خوانده که می خواهند ذهن مردم را منحرف کنند. او می گوید:

در اسلام نیمی از آزادی رهائی از قیدو بندها و نیمه دیگر متعهد و مقید بودن به بعضی چیزهاست ... از یاد نبریم که همین چادر پوششی برای نگاهداری سلاح از دید اعضای ساواک بوده است. (کیهان 21 اسفند 57 شماره 10659 صفحه 2)

بايد توجه داشت در فضاي انقلابي و آكنده از نفرت از رژيم سابق اين اتهام مي‌توانست بسيار گران تمام شود. در همان روزها صفحات روزنامه‌ها مملو از تصاوير جنازه تيرباران شده مديران حكومت سابق بود كه با استقبال مردم روبرو مي‌شد. حتي آيت الله طالقاني كه در سالهاي اخير به تساهل و مدارا شهرت يافته‌اند در مصاحبه‌اي از اعدامها دفاع كرده و  صراحتا اظهار مي‌كند كه اگر مي‌خواستيم عدالت را اجرا كنيم بايد خيلي بيشتر اعدام مي‌كرديم. خبر كشتن يك پاسبان يا يك مامور ساواك در شهرها و روستاهاي كشور، خبري عادي در صفحات روزنامه‌ها محسوب مي‌شد. در چنين فضائي اتهام هواداري از رژيم سابق به معناي تهديد جدي عليه امنيت و جان زناني محسوب مي‌شد كه در راهپيمائيها شركت مي‌كردند. 

كيهان 21 اسفند از راهپیمائی صدها تن از زنان در سنندج و صدور قطعنامه ای 13 ماده ای در مخالفت با حجاب اجباری خبر داده  است. همچین در اصفهان حدود 50 تن از زنان کارمند و دانشگاهی به همراه دو بانوی قاضی به دفاتر روزنامه های کیهان و آیندگان مراجعه کرده و به لزوم اجبار در گذاشتن حجاب اعتراض کردند. دانش آموزان چند دبیرستان دخترانه در اعتراض به اجبار در حجاب از رفتن بر سر کلاسهای درس خودداری کردند. همزمان گروهی از زنان تهرانی با تجمع در مقابل ساختمان رادیو تلویزیون از پخش نشدن اخبار و گزارشهای راهپیمائیهای زنان ابراز نارضایتی کردند. ضمن اينكه در همين روزها دادستان تهران در اطلاعيه‌اي اعلام كرد هر کس مزاحم بانوان شود به‌ شدت مجازات خواهد شد.

اما روشنفكران لائيك كماكان ترجيح مي‌دادند اجباري شدن حجاب را مساله‌اي فرعي تلقي كرده و با نگاهي خوش‌بينانه روند حوادث را تحليل كنند. هما ناطق در سخنراني خود مي‌گويد:

رفتند گزارش دادند که ما لخت به وزارتخانه ها رفته‌ایم. من از شما می پرسم در این زمستان سرد چطور یک زن لخت می تواند به وزارتخانه ها برود. عنوان کردن مساله زن در این برهه از مبارزه یک مساله انحرافی است. ما نباید در این شرایط  مساله ای به نام مساله زن داشته باشیم. یک بار چیزی در مورد حجاب گفتند و بعد هم پس گرفتند بنابراین برای این مساله نباید درگیری ایجاد کنیم باید با مجاهدین همراه باشیم حتی اگر روسری به سر کنیم بشرط آنکه ما بدانیم به نام ما توطئه نمی شود و نظام شاهنشاهی برگردانده نمی شود. (کیهان 21 اسفند 57 شماره 10659 صفحه 4)

اسلام کاظمیه هم که از روشنفکران چپ گرای معروف آن دوران محسوب شده و بعدها در زمره نزدیکان شاپور بختیار قرار گرفت در مقاله ای مفصل  ضمن انتقاد از عمده کردن مساله زن و حجاب، آن را امری روشنفکرانه و دور از نیازها و سنتهای زنان عادی ایرانی می داند. او در این مقاله كه در صفحه 6 روزنامه كيهان 21 اسفند منتشر شده تاریخچه حجاب در اسلام را بررسی کرده و نشان می دهد که حجاب در صدر اسلام بیش از آنکه امری مذهبی باشد ریشه در مناسبات اجتماعی و سیاسی داشته است. او نیز مانند روشنفکران دیگر فعالیتهای حکومت قبل در مساله زنان را قلابی و نمایشی خوانده و نتیجه آنها را تبدیل زن به عروسک فرنگی می‌خواند.

با اين حال مخالفتهاي زنان و راهپيمائيها تاثيرش را نهاد و عملا زنان كارمند دولت ملزم به پوشش حجاب نشدند اگرچه فشارها و تهديهاي غير رسمي عليه زنان بي‌حجاب در كوي و برزن ادامه داشت. در همين چارچوب گروه زنان حقوقدان در 21 اسفندماه بيانيه‌اي صادر كرد كه در آن اعلام شد با توجه به اينكه آیات عظام و دولت موقت مهندس بازرگان مساله اجبار در حجاب را منتفی دانسته‌اند، به همین دلیل اعتراضات به این موضوع پایان یافته اعلام مي‌شود. در سرمقاله کیهان 22 اسفند هم که به قلم بدری طاهر نوشته شده از زنان خواسته شده با توجه به رد اجباری شدن حجاب توسط رهبران انقلاب از ادامه دادن به مخالفتها و راهپیمائی و صدور بیانیه خودداری کنند تا دشمن اصلی فراموش نشود. با این حال در صفحه 7 همين روزنامه خبر تجمع هزاران تن از زنان در زمین چمن دانشگاه تهران در اعتراض به حجاب اجباری منتشر شده است. همچنین اخبار تظاهرات زنان در ارومیه، کرمانشاه و بندرعباس نیز در همین صفحه انعكاس يافته است. سازمان مجاهدین خلق هم در 23 اسفند، پس از فروكش كردن ماجرا ضمن فرعی خواندن مساله حجاب و تاکید بر فضیلت آن، هر گونه تحمیل جبری حجاب را نامعقول و نامقبول دانسته است. 

