در عظيم خلوت من               در عظيم خلوت من / هيچ غير از شکوه خلوت نيست ... ـ فريدون ايل بيگی            به سراغ من اگر می آئيد / نرم و آهسته بيائيد / مباد که ترک بردارد / چينی نازک تنهائی من

        m.ilbeigi@yahoo.fr                                                dimanche, 04. novembre 2018 

                              

۱۵ بهمن ۱۳۸۶   Monday, 04 February 2008

جنبش مستقل دانشجویی از انقلاب فرهنگی تا 13 آذر سرخ

علی سالکی

 

حاکمیت ازگذشته تا حال با پیشبرد اهداف و فشارهای خود در درون دانشگاه سعی در مسدود کردن صدای ازادی خواهی و برابری

طلبانه دانشجویان کرده و تلاش نموده دانشگاه و جنبشهای دانشجویی را به جناحین قدرت متصل نماید و در خاموش کردن جنبشهای مستقل دانشجویی تلاشهای بسیاری نموده است .

حاکمیت این روند اعمال فشار را از ابتدای ظهورش تا به حال به اشکال گوناگونی بوجود اورده است. از سالهای اولیه به قدرت رسیدن با به وجود اوردن یک جو کاملا خفقان گونه و وحشتبار سعی در ارعاب دانشجویان و اساتید نمود. وبا یک به ظاهرانقلاب فرهنگی و تصفیه دانشجویان و اساتید مترقی وروشنفکراز دانشگاه، محیط غیر وابسته و مستقل دانشجوی را به محیطی سرد و خاموش و وابسته تبدیل کرد به عبارت دیگر با اعمال این امر فضای سیاسی دانشگاه را به چپاول در آورد و تنها جریان باقی مانده در دانشگاه،(خودی)های حاکمیت بودند.

در ادامه ی این پروسه ی اسلامیزه کردن و خودی نمودن دانشگاه ،از به وجود آمدن هرگونه اتحاد بین دانشجویان برای تشکیل جنبشی مستقل وپیشرو جلوگیری نمود.و دانشگاه را به مسلخ کده ای تبدیل نمود که دانشجو تنها می خواست و می بایست از این مکان خلاصی یابد اما در این حین و در اوایل انقلاب فرهنگی چه فریادهای پر خروشی بودند که توسط حاکمیت خاموش گشتند وباچسباندن جرایم مختلف به دانشجو و اساتید سعی در فشردن حلقوم آزادی خواهی و برابری طلبانه ی ایشان کردند.وچه شایسته و قابل قدردانی بودند کسانی تا فریاد آخر خود ،از پا ننشستند و مطالبات خود را هر چه رساتر بیان نمودند و چهره ی واقعی انقلاب فرهنگی را در آن سالها به صورت واضح و شفاف افشا نمودند البته در این بین نوک تیز پیکان حمله حاکمیت به سمت دانشجویان و اسانید چپ و مترقی بوده و هست.و با هدف گیری خود به سمت ایشان سعی در از میان بردن این جنبش خاموشی ناپذیر نمودند.

همانطور که با گذشت سالها و گذشتن از 18 تیر سال 78 ،جنبش دانشجویی بعد از چندین سال بار دیگر پرخروش ظاهر گشت.در این بین ما شاهد یک پروژه ی کاملا تکراری و شکست خورده از طرف حاکمیت هستیم.چرا که اینان با تفکری عبث که در آن سالها داشتند و پنداشتند که با انقلاب فرهنگی وجلوگیری کردن از ورود دانشجویان وا ساتید آزادی خواه توانستند این پژواک رهایی بخش را ساکت و خفه نمایند حال دوباره پا به عرصه گذاشته و با همان پیش فرض غلط و شکست خورده ،و به اشکال مختلف برای چندمین بار سعی دارند که این جو منفجر شده و معترض را خفه نمایند...اما و صد اما که سخت در اشتباهند

حاکمیت بااعلام برچسبهای ناروایی که دانشجویان به دنبال تشکیل کانونهای انحرافی و فساد سیاسی هستند،میخواهند با این موج وسیع و معترض مقابله کنند.وبا یک انگ سیاسی،دانشجوی مبارز را از صحنه خارج نمایند.