به مرور نگرانيهاي بين المللي در خصوص وضعيت حقوق بشر در ايران هم علني مي‌شد. موج تيرباران و اعدام سران رژيم سابق منجر به حساس شدن نهادهاي بين‌المللي نسبت به ايران شده بود. اين وضعيت در مورد زنان هم صدق مي‌كرد:

پاریس آسوشیتدپرس - حدود یک هزار زن آمریکائی دست به تظاهراتی به حمایت از زنان ایران در مقابل کنسولگری ایران در واشنگتن زدند. بتی فریدن و گلوریا استیمن دو تن از رهبران جنبش آزادی زنان آمریکا در میان تظاهر کنندگان بودند. همزمان در پاریس هم کمیته بین المللی حمایت از حقوق زن در ایران با حضور یکصد زن برجسته از پانزده کشور دنیا تشکیل شده است. (کیهان 26 اسفند 57 شماره 10663صفحه 2) 

اما واضح بود كه انقلابيون مذهبي به صورت تاكتيكي كوتاه آمده‌اند. آنان قصد اجراي مو به وي احكام اسلام را داشتند:

 املش - دختر و پسری به اتهام عمل منافی عفت به شلاق محکوم شدند. این دختر و پسر که به کمیته انقلاب برده شده بودند حاضر به ازدواج نشدند. دادگاه پسر را به 25 ضربه و دختر را به 100 ضربه شلاق محکوم کرد. حکم در بلوار املش با حضور مردم اجرا شد و دختر هنگام اجرای حکم از هوش رفت. (کیهان 26 اسفند 57 شماره 10663صفحه 2)

در اجتماع صدها هزار تن در پارک ملت هم خانم گوهرالشریعه دستغیب نماینده انجمن اسلامی زنان معلم در حمایت از حجاب اسلامی زنان و نیز عملکرد قطب زاده در رادیو تلویزیون سخنرانی کرد. صادق قطب زاده هم خبر داد كه از فردا تلویزیون ایران سعی خواهد کرد مفاهیم جمهوری اسلامی را روشن کند. در بند دوازدهم قطعنامه این تجمع هم تاكيد شده بود كه:

خواهران مسلمان ما حجاب را به مثابه سنگر پیکار و حصار تقوا به تمامی زنان مبارز و انقلابی پیشنهاد می نماید. (کیهان 26 اسفند 57 شماره 10663صفحه 8)

کیهان در آخرين روز انتشار در سال 57 شعر زير را چاپ كرد:

شعر فریاد از دکتر زهره صالحی از مشهد

...

چه شد ناگاه

که در اجرای یک اصل بزرگ و ساده اسلام

بهر زن

هزاران انتقاد و ناله سر کردن

و صدها عذر بر این گفته نیک امام خویش آوردند

مگر پوشیدن تن

از نگاه تشنه مردان

چنین درد و فغان دارد؟

 و یا یک روسری سر داشتن

مشکل به بار آرد؟

نشاید

شور و انقلاب این سان هدر رفتن

و با این بعد طولانی که بین ما و مقصود است

به لجبازی به راه بی ثمر رفتن

و ناسنجیده اسباب وقوع فتنه بیگانگان گشتن

و باید میل زشت تن نمائی را

برای تن فروش زشت خو هشتن

(كيهان 27 اسفند 57 شماره 10664صفحه 6)

به هر حال آخرین روزهای زمستان 57 فرا می رسید و زن ايراني، چه عروسك فرنگي چه زن چادر به‌سر انقلابي، بايد خود را آماده خانه تكاني نوروز مي‌كرد. گوئي زن در بيرون خانه هر چه باشد درون چارديواري خانه همان خدمتكار هزاران ساله است.

 

 گام دوم، حجاب اختیاری است به شرط آنکه با حجاب باشی!

 تاریخ: 19  بهمن  1386

 نيما نامداري

همانطور که در بخش نخست این گزارش شرح داده شد نخستین فرمان صريح براي اجباری شدن حجاب در ادارات با واکنش گسترده زنان روبرو شد و به شکست انجامید. از آغاز سال 1358حکومت نوپای اسلامی آنچنان گرفتار تعارضات درونی انقلابیون شد که ترجیح داد با اصرار بر اجباری شدن حجاب، موجب ریزش نیرو و ایجاد جبهه جدیدی در مقابل حکومت نشود.

پیش از ارائه ادامه بحث لازم است به نکته مهمي اشاره شود. در ابتدای انقلاب رسانه‌ها نقش مهمی در شکل‌گیری جریان حوادث داشتند. رسانه ها با تاثیر بر افکار عمومی و ایجاد فشار بر حکومت می‌توانستند در تعیین اولویتهای انقلابیون بسیار اثرگذار باشند. مردم عادی بر اساس آنچه در روزنامه‌ها منتشر مي‌شد از روند حوادث مطلع شده و واکنش نشان می‌دادند. اما در اوائل سال 58 حکومت فضای رسانه‌ای را به کنترل خود درآورد. البته رادیو و تلویزیون تحت مدیریت صادق قطب زاده عملا از مدتها پیش هماهنگ با انقلابیون مسلمان شده بود. در 17 مرداد روزنامه آیندگان به اتهام توطئه علیه انقلاب توقیف و برخی نویسندگان آن بازداشت شدند. آیندگان تنها روزنامه پرخواننده آن دوران بود که صدای نیروهای سکولار را بازتاب می‌داد. در مسائل مربوط به زنان هم آیندگان تنها روزنامه ای بود که موضعی انتقادی داشت. در 29 مرداد 1358 به دستور دادستان انقلاب 41 روزنامه و نشریه ملی یا محلی ممنوع الانتشار شدند. دادستانی انقلاب روزنامه اطلاعات را هم در 18 شهریور به نفع مستضعفین مصادره کرد. روزنامه کیهان نیز پیش از اين، پاکسازی دروني شده بود. يعني تعدادي از كارگران و كاركنان بخش فني همراه با افرادی از تحريريه با هماهنگي نهادهائي خارج از روزنامه، شوراي سردبيري و برخي نويسندگان را از روزنامه بيرون كردند. به همين دليل تیتر نخست این روزنامه در 25 اردیبهشت به پاکسازی در کیهان اختصاص یافته بود:

روزنامه کیهان ضمن پوزش عمیق از امام و ملت انقلابی ایران و اینکه روش غیرمعقول برخی از افراد روزنامه بیش از حد و زمان معقول اعمال می‌گردید کارکنان و هیات تحریریه تصفیه شده را متعهد می‌نماید که از این پس خود را در تداوم مسیر انقلابی قرار داده و به صورت یک ارگان آزاد و مسئول انقلابی به خدمت مطبوعات خود ادامه دهد.(25 اردیبهشت 58 شماره 10707 صفحه 1)

بدین ترتیب صفحات روزنامه ها رنگ و بوئی غیر انتقادی گرفتند و بازتاب كاملی از آنچه در جامعه جریان داشت را نمی شد در آنها مشاهده کرد. تصاویر زنان بی حجاب در صفحات مطبوعات به مرور نایاب شد. در مقابل تصاویر زنان با حجاب به بهانه های مختلف در مطبوعات انعکاس پیدا می‌کرد. تقریبا روزی نبود که چند آگهی تشرف زنان غيرمسلمان به اسلام در روزنامه ها چاپ نشود. در بالای همه این آگهی‌ها عکس زن اسلام آورده با چادر مشکی در حالیکه تنها فاصله بین ابروها تا لبهایش پیدا بود منتشر مي‌شد:                      

اینجانبه فروکی بوس از شهر آمستردام هلند لیسانسیه در رشته آکادمی فیلم و تلویزیون با مطالعه در زمینه اسلام و با ارشاد علمی حضرت آیت الله علامه نوری به اسلام که کاملترین و آخرین دین الهی است ایمان آوردم و نام رحیمه را انتخاب نمودم.(3 شهریور 58 شماره 10790 صفحه 11)

  اختلاط خواسته ضد انقلاب است

 بررسی روند اجباری شدن حجاب بدون توجه به سیاست تفکیک جنسیتی غیرممکن است. زیرا یکی از استدلالهای مخالفین حجاب اجباری این بود که چادر دست و پا گیر است و موجب حذف زنان از عرصه عمومی خواهد شد. اما مدافعین حجاب اجباری معتقد بودند در صورت زنانه مردانه شدن اماکن عمومی زنان می‌توانند حجاب خود را در بسیاری از جاها بردارند و عملا حجاب مانع فعالیت اجتماعی آنها نخواهد شد. به همين دلیل تفكيك جنسيتي نسبت به حجاب اجباري اولويت پيدا كرده بود.

یکی از دلایل شکست فرمان اجباری شدن حجاب در ادارات شیوه اعمال آن بود. اعمال از بالا و ضربتی آن موجب ایجاد واکنش سریع در جامعه شده و مخالفتهای گسترده‌اي را دامن زده بود. این بار انقلابیون هوشمندانه‌تر عمل کردند. اولین جلوه تفکیک جنسیتی در رفراندوم جمهوری اسلامی اعمال شد. در این انتخابات صفهای رای دهندگان زن و مرد از هم جدا شده و در بسیاری از حوزه ها صندوقهای رای نیز مجزا از یکدیگر بود. اما اولين تفكيك جنجالي هنگامی بود که فرماندار انزلی خبر داد ساحل انزلی را زنانه مردانه کرده‌است. بازتاب این سخنان در مطبوعات و بالا گرفتن بحث میان مدافعین و مخالفین آن منجر به صدور بخشنامه‌ای از طرف وزارت کشور شد:

  سخنگوی وزارت کشور خبر بخشنامه هاشم صباغیان وزیر کشور دولت موقت به استانداران ساحلی را داده است که در این بخشنامه آمده است : آغاز فصل دریا و لزوم استفاده صحیح و مشروع عموم مردم از این موهبت و نعمت خدادادی که در حکومت جمهوری اسلامی این ضرورت را تائید می کند که برای بهره گیری از دریا و سواحل آن تصمیماتی منطبق با احکام اسلامی و عفت عمومی اتخاذ گردد و رضایت ملت مسلمان ایران فراهم شود. (6 تیر58 شماره 10743صفحه 2)