بدنبال دستاوردهای شوم انقلاب فرهنگی که همانا پاکسازی و جارو کردن دانشگاه از دانشجویان و اساتید معترض و غیر خودی است، ودر پی این دستاوردها ودر ادامه ی موج سرکوب و وحشت اقدام به دستگیری شماری از فعالین دانشجویی نمودند.که اکثر این بازدداشت شدگان را دانشجویان چپ رادیکال(آزادی خواه و برابری طلب ایران)تشکیل دادند و با این کار ارادتمندی و خاکساری خود را به درگاه اهداف انقلاب فرهنگی نشان دادند

آنان دانشگاه را به مثابه محل بروز عقلانیت و انسانیت نمیخواهند بپذیرند...بلکه آنجا را محلی برای رژه ی نیروهای نظامی وبسیج تبدیل کرده اند که تا هر وقت موجی از اعتراض در دانشگاه شروع گردید آن را در نطفه خفه کنند و این تحرکات را از پایه و اساس ویران کنند اما ما دانشجویان چپ رادیکال به درستی در روز دانشجو سرخ امسال نشان دادیم که فریادمان ،سکوت ناپذیر است و تاریخ جنبش دانشجویی و آن هم جنبش مستقل و مبارز برای دست یابی به اهداف رادیکال ،در سالهای مختلف همواره نشان داده است که هرگز تا رسیدن به اهداف رادیکال اجتماعی خود که همانا متحد گشتن با دیگر جنبش های اجتماعی از جمله زنان وکارگران برای تشکیل یکانقلاب اجتماعی است،هرگز از مطالبات خود کوتاه نخواهند آمد

حال با یک مقایسه بین سال 58 (با ظهور انقلاب فرهنگی) می خواهیم بدانیم این پروژه ی خالص سازی دانشگاه با خودی های حاکمیت ،تا چه حد باعث فوران و یا افول جنبش مستقل دانشجویی گشته است.

در ابتدای امر،اسلام سیاسی به دست عوامل اعمال این دستور(از جمله بنی صدر و دولت حاکمه) پا چپاول فضای اعتراضی دانشگاههای ایران،و به دنبال اجرای پروژه یی که توسط حکومت دیکتاتوری شاهنشاهی ناتمام مانده بود، وبا همان اهداف به دانشگاههای ایران هجوم آوردندودر چند روز فضایی کاملا متشنج ونظامی را به بار آوردند.و دانشگاه را که تا دیروز شعارها و پراتیک آن در راه آزادی وبرابری بود به سمت ارتجاع و پادگانی شدن کشاندند

در کنار این جریان سرکوبگر جنبشهای اجتماعی ،جریانهایی هم دست به دامان حاکمیت شده و با افشاگری های دروغین و غیر اخلاقی باعث تشدید این موج سرکوب شدند

دانشجویان خط امام(تحکیم وحدت) با توجه به شعار هایی که از آن روزها باقی گذاشته اند باعث جهت دهی این پروژه ی تصفیه گر وسرکوبگربه سمت دانشجویان وفعالین چپ شدند،از این شعارها میتوان این شعار را مثال زد:دانشجوی خط امام افشا کن/خلخالی مومن ما اعدام کن

و این جریان با حفظ اعتبار خود در دل حاکمیت ،به عنوان یکتا جنبش دانشجویی در برابر دیگر جنبشهای مستقل دانشجویی قد علم کرد

وحال با عنوان اینکه چپ های دانشگاه (که بعد از 30 سال دوباره به حرکت در آمده اند) غیر اخلاقی هستند

وتمام مشکلات را این چپها هستند که به وجود آورده اند به طور پنهانی هم دست حاکمیت شده وبرای رسیدن به هدفشان دست به دامن طبقه ی حاکم شده اند

حال وظایف ما در این هنگام بعد از سالها گذشتن از انقلاب فرهنگی ورسیدن به زمان خروش اعتراض جنبش های رهایی بخش به نظر من چنین است:

1. با وجود فضای پلیسی و امنیتی دانشگاه،ما دانشجویان که بر خود نام فعالین چپ دانشجویی می نهیم باید باورهای آزادی خواهانه و برابری طلبانه را با اتحاد بین جنبش دانشجویی و جنبش کارگری و زنان در بین توده ی عظیم مردم پر رنگ نماییم که دچار مشکلات آن سالها نگردیم

2. از فرصتها و حمایتهای پیش آمده که در سطح بین الملل بعد از 13 آذر سرخ امسال و با تلاش بی وقفه فعالین چپ دانشجویی صورت گرفت،حداکثر استفاده را بکنیم،و با در تماس بودن با جنبش های پیشرو و مترقی در سرتاسر جهان به پیشبرد آمال و خواسته های خود خواهیم رسید

3. با تدابیر صحیحی که درجهت یکپارچه نمودن جنبش مستقل دانشجویی انجام میدهیم حرکتهای تبعیض آمیز و تفرقه انداز حاکمیت ،که توسط جریانهای مختلف سر از دانشگاه ها در می آورند را،خنثی می نماییم



جمجمه ای هم در کار است،مغزی درآن

زندانی هم در کار است،انسانی درآن

دستهایی هم درکاراست،شکنجه ای با آن

دهه ی 60 هم درکاراست،خاوران هایی درآن

سکوتی هم درکاراست،شکستی درآن

فریادی هم درکاراست،پیروزی درآن

پرولتاریا هم درکاراست،رهایی برای آنان

صبحی هم درکاراست،سپیدی درآن

ستمی هم درکاراست،آزادی وبرابری راه حل آن



زنده باد آزادی وبرابری