 اما کار به این بخشنامه محدود نماند:

 امام خمینی در سمینار مبلغین اعزامی به روستاها فرمودند: ... مردم مسلمانند و نمی گذارند زن و مردها با هم به دریا بریزند. تمدن اینها این بود و آنها از تمدن این را می‌خواهند تمدن غربی می‌خواهند آن این است که زن و مرد لخت بشوند و به دریا بروند. این تمدنی است که در رژیم سابق به مملکت تحمیل می‌شد با آن وضع می‌آمدند در میان شهر و مردم هم جرات نمی‌کردند حرف بزنند اما اکنون اگر یک چیزی بشود ما تکلیفشان را روشن می‌کنیم دولت هم وظیفه تعیین کرده اگر دولت آنطوری که وزیر کشور گفته جلواش را گرفتیم که خوب، اما اگر نگیرند مردم می‌گیرند. مگر مازندرانیها یا رشتیها می‌گذارند که کنار دریاهاشان مثل آنوقتها باشد مگر بندر پهلویها می‌گذارند زن و مرد در یک دریا بروند.(11 تیر شماره 10748صفحه 3)

 

 

 امام خمینی در چند سخنرانی دیگر خود نیز به همین مساله اشاره کرده و به شدت از اختلاط زن و مرد در سواحل شمالي انتقاد کردند. اما کار به دریا محدود نماند:

 استخر شنای ارامنه باشگاه آرارات در ونک - به سبب استفاده مشترک زنان و مردان از سوی کمیته شماره 3 تعطیل شد. همچنین به دستور این کمیته استخرهای هیلتون و شرایتون برای ادامه کار زنانه و مردانه شدند. یکی از مسئولان باشگاه ارامنه (آرارات) در این زمینه روز دوشنبه یازده تیرماه گفت : ساعت 2،5 بعدازظهر در حالی که کودکان مسیحی عضو باشگاه آرارات در حال شنا بودند عده ای مسلح با داشتن نامه ای به مسئولان باشگاه مراجعه کردند و استخر را تعطیل کردند.( 16 تیر 58 شماره 10749صفحه 3)

 کیهان یکشنبه 24 تیر در صفحه 7 خود گزارش مفصلی از زنان تن فروش در محله بدنام قلعه و سوابق زنانی که به اتهام اشاعه فحشا تیرباران شده بودند منتشر و در پائین این گزارش عکسی از ساحل بندر انزلی چاپ کرده که در آن تعداد زیادی زنان چادری نظاره گر شنای مردان لخت در دریا بودند. جالب آنکه در تیتر مطلب آمده بود: زنها، دور از دید مردها به دریا زدند!

واکنشهاي عمومی به زنانه مردانه کردن دریا انتقادی نبود زيرا اغلب مردم با اين كار مخالف نبودند اما در موارد دیگر داستان به این سادگی قابل اجرا نبود. در ستون کیهان و شمای شنبه 29 اردیبهشت آقای رسول قدسی از اصفهان می گوید:

 مدیرکل آموزش و پرورش اصفهان دستور داده کلاسهای زبان انگلیسی آموزشگاههای آزاد به صورت مختلط نباشد. پس دختران باید کجا درس بخوانند؟(29اردیبهشت 58 شماره 10710صفحه 6)

 جدا کردن مدارس و آموزشگاههای کودکان دختر و پسر اگرچه با جنجال همراه شد اما آن هم به اجرا در آمد. در آن زمان اکثر مدارس کشور یا دخترانه بودند یا پسرانه و تعداد مدارس مختلط در تهران از تعداد انگشتان دست فراتر نمی رفت. اما همین مدارس از سوی خانواده‌هائی که زن و شوهر هر دو شاغل بودند به شدت استقبال می شد زیرا به این خانواده ها امکان می‌داد همه فرزندان خود را در یک مدرسه گذاشته و از زحمت بردن و آوردن آنها به چند مدرسه مختلف معاف شوند. نخستین اعتراضها هم از سوی همین والدین انجام شد:

 350 تن از فرهنگیان، پزشکان و مهندسین با ارسال طوماری خطاب به مهندس بازرگان در مورد نارسائیها و تصمیمات عجولانه ای که در آموزش و پرورش گرفته می شود هشدار دادند... مثلا تحصیل مختلط دختر و پسر در دبستانها با توجه به سن آنها که از 12 سال تجاوز نمی کند مشکلی ایجاد نخواهد کرد در صورتیکه جلوگیری از آن مشکلاتی زیادی برای خانواده هائی که فرزند دختر و پسر دارند ایجاد خواهد کرد. (1 مرداد 58 شماره 10764صفحه 9)

 اما این طرح موافقانی هم داشت:

 گروههائی از دانش آموزان دختر جنوب شهر تهران  صبح امروز در اجتماعی در دفتر وزیر آموزش و پرورش خواستار انحلال مدارس مختلط شدند. این گروه که تا ساعت 9،5 صبح تعدادشان به 200 نفر می رسید اکثرشان دانش آموزان دختر نواحی جنوب تهران بودند که با حجاب اسلامی جلوی دفتر وزیر آموزش و پرورش علیه مختلط بودن مدارس شعار می‌دادند و منتظر ملاقات با وزیر آموزش و پرورش بودند. معترضین پلاکاردهائی با مضامین مختلف در دست داشتند: خون شهیدان ما منتظر جواب است مدرسه مختلط بر ضد انقلاب است ... (7 مرداد 58 شماره 10769 صفحه 2)

جالب اینجاست که این دانش‌آموزان معترض خود در مدارس دخترانه درس می خواندند. واکنشهای وزیر آموزش و پرورش مشابه واکنش همیشگی دولت مهندس بازرگان بود. یعنی تاکید بر مهم نبودن مساله همراه با اتخاذ موضعی محافظه کارانه که عملا به نفع انقلابیون تمام می‌شد. این بار هم دکتر علی شکوهی وزیر آموزش و پرورش چنین‌می گوید:

 به طور کلی من اشکالی نمی‌بینم که بچه های زیر 12 سال با هم درس بخوانند. معذالک جدا کردن آنها در شهری که جمعیت انبوهی دارد اشکال نخواهد داشت. چرا این مساله را بزرگ می کنند؟ هم ما نباید اصرار بیجا کنيم هم اولیا دانش آموزان. مثلا یک مدرسه ای هست که 400 محصل دارد یا دو مدرسه هر کدام با 300 شاگرد چه اشکالی دارد دخترها به یک مدرسه بروند و پسرها به مدرسه دیگر؟ (3 مرداد 58 شماره 10766صفحه 2)

 آموزش و پرورش اصلی ترین عرصه حضور زنان در محیط کار بود و به همین دلیل اهمیتی مضاعف در روند اجباری شدن حجاب داشت. کسانی که در آن مقطع در مدارس شاغل بودند به خوبی به یاد دارند که معلمها چقدر نگران اخراج توسط کمیته های پاکسازی بودند. بسیاری از آنها در تعطیلات تابستان 58 اخبار پاکسازی و تصفیه ادارات دولتی را در روزنامه ها خوانده بودند و می دانستند که نگاه انقلابیون به کار زنان نگاه مثبتی نیست. همچنین فشارهای غیر رسمی و محلی (در قالب تمسخر، توهین، تهدید تلفنی، اعتراض دانش آموزان مذهبی و ...) آنها را به شدت ترسانده بود. کیهان نمونه هائی از این فشارهای غیر متمرکز اما فراگیر را در شماره های مختلف خود انعکاس داده است:

 حجت الاسلام خدائی نماینده امام خمینی در مرودشت از دختران دانش آموز و زنان آموزگار این شهر خواست که از اول مهرماه با حجاب به مدارس بروند. وی که در مسجد جامع و در میان هزاران نفر از مردم این شهر سخنرانی می کرد با تاکید برحفظ حجاب زنان را دعوت به رعایت این اصل اسلامی کرد. حجت‌الاسلام خدائی اخطار کرد: اگر دختران دانش آموز از روز اول مهرماه بدون حجاب به مدارس بروند از ورود آنان جلوگیری خواهدشد وی شیوه جلوگیری از ورود زنان و دختران بی‌حجاب را روشن نکرد.(31 شهریور 58 شماره 10812 صفحه 4)

 به دليل همين ترس و از سر احتياط، اغلب معلمان زن روز اول مهر 58 باحجاب سركار خود حاضر شده بودند. آنها ترجیح می‌دادند روسری بر سر کنند اما از کار اخراج نشوند

در سال 58 صفحات روزنامه ها سرشار از اخبار تیرباران و شلاق در ملاعام بود. اما بر خلاف ماههای اول  انقلاب که همه تیرباران شدگان سران و افراد عالیرتبه نظام سابق بودند اکنون زنان تن فروش، دایر کنندگان مراکز فحشا و زنان و مردانی که زنا کرده بودند در مقابل جوخه تیرباران قرار می‌گرفتند. بر اساس اخبار انتشار یافته در کیهان منتشر شده در سال 1358 حدود 600 زن و مرد به اتهام مسائل مربوط به روابط جنسی تیرباران شده‌اند. همچنین روزی نبود که در روزنامه ها خبر شلاق زدن افرادی که مشروبات الکی نوشیده‌اند یا دختر و پسری که با هم رابطه داشته‌اند منتشر نشود. در چنین شرایطی زنان شاغل در ادرات دولتی از جمله معلمان و پرستاران به مرور ترجیح می‌دادند با پوشاندن موی سر خود را از مظان اتهام خارج کننند. آنها قاطعيت و اسلام‌گرائي انقلابيون را جدي گرفته‌بودند. اعمال تفکیک جنسیتی هم حوزه های مختلف را در می نوردید:

 شیراز خبرگزاری پارس - ستاد فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فارس طی نامه ای به سندیکای آرایشگران هشدار داد: چون بر خلاف مبانی اسلام و برخلاف تعهد قبلی در تعدادی از آرایشگاهها مردها آرایش زنان را به عهده گرفته‌اند برای آخرین بار به این گونه آرایشگاهها اخطار می‌شود که فورا دست از اعمال خلاف اسلام برداشته و در غیر این صورت اقدامات مقتضی در مورد آنان اتخاذ خواهد شد. (23 تیر 58 شماره 10756صفحه 2)

  حجاب، راه نجات از اتهام همراهی با حکومت سابق 

 در بررسی روند اجباری شدن حجاب نباید غلبه گفتمان اسلام انقلابی بر دیگر گفتمانهاي موجود در جامعه را فراموش کرد. واقعیت آن است که بسیاری از زنان (به ویژه زنان جوان و تحصیل کرده) به حجاب گرایش پیدا کرده و حجاب را بر اساس انتخاب بر سر کرده بودند. گروه قابل توجهی از این زنان را می‌توان در زنانی که به عضویت سازمان مجاهدین خلق درآمده بودند مشاهده کرد. زنان این سازمان نوع جدیدی از پوشش اسلامی که شامل روپوش تیره رنگ تا سر زانو، شلوار ساده و روسری کلفت و بزرگ را رواج دادند. شاید بتوان گفت کپی رایت پوششی که امروزه به مانتو معروف است در اختیار گروههای مبارز مسلمان قبل از انقلاب و به ویژه سازمان مجاهدین خلق است. این نوع پوشش به سرعت از سوی دیگر گروههای انقلابی مسلمان مورد استقبال قرار گرفت زیرا ضمن پوشیده و شرعی بودن مانع تحرک زنان نمی‌شد. چادر نشانه اسلام سنتی بود و این پوشش جدید نشانه اسلام انقلابی و در سالهای ابتدائی انقلاب غلبه با اسلام انقلابی بود. مهرانگیز کار در کتاب خود اشاره كرده که نخستین یونیفورم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم چنین شکلی داشته است:

 عکسی در روزنامه ها انتشار یافت که یک دختر و پسر جوان طرح یونیفورم جدید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را با علامتی از یک تفنگ آماده شلیک به نمایش می‌گذاشتند. تفنگ آماده بود تا به هر دشمن فرضی شلیک کند. یونیفورم زن پاسدار روپوش و شلواری بود با روسری ضخیم که تا روی قوس ابرو را می پوشاند.(شورش، روایتی زنانه از انقلاب ایران؛ مهرانگیز کار؛ نشر باران؛ سوئد؛ چاپ اول 2006؛ ص195)

تمايل به حجاب گذاشتن در میان دختران جوان واقعیتی غیر قابل انکار بود. کاریزمای رهبری انقلابی امام خمینی، تاثیرات اندیشمندان مذهبی به ویژه دکتر علی شریعتی، تاثیر اتمسفر شورآفرین انقلاب بر الگوهای ذهنی زنان جوان و بالاخره نشانه های سیاسی آرمان‌گرايانه و ایده آلیستی بار شده بر حجاب، همگي در شکل گیری این گرایش به حجاب موثر بودند. به عبارت بهتر حجاب به نشانه‌اي بدل شده بود كه بيانگر تعلق يك زن به گروه زنان انقلابي و آرمانگرا بود.

حزب جمهوری اسلامی به عنوان حزب اصلی نزدیک به امام خمینی و رهبری انقلاب شناخته می شد. این حزب در سال 1358روز ولادت حضرت فاطمه زهرا را به عنوان روز اسلامی زن اعلام کرد که با حمایت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، جامعه زنان انقلاب اسلامی و نهضت آزادی روبرو شد. کیهان چهارشنبه 26 اردیبهشت 58 در صفحه نخست خود آگهی فراخوان راهپیمائی گسترده زنان در این روز را منتشر کرده است. آگهی شامل چهره زنی ملبس به چادر است که فرزندش را در آغوش گرفته و با مشت گره کرده شعار می دهد: ... و این تنها لباس رزمهامانرا عزیز و محترم داریم. در بندهای 9 و 10 قطعنامه همین راهپیمائی چنین گفته می شود:

 9- ما زنان مسلمان پوشش اسلامی را که لبیک به الله و پاسداری از خون شهدای به خون خفته می دانیم و خواستار آنگونه برنامه های ارشادی و انقلابی هستیم تا دیگر خواهران رزمنده و فداکار میهن با آگاهی و انتخاب خویشتن به این پوشش رهائی بخش نائل گردند.

10- ما زنان مسلمان خواستار جلوگیری از وارد شدن و ساخته شدن کالاهای مصرفی زینتی و آرایشی هستیم زیرا اینگونه مصارف مظاهر نظام طاغوتی است و جامعه را از معنویات اسلامی خارج می کند.(29 اردیبهشت 58 شماره 10710صفحه 3)

 به وضوح می توان دریافت که رهبران انقلاب اگرچه حجاب را اختیاری می‌خواندند اما آن را نشانه همراهی با حکومت جدید و بیزاری از حکومت سابق می‌دانستند. این نشانه‌ها برای زنان جوانی که شیفته کاریزمای رهبر انقلاب و شعارهای آرمانگرایانه انقلاب اسلامی شده بودند واجد معنائی ویژه بود. زهرا رهنورد، تنها سخنگوی زن منتسب به حزب جمهوری اسلامی و جریان مورد تائید امام خمینی، نمونه اعلای چنین زنانی بود. او در سالهای دانشجوئی بی‌حجاب بوده و با همان شرایط و در محیط دانشکده هنرهای زیبا با مهندس میرحسین موسوی ازدواج کرده بود. رهنورد در سال اول انقلاب به تئوریسین حضور زن مسلمان در جامعه بدل شد. او در حالیکه عکس با روسری اما بدون چادرش در کنار مقالاتش در کیهان منتشر می‌شد چنین گفته بود:

 ... ای همه رنجبران و محرومان جهان، مستضعفین تاریخ از آغازش تا امروز، و از امروز تا لحظه خجسته قیام مهدی(عج)، حجاب مرا تو ساده و کوچک مپندار، که خود بشارتی و رهنمودی به رهائی و رستگاری توست. اشاره به ایدئولوژی اسلام است که به حق تئوری انقلاب و رهائی مستضعفین خلقهای محروم است. آری هموطن، خواهرم برادرم همه مستضعفین سرزمینم، حجاب مرا ببین و در کنارش عصیان بر ضد نظامهای باطل، بر ضد تمام ارزشهای کثیف، قدرت، ثروت، زیبائی بر ضد تلقیهای غیر انسانی و سودپرستانه و شیء وار از زن ... از انسان، بر ضد ذلت استثمار، قرض، تبلیغات منحط و خواب آور، عصیان بر ضد طبقات ستمگر، برضد قدرتهای حاکمه خونخوار، برضد فرعونها، بر ضد استبداد دینی، بر ضد معیارها، آرمانها و جهان بینیهای صرفا مادی و ماده پرستی ... ( 27 اردیبهشت 58 شماره 10709صفحه 5)

طنز روزگار آنكهدر سال 75  هنگامی که نامزدی مهندس موسوی در انتخابات ریاست جمهوری شایعه شده بود مخالفان او عکسهای بی‌حجاب زهرا رهنورد را با تیراژی وسیع در کشور منتشر کردند تا به او همان حرفی را یادآوری کنند که خود سالها پیش گفته بود: بی حجابی یک انتخاب شرعی و شخصی نیست بلکه نشانه ناهمراهی با آرمانهای انقلاب است.

در سال 58 فرایند تبدیل حجاب از یک نشانه مذهبی به نشانه‌ای سیاسی اجتماعی در جامعه انقلابی ایران را به وضوح می توان مشاهده کرد:

 بازار انواع مختلف چادر و پوششی که امروزه مورد توجه خانمها قرار گرفته است خیلی داغ و تبدار است و آدم هر کناری یک فرم از این پوششها را به چشم می‌بیند. که در حین خوشحالی یک نگرانی هم در انسان به وجود می‌آورد و آن اینکه مبادا این حجابی که یک اسلحه در دستان زنان ما برای مبارزه است تبدیل به یک مد و مد بازی بشود و طراحان غربی زنان را خلع سلاح کنند! (20 آبان 1358، شماره 10853 صفحه 2)

  همین داستان را می توان از زبان شخصيت راوی کتاب شورش، اما از زاویه‌ای دیگر مشاهده کرد:

 عصر روزی که شاه ایران را ترک کرده بود یک طواف گاری به دست، سر کوچه راه را بر من بست و آنچه از عقل رایج بلعیده بود در چهره من بالا آورد. به صورتم تف انداخت و گفت: شاه جاکش‌تون رو بیرون کردیم همین روزا شما جنده‌ها رو هم بیرون میندازیم مرد طواف به آنچه می گفت باور داشت و باور کرده بود که هر زن بی چادر فاحشه است. هنوز جای تف او بر گونه ام می سوزد و این سوزش مدام را نه از آن طواف ساده دل که از خویشتن خویش دارم! (شورش، روایتی زنانه از انقلاب ایران؛ مهرانگیز کار؛ نشر باران؛ سوئد؛ چاپ اول 2006؛ ص 158)

 و باز روایتی دیگر از همین داستان، یعنی نشانه های سیاسی و اجتماعی بار شده بر حجاب اسلامی، اما این بار به نقل از ارگان یک گروه چپ‌گرا:

مگر نه از بدیهیات است که هر وقت تن ها با هم رابطه می گیرند، مغزها از کار می مانند؟ و درست به خاطر همین اثر رابطه تن با تن در متوقف کردن کار مغز و زایل کردن نیروی اراده است که اسلام کم و کیف پوشش را معین می کند.(روزنامه کار 17خرداد 58 شماره 28)

 چه حکایتی بود که مارکسیستها نیز چنین به اثبات فلسفه حجاب اسلامی پرداخته بودند؟ جز غلبه گفتمان اسلام انقلابی بر دیگر گفتمانهای حاشیه ای و بدل شدن حجاب به نشانه فراگیر این گفتمان!

 حجاب اختیاری اجباری!

 مجموعه آنچه گفته شد نشان می دهد که در سال 58 اگرچه حجاب اختیاری بود اما در عمل بی‌حجابی به نشانه ای از همراهی با حکومت سابق یا دست کم ناهمراهی با حکومت فعلی بدل شده بود. عنوانی که در آن ایام حتی صرف اتهامش می توانست فرد را از هستی ساقط کند. حکومت نیز اصراری نداشت که این نشانه را خنثی کند. حتی احساس می شد که انقلابیون بی‌میل نیستند که برخوردهای غیررسمی با زنان بی‌حجاب در جامعه ادامه پیدا کند. به عنوان مثال رادیو و تلویزیون زنان گوینده و مجری را به دلیل آنکه حاضر به روسری بر سر گذاشتن نشدند از کار اخراج و در اقدامی ضربتی تعدادی از دختران محجبه دبیرستانهای تهران را به عنوان گوینده استخدام کرد:

 - خبرنگار کیهان: شما که تحصیل کرده خارج هستید و به نقش زنان در جامعه امروزی آگاه هستید چرا حتی برای اعلام برنامه هم زنان را کنار گذاشته اید؟

- صادق قطب زاده: زنان را کنار نگذاشته ایم اما ترجیح دادیم که گوینده های جدید تربیت کنیم. هم اکنون مسئولان مشغول تعلیم این عده هستند و به زودی این خانمها روی صفحه تلویزیون ظاهر خواهند شد.(30 تیر 58 شماره 10762صفحه 2)

 

 

 اوضاع برای زنان شاغل بی حجاب بدتر بود. آنها نگران پاکسازی بودند و فراموش نکرده بودند که امام خمینی با چه جدیتی خواهان اجباری شدن حجاب در ادارات شده بود و می دانستند براي رهبران انقلاب رعایت حجاب اسلامی به پرستیژ ناشی از حفظ زنان در مشاغل دولتی ارجحیت دارد:

 امام خمینی در دیدار با بانوان اهوازی: دشمنان می خواستند بانوان از بچه هایشان جدا باشند. بانوان را به ادارات بکشند نه برای اینکه ادارات درست بشود بلکه برای اینکه ادارات را فاسد کنند و بچه ها را از دامن مادر جدا کنند. بچه ها که از اول دامن مادر نباشند عقده پیدا می کنند و اکثر مفاسد از این عقده هائی است که بچه ها پیدا می کنند. (12 تیر 58 شماره 10749صفحه 3)

 در این میانه رفتار دولت موقت نیز در نوع خود جالب بود. مهندس بازرگان و لیبرالهای مسلمان حاضر در دولت موقت با اخراج زنان و اجباری کردن حجاب مخالفت جدی نداشتند اگرچه تمایل نداشتند که آنها مجری این سیاستها باشند. البته حساب اسدالله مبشری (وزیر دادگستری ) و احمد صدر حاج سیدجوادی ( وزیر کشور و دادگستری) در این میان جداست. بی هیچ تردید نقش این دو در لغو کلیه حقوق قانونی زنان غیر قابل انکار بود. از نظر نگرش به حقوق زنان این دو شخصیت ملی و مذهبی را تقریبا می توان هم ردیف سنتی ترین گروههای سیاسی در ابتدای انقلاب قرار داد.

 به هر حال دولت موقت در کلام با اجبار حجاب مخالف بود اما در عمل با آن مخالفتی نمی کرد و برخی وزرای این دولت بنا بر سلیقه و اعتقادات خود با زنان برخورد می‌کردند. کار به جائی رسید که سخنگوی دولت ناچار شد در این مورد توضیح دهد:

صادق طباطبائی سخنگوی دولت در گفت و گوئی با خبرنگار خبرگذاری پارس پیرامون شایعات مربوط به حضور و غیاب خانمها در اجتماعات و اجبار آنان به سر کردن چادر و همچنین حضور در ادارات با چادر گفت: از چند روز گذشته تعدادی اتومبیل و وانت‌بار با بلندگو در شهر گردش می کنند و این شایعات را پخش می‌کنند از جمله اینکه می گویند در ماه مبارک رمضان خانمها یا نباید سر کار خود حاضر شوند یا با چادر و حجاب سر کار خود بروند. همچنین گفته می شود که برخی از وزارتخانه ها به کار خانمها خاتمه داده یا به زودی خاتمه خواهند داد و یا در برخی محافل به وسیله اطلاعیه هائی شایع کرده اند که خانمها و نیز آقایان در صورت عدم رعایت مقررات مذهبی مسئول حظ جان خود خواهند بود. ... هیچ بعید نیست که افراد را هم مامور اجیر کرده و مامور سازند که در ایام ماه رمضان به خانمها تعرض روا دارند و یا اعمال خشونت کنند، این وظیفه تک تک ملت افراد است که با این گونه افراد با قاطعیت برخورد کرده و آنها را تحویل نیروی انتظامی دهند. ... سخنگوی دولت در قسمت دیگری از سخنان خود گفت: شایعات مربوط به حذف خانمها از خدمات اداری و یا شرایط و دستورالعمل جدید و یا شرایط جدید برای کار خانمها به هیچ وجه صحت ندارد.(4 مرداد 58، شماره 10767 صفحه 3)

 اما واقعیت را باید در یادداشت کنایه آمیز کیهان جست و جو کرد:

 یک وقت نوشتیم که چادر اسلحه‌ای است در دست زنان مسلمان برای مبارزه با استعمار. دیروز هم دم دانشگاه متوجه شدیم که چادر و روسری یک خاصیت دیگر هم برای غیرمسلمانها دارد و آن هم حفظ آنان از خشم مردم در تظاهرات است. (5 آذر 58، شماره 10866 صفحه 2)

  موضع گیریهای محافظه‌كارانه و سنتي دولت موقت دیری نپائید زیرا عمر این دولت كوتاه بود. فردای تسخیر سفارت آمریکا، مهندس بازرگان و دولت او استعفا داده و امام خمینی شورای انقلاب را مسئول اداره کشور کرد. اگر در حوزه سیاسی، استعفای دولت موقت منجر به یکدست شدن حکومت و تغییر فراوان در سیاستها شد اما برای زنان چیزی تغییر نکرده بود. زیرا نهضت آزادی و نیروهای موسوم به ملی مذهبی در نگاه به زنان تفاوتی با نیروهای حامی امام خمینی نداشتند. ديگر حجاب به انتخاب گریز ناپذیر زنان بدل شده بود